بسم الله
 
EN

بازدیدها: 429

شبيه سازى انسانى از ديدگاه فقه اهل سنت- قسمت اول

  1393/7/28

عالمان اهل سنت با آن که به کارگيرى تکنيک (شبيه سازى) (cloning)2 يا توليد مثل غير جنسى را در عرصه حيوانى مجاز مى دانند, به گونه اى اجماعى هر گونه شبيه سازى در عرصه انسانى را نامشروع و حرام مى شمارند. اين حکم از سوى افراد و کنفرانس هاى علمى بارها تأکيد شده است. براى مثال عبدالعزيز بن باز3 مفتى بزرگ عربستان, دکتر محمد سيد طنطاوى4 شيخ الازهر, دکتر يوسف قرضاوى,5 دکتر فريد نصر واصل6 مفتى مصر, دکتر محمد سليمان الاشقر7 فقيه اردنى, شيخ مختار السلامى8 مفتى جمهورى تونس, دکتر عبدالمعطى بيومى9 استاد عقايد دانشکده اصول دين دانشگاه الازهر و (مجمع البحوث الاسلاميه)10, (شوراى اروپايى افتا و تحقيقات),11 (رابطة العالم الاسلامى)12 و مجمع الفقه الاسلامى13 وابسته به سازمان کنفرانس اسلامى طى سخنان و بيانيه هايى به حرمت اين کار تصريح کرده اند. اين تحريم همه شقوق شبيه سازى انسانى و در هر حالتى را در بر مى گيرد.
مجمع البحوث الاسلاميه14 وابسته به الازهر, و محمد بن صالح العثيمين, از مفتيان بزرگ و عضو (هيئة کبار العلماء) در رياض و رئيس دپارتمان عقايد دانشگاه محمد بن سعود, نه تنها شبيه سازى انسانى را مطلقاً تحريم نمودند, بلکه حتى توصيه کردند که حد محارب بر کسانى که به اين تکنيک دست مى زنند, اجرا شود.15 غالب کسانى که بحث از شبيه سازى انسانى را پيش کشيده اند, از آن به عنوان خطرى جدى و گاه با تعابيرى چون: (جنايت عصر),16 (بدعت عصر)17 و (بمب عصر)18 ياد کرده اند.

1. دلايل حرمت شبيه سازى انسانى

عالمان اهل سنت دلايل مختلفى بر حرمت شبيه سازى انسانى اقامه کرده اند; مانند دلايل کلامى,19 دلايل فقهى, دلايل اخلاقى, دلايل اجتماعى, دلايل روان شناختى و دلايل علمى. در اين جا تنها دلايل فقهى گزارش و بررسى خواهد شد. اين دلايل عبارتند از:
يک. لزوم توليدمثل جنسى;
دو. اختلاط انساب;
سه. ابهام در روابط خويشاوندى;
چهار. نبود پدر در موارد خاص;
پنج. ابهام در نفقه و ارث;
شش. از بين رفتن نهاد ازدواج و نابودى خانواده;
هفت. از بين رفتن مفهوم مادرى;
هشت. امکان شکل گيرى روابط نامشروع;
نُه. ترويج همجنس گرايى;
ده. سوءاستفاده مجرمان.

يک. لزوم توليدمثل جنسى

طبق اين دليل, اسلام از مسلمانان خواسته است تا تنها از طريق آميزش جنسى به زاد و ولد بپردازند. از اين رو, هرگونه تلاشى جهت توليد مثل که در آن اين مکانيزم حذف شود, از نظر اسلام ممنوع است. در سوره اعراف آيه189 با کنايه اى از اين مکانيزم اين گونه سخن رفته است: (فلما تغشاها, حملت حملاً خفيفاً فمرّت به). در آيات ديگر نيز همواره از اين سنت سخن رفته است. در نتيجه مى توان گفت که تنها روش مقبول اسلامى براى توليدمثل, تماس جنسى و آميزشى است که طى آن گامت هاى زن و مرد با يکديگر متحد مى شوند و زايگوت يا تخمک بارور شده را تشکيل مى دهند. اما چون در شبيه سازى انسانى, چنين تماسى وجود ندارد و اساساً اسپرم مرد در آن نقشى ايفا نمى کند, از نظر اسلام حرام است. محمد سيد طنطاوى,20 نورالدين مختار الخادمى21 و رابطة العالم الاسلامى چنين استدلالى را پيش مى کشند. در اين جا غالباً به دو آيه استناد مى شود که بر خلقت انسان از گامت يا سلول جنسى مرد تکيه کرده است: سوره طارق, آيه7 و سوره سجده, آيه 8.22
مجمع الفقه الاسلامى نيز در بيانيه نهايى خود بر مسئله ضرورت التقاى گامت هاى مذکر و مؤنث به عنوان سنت خدا در خلق انسان اين گونه اشاره مى کند:
(معلوم است که سنت خدا در خلق آن است که مخلوق انسانى را از اجتماع دو نطفه که هر يک داراى تعدادى از کروموزم هاست… بيافريند).23

دو. اختلاط انساب

مقاصد پنج گانه کلى شريعت در ميان اهل سنت به ويژه مذهب مالکى جايگاه خاصى دارد و از اين ديدگاه, هدف هر دين الهى, از جمله اسلام, حفظ پنج مقصد اساسى زندگى, يعنى دين, عقل, نفس, مال و نسب است.24 تشريع احکام تکليفى و وضعى نيز در مجموع جهت حفظ اين اهداف صورت گرفته است. تعيين نوع خاصى از ازدواج همراه با شرايطى معين, تحريم زنا و انواعى خاص از نکاح مانند نکاح (استبضاع),25 که در دوره جاهليت مرسوم بود و نيز تعيين عدّه براى زن مطلقه ناشى از اهتمام اسلام به حفظ نسب و پيشگيرى از خلط نسب است.
اما شبيه سازى انسانى, اين هدف اساسى و ضرورى زندگى را از ميان مى برد و موجب خلط نسب مى شود. طنطاوى علت حکم فوق را همين نکته مى داند و مى گويد: (والعلة فى التحريم, اختلاط الانساب.)26 به همين سبب, هنگامى که از او درباره مشروعيت لقاح برون رحمى (IVF) پرسش مى شود, آن را مشروع دانسته, چنين استدلال مى کند:
(الأصل أن اختلاط الأنساب حرام… فالذى يحدّد الحلال والحرام هنا هو ما إذا کانت هذه الوسيلة تؤدى إلى اختلاط الأنساب أم لا).27
و چون شبيه سازى انسانى موجب خلط نسب مى شود, از نظر اسلام حرام است. اگر مسئله امتزاجى را که طنطاوى مى گفت, مستقل در نظر بگيريم, خودش دليلى جداگانه به شمار خواهد رفت; اما اگر آن را مقدمه اين دليل بدانيم, نمى توان آن را دليلى مستقل به شمار آورد. البته اگر آن را مقدمه اين دليل بدانيم, در آن صورت اين دشوارى را خواهيم داشت که منطقاً چه رابطه اى بين خلط نسب و مسئله امتزاج وجود دارد و تعليل نادرست است; زيرا نه امتزاج شرط عدم خلط نسب است و نه عدم امتزاج علت خلط نسب; چون در بسيارى از خلط نسب ها, قطعاً امتزاج مياه نيز وجود دارد; مانند همه يا حداقل عمده خلط نسب هاى سنتى. از اين رو, فرض را بر اين بايد گذاشت که آنها, دو دليل مستقل هستند.
غالب فقهاى اهل سنت بر اين موضع پاى فشرده اند که شبيه سازى انسانى به دليل آن که موجب خلط نسب مى شود, حرام و از نظر اسلام ممنوع است.28 نصر فريد واصل,29 شيخ عبدالقديم زلوم,30 نورالدين مختار الخادمى31 و رابطة العالم الاسلامى يکى از دلايل حرمت شبيه سازى انسانى را همين اشکال مى دانند.32

سه. ابهام در روابط خويشاوندى

در توليدمثل جنسى و سنتى, هيچ ابهامى درباره نسبت افراد با يکديگر وجود ندارد. هنگامى که از طريق آميزش جنسى, نطفه اى منعقد مى شود و در رحم زن شروع به رشد مى کند, رابطه او با پدر خانواده و زنى که او را در رحم خود پرورش مى دهد, معين و معلوم است: يکى پدر او است و ديگرى مادر او. ديگر فرزندان خانواده نيز برادران و خواهران او به شمار مى روند; اما در شبيه سازى انسانى همه اين روابط مبهم مى شود و معلوم نيست که رابطه شخص شبيه سازى شده با زنى که او را در رحم پرورانده است, چيست. اين مسئله اندکى با مسئله قبلى متفاوت است. در مسئله قبل فرض بر اين بود که اساساً خلط نسب ميان افراد حاصل مى شود و چه بسا فرزندانى حرام زاده شکل بگيرند; اما در اين جا بحث درباره نوعى از روابط خويشاوندى است که از نظر حقوقى و فقهى تعريف شده نيستند.
در اين جا برخى از فقها شقوقى را مطرح ساخته اند که بسيار پيچيده است و خودشان از آن به عنوان (فقه افتراضى), و کسانى را که اين گونه مسائل را پيش مى کشند, (ارأيتيون) ناميده اند; يعنى کسانى که کارى به عالم واقع ندارند و تخصص اصلى آنها, طرح سناريوهاى به اصطلاح (نيش غولى) است. يکى از اينان, خالد حتحوت است که در مقاله (الاستنساخ والارأيتيون), به اين مسئله پرداخته و يازده سناريو از اين دست را نقل کرده.33 يکى از اين سناريوها آن است که فرض کنيم در درون خانواده اى دست به شبيه سازى انسانى بزنيم و فرزندى به وجود آيد. اين فرزند, يا متعلق به پدر است يا مادر و نمى تواند همزمان به هر دوى آنان منتسب گردد; زيرا اگر هسته سلول جسمى از پدر و تخمک از آن زن باشد, وى همه خزانه ژنتيکى پدر را به ارث برده و ديگر نسبت ژنتيکى با زنى که او را پرورده است, ندارد. اگر هم هسته سلول و تخمک هر دو از آن زن باشد, فرزند تنها فرزند آن زن خواهد بود و ديگر نمى توان او را به آن مرد ملحق ساخت. اين جاست که برخلاف توليد مثل سنتى, فرزند از نظر ژنتيکى تنها فرزند يک تن است.34 در اين جا مسئله خلط نسب رخ نداده است و مسئله اين نيست که چه کسى پدر آن فرزند است, تا قاعده فراش جارى گردد; بلکه رابطه جديدى شکل گرفته است که فقه براى آن حکمى و تصورى ندارد. به اين ترتيب, در روابط خويشاوندى ابهامى حيرت انگيز رخ مى دهد.
سناريوى ديگر آن است که فرض کنيم با هسته سلول جسمى مردى, زن او را باردار نموديم و اين کار در چارچوب زوجيت انجام شد. فرزندى که به دنيا خواهد آمد, پسر است. در سناريوى اول گفته مى شود که اين فرزند تنها به پدر خود ملحق مى شود; اما در اين جا حتى اين مسئله محل ترديد قرار مى گيرد; چون جاى اين پرسش است که شخص شبيه سازى شده, چه نسبتى با کسى دارد که هسته سلول از او گرفته شده است: آيا فرزند اوست يا برادر او؟ و متقابلاً مى توان پرسيد: (پدر شخص شبيه سازى شده کيست؟ کسى که از او هسته گرفته شده است؟ يا پدر دهنده هسته و در نتيجه اين دو برادر خواهند بود؟)35 دکتر توفيق علوان نيز با بيان ديدگاه علمى خود در اين مسئله از فقها مى خواهد تا اين مسئله را از منظر شرعى حل کنند.36 همين سناريو و پرسش درباره فرزند دختر صادق است: آيا دخترى که به دنيا مى آيد, دختر زن دهنده تخمک است؟ يا دختر مادر آن زن و در نتيجه خواهر او؟
اين پرسش درباره نسبت ميان اشخاص شبيه سازى شده در يک خانواده نيز پيش کشيده مى شود. طبق يکى از اين سناريوها: (زنى نه ماه جنينى را که به هيچ وجه با او نسبتى ندارد, بلکه از هسته سلول شوهر خويش است, در رحم خود پرورش مى دهد و بعدها مى خواهد که خود جنينى از هسته سلول خود داشته باشد. پس از مدتى مادر داراى دو فرزند, دخترى و پسرى, مى شود که يکى نسخه شبيه سازى شده پدر است و ديگرى به مادر تعلق دارد. در اين جا اين دو با هم هيچ نسبتى ندارند و نمى توان آن دو را محرم يکديگر ناميد. حال آيا اين دو مى توانند با هم ازدواج کنند؟)37
اين قبيل سناريوها در آثارى که به اين مناسبت نوشته شده, فراوان است. اين مسئله هنگامى پيچيده تر مى شود که پاى زن ديگرى به ميان کشيده شود; يعنى يکى دهنده تخمک و ديگرى کسى است که تخمک بارور شده را در رحم خود پرورش مى دهد. در آن صورت بايد روشن ساخت که مادر حقيقى کيست؟38 در اين حالت برخى دو گزينه را پيشنهاد مى کنند و برخى از سه مادر احتمالى نام مى برند.39 برخى در اين زمينه تا جايى پيش مى روند که مدعى مى شوند: (هرج و مرج به جايى مى رسد که فرزند پدر خود را پرورش مى دهد و دختر صورت شبيه سازى شده مادرش را).40 به همين دليل, شبيه سازى انسانى را عملى ويرانگر همه نهادهاى مدنى و اجتماعى و از بين برنده مقاصد شريعت دانسته اند.41
قرضاوى نيز در باب رابطه ميان شخص اصلى و کسى که از او شبيه سازى صورت گرفته است, اين پرسش حيرت آور را مطرح مى کند که: (آيا همان شخص است, به اين اعتبار که نسخه مشابه او است؟ يا پدر او است؟ يا برادر دوقلوى او؟)42
نورالدين مختار الخادمى نيز اين فرض يا پرسش را پيش مى کشد که اگر کسى هسته سلول شوهر خود را در رحم خودش بپروراند و جنين مذکر باشد, در اين صورت برادر شوهر او است؟ يا شوهرش, اما نسخه بدل او و يا فرزندش است؟43 همو باز مى پرسد که اگر دخترى که شيفته پدرش است, هسته سلول او را در رحم خود بکارد و طفل به دنيا آيد, اين طفل پدر او خواهد بود؟ يا برادر يا فرزندش؟44
رياض احمد با توجه به ابهامات فوق هرگونه شبيه سازى انسانى حتى در دايره زوجيت را حرام دانسته, نظر خود را اين گونه بيان مى دارد:
(شبيه سازى چهار حالت دارد که همه آنها حرام است… چهارمين حالت آن است که تخمک از همسر و هسته از شوهرش باشد. اين نيز حرام است; زيرا خلاف شيوه هاى رايج باردارى و زاد و ولد است, و ضرورتى براى اين کار نيست, و کسى که زاده مى شود, برادر زوج به شمار خواهد رفت, نه فرزند او. بنابراين همه صور شبيه سازى حرام است).45

چهار. نبود پدر در موارد خاص

در توليد مثل جنسى, همواره دو نفر در ايجاد جنين نقش دارند; اما شبيه سازى انسانى به لحاظ نظرى اين امکان را فراهم مى سازد که بتوان بدون وجود پدر شخصى را شبيه سازى کرد. براى اين کار, کافى است که ما يک تخمک و يک هسته سالم سلول در اختيار داشته باشيم و اين دو ممکن است از يک تن باشد; يعنى مى توان هسته سلول جسمى زنى را در تخمک بى هسته او وارد ساخت و آن را در رحم همان زن کاشت. اين جاست که ما از پدر بى نياز مى شويم و مى توانيم اشخاصى بى پدر ايجاد کنيم. از سوى ديگر, لازمه حمايت از نسب به عنوان يکى از مقاصد شريعت اسلامى داشتن پدر براى تمام اشخاص است. به همين سبب, شبيه سازى انسانى ناقض يکى از اهداف شارع است. از اين رو, بايد شبيه سازى انسانى را از نظر فقهى حرام دانست. شيخ عبدالقديم زلوم يکى از دلايل مخالفت خود را با شبيه سازى انسانى, همين مسئله مى داند و آن را ناقض مقاصد شريعت مى شمارد.46

پنج. ابهام در نفقه و ارث

از نظر برخى از عالمان اهل سنت, شبيه سازى انسانى موجب مخدوش شدن يکى از احکام فقه مانند نفقه و ارث مى شود;زيرا پيامد منطقى ابهام در روابط خانوادگى آن است که در اين صورت فقيه نمى داند چه کسى از چه کسى ارث مى برد و چه کسانى مشمول نفقه اند. براى مثال, آيا دخترى که از هسته سلول جسمى مادر خود شبيه سازى شده است, از شوهر آن زن ارث خواهد برد; هرچند به لحاظ ژنتيکى فرزند او به شمار نخواهد رفت؟ و آيا اين کار خلاف يکى از مقاصد پنج گانه شريعت يعنى حفظ مال نخواهد بود؟ سليمان الاشقر,47 عبدالقديم زلوم,48 دکتر عمر الالفى مفاسدى49 و عبد الهادى مصباح50 از اين منظر به نقد شبيه سازى انسانى پرداخته و آن را حرام دانسته اند.

شش. از بين رفتن نهاد ازدواج و نابودى خانواده

افزون بر مشکلات فوق, شبيه سازى انسانى در درازمدت به نابودى نهاد خانواده و از بين رفتن اصل ازدواج مى انجامد; نهادى که همواره مورد تأکيد شارع و اساسى ترين نهاد اجتماعى است. اگر هرکس بتواند به سادگى انسانى را شبيه سازى کند و براى اين کار نيازى به ازدواج نداشته باشد, چه ضرورتى براى تن دادن به ازدواج و تحمل مشکلات آن وجود دارد؟ به همين دليل, قرضاوى شبيه سازى انسانى را مخالف سنت ازدواج مى شمارد51 و دبيرکل رابطة العالم الاسلامى, آن را به دليل آن که مايه (نابودى خانواده که اساس اجتماع است) دانسته, تحريم مى کند.52 جمال نادر,53 عبدالمعز خطاب,54 دکتر عبدالجبار ديه55 و رياض احمد نيز اين گونه استدلال مى کنند.56

هفت. از بين رفتن مفهوم مادرى

بر اثر رواج شبيه سازى انسانى, نه تنها نهاد ازدواج متلاشى خواهد شد, بلکه حتى مفهوم مادرى همراه با معانى عاطفى آن از ميان مى رود و رابطه فرزند و مادر رابطه ميان دو شىء, نه دو انسان مى گردد. از نظر رياض احمد, اين کار به مسخ غريزه مادرى مى انجامد; زيرا رحم را به تنها ابزارى براى حفظ جنين تبديل مى کند.57
ديگرى نيز, چهارمين زيان اين تکنولوژى را آن مى داند که مفهوم خانواده به طور کلى و به خصوص مفهوم مادرى را, ملغا مى سازد; زيرا اگر از اين راه انسان بتواند افراد دلخواه خود را به دست آورد, ديگر کسى نيازى به خانواده نخواهد داشت. مادرى که براى زايمان و پرورش جنين خود زحمت نکشد, حس مادرى نخواهد داشت.58 تأکيد بر اين جنبه, هنگامى جدى تر مى شود که مسئله شبيه سازى انسانى با مسئله رحم اجاره اى يا مادر جايگزين (surrogate mother) پيوند بخورد. در مواردى مادر اصلى که دارنده تخمک است, به دلايلى نمى تواند تخمک بارورشده را در رحم خود پرورش دهد. از اين رو, آن را در رحم زن ديگرى جاى مى دهند تا نقش مادر ميانجى را بازى کند. اين کار به مورد شبيه سازى انسانى اختصاص ندارد; بلکه در نابارورى هاى معمولى نيز مى توان از آن استفاده کرد. اما فراهم شدن اين مکان خود موجب شده است تا به شبيه سازى انسانى حمله ديگرى شود و اين کار را مايه از ميان رفتن مفاهيم اساسى و سنتى مادرى بدانند. از نظر قرضاوى: (اين از بدعت هايى است که تمدن غرب معاصر آن را ايجاد کرده است. بدين ترتيب, غربيان با معناى زيبا و شريف مادرى بازى کرده و آن را فاسد ساخته اند).59 در چنين فضايى است که: (مادرى به معناى قرآنى آن) از ميان خواهد رفت.60

هشت. امکان شکل گيرى روابط نامشروع

طبق اين استدلال, هنگامى که اساس خانواده متلاشى شد و هرکس توانست آن گونه که مى خواهد شخص مورد نظر خود را شبيه سازى کند, امکان رواج انواع روابط جنسى نامشروع حتى ميان اعضاى خانواده و محارم پيش خواهد آمد.61

نُه. گسترش و ترويج همجنس گرايى

بر اساس اين استدلال علت عمده تمايل مردم به ازدواج, علاقه و نياز به توليدمثل است. حال اگر اين امکان وجود فراهم شود که کسى بتواند بدون ازدواج به خواسته خود برسد, عملاً از آن رويگردان مى شود. اين مسئله به ويژه براى همجنس گرايان خيلى جدى است; چون از سويى خواستار فرزند هستند و از سوى ديگر نمى خواهند به ازدواج متعارف با ناهمجنس تن دردهند. اين جاست که يا بايد دست از انحرافات جنسى خود بکشند و يا آن که غريزه فرزند خواهى خود را سرکوب کنند. اما شبيه سازى انسانى اين مشکل را براى آنان حل مى کند; زيرا به گفته قرضاوى : ( شبيه سازى بر اساس اکتفا به يک جنس و بى نيازى از جنس ديگر استوار است; تا آن جا که يکى از زنان آمريکايى گفت: به زودى اين سياره تنها از آنِ زنان خواهد بود).62 از اين رو, اين کار مى تواند موجب گسترش و ترويج انحرافات جنسى از قبيل همجنس گرايى شود. از اين منظر شبيه سازى انسان موجب تعميق پديده انحراف جنسى ميان مردم مى شود.63
دکتر عمر الالفى, بر اين باور است که شبيه سازى انسانى به توليد مثل ميان افراد همجنس (intra-sex) فرصت تحقق خواهد داد; به اين صورت که يکى دهنده تخمک است و ديگرى دهنده هسته سلول جسمى.64
کارم سيدغنيم نيز بر اين مسئله تأکيد مى کند که اين کار موجب مى شود تا افراد همجنس به يکديگر اکتفا کنند و از ناهمجنس بى نياز شوند. وى براى تأييد سخن خود به خشنودى برخى از فمنيست ها در بخشى از نقاط عالم اشاره مى کند که از اين تکنولوژى استقبال کردند و گفتند که: (به زودى سياره ما, سياره زنان65 خواهد شد).66 عبدالهادى مصباح نيز بر نقش شبيه سازى انسانى در تحقق خواسته هاى همجنس گرايان تأکيد نموده, بر اين باور است که زن و مرد همجنس باز از ازدواج بى نياز شده, مى توانند به دلخواه از اين طريق توليدمثل کنند.67
اين مسئله در حد يک احتمال صرف باقى نمى ماند و برخى مى کوشند تا حکم فقهى شبيه سازى انسانى ميان دو زن را روشن کنند. محمد رأفت عثمان, عالم الازهر و رئيس دانشکده شريعت و حقوق دانشگاه الازهر, نخستين صورت از صور منطقى و محتمل شبيه سازى انسانى را به اين شکل طرح و حکم آن را بيان مى کند. در اين صورت, هسته سلول يک زن در تخمک زن ديگرى ادغام مى شود. از نظر او اين کار قطعاً حرام است و اين حرمت از طريق قياس اولويت اثبات مى شود; زيرا طبق ادله اصولى و فقهى و نصوص موجود, استمتاع دو همجنس از يکديگر, يعنى مساحقه يا لواط, حرام است. پس انجاب و توليدمثل به طريق اولى حرام خواهد بود. همچنين طبق قاعده سد ذرائع, مى توان به حرمت شبيه سازى انسانى ميان دو زن حکم کرد; زيرا اگر اين کار ميان زنان رواج يابد, رنج و زيان هاى متعدد روحى و اجتماعى متوجه فرزند خواهد شد.68 محمد محروس, مفتى حنفى نيز در پاسخ به پرسشى در همين زمينه چنين پاسخ مى دهد: (در صورت دوران امر ميان دو زن, نه يک زن به تنهايى, يا مرد به تنهايى69 يا مرد و زن متزوج, اين کار را مجاز نمى دانم و آن را به سحاق و لواط شبيه تر مى دانم).70

ده. سوء استفاده مجرمان

طبق تصور غالب در ميان مخالفان شبيه سازى انسانى, اين تکنولوژى مى تواند ده ها و صدها فرد همانند را بى هيچ امکان تفاوت و تمايزى پديد آورد و در نتيجه کاربست اين تکنولوژى, توليد انسان مانند توليد (بسته هاى شکلات)71 و پرورش (جوجه هاى ماشينى)72 مى شود.
اگر اين برداشت صحيح باشد, آن گاه دشوارى هاى فراوانى براى بازشناسى افراد از يکديگر پديدار مى شود. هنگامى که پدرى در تشخيص فرزندان دوقلوى خود دچار مشکل مى شود, بازشناسى صدها تن که در تمام ويژگى ها کاملاً شبيه يکديگر باشند, نه تنها دشوار است, چه بسا محال باشد. کافى است تا هزاران نوشابه از يک مارک و با يک رنگ و اندازه را تصور کنيم و سپس در ذهن خود به جاى نوشابه, انسان هاى شبيه سازى شده را بگذاريم. اين جاست که به گفته قرضاوى, معلم چگونه مى تواند دانش آموزان شبيه سازى خود را از يکديگر بازشناسد.73 همو بر اين باور است که شبيه سازى انسانى اين امکان را براى ما فراهم مى آورد تا از يک شخص: (ده ها يا صدها شخص را بدون نياز به والدين, ازدواج و خانواده پديد آوريم; تنها يک مذکر يا مؤنث ما را از جنس ديگر بى نياز مى سازد).74
عبدالمعز خطاب نيز اين گونه استدلال مى کند.75 از ديدگاه او ممکن است فرد شبيه سازى شده در جرايم خطير به کار گرفته شود و چه بسا با زن اصل خود همبستر گردد.76 برخى از کارشناسان مسائل حقوقى و کيفرى در جهان عرب مانند عصام رمضان,77 دکتر مُزهِر جعفر عبيد جاسم78 و عبدالوهاب خليل,79 رئيس تحقيقات پليس جيزه در مصر, به اين مسئله پرداخته و آن را از اين منظر نقد کرده اند. کسانى مانند کارم السيد غنيم,80 عبدالمحسن الترکى81 دبير کل رابطة العالم الاسلامى, و شيخ محمد مختار الاسلامى مفتى تونس,82 از اين امکان به حرمت شبيه سازى انسانى حکم کرده اند.

-----------------
2. براى آشنايى با مفهوم, فرايند و تاريخچه شبيه سازى ر.ک: شبيه سازى انسانى از ديدگاه شيعه: بررسى چهار ديدگاه, سيد حسن اسلامى, در فصلنامه (فقه: کاوشى نو در فقه اسلامى), شماره44, تابستان 1384/3ـ7.
3. الاستنساخ فى ميزان الاسلام, رياض احمد عوده الله, اردن, عمان, دار اسامه, 2003/164 و الاستنساخ بين العلم و الدين, عبدالهادى مصباح, قاهره, الدار المصرية اللبنانيه, 2002/49.
4. الاستنساخ بين العلم و الدين, عبدالهادى مصباح/49.
5. الاستنساخ البشرى و تداعياته, يوسف القرضاوى; استنساخ البشر و رأى القرضاوى فيه, الاستنساخ بين العلم والدين و قضايا فقهية معاصرة, عبدالحق حميش, الشارقه, جامعة الشارقه, 2004/222.
6. الاستنساخ والايجاب بين تجريب العلماء و تشريع السماء, کارم السيد غنيم, قاهره, دارالفکر العربى, 1998/153; الاستنساخ البشرى بدعة العصر: فى ضوء الأصول والقواعد والمقاصد الشرعيه, نورالدين مختار الخادمى, بيروت, دار وحى القلم, 1425/136; الاستنساخ فى ميزان الاسلام, رياض احمد عودةالله, عمان, دار اسامه, 2003/114; السفير, 17/3/1997; الشراع, 31/3/1997; نگاهى به جدال هاى طرح شده بين علماى دين در خصوص آخرين دستاورد علم ژنتيک: استنساخ, تهيه شده در رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در بيروت, 23/2/1376, ص9; نشريه الکترونيکى الخليج: alkaleej.ae; و اين مقاله مفصل نصر فريد که در سمينار مغرب ارائه شده است: الاستنساخ البشرى و احکامه, الطبية والعلمية فى الشريعة الاسلاميه, نصر فريد محمد واصل, در (رؤية اسلامية لبعض المشکلات الطبية المعاصره: ثبت کامل لاعمال ندوة رؤية اسلاميه لبعض المشکلات الطبية المعاصرة المنعقدة فى الدار البيضاء به تاريخ 8 ـ11 صفر 1418), الجزء الثانى: الاستنساخ, إشراف و تقديم دکتور عبدالرحمن عبدالله العوضى, کويت, المنظمة الاسلامية للعلوم الطبيه, 1999/413ـ 465.
7. ابحاث اجتهادية فى الفقه الطبى, محمد سليمان اشقر, بيروت, مؤسسة الرساله, 2001/38.
8. الاستنساخ, محمد مختار السلامى, در رؤيه اسلاميه/385ـ410.
9. الاستنساخ: حقائق علمية و فتاوى شرعية, جمال نادر, عمان, دار الاسراء, 2001/14.
10. خبر اين تحريم در اين پايگاه ها موجود است: پايگاه عربى نداء الايمان با آدرس: al-eman.com به تاريخ 29/12/2002, و پايگاه عربى الخليج با آدرس gulfpark.com به تاريخ 16/10/2002.
11. متن پرسش و پاسخى که در اين باره صورت گرفته است, در سايت شورا وجود دارد. ر.ک: ecfrog به تاريخ 22/10/2004.
12. رسالة من رابطة العالم الاسلامى فى مکة المکرمه بشأن عمليات الاستنساخ البشرى, 5/2/2003, موجود در پايگاه اسلام اون لاين به آدرس: islamonline.net.
13. مجلة مجمع الفقه الاسلامى, الدورة العاشرة, العدد العاشر, الجزء الثالث, المملکة العربية السعودية, 1418/421.
14. الاستنساخ البشرى مرفوض دينياً و اخلاقياً و ضد الفطرة الانسانية, در هفته نامه العالم الاسلامى, شماره 1777, 14/10/1423 موجود در پايگاه اينترنتى:
muslimworldleage.org.
15. الاستنساخ فى ميزان الاسلام/166 و الديار, 14/3/1997.
16. الاستنساخ جريمة العصر, محمد نبيل النشوانى, دمشق, دارالقلم, 1426.
17. الاستنساخ البشرى بدعة العصر: فى ضوء الاصول والقواعد والمقاصد الشرعيه (بحث محکَم من قبل مرکز البحوث والدراسات الاسلاميه), نورالدين مختار الخادمى, بيروت, دار وحى القلم, 1425.
18. الاستنساخ قنبلة العصر, صبرى الدمرداش, الرياض, مکتبة العبيکان, 1997.
19. براى آشنايى با اين نوع دلايل ر.ک: شبيه سازى انسانى از ديدگاه کلامى اهل سنت, سيد حسن اسلامى, فصلنامه علمى ـ پژوهشى انجمن معارف اسلامى, شماره2, بهار 1384/83 ـ116.
20. الاستنساخ بين العلم والدين/49; الاستنساخ البشرى فى ميزان الاسلام/161.
21. الاستنساخ البشرى بدعة العصر/20.
22. رسالة من رابطة العالم الاسلامى.
23. مجلة مجمع الفقه الاسلامى/419.
24. اهداف دين از ديدگاه شاطبى, احمد ريسونى, ترجمه سيد حسن اسلامى و سيد محمدعلى ابهرى, قم, مرکز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى, 1376/28.
25. نام نکاحى در جاهليت است که طى آن زن شوهردار, پس از پاک شدن از عادت ماهانه به خواسته شوهرش خود را در اختيار مرد خوش تخمه و والا تبارى قرار مى داد تا از او باردار شود و به اين ترتيب فرزند نجيب زاده اى بياورد. اين فرزند بعدها ملحق به همين شوهر, نه پدر واقعى اش مى شد. اسلام اين نکاح را تحريم کرد.
26. الاستنساخ فى ميزان الاسلام/161.
27. الاستنساخ بين العلم والدين/49.
28. الاستنساخ فى ميزان الاسلام/189.
29. الاستنساخ و انجاب/153.
30. الاستنساخ فى ميزان الاسلام/162.
31. الاستنساخ البشرى بدعة العصر / 64 ـ 65 .
32. رسالة من رابطة العالم الاسلامى.
33. الاستنساخ والارأيتيون, خالد حتحوت, در مجله الفرقان, کشور مغرب, شماره40, 1998/21ـ23.
34. همان/22.
35. الهندسة الوراثية والاستنساخ البشرى فى القرآن الکريم, عبدالستار الحاج اسمير الرجبو, موصل, الانتصار, 2000/60.
36. الاستنساخ البشرى بين القرآن والعلم الحديث/41.
37. الاستنساخ بين العلم والدين/42.
38. الاستنساخ البشرى بدعة العصر/72.
39. ابحاث اجتهاديه فى الفقه الطبى/39.
40. الاستنساخ فى ميزان الاسلام/130.
41. الاستنساخ البشرى بدعة العصر/69.
42. الاستنساخ البشرى و تداعياته.
43. الاستنساخ البشرى بدعة العصر/77.
44. همان/78.
45. الاستنساخ فى ميزان الاسلام/205.
46. همان/162.
47. ابحاث اجتهادية فى الفقه الطبى/32.
48. الاستنساخ فى ميزان الاسلام/162.
49. الاستنساخ البشرى: الجوانب العلميه للموضوع و آفاقه, دکتر عمر الالفى, در رؤية اسلاميه/125.
50. الاستنساخ بين العلم والدين/42.
51. الاستنساخ البشرى و تداعياته.
52. رسالة من رابطة العالم الاسلامى.
53. الاستنساخ: حقائق علمية وفتاوى شرعية/11.
54. الاستنساخ البشرى هل هو ضد المشيئة الالهيه عبدالمعز خطاب, قاهره, الدار الذهبيه, [1997؟], ص73.
55. الاستنساخ فى ميزان الاسلام/97.
56. همان/98.
57. همان/136.
58. الاستنساخ البشرى قنبلة العصر/4ـ113.
59. الأم البديله (او الرحم المستأجر) عارف على عارف, اسلامية المعرفه, سال پنجم, شماره نوزده, زمستان سال1420/106.
60. الاستنساخ البشرى قنبلة العصر/144.
61. استنساخ البشر على مائدة الحوار, هانى, در مجله نورالاسلام, وابسته به الازهر, شماره1,ربيع الاول 1418, قابل دسترسى در سايت: mideastnent.com به تاريخ 28/9/2003.
62. الاستنساخ البشرى و تداعياته.
63. الاستنساخ البشرى بدعة العصر/80.
64. الاستنساخ البشرى: الجوانب العلمية للموضوع و آفاقه, عمر الالفى, در رؤية اسلاميه/124.
65. احتمالاً اشاره به رمان هاى تخيلى از قبيل (جهان بدون مردان) (world without men) نوشته چارلز اِريک در سال 1958 و رمان (سياره باکرگان) (virgin planet) نوشته پل اندرسون است.
66. الاستنساخ والانجاب/141.
67. الاستنساخ بين العلم والدين/41.
68. فتاوى فقهيه حول المستجدات العلميه, قابل دسترسى در پايگاه اسلام اونلاين, به آدرس: al-islamonline.net به تاريخ 24/7/2000.
69. وى شبيه سازى مردى از خودش بى دخالت بيگانه را مجاز مى داند; هرچند تصور اين شق از نظر علمى دشوار است.
70. عمليات اطفال الانابيب و الاستنساخ البشرى فى منظور الشريعة الاسلاميه, منذر طيب برزنجى و شاکر غنى العادلى, بيروت, مؤسسة الرساله, 1423/179.
71. الاستنساخ فى ميزان الاسلام/118.
72. الاستنساخ البشرى هل هو ضد المشيئة الالهيه/84.
73. الاستنساخ البشرى و تداعياته.
74. همان.
75. الاستنساخ البشرى هل هو ضد المشيئة الالهيه/44.
76. همان/77.
77. استنساخ البشر على مائدة الحوار.
78. محاضرة حول مشکلات الاستنساخ البشرى بأکاديميه السلطان قابوس لعلوم الشرطة, قابل دسترسى در: rop.gov.om به تاريخ 6/2/2003.
79. الاستنساخ: حقائق علمية و فتاوى شرعيه/13.
80. الاستنساخ و الانجاب/139.
81. رساله من رابطة العالم الاسلامى.
82. الاستنساخ, در رؤية اسلاميه/407.




نويسنده: دکتر سيد حسن اسلامى- عضو هيئت علمى مرکز مطالعات اديان و مذاهب




مشاوره حقوقی رایگان