بسم الله
 
EN

بازدیدها: 698

احكام حقوق جزايى اسلام- قسمت هفتم

  1393/1/14
قسمت قبلي

محاربـه

(مـحـاربـه ) و جـنـگ بـا مسلمانان يكى ديگر از گناهان كبيره است . قرآن مجيد علاوه بر عقوبت دنيوى ، وعده عذاب اخروى نيز بر آن داده و مى فرمايد: ?َزاؤُا الَّذيـنَ يُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِى الْاَرْضِ فَسادا اَنْ يُقَتَّلُوا اَوْ يُصَلَّبُوا اَوْ تـُقـَطَّعَ اَيـْديـهِمْ وَ اَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ اَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْاَرْضِ، ذلِكَ لَهُمْ خِزْىٌ فِى الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِى الْاخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ?(178)

كـيفر كسانى كه با خدا و پيغمبرش مى جنگند و در زمين فساد مى كنند، اين است كه كشته شوند، يـا بـه دار آويـخـتـه گردند، يا دستها و پاهايشان برعكس بريده شود (مقدارى از دست راست و پاى چپ و برعكس )، يا تبعيد شوند. اين رسوايى آنها در دنياست و در آخرت براى آنان عذابى بزرگ است .

محارب كيست ؟


(مـحارب ) كسى است كه براى ترساندن مردم و به منظور خرابكارى درزمين ، خشكى يا دريا، در شهر يا غير شهر، در شب يا روز اسلحه (179)بكشد. محارب بودن مشروط به اين نـيـسـت كـه (شـخـص ) از اهل ريبه و كافران باشد، بلكه ممكن است مسلمان باشد و به اين كارها دست بزند.

اگـر كـسـى سـلاح بـرگـيـرد، ولى فرد ضعيفى باشد، بدان گونه كه وحشتى در دلها نمى آفـريـنـد، ليـكـن گـاهـى مـوجـب تـرس بـرخـى اشـخـاص مـى شـود، از مـحـاربـان شـمـرده مـى شود.(180)

امام باقر عليه السلام درباره محارب فرمود:

كسى كه سلاح برگيرد و كسى را مجروح كند، در برابر جنايتى كه كرده ، قصاص مى شود و تبعيد مى گردد و كسى كه در شهرى اسلحه بگيرد، مردم را بزند، فساد كند، باج بگيرد و يا سـرقت كند، ولى قتل نكند، چنين كسى محارب است و به كيفر محاربان مجازات مى شود و تصميم گيرى درباره او با امام عليه السلام است ، اگر بخواهد او را مى كشد، يا دار مى زند يا دست و پايش را مى برد... .(181)

حدّ محارب


حاكم شرع مخيّر است كه يكى از چهار كيفر زير را درباره محارب اجرا كند:

1 ـ اعدام

2 ـ به دار آويختن

3 ـ بريدن دست راست و پاى چپ يا به عكس

4 ـ تبعيد

بـهـتـرايـن اسـت كـه حـاكـم ، جـنـايـت را مـلاحـظـه نـمـايـد و كـيـفـرمـناسب را تعيين كند، به عنوان مـثـال ، اگـر كـسـى را كـشـتـه ، او را بـكـشـنـد، يـا بـه دار بـيـاويـزنـد، اگـر بـه مـال مـردم تـجـاوز كـرده ، دسـت و پـايـش ‍ رابـبـرنـد و چـنـانـچـه بـا حمل سلاح تنها موجب ترس مردم شده ، وى را از آن شهر تبعيد كنند.(182)

امام باقر و صادق عليهم السلام فرموده اند:

جـزاى مـحـارب بـقـدر اسـتـحـقـاق اوسـت ؛ پـس اگـر مـرتـكـب قـتل شده ، كشته مى شود، اگر قتل نفس كرده و مال هم گرفته ، حدّ او كشتن و به دار زدن است ، اگـر مال مردم را گرفته و قتل نفس نكرده است ، سزايش بريدن يك دست و يك پاى اوست بعكس يـك ديـگـر و اگر فقط راه را ناامن كرده ، سزايش تبعيد است . از آن شهر به شهر ديگر تبعيد مى شود تا توبه كند.(183)

كيفيت اجراى حدّ محارب


1 ـ محارب را زنده به دار مى زنند ـ و نبايد وى را بيشتر از سه روز روى دار نگاه دارند ـ سپس پايين آورده مى شود؛ پس اگر مرده باشد غسل و كفن شده ، بر او نماز خوانده مى شود و دفن مى گـردد و اگـر زنـده بـاشـد (در آن اخـتـلاف كـرده انـد)؛ بـعـضـى گـفـتـه انـد كـه در قـتـل او تـسـريـع مـى شـود، ولى ايـن مـشـكل است ، البته ممكن است گفته شود كه طورى به دار آويـخـتـه شـود كـه بـه سـبـب آن ، بـمـيـرد، ولى ايـن هـم خـالى از اشكال نيست .(184)

2 ـ وقتى محارب را به شهر ديگرى تبعيد كردند، والى به هر شهرى كه وى را فرستاده اند، مى نويسد كه مردم از غذا خوردن ، معاشرت ، خريد و فروش ، ازدواج و مشورت با وى خوددارى كـنـنـد و احـوط ايـن اسـت كـه مـدّت تـبـعـيـد او كـمـتـر از يـك سـال نـبـاشـد، هرچند كه توبه كند. درصورتى كه توبه نكند، مدّت تبعيد ادامه مى يابد تا توبه كند ... .(185)

3 ـ بـراى بـريـدن دسـت و پاى محارب ، لازم نيست كه سرقت كرده باشد... بلكه امام نسبت به كـسـى كـه حمله مسلحانه كرده ، اختيار دارد كه دست و پايش را قطع كند واحوط اين است كه ابتدا دست راست و بعد پاى چپ را ببرند.(186)

توبه محارب


1 ـ اگـر قـبـل از دسـتـگـيـرى او، تـوبـه كـنـد، حـدّ سـاقـط مـى شـود، ولى حـقـوق النـاس از قـبـيـل قـتـل ، مجروح كردن ، (دزديدن ) مال ، ساقط نمى شود (يعنى قصاص جنايتى كه كرده از قبيل قتل ، جرح يا اتلاف مال به عنوان حقّ الناس باقى است ).

2 ـ اگر پس از دستگيرى توبه كند، حدّ هم ساقط نمى شود.(187)

ارتــداد

(ارتـداد) و (رده ) بـازگشتن به راهى است كه از آن راه آمده ، لكن (رده ) اختصاص به كفر دارد ودرمـورد ديـگـر اسـتـعـمـال نـمـى شـود، ولى ارتداد در مورد كفر و غير آن به كار مى رود، (188)چـنـان كـه در قـرآن كـريـم آيـه : ?اِنَّ الَّذي نَ ارْتـَدُّوا عـَل ى اَدْب ارِهـِمْ ...? (189)در بـازگـشـتـن از اسـلام بـه كـفـر و آيـه : ?... فـَارْتَدّا عـَل ى آث ارِهـِم ا ...? (190)در غـير بازگشت به كفر، به كار رفته است . ازاين رو، هـرگـاه كلمه ارتداد در مورد عقيده دينى به كار رود، منظور از آن بازگشت به كفر است و مرتد به كسى گفته مى شود كه ازاسلام به كفر برگردد، چنان كه قرآن كريم مى فرمايد:

?وَ مـَنْ يـَرْتـَدِدْ مـِنـْكـُمْ عـَنْ دي نـِهِ فـَيـَمـُتْ وَ هـُوَ ك افـِرٌ فَاُول ئَكَ حَبِطَتْ اَعْم الُهُمْ فى الدُّنْي ا وَ الا خِرَةِ...?(191)

از مـيـان شـمـا آنـهـا كه از دين خود باز گردند و كافر بميرند، اعمالشان در دنيا و آخرت تباه شده و جاودانه در جهنم باشند.

اقسام مرتد


(مرتد) بر دو قسم است :

1 ـ فطرى

2 ـ ملّى

(مـرتـد فـطـرى ) كـسـى اسـت كـه يـكـى از پـدر و مـادرش در حال انعقاد نطفه اش مسلمان بوده و بعد از بلوغ اظهار اسلام كرده و آن گاه از اسلام خارج شود.

(مـرتـد مـلّى ) كـسـى است كه پدر و مادرش در حال انعقاد نطفه وى كافر بوده و بعد از بلوغ اظهار كفر كرده وكافر اصلى شده ، سپس اسلام آورده و پس از آن به كفر برگردد، مانند كسى كه در اصل مسيحى بوده و مسلمان شده و سپس به مسيحيت برگردد.(192)

شرايط حكم به ارتداد:


1 ـ بلوغ

2 ـ عقل

3 ـ اختيار

4 ـ قصد

بـنـابـرايـن ، ارتـداد بـچـه ـ اگـرچـه نـزديـك بـلوغـش بـاشـد ـ ديـوانـه درحـال ديـوانـگـى ، شـخـص مـكـره و نـيـز آنـچـه كـه بـدون قـصـد واقـع مى شود، اعتبار ندارد. (193)

احكام ارتداد


پيش از بيان احكام ارتداد به يك حديث دراين باره توجه كنيد:

محمد بن مسلم گويد: از امام باقر عليه السلام درباره مرتد پرسيدم آن حضرت فرمود:

هـركـس از اسلام روگردان شود و بعد از اسلام آوردن ، به آنچه بر محمد صلى اله عليه و آله نازل گرديده ، كافر شود، توبه او پذيرفته نيست ، كشتن او واجب است ، زنش بر او حرام مى گـردد و مـال او مـيـان فرزندانش تقسيم مى شود.(194) اينك توضيح برخى از احكام مرتد فطرى وملى :

1 ـ ارتـداد بـا شـهـادت دو عـادل و نـيـز اقـرار ثـابت مى شود و احوط دومرتبه اقرار است و با شهادت زنها ـ جداگانه يا با ضميمه مرد ـ ثابت نمى شود. (195)

2 ـ مرتد فطرى به حسب ظاهر، اسلامش قبول نمى شود و حكمش به شرح زير است :

الف ـ اگر مرد باشد، كشته مى شود.

ب ـ اگـر زن بـاشد، كشته نمى شود، بلكه به حبس ابد محكوم مى شود، در اوقات نمازها او را كـتـك مـى زنـند، در معيشت بر او تنگ گرفته مى شود و توبه اش پذيرفته است . بنابراين ، اگر توبه نمايد از زندان آزاد مى شود.(196)

3 ـ مـرتـد مـلى تـوبـه داده مـى شـود، اگـر نـپـذيـرفـت ، بـه قـتـل مـى رسد و احوط اين است كه براى توبه سه روز به وى مهلت دهند و در صورت امتناع ، روز چهارم او را اعدام كنند.(197)

4 ـ فـرزنـد مـسـلمـانـى كـه مـرتـد شـده ـ اعـم از فـطـرى و مـلى ـ قـبـل از ارتـداد پـدر، مـسـلمـان مـحـسـوب مـى شـود. بـنـابـراين اگر فرزند بالغ شد و كفر را بـرگـزيـد، از وى خـواسـتـه مـى شود كه توبه كند (و به اسلام برگردد) وگرنه اعدام مى شود.(198)

5 ـ اگـر مـرتـد مـلّى تـوبه كند و كسى به اعتقاد اينكه بر ارتدادش باقى است ، او را بكشد، بـعـضـى گـفـتـه انـد: قـصـاص مـى شـود، ولى اقـوا عـدم قصاص است ولّى بايد از مالش ديه بدهد.(199)



تهيه کننده :مرکز تحقيقات اسلامي نمايندگي ولي فقيه در سپاه







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان