بسم الله
 
EN

بازدیدها: 588

جزوه متون حقوقي انگليسي- قسمت دوم

  1393/5/9
خلاصه: درس پنجم تا دهم
قسمت قبلي

درس شش        Lesson Six

بررسي كلمه

1. انگليسي آمريكايي  (Anglo-American): مربوط به انگلستان و آمريكا؛ حقوق عرفي
الف. ديدگاه انگليسي آمريكايي در آموزش‌هاي حقوقي اين است كه حقوق عموما در سطح تحصيلات تكميلي مطالعه شود.
ب. بسياري از نظام‌هاي حقوقي غيرغربي، به شدت تحت تاثير رويه‌ي قضايي انگليسي آمريكايي است.
ج. سنت حقوقي حقوق عرفي، مدتها بر اين اعتقاد بود كه قراردادها مخلوق اجراي توافق متقابل است.

2. تدوين (codification): فرايند خودكار گردآوري و تنظيم قوانين و مقررات ناظر بر يك موضوع حقوقي خاص
الف. پس از اواسط قرن نوزدهم، كشورها حقوق موجود را به شكلي منسجم كه تدوين ناميده مي‌شد، تنظيم كردند.
ب. معروفيت ژوستينين  امروزه عمدتا بخاطر تدوين حقوق است.
ج. هنري ماين مسئول تدوين حقوق هندوستان بود.

3. تجاري (commercial): مربوط به تجارت
الف. ايران با استراليا روابط تجاري برقرار كرد.
ب. كشور نياز به توسعه‌ي روابط تجاري خود با دولتهاي همسايه  دارد.
ج. وكلا بايد شناخت خوبي از مباني حقوق تجارت داشته باشند.

4. عرفي (customary): مبتني بر عرف؛ معمول؛ عادي
الف. عرف بر اين است كه زنان از مردان جدا بنشينند.
ب. حقوق بين‌الملل عرفي بر دولتها تعهدات حقوق بشري تحميل مي‌كند.
ج. زناني كه مشمول حقوق عرفي هستند، همچنان اهليت حقوقي كامل نداشته و بعنوان صغير با آنها رفتار مي‌شود.

5. ارباب رعيتي، زمين‌سالاري (feudal): مربوط به شيوه‌اي از زندگي كه در آن مردم عادي در زمين اشراف زندگي و از آن استفاده مي‌كردند و در عوض به وي خدمات نظامي و ساير خدمات ارايه مي‌كردند.
الف. شيوه‌ي رفتار صاحبان املاك با مستاجران خود، شبيه فئودال است.
ب. نظام فئودالي به تدريج {باعث} توقف كار شد.
ج. حقوق مالكيت فئودالي، با ناديده گرفتن استقلال اشخاص، آنها را فاقد اختيار و وابسته ساخت.

6. حقوق بين‌الملل (international law): حقوق ناظر بر روابط دولتها با يكديگر
الف. حقوق بين‌الملل ممكن است بوسيله‌ي معاهدات ايجاد شود.
ب. حقوق بين‌الملل، حقوق فيمابين دولتهاي داراي حاكميت است.
ج. كشورها، تابعان اصلي حقوق بين‌الملل هستند.

7. حقوق داخلي (municipal law): حقوق ملي؛ حقوق داخلي
الف. حقوق داخلي از حقوق بين‌الملل متمايز است.
ب. كنوانسيون‌هاي بين‌المللي ممكن است بعنوان ابزار گريز از اجراي قوانين داخلي تلقي شوند.
ج. اغلب شروط مربوط به انتخاب قانون حاكم، به بخشي از حقوق داخلي بعنوان حقوق مناسب قرارداد اشاره دارد. 

8. جامع، فراگير (pervasive): حاضر، مشهود يا محسوس در هر جا؛ گسترده
الف. فعاليت‌ها و نفوذ او همه جا گسترده است.
ب. حقوق رم تاثير قوي و گسترده بر توسعه‌ي حقوق مدني معاصر داشته است.
ج. حقوق اسلام تاثير قوي و گسترده‌اي بر حقوق كنوني ايران دارد.

9. حقوق خصوصي (private law): بخشي از حقوق كه به جنبه‌هايي از روابط بين اشخاص مي‌پردازد بدون اينكه ارتباط مستقيم به دولتها داشته باشد.
الف. حقوق خانواده، بخشي از حقوق خصوصي است.
ب. در انگلستان، هيچ تمايزي بين حقوق عمومي و حقوق خصوصي وجود ندارد.
ج. حقوق خصوصي معاصر، كمتر به طبقه‌ي {اجتماعي} اشخاص پرداخته است.

10. حقوق عمومي (public law): بخشي از حقوق كه به قانون اساسي و اشتغالات نهادهاي حكومتي و ارتباط بين اشخاص با دولت مي‌پردازد.
الف. حقوق عمومي، بر ارتباط بين دولت و قوه‌ي مجريه در اعمال اقتدار حكومتي آن {قوه} ناظر است.
ب. حقوق ماليه، در قلمرو حقوق عمومي قرار مي‌گيرد.
ج. حقوق جزا، بخشي از حقوق عمومي است.

حقوق مدني                            Civil Law

حقوق مدني كه حقوق رومن‌ژرمن نيز ناميده مي‌شود، حقوق قاره‌ي اروپاست كه مبتني بر آميزه‌اي از حقوق رومن، ژرمن، فئودالي، بازرگاني و حقوق عرفي مي‌باشد. حقوق مدني اروپا بطور گسترده‌اي در بسياري از كشورهاي آمريكاي لاتين و بخش‌هايي از آسيا و آفريقا پذيرفته شده و بايد از حقوق عرفي {رايج} در كشورهاي انگليسي‌آمريكايي متمايز شود.
در مقايسه‌ي حقوق مدني با حقوق عرفي، معمولا بر سه مورد تفاوت تاكيد مي‌شود. اول اينكه، در نظام‌هاي حقوق مدني، بخش‌هاي وسيعي از حقوق خصوصي تدوين مي‌شوند. تدوين خصوصيت حقوق عرفي نيست. دوم اينكه، حقوق مدني به طرق گوناگون، شديدا توسط حقوق عرفي تحت تاثير واقع شده است. تاثير حقوق رومن در حقوق عرفي،‌ كمتر به چشم مي‌خورد و اصلا گسترده نيست. سوم اينكه، وجود يا عدم وجود رويه‌ي قضايي، عمده‌ترين تفاوت بين حقوق عرفي و نظام‌هاي حقوق مدني است. با اين وجود،‌ اين موارد تفاوت، مانع از اين نيست كه حقوق مدني و حقوق عرفي تا حدودي سنت‌هاي مشتركي داشته باشند.
واژه‌ي حقوق مدني، معاني ديگري هم دارد. اين واژه همچنين براي تمايز بين حقوق خصوصي ناظر بر روابط فيمابين اشخاص از حقوق عمومي و حقوق جزا بكار مي‌رود. بالاخره اينكه، حقوق داخلي يك كشور بعضا حقوق مدني ناميده مي‌شود كه در نقطه‌ي مقابل حقوق بين‌الملل است. امروزه معمولا حقوق هر كشور خاص حقوق داخلي ناميده مي‌شود.

تمرين‌هاي درك مطلب

الف. پاسخ سوالات زير را بنويسيد.
1. منظور از حقوق رومن‌ژرمن چيست؟
It is the law of continental Europe, based on an admixture of Roman, Germanic, feudal, commercial, and customary law which also called Civil Law.
2. در كدام نظام حقوقي از همه بيشتر حقوق مدني تدوين مي‌شود؟
In civil law systems large areas of private law are codified. So, codification mostly is typical of the civil law systems.
3. معاني متعدد اصطلاح «حقوق مدني» را بيان كرده توضيح دهيد.
The term civil law has some meanings. The term has been used to distinguish private law, governing the relations among individuals, from public law and criminal law. Finally the national law of a country is sometimes called civil law, in contrast to international law.
4. منظور از حقوق داخلي چيست؟
The law of any particular state is, now usually called municipal law.
ب. جاهاي خالي را با كلمات زير پر كنيد.
Municipal law (10)    public law (6)    private law (7)    pervasive (1)
Anglo-American (4)    commercial (3)    customary (9)    feudal (2)
International law (8)    codification (5)
1. يكي از شايع‌ترين مسايل رويكرد جهاني به حفظ محيط زيست، تفاوت‌هاي اقتصادي بين كشورهاي توسعه‌يافته و در حال توسعه مي‌باشد.
2. نظام حقوقي فئودال چين باستان، شديدا به تعيين تعهدات مي‌پرداخت تا حقوق اشخاص.
3. كنوانسيون بيع وين بدنبال هماهنگ‌ساختن قوانين ملي بازرگاني كشورهاي امضاءكننده نمي‌باشد.
4. براساس قواعد انگليسي‌آمريكايي تعارض {دادگاه‌ها}، قانون خارجي در دادگاه‌ها يك امر موضوعي است كه به منظور اقناع قاضي بايد به اثبات برسد.
5. بعلت تفاوت در تاريخ تدوين و تفاوت در سبك‌هاي آموزش حقوقي در اروپا، حقوق مدني اين قاره به دو شاخه‌ي فرانسوي و آلماني تقسيم شده است.
6. حقوق عمومي شامل اين موارد مي‌شود: حقوق اساسي، حقوق اداري، حقوق ماليه، و حقوق جزا.
7. حقوق خصوصي شامل اين موارد مي‌شود: حقوق مالكيت، حقوق خانواده، حقوق قرارداد، حقوق مسئوليت مدني، و حقوق تجارت.
8. حقوق بين‌الملل به معناي حقوق بين‌الملل عمومي است كه از حقوق بين‌الملل خصوصي متمايز مي‌باشد.
9. حقوق انگليسي‌آمريكايي، بخشي از حقوق عرفي است كه مبتني بر تصميمات قضايي مندرج در گزارشات مربوط به پرونده‌هاي مختومه مي‌باشد.
10. طرفين يك قرارداد تجاري بين‌المللي مي‌توانند بر قانون داخلي بعنوان قانون حاكم بر قراردادشان توافق نمايند.

درس هفت        Lesson Seven

بررسي كلمه

1. قانون كليسا، قانون مذهبي (canon law): حقوق الهي؛ بخشي از حقوق كه در برخي كليساهاي مسيحي ساخته شده و ناظر بر كليسا مي‌باشد.
الف. قانون كليساي مسيحي، حقوق تعهدات انگلستان را تحت‌الشعاع قرار داد.
ب. قانون مذهبي در اسلام، تحت عنوان «شريعت» شناخته مي‌شود.
ج. قانون كليساي مسيحي، طلاق را فقط در صورت رابطه‌ي نامشروع مي‌پذيرد.

2. قرارداد (contract): توافق رسمي قانوني؛ يك توافق الزام آور حداقل بين دو طرف
الف. شما بايد شروط قراردادتان را ايفا نماييد.
ب. قراردادي براي تامين مصالح  منعقد شده است.
ج. آنها طبقِ قرارداد، ملزم به تسليم كالا در موعد مقرر مي‌باشند.

3. مايملك، ماترك (estate): اموالي كه در تملك يك شخص مي‌باشد، بويژه اموالي كه در زمان مرگ به جا مي‌ماند؛ اموال متوفي
الف. ارثيه‌ي او بين چهار فرزندش تقسيم شد.
ب. پسرش مايملك را به ارث خواهد برد.
ج. ماليات بر ارث عموما فقط نسبت به ارثيه‌اي اعمال مي‌شود كه بيش از مقدار معين تقويم شود.

4. يكي شدن، پيوستن (fuse): تركيب شدن؛ پيوستن؛ شيء واحد تشكيل دادن
الف. تلاش براي پيوند دادن جمعيت شرق و غرب به شكست انجاميد.
ب. بردگان و اربابان سابق نهايتا با هم متحد مي‌شدند.
ج. قانونگذار تلاش كرد تا قانون و قاعده‌ي انصاف را از طريق وضع شيوه‌هاي حقوقي ارزشمند و منصفانه در تمامي دادگاه‌ها، به هم پيوند دهد.

5. هجوم (invasion): عمل نيروهاي مسلح و ورود به يك كشور يا سرزمين
الف. همه‌ي كشورها حمله‌ي عراق به كويت را محكوم كردند.
ب. ملل متحد هيچ مجازاتي بر عراق بدنبال حمله‌اش به ايران تحميل نكرد.
ج. شوراي امنيت ملل متحد قطع‌نامه‌هايي در محكوميت حمله‌ي عراق به تصويب رساند.

6. تاهل، نكاحي (marital): مربوط به ازدواج
الف. وضعيت نكاحي به حالت تجرد، تاهل يا طلاق اشاره دارد.
ب. زنا بعنوان فساد اخلاقي يا تهديدي براي ثبات خانوادگي و وضعيت تاهل قلمداد مي‌شود.
ج. اين مركز بهداشتي، راهنمايي و ديگر كمك‌هاي زباني و رفتاري به منظور حل و فصل و اجتناب از درگيري‌هاي خانوادگي و نكاحي ارايه مي‌دهد.

7. ملي‌گرايي (nationalism): احساس شديد عشق و افتخار فرد به كشور خود
الف. ملي‌گرايي يك جنبش جديد است.
ب. در آسيا و آفريقا، ملي‌گرايي به سرعت و عمدتا بعنوان واكنش در برابر استعمارگرايي رشد مي‌كند.
ج. ملي‌گرايي جنبشي سياسي براي بيان حق يك كشور بر استقلالِ كامل مي‌باشد.

8. جايگزين شدن (replace): جاي چيز را گرفتن؛ تغيير يافتن
الف. اتحاد جماهير سابق در شوراي امنيت در سال 1991 جاي خود را به روسيه داد.
ب. ماشين‌آلات در بسياري از بخش‌هاي صنعت، جايگزين انسان شده‌اند.
ج. معاونش بعنوان رهبر جايگزين او شد.

9. فرهيخته، متخصص (scholar): شخصي كه از يك رشته‌ي دانشگاهي، اطلاعات عميق دارد؛ شخصي كه در يك رشته‌ي مطالعاتي متخصص است.
الف. علماي حقوق در صدد بودند تا سازوكاري براي تنظيم قواعد تجارت بين‌الملل ايجاد كنند.
ب. جامعه‌ي فرهيختگان، وكلا و قضات حقوق عرفي و بسياري از حقوق مدني را ايجاد مي‌كنند.
ج. علماي حقوق، توقيف مطبوعات را محكوم كردند.

10. جانشيني، توارث (succession): عمل يا فرايندي كه يك شخص از لحاظ منافع، بر اموال يا منافع اموال متوفي ذيحق مي‌شود.
الف. نظام‌هاي حقوق مدني در مورد جانشيني با نظام‌هاي كشورهاي آنگلوامريكن تفاوت دارد.
ب. در بسياري از كشورهاي مسلمان، حقوق اسلام به موضوعاتي مثل حقوق خانواده و حقوق ارثيه محدود مي‌شود.
ج. نظام‌هاي حقوقي غرب، جانشيني نسبت به اموال را، توسط بستگان شخص متوفي، بعنوان يك امر طبيعي دارند مورد ملاحظه قرار مي‌دهند.

بررسي مختصري از حقوق مدني (1)        (A Brief Treatment of Civil Law (1

تا زمان هجوم قبايل ژرمن به امپراتوري رم در قرن پنجم، حقوق رم در اروپاي غربي حكم‌فرما بود. چند صد سال بعد، با پيدايش دانشگاه‌ها، علما مجددا حقوق رم را برجسته ساختند. مطالعه و كاربرد حقوق رم نخست در شمال ايتاليا و سپس به آلمان و هلند كه همه سرزمين‌هاي امپرتوري مقدس رم بودند، گسترش يافت.
قوانين فئودالي آلمان و قوانين مذهبي كليسا {با قانون ديگري} بطور كامل جايگزين نشد، اما با قوانين رم تلفيق شد. در نظامي كه بدين نحو شكل گرفت، حقوق رم در موضوعاتي مثل قراردادها قويترين قانون بود؛ در حاليكه حقوق كليسا ناظر بر موضوعات مربوط به نكاح بود؛ و تلفيقي از هر دو با عرف‌هاي آلماني بر حقوق مالكيت و جانشيني در خصوص املاك و ارثيه حكمفرما گشت. اين نظام، نام لاتين «jus civile» يا حقوق مدني به خود گرفت و به يكي از مهمترين عوامل ايجاد يكپارچگي تبديل شد كه تا زمان اصلاحات در اروپاي غربي رايج بود.
اصلاحات و ظهور ملي‌گرايي منجر به پيدايش مجموعه‌اي از تدوين حقوق مدني در درون مرزهاي ملي شد كه آغاز آن از قرن هفدهم بود. مهمترين مجموعه‌ي مدون در فرانسه (قانون ناپلئون كه در 1804 برقرار شد) و آلمان بود. اين دو قانون كه هريك بعنوان الگويي براي بخش عمده‌اي از نظام حقوق مدني ايفاي نقش كرد. گروه فرانسوي علاوه بر فرانسه و متصرفات خارجي سابق آن، شامل هلند، بلژيك، لوكزامبورگ، ايتاليا، اسپانيا و بسياري از كشورهاي آمريكاي لاتين مي‌شود.

تمرين‌هاي درك مطلب

الف. پاسخ سوالات زير را بنويسيد.
1. حقوق رم در كدام بخش‌هاي اروپا گسترش يافت؟
Until the invasion of Germanic tribes, Roman law prevailed in Western Europe. Several years later it spread, first throughout northern Italy, then into Germany and the Netherlands, all territories of the Holy Roman Empire.
2. كدام بخش‌هاي حقوق بوسيله‌ي قانون مذهبي كليسا رواج يافت؟
Church law (Canon Law) dominated marital questions.
3. تاثير ملي‌گرايي بر توسعه‌ي حقوق مدني چه بود؟
The rise of nationalism led to a series of codifications of civil law along national lines, beginning in the 17th century.
4. اولين‌بار در چه زماني قانون ناپلئون پا به عرصه گذاشت؟
The Code Napoleon established in 1804.
ب. جاهاي خالي را با كلمات زير پر كنيد.
Nationalism (9)    canon law (4)    scholar (3)    estate (8)
Succession (7)        contract (1)    marital (6)    fuse (10)
Replaced (5)        invasion (2)
1. تا زماني كه مفاد قرارداد را به دقت مطالعه نكرده‌ايد، نبايد قرارداد را منعقد كنيد.
2. شوراي امنيت ملل متحد 12 قطع‌نامه در محكوميت حمله‌ي عراق به كويت صادر كرد.
3. عالم مذهبي كه قوانين اسلامي را تفسير مي‌كند، «مجتهد» ناميده مي‌شود.
4. قانون مذهبي كليسا مشتمل بر اين اصل بود كه رضايت آزادانه‌ي طرفين، در قرارداد ازدواج الزامي است.
5. شاه، سيستم دانشگاهي دادگاه‌هاي مدني را جايگزين دادگاه‌هاي مذهبي سنتي و قضات آموزش ديده‌ي دانشكده‌هاي جديد را جايگزين قضات مذهبي كرد.
6. براساس نكاح فئوداليستي، زنان حق ارث بردن اموال، امضاي قرارداد، اقامه دعوي له يا عليه، طلاق، يا كسب حضانت كودك را نداشتند.
7. حقوق جانشيني، بخشي از حقوق است كه براساس آن ذينفع، بموجب وصيت‌نامه‌ي موصي يا شخص بدون وصيت، مالك اموال مي‌شود.
8. وارث مسئول پرداخت ديون متوفي، بيش از ارزش تركه و اموال نمي‌باشد.
9. پس از جنگ، ملي‌گرايي از بزرگترين موانع توسعه‌ي قدرت شوروي در اروپاي شرقي بود.
10. دولت در صدد است همه‌ي احزاب را به صورت يك ائتلاف گسترده، متحد سازد.

درس هشت        Lesson Eight

بررسي كلمه

1. ميانگين، متوسط (average): شخص، كميت، و مقدار رايج، استاندارد، معمول، عادي يا معمولي
الف. برآورد مي‌شود قيمت متوسط نفت، امسال به هر بشكه 25 دلار برسد.
ب. ميانگين قيمت‌ها در اينجا، زير ميانگين {قيمت} اروپاست.
ج. او موفق شد وامي زير ميانگين نرخ بهره، اخذ كند.

2. طلاق (divorce): جدايي؛ پايان حقوقي ازدواج
الف. آيا طلاق در اينجا رو به افزايش است؟
ب. اخيرا در اين مجله، مقاله‌اي در موضوع طلاق منتشر شده است.
ج. متاسفانه، ازدواج آنها به طلاق انجاميد.

3. ميراث، توارث (inheritance): هر مالي كه با فوت مالك به وارث منتقل شود؛ عمل به ارث گذاشتن
الف. اموال خاصي از طريق توارث به پسر ارشد انتقال مي‌يابد.
ب. فرزند نامشروع حق ارث ندارد.
ج. شما نيازمند ادله‌ي قويتري براي دفاع از ادعاي ارث خود هستيد.

4. منطقي (logical): طبيعي، متعارف، يا خردمندانه؛ تابع اصول منطق
الف. خطابه‌هاي وكلا بايد شفاف و منطقي باشد.
ب. يك دانشجوي حقوق بايد ذهن منطقي داشته باشد.
ج. تصادف نتيجه‌ي منطقي بي‌مبالاتي راننده است.

5. نكاح‌ (marriage): توافق رسمي فيمابين يك مرد و يك زن، براي زن و شوهر شدن
الف. معمولا پسران پيشنهاد ازدواج مي‌دهند و دختران آن را مي‌پذيرند.
ب. او مادرش را بخاطر كوتاهي در ازدواجش سرزنش كرد.
ج. پدرش از دادن رضايت به ازدواج او، خودداري كرد.

6. تعديل كردن، اصلاح كردن (modify): تغيير جزئي چيزي جهت بهبود آن يا جهت كاستن از شدت آن
الف. قانون اساسي براي تطابق با نيازهاي اقتصادي جديد، بايد اصلاح شود.
ب. با گذشت زمان، قضات آمريكايي قواعد حقوق عرفي انگلستان را تعديل كردند.
ج. حق شرط، اعلاميه‌اي كتبي و رسمي است از سوي يك دولت براي تعديل مقررات خاصي از يك معاهده.

7. حفظ كردن (preserve): باقي، زنده يا ايمن نگه‌داشتن؛ حفظ كردن؛ نگهداشتن
الف. دولت مشتاق حفظ ثبات پول خود مي‌باشد.
ب. ملل متحد قصد دارد صلح را در جهان حفظ كند.
ج. رييس جمهور بايد از قانون اساسي حفاظت، حمايت و دفاع كند.

8. اعلان كردن (proclaim): رسما يا علنا اعلام يا ابلاغ كردن
الف. هند پس از استقلال، اعلام جمهوري كرد.
ب. دولت «حالت فوق‌العاده» اعلام مي‌كند.
ج. قانون اساسي براي همه آزادي احساسات اعلام مي‌كند.

9.  انقلاب (revolution): تغيير كلي با ساقط كردن يك حكومت يا نظام سياسي
الف. انقلاب، تغييرات بسياري در قواعد حقوقي ايجاد كرد.
ب. بسياري از قوانين و نهادهاي سابق، توسط انقلاب كنار زده شدند.
ج. در سياست، برخي كشورها تغيير تدريجي (فرگشت) را بر انقلاب (واگشت) ترجيح مي‌دهند.

10. مدارا كردن (tolerate): اجازه دادن يا تحمل كردن وضعيت يا رويه‌ي موجود بدون مخالفت
الف. دولت نمي‌پذيرد كه با مخالفان مدارا كند.
ب. ما چنين رفتار مجرمانه‌اي را نمي‌توانيم تحمل كنيم.
ج. يك دموكراسي قوي، تمام عقايد مخالف را تحمل مي‌كند.

بررسي مختصري از حقوق مدني (2)       (A Brief Treatment of Civil Law (2

انقلاب فرانسه اين عقيده را ايجاد كرد كه مبناي حقوق، قانون است نه عرف. عرف تنها تا وقتي كه بوسيله‌ي قوانين جايگزين نشده‌اند، بايد بعنوان مبناي حقوق تحمل شوند. قانون مدني كه ناپلئون آنرا وضع كرد، در صدد بود تمام قوانين را به زباني مكتوب و قابل فهم براي عموم شهروندان تصريح كند. قانون مزبور، در ماده‌هاي كوتاه ابراز شده و به شيوه‌اي جامع و منطقي انسجام يافته بود. اين قانون تقريبا تا سال 1875 بدون تغيير باقي ماند، زماني كه جمهوري سوم قوانين بسيار زيادي ارايه كرد كه منعكس كننده‌ي تغييرات اجتماعي و اقتصادي بود كه از زمان ناپلئون اتفاق افتاده بود. حتي در قرن بيستم، اصلاحات بيشتري نيز صورت گرفت. قانون مدني صلاحيت مسلم بر نكاح، طلاق، توارث، مالكيت زمين و اموال منقول، و هبه دارد. قراردادها و مسئوليت مدني بطور خيلي مختصر در اين قانون بررسي شده‌اند {در عوض} به دادگاه‌ها آزادي عمل چشمگيري در اينگونه مسايل واگذار شده است.
حقوق مدني در آلمان در حد وسيعي مبتني بر سيستمي است كه از طريق مشاغل حقوقي طي مدت‌زمان طولاني از قرن پانزدهم تا سال 1896 زمان اعلام رسمي قانون مدني آلمان، اعمال مي‌شده است. سيستم آلماني تلاش دارد از سيستم فرانسوي قطعي‌تر بوده و در حوزه‌هايي كه سيستم فرانسوي سطحي است، كامل‌تر باشد. اين قانون در عين حال كه براي شرايط آلمان امروز اصلاح شده، هدفش حفظ مردم‌سالاري اجتماعي است.

تمرين‌هاي درك مطلب

الف. پاسخ سوالات زير را بنويسيد.
1. تاثير انقلاب فرانسه بر حقوق بطور كل چه بوده است؟
The French revolution established the idea that the basis of law is statute, not custom.
2. مشخصات اصلي قانون مدني ناپلئون كدام است؟
It sought to express all laws in written language comprehensible to the average citizen. The code is expressed in short articles arranged in a comprehensive and logical manner.
3. مسايل تحت پوشش قانون مدني ناپلئون چه هستند؟
The civil code has firm jurisdiction over marriage, divorce, inheritance, ownership of land and of movable property and gifts.
4. تفاوتهاي بين قوانين مدني آلمان و فرانسه چيست؟
The German system attempts to be more precise than the French and to be more detailed in areas in which the French code is cursory.
ب. جاهاي خالي را با كلمات زير پر كنيد.
Inheritance (8)    preserve (4)    tolerated (2)    average (3)
Revolution (1)        marriage (6)    modified (10)    logical (5)
Proclaimed (9)    divorced (7)
1. يك عضو گروه سوسياليست كه از انقلاب 1917 روسيه حمايت كرده بود، بعدا اعدام شد.
2. در كشورهاي اسلامي، با يهوديان و مسيحيان مدارا مي‌شود.
3. اگر در قرارداد، كيفيت مشخص نشده باشد، طرف قرارداد بايد حداقل، با كيفيت متوسط به ايفاي قرارداد بپردازد.
4. اين وظيفه‌ي دولت است  كه قانون را اجرا و نظم را به گونه‌اي حفظ كند كه شهروندان بتوانند در آرامش، كارهاي روزانه‌ي خود را به انجام برسانند.
5. اولين قدم منطقي از سوي صادر كننده، براي كسب كمك مالي اين است كه به بانك تجارت محلي خود مراجعه كند.
6. سندي حقوقي كه تاييد كند دو نفر با هم ازدواج كرده‌اند، قباله‌ي نكاح ناميده مي‌شود.
7. مردان طلاق، بيشتر از زنان مطلقه احتمال دارد مجددا ازدوج نمايند.
8. در ايران، مسيحيان، يهوديان و زرتشتيان اجازه دارند در مسايل نكاح، طلاق و ارث، تابع قوانين مذهب خود باشند.
9. چنين اعلام شده است كه حمايت از حقوق بشر يكي از اهداف اصلي ملل متحد است.
10. حقوق عرفي تا زمان اصلاح توسط قانون، به قوت خود باقي خواهد بود.

درس نه        Lesson Nine

بررسي كلمه

1. قدرداني، ارزيابي (appreciation): درك كامل و همساز از چيزي؛ اطلاع از كيفيت عالي چيزي؛ امتنان
الف. دولت قدرداني خود را از كميته بخاطر پيش‌نويس كردن لايحه‌ي راجع به جرايم سياسي اعلام مي‌دارد.
ب. عامه‌ي مردم درك بالاتر و قدرداني بيشتري از نقش قانون در برقراري دموكراسي دارند.
ج. دانشكده از نياز به ارتباط مثبت بين حقوق عملي و مطالعات دانشگاهي نوعي ارزيابي بعمل آورد.

2. شيوه، رويكرد (approach): متد؛ شيوه‌ي رسيدگي
الف. لازم است دولت شيوه‌ي قاطع‌تري براي مشكلات اقتصادي اتخاذ كند.
ب. معلم در برخورد با دانش‌آموزان، روش كاملا نادرستي اتخاذ كرد.
ج. ديدگاه حقوق عرفي به توافقات و قراردادهاي قابل اجراي قانوني، تفاوت دارد.

3. قرض گرفتن (borrow): از ديگري يا از منبع خارجي گرفتن؛ اقتباس كردن؛ نسخه‌برداري كردن؛ اتخاذ ايده‌ي ديگران بعنوان ايده‌ي خود
الف. بسياري از واژگان حقوقي در انگليسي، از يوناني اقتباس شده است.
ب. بعضي ابداعات مهم از بريتانيا نسخه‌برداري شده است.
ج. نظام حقوقي ما قواعد بسياري از ديگران اخذ كرده است.

4. بررسي كردن، كاوش كردن (explore): دقيقا و بطور كامل بررسي كردن
الف. ما چندين راه‌حل را براي مساله، بررسي كرده‌ايم.
ب. ما قبل از اتخاذ تصميم، تمام احتمالات را بررسي كرديم.
ج. مساله‌ي مالكيت معنوي بايد بطور مفصل بررسي شود.

5. متد، شيوه (method): طريقه‌ي انجام كارها بويژه به شيوه‌اي منظم و منسجم
الف. شيوه‌ي تدريس در دانشكده‌هاي حقوق بايد تغيير كند.
ب. شيوه‌ي انتخابات بايد مورد تجديد نظر قرار گيرد.
ج. چندين روش اساسي براي دريافت وجه محصولات فروخته شده در خارج وجود دارد.

6. مقاله، رساله (monograph): بررسي مكتوب و مفصل از يك موضوع واحد كه معمولا به صورت يك كتابچه چاپ مي‌شود.
الف. او مقالات بيشماري نوشت و در اصلاح قانون نقش راهبردي داشت.
ب. او در نوشتن مقالات روزنامه‌اي كوتاه مستعدتر بود تا رساله‌هاي محققانه.
ج. به من توصيه شد پايان‌نامه‌ام را بعنوان يك مقاله {ي علمي} منتشر كنم.

7. دانش، فرهيختگي (scholarship): علم؛ دانش يا مهارتي كه از طريق مطالعات پيشرفته بدست آمده است.
الف. استاد حقوق مردي بسيار دانشمند بود.
ب. علم جديد حقوق به اين نتيجه رسيده است كه نظام قضايي ما بايد از نو ساخته شود.
ج. دسترسي به منابع اطلاعاتي، علم را غني مي‌سازد.

8. نظري، تئوري (speculative): تئوري نه عملي؛ داراي ماهيت استدلالي انتزاعي
الف. دستاوردهاي او نظريه است؛ چرا كه يافته‌هايش مبتني بر استدلال است تا واقعيت.
ب. بسياري از تحولات اخير در تكنولوژي، توسط علم و نويسندگان نظري تخيلي پيش‌بيني شده بود.
ج. تمايز تئوري از عمل، احتمالا موجب تشويق انديشه‌ي روشمند و استدلالي راجع به حقوق گردد.

9. روشمند، منسجم (systematic): طبق يك سيستم يا برنامه؛ نظام يافته به شكل يك سيستم
الف. در آمريكا، اولين آموزش‌هاي روشمند حقوقي توسط «جورج ويث»  ارايه شد.
ب. هر كشوري بايد شيوه‌هاي نگهداري و رفتارش با زندانيان را مرتبا تحت بازبيني داشته باشد.
ج. حقوق تطبيقي به قضات كمك مي‌كند دعاوي را به شيوه‌اي روشمند و منصفانه رسيدگي كنند.

10. رساله، مقاله (treatise): يك كتاب يا پايان‌نامه‌ي طولاني، مفصل و روشمند راجع به يك موضوع
الف. متون درسي حقوقي ايران عموما مقالاتي است كه توسط اساتيد نوشته مي‌شود.
ب. شماري از مقالات حاكي از آن هستند كه كودكان زير هجده سال نبايد ازدواج كنند.
ج. داوري اختلافات فيمابين شركت‌ها، براي مباحث حقوقي مجلات و مقالات، زمينه‌ي پرباري است.

مقايسه‌ي بين حقوق عرفي و حقوق مدني   Comparison between Common Law and Civil Law

نظام‌هاي حقوق مدني و حقوق عرفي، در شيوه‌ها و رويكردهاي خود امروزه در بسياري از جنبه‌ها {به هم} نزديك‌تر هستند از آنچه در زمان‌هاي پيشين بودند. در نتيجه‌ي نفوذ و تلاش‌هاي بسيار زياد اساتيد دانشكده‌هاي حقوق، حقوق مدني در رويكرد خود، بسيار روشمند‌تر و نظري‌تر شده است. با گذشت زمان، همانگونه كه نقش حقوق مبتني بر صدور راي اهميت مي‌يابد، بي‌گمان كيفيت روشمند قانون مدني {نيز} افزايش مي‌يابد. از اينرو، در دهه‌هاي اخير هر نظامي {با استفاده} از ويژگي‌هاي سنتي نظام‌هاي ديگر ترقي مي‌يابد.
تفاوت‌هاي عمده در شيوه‌ي فكري همچنان باقي است. نويسندگان حقوق مدني تمايل به ارايه‌ي رساله‌هاي مفصل دارند {درحاليكه} در حقوق عرفي تلاش‌ها عموما بر {مقالات و} تك‌نگاشت‌هايي متمركز است كه مستلزم مهارت كمتري هستند. آموزش‌هاي حقوقي اروپايي اساسا از طريق روش خطابه ادامه مي‌يابد كه بمنظور ارايه‌ي توصيف كاملي از قواعد و نهادهاي موجود ايراد مي‌شوند. در آموزش‌هاي حقوقي كامن‌لا از شيوه‌ي تبادل‌افكار يا «پرونده» استفاده مي‌شود كه به بررسي اهميت سياست و ملاحظات عيني در فرايند تصميم‌گيري اختصاص دارند. تاثير گسترده‌ي چنين مقايسه‌اي، بروز نقاط قوت و ضعف ديدگاه‌هاي مختلف در مساله‌ي واحد است و از اينرو هر ملتي مجال مي‌يابد نظام حقوقي خود را با اقتباس از رويه‌ها و نهادهاي حقوقي مسلّم ديگر ملت‌ها بهبود بخشد.

تمرين‌هاي درك مطلب

الف. پاسخ سوالات زير را بنويسيد.
1. امروزه حقوق عرفي و حقوق مدني در كدام شيوه‌ها به هم نزديك‌ترند؟
In many respects the civil- and common- law systems are closer today in their general methods and approaches than they were in earlier periods.
2. ويژگي‌هاي اصلي آموزش حقوقي در نظام حقوق مدني چيست؟
The civil law has become far more systematic and speculative in its approach, due in a large extent to the influence and efforts of academic legal scholarship and writers on civil law tend to produce treatises.
3. ويژگي‌هاي اصلي آموزش حقوقي در نظام حقوق عرفي چيست؟
In the common law, effort is generally focused on less ambitious monographs. Also common law legal education uses discussion or "case" method designed to explore the importance of policy and factual considerations in the decision-making process.
4. هدف از مقايسه‌ي بين حقوق عرفي و حقوق مدني چيست؟
The long-range effect of such a comparison is to expose the strengths and weaknesses of differing approaches to the same problems and thus allow each nation to improve its won system of law by borrowing proven legal practices and institutions from the other nation.
ب. جاهاي خالي را با كلمات زير پر كنيد.
Appreciation (6)    speculative (4)        approach (2)    borrowed (10)
Scholarship (5)    monographs (7)        explored (9)    methods (1)
Systematic (3)        treatises (8)
1. شركت بايد تعيين كند كه چه شيوه‌هايي از صادرات بايد مورد استفاده قرار گيرد.
2. برخي كشورها به مساله‌ي پناهندگان، رويكردي بشردوستانه اتخاذ مي‌كنند.
3. شيوه‌اي منطقي و روشمند براي حل اختلافات لازم است تا در مسايل بين‌المللي مورد استفاده قرار گيرد.
4. طي قرون 12 و 13، مكتب نظري و روشمند، نقش مهم و روزافزوني در توسعه‌ي حقوق جديد قراردادها ايفا كرد.
5. حقوق بشر چالش و فرصت مهمي براي دانش علم حقوق و سياست در آينده ارايه خواهد كرد.
6. مطالعه‌ي جهاني‌شدن حقوق بيشتر بستگي دارد به ارزيابي دقيق تفاوت‌هاي ميان مردم جهان تا شباهت‌هاي آنها.
7. بين سال‌هاي 1875 و 1910، آموزش حقوقي حدود 180 درجه دستخوش دگرگوني شد؛ يعني دعاوي جايگزين تك‌نگاشت‌ها، و كلاس‌هاي درس جايگزين ادارات حقوقي و دادگاه‌ها شد.
8. اينجا، كتاب‌ها و رساله‌هاي زيادي پيرامون حقوق بشر نوشته نشده است.
9. تا زماني كه {شيوه‌هاي} حل وفصل مصالحه‌آميز بطور كامل طي نشده باشد، لزومي ندارد كه موكل شما اقامه‌ي دعوي نمايد.
10. ارزيابي قواعد حقوقي بوسيله‌ي معيارهاي برگرفته از فلسفه، گرايش جديدي در آموزش‌هاي حقوقي مي‌باشد.

درس ده        Lesson Ten

بررسي كلمه

1. تسكين دادن، كاهش دادن (alleviate): از شدت چيزي كاستن؛ آسان‌تر كردن
الف. دكتر براي تسكين درد، به او يك آمپول تزريق كرد.
ب. سياست جديد، فشارهاي اقتصادي بر كشاورزان را كاهش مي‌دهد.
ج. اين نظريه‌ي اقتصادي، سياست‌هاي دولت را در جهت كاهش بيكاري تشويق مي‌كند.

2. سرمايه (capital): سرجمع‌ِ مقادير پول و اموال تحت تملك، مورد استفاده يا سرمايه‌گذاري شده توسط يك شخص يا يك گروه.
الف. نسبت سرمايه به درآمد همان نسبت درخت است به ميوه.
ب. مشكل عمده‌ي شركت، كمبود سرمايه است.
ج. كشور نياز به جذب سرمايه‌ي خارجي لازم براي نوسازي ماشين‌آلات و تجهيزات دارد.

3. جامعه (community): هر گروهي كه در يك مكان زيست مي‌كنند يا داراي منافع مشترك هستند؛ عامه
الف. جامعه‌ي اروپا در نتيجه‌ي پيمان رم پا به عرصه گذاشت.
ب. جامعه‌ي جهاني بايد ثبات خود را در گسترش عدل جستجو كند.
ج. نيازهاي جامعه بايد بر نيازهاي افراد اولويت داشته باشد.

4. رقابت (competition): هر فعاليتي كه در آن افراد سعي مي‌كنند يكديگر را پشت‌سر گذاشته و شكست دهند؛ عمل رقابت
الف. ما با ديگر شركت‌ها براي {انعقاد} قرارداد در رقابت هستيم.
ب. خصوصي‌سازي، باعث تشويق رقابت‌ها مي‌شود.
ج. {مكتب} سرمايه‌داري بر رقابت و فردگرايي تاكيد مي‌كند.

5. وحدت، يكپارچگي (integration): عمل يا فرايند متحد شدن به منظور ايجاد كل واحد؛ اتحاد
الف. جامعه‌ي اروپا در ابتدا به منظور نيل به وحدت اقتصادي تشكيل شد.
ب. معاهده‌ي ماستريخت  به منظور ارتقاي وحدت سياسي تنظيم شده است.
ج. جامعه‌ي بين‌المللي بايد در تمام فعاليت‌هاي توسعه، به نوعي يكپارچگي در تساوي و بهره‌مندي زنان برسد.

6. كار، كارگر (labor): هر كار يا وظيفه‌ي مشتمل بر تلاش؛ كارگران
الف. مشكل بتوان به نقل و انتقال آزادانه‌ي كارگران بين كشورها دست يافت.
ب. جلسه‌اي بين كارگران و كارفرمايان برگزار شد.
ج. رهبران كارگران امروز در كنفرانس اتحاديه تشكيل جلسه دادند.

7. هدف (objective): هدف؛ چيز مورد قصد
الف. اهداف اقتصادي بلندمدت كشور نامشخص است.
ب. جهاني عاري از فقر هدف ماست.
ج. اهداف و مقاصد دانشكده‌هاي حقوق چيست؟

8. مشاركت كردن (participate): شركت كردن يا درگير شدن در يك فعاليت
الف. يك رهبر دموكراتيك، به ديگران اجازه مي‌دهد در فرايند تصميم‌گيري مشاركت كنند.
ب. از هر عضو ملل متحد ممكن است دعوت بعمل آيد در مذاكرات شوراي امنيت شركت نمايد، هرچند راي ندهد. 
ج. جوانان تشويق به مشاركت در سياست مي‌شوند.

9. سازش، آشتي (reconciliation): پايان بخشيدن به يك اختلاف؛ عمل برابر ساختن عقايد و نظرات با يكديگر
الف. سازش بين دو طرف به نتيجه رسيد.
ب. اين كنوانسيون در نتيجه‌ي سازش نظام‌هاي مختلف حقوقي به نتيجه رسيد.
ج. از طريق توافق، مي‌تواند سازش واقعي وجود داشته باشد.

10. محدود كردن (restrict): حد و مرز قرار دادن بر؛ محدود ساختن؛ كنترل كردن
الف. در چين، خانواده‌ها محدود به داشتن تنها يك فرزند هستند.
ب. سرعت در داخل شهر به 60 كيلومتر در ساعت محدود است.
ج. حق آزادي انديشه نبايد محدود شود.

جوامع اروپايي                The European Communities

با اينكه صحبت از جامعه‌ي اروپا، آسان است ولي در حقيقت سه جامعه‌ي متمايز وجود دارد و هر كدام با اساسنامه‌ي مخصوص به خود كه معاهده‌ي تاسيس‌كننده‌ي آن {جامعه} مي‌باشد. اين سه جامعه عبارتند از: جامعه‌ي ذغال سنگ و فولاد؛ جامعه‌ي اروپايي انرژي اتمي؛  جامعه‌ي اروپايي (EC) كه سابق بر اين، جامعه‌ي اقتصادي اروپا (EEC) ناميده مي‌شد. جامعه‌ي اقتصادي اروپا توسط اولين معاهده‌ي رم در 1957 تاسيس شد. برخلاف دو جامعه‌ي خاص ديگر، جامعه‌ي اقتصادي اروپا اهداف گسترده‌تر و عمومي‌تري دارد. هدف اوليه‌ي آن يكپارچگي اقتصاد دول مشاركت‌كننده و هدف درازمدت آن وحدت سياسي است.
جامعه‌ي اقتصادي اروپا تاسيس شد تا سازش پايدار فرانسه و آلمان را توسعه دهد؛ اقتصاد دولتهاي عضو را به يك بازار بزرگ مشترك تبديل كند؛ و سعي در ايجاد يك اتحاديه‌ي سياسي متشكل از دول اروپاي غربي نمايد كه قادر به كاهش ترس از جنگ با يكديگر هستند.
بطور خلاصه، جامعه‌ي اقتصادي اروپا به منظور تسهيل موارد ذيل تاسيس شد: (1) حذف موانع تجاري مابين ملت‌هاي عضو؛ (2) برقراري يك سياست تجاري واحد در قبال كشورهاي غير عضو؛ (3) هماهنگي نهايي سيستم‌هاي حمل و نقل، سياستهاي كشاورزي و سياست‌هاي كلي اقتصادي اعضا؛ (4) حذف اقدامات خصوصي و عمومي محدود كننده‌ي رقابت آزاد؛ و (5) تضمين تحرك كار و سرمايه ميان اعضا.

تمرين‌هاي درك مطلب

الف. پاسخ سوالات زير را بنويسيد.
1. جوامع اروپايي را تاسيس شده‌اند را نام ببريد.
They are: European Coal and Steel Community; European Atomic Energy Community; and European Community.
2. نام قبلي جامعه‌ي اروپايي چه بود؟
The European Community formerly named "European Economic Community".
3. هدف اوليه‌ي جامعه‌ي اروپايي چه بود؟
Its immediate objective is the integration of the economics of the participating states.
4. هدف درازمدت جامعه‌ي اروپايي چه بود؟
Its long-term aim is political integration.
ب. جاهاي خالي را با كلمات زير پر كنيد.
Integration (2)    objectives (3)        alleviate (6)    capital (10)
Competition (8)    community (1)        restrict (7)    labor (9)
Reconciliation (5)    participate (4)
1. جامعه‌ي اقتصادي اروپا (EEC) امروزه تحت عنوان جامعه‌ي اروپايي (EC) تغيير نام داده است.
2. كشورهاي عضو جامعه‌ي اروپايي در وحدت اقتصاد داخلي خود از ملتهاي هر منطقه‌ي ديگر فراتر رفته‌اند.
3. شرط مغاير با اهداف كنوانسيون راجع به حقوق كودك، مجاز نمي‌باشد.
4. به كارگران به جهت تشويق آنها به مشاركت در امور شركت بعنوان سهامدار، ممكن است سهام اعطا شود.
5. هدف نهايي قوه‌ي قضاييه، سازش ميان تمام شهروندان كشور بر مباني حقوق بشر براي همه مي‌باشد.
6. وضع برنامه‌هاي خصوصي و عمومي براي كاهش رنج و فقر، در اين وضعيت اقتصادي ضروري است.
7. آراي اخير قضايي به محدودسازي آزادي مطبوعات گرايش دارد.
8. صنعت خودروسازي در برابر رقابت‌هاي خارجي حمايت مي‌شود.
9. در ايالات متحده، مشكل كار كودكان تنها در يك بخش اقتصاد آنهم كشاورزي، همچنان باقي مانده است.
10. پول و ديگر اموال يك شركت كه در انجام معاملات بكار مي‌رود، سرمايه‌ي آن {شركت} ناميده مي‌شود.








برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان