بسم الله
 
EN

بازدیدها: 521

اشتغال زنان در تنگناي حجاب و نقش مادري

  1392/12/28

ديدگاه اسلام درباره اشتغال زن چيست؟ آيا حجاب اسلامى مانع جدى اشتغال و عامل ركود فعاليت هاى اجتماعى زنان نيست؟ اشتغال زنان در جامعه امروزى با نقش مادرى زنان و نيز با توصيه حضرت زهرا(س) مبنى بر منع اختلاط چگونه سازگار است؟
بريا بيان پاسخ صحيح براساس اسلام ناب و پرهيز از افراط و تفريط به ديدگاه استاد شهيد آيةاللَّه مطهرى در تبيين حق حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى و حق اشتغال آنان اشاره مى كنيم. عصاره بيان ايشان در كتاب نظام حقوقى زن در اسلام چنين است:

الف. حق اشتغال

اسلام به زن حق اشتغال و حق مالكيت و تحصيل ثروت داده است و به مرد حق نداده در ثروت متعلق به زن تصرف كند. براساس آيات قرآن زنان همانند مردان در نتايج كار و فعاليت هايشان ذى حق هستند. نساء (4)، آيه 7 و 32.
«زن مانند مرد داراى ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است، اين استعدادها را خدا به او داده است و حكيمانه است كه بايد به ثمر برسد. از آنجا كه هر استعداد طبيعى، دليل يك حق طبيعى است، پس اشتغال زن حقى است كه خداى متعال به آنان ارزانى داشته است و محروم ساختن او از اين حق خلاف عدالت است. بازداشتن زن از كوشش هايى كه آفرينش به او امكان داده است، نه تنها ستم به زن است، بلكه خيانت به اجتماع نيز مى باشد، زيرا هر چيزى كه سبب شود قواى طبيعى و خدادادى انسان معطل و بى اثر بماند به زيان اجتماع است.
اسلام هرگز نمى خواهد زن، بى كار و بى عار بنشيند و وجودى بى ثمر بارآيد. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود اوست. زن اگر مايل باشد، كارى كه رد خانه به وى واگذار شود مجاناً و تبرعاً انجام مى دهد و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور كند. حتى در شير دادن به طفل با اينكه زن اولويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، فقط در صورتى كه زن مبلغ بيشترى مطالبه كند مرد حق دارد طفل را به دايه اى كه اجرت كمترى مى گيرد بسپارد.
كار زنان اختصاصى به حوزه درون خانه ندارد، بلكه زن مى تواند هر نوع كارى كه فاسد كننده خانواده و مزاحم حقوق ناشى از ازدواج نباشد براى خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصراً به خود او تعلق دارد.
ناگفته نماند كه موضوع بحث ما اين نيست كه آيا زن در درجه اول بايد به وظايف خانوادگى بپردازد يا نه؟ بدون ترديد ما طرفدار اين هستيم كه وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است؛ بلكه مقصود ما اين است كه لزومى ندارد زن الزاماً به درون خانه رانده شود و پرده نشين باشد.
پس در اينجا با سه مسئله مواجه هستيم:
1. اصل حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان.
2. حوزه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال آنان كه بايد متناسب با ويژگى هاى جسمى و روحى زنان باشد.
3. نحوه حضور زنان در فعاليت هاى اجتماعى و اشتغال كه بايد سالم و بدون آفت باشد. اسلام ساز و كارهايى را براى مسئله انديشيده است و از جمله آنها مى توان به پوشش اسلامى بانوان و كسب اجازه از همسران و توصيه به منع اختلاط اشاره كرد.

ب. حجاب اسلامى زن و حق اشتغال

يكى از ايرادهايى كه به حجاب اسلامى مى گيرند اين است كه حجاب مانع اشتغال زنان و باعث ركود و تعطيل فعاليت هاى زنان مى گردد. پاسخ آن است كه مبناى حجاب در اسلام اين است كه التذاذات جنسى بايد به محيط خانوادگى و به همسر مشروع اختصصا يابد و محيط اجتماع، خالص براى كار و فعاليت باشد و به همين دليل به زن اجازه نمى دهد كه هنگام خروج از منزل، موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مردم هم اجازه چشم چرانى نمى دهد. چنين حجابى نه تنها نيروى كار زن را فلج نمى كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى گردد.
اين ايراد بر حجاب نوع هندى يا يهودى يا ايران باستان وارد است؛ در حالى كه حجاب اسلامى هيچ گاه حكم به حبس زن در خانه نمى دهد تا جامعه را از وجود و استعدادهاى او محروم سازد، بلكه حدودى را تعيين مى كند كه زن با عمل به آن حدود، از چشم چرانى و فساد اخلاق مردان در امان باشد و خود نيز با وقار در عرصه اجتماع ظاهر شود.
نكته عجيب آن است كه مخالفان حجاب به بهانه اينكه حجاب نيمى از افراد جامعه را فلج مى كند با ترويج بى حجابى و فساد و بى بند و بارى نيروى تمام افراد جامعه را فلج مى كنند. نتيجه اين مى شود كه در جوامع مسلمان متجدد مآب، فقط در روستاها و خانواده هاى بسيار متدين، زنان با لباس ساده در اجتماع ظاهر مى شوند و به فعاليت اقتصادى مفيد مى پردازند وگرنه ساير زنان براى خودآرايى و آرايش، جز استهلاك ثروت و وقت و فاسد كردن اخلاق اجتماعى و خانواده، كار ديگرى نمى كنند و عده اى جاهل، نام اين را فعاليت اجتماعى و آزادى زن مى گذارند.

ج. كسب اجازه زن براى خروج از منزل و حق اشتغال

يكى از ايرادهايى كه بر نظام حقوقى زن در اسلام مى گيرند وجود محدوديت هايى براى زن در اصل حضور در جامعه و يا نحوه حضور است.
اينكه زن براى خروج از منزل نياز به اجازه شوهر داشته باشد، با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. مى گويند چگونه ممكن است براى زن حق اشتغال و استقلال اقتصادى قايل شد، با وجود آن اين محدوديت ها را قابل توجيه دانست؟
پاسخ آن است كه صِرف بيرون رفتن زن از خانه يا خريد و فروش زن در فروشگاه ولو اينكه فروشنده يا خريدار مرد باشد و يا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات، حرام و ممنوع نيست، چنان كه در مساجد و مجالس مذهبى و پاى منبرها شركت مى كنند چه كسى گفته كه تحصيل زن، فن و هنرآموزى زن و شكوفايى استعدادهايى كه خداوند در وجود او نهاده، حرام است؟! آنچه كه مهم است دو مسئله است:
1. رعايت پوشش اسلامى به گونه اى كه بيرون رفتن به صورت خودنمايى و تحريك آميز باشد.
2. رعايت مصلحت خانوادگى كه ايجاب مى كند خارج شدن از خانه توأم با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشى او باشد. اين بدان جهت است كه از نظر اسلام مرد رئيس خانواده است و زن عضو اين دايره است. بنابراين در حدودى كه مرد مصالح خانوادگى را در نظر مى گيرد حق دارد زن را از كار معينى منع كند. البته مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيشتر. گاهى ممكن است رفت و آمد زن به خانه اقوام و فاميل حتى خانه مادرش برخلاف مصلحت خانوادگى باشد، براى مثال خواهر يا برادر او فرد مفسد و فتنه انگيزى است كه زن را ضد مصالح خانوادگى تحريك مى كند و زن پس از برگشت به منزل بهانه گيرى مى كند و با ايجاد ناراحتى در خانه، زندگى را تلخ و غيرقابل تحمل مى سازد. در چنين مواردى شوهر حق دارد كه ازاين معاشرت هاى زيانبخش كه زيانش متوجه همه اعضاى خانواده اعم از مرد، زن و فرزندانشان مى شود جلوگيرى كند. ولى در مسائلى كه مربوط به مصالح خانواده نيست، دخالت مرد توجيه شرعى ندارد. پيش از اين گفتيم زن مى تواند هر نوع شغلى براى خود انتخاب كند مشروط به اينكه مايه فساد براى خانواده و يا مزاحم حقوق همسر نباشد.
در ادامه، يادآورى چند نكته سودمند است:
1. وظيفه اول زن، مادرى و خانه دارى است و اشتغال زن نبايد با اين وظيفه مهم مزاحمت داشته باشد؛
2. در اين بحث، منظور ما آن نوع كار اجتماعى نيست كه مستلزم خلوت با فرد بيگانه است و اكثر فقها قائل به حرمت آن شده اند.
د. حق فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى و سياسى
اسلام نمى خواهد زن به صورت موجود مهملى درآيد كه به جاى شكوفايى استعدادهايش، كارش فقط استهلاك ثروت و فاسد كردن اخلاق اجتماع و تخريب بنيان خانواده باشد. اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و سياسى و فرهنگى زن هرگز مخالف نيست و متون و تاريخ اسلام گواه آن است. اسلام مخالف فلج كردن نيروى زن و حبس استعدادهاى او و محروم ساختن او از فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى است. اسلام نه مى گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه منكر حق تحصيل علم و دانش او است و نه فعاليت اقتصادى يا اجتماعى و سياسى خاصى را براى زن تحريم مى كند. در مبارزات سياسى و تبليغ فرهنگى، دختر على(ع)، هم دوش برادرش حسين(ع) در حماسه بزرگ و تاريخى كربلا حضور فعال و بسيار مؤثر دارد و اصلاً فلسفه اينكه اباعبداللَّه(ع) اهل بيتش را در آن سفر خطرناك همراه خود برده است، يك اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتى بود كه بايد در آن سفر انجام دهند.

ه . شركت زن در مجامع

اسلام با همه توجهى كه به پاكى روابط جنسى ميان زن و مرد و نيز به خطر شكسته شدن حصار عفاف دارد، به عنوان يك آيين معتدل و متعادل از جنبه هاى ديگر غفلت نمى ورزد و زنان را تا حدودى كه منجر به فساد نشود، از شركت در اجتماع نهى نمى كند. زنان مسلمان مى توانند در حج، جهاد دفاعى، نمازجمعه و نماز عيد فطر و قربان، بيعت با ولى امر مسلمين، تشييع جنازه و... شركت نمايند. چنان كه مى دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتى كه شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه صددرصد دفاعى به خود بگيرد. در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا(ص) به برخى از زنان اجازه ميداد كه در جنگ ها براى كمك به سربازان و مجروحان شركت كنند.
حق مشاركت سياسى در غرب در پايان قرن بيستم و شروع قرن بيست و يكم مطرح شد در حالى كه اسلام بيش از چهارده قرن پيش اين حق را براى زنان به رسميت شناخت. پيامبر اكرم(ص) از زنان بيعت گرفت ولى با آنان مصافحه نكرد، دستور داد ظرف آبى آوردند، دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خويش در آب فرو برند و همين را بيعت شمرد. فقه اسلامى، تاريخ و همچنين روايات بيانگر نمونه هاى مختلف از حضور اجتماعى زنان مسلمان است.
بايد بكوشيم در فعاليت هاى فرهنگى، اجتماعى، بهداشتى، واحدهاى اختصاصى براى زنان به وجود آوريم و با فعاليت هاى مختلط و واحدهاى مختلط كه تقليد احمقانه اى از اروپاييان است مبارزه كنيم. تنها در اين صورت است كه زنان شخصيت واقعى خود را بازخواهند يافت و به نام آزادى و مساوات، ابزار و بازيچه و احياناً وسيله اطفاى شهوات مردان قرار نخواهند گرفت.

توصيه اخلاقى

روايايت در كتب روايى نقل شده است كه ظهور بدوى آن منع از حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما به دليل ادلّه قطعى ديگر از آيات و روايات و سيره معصومان خلاف ظهور آن روايات، آن دستورات به توصيه هاى اخلاقى و اوامر ارشادى حمل شده است. از جمله آن روايات مى توان به دو حديث ذيل اشاره كرد:
1. اميرمؤمنان(ع) به فرزندش امام حسن(ع) مى فرمايد: «تا مى توانى كارى كن كه زن تو با مردان بيگانه معاشرت نداشته باشد. هيچ چيز بهتر از خانه، زن را حفظ نمى كند... اگر بتوانى كارى كنى كه جز تو مرد ديگرى را نشناسد چنين كن». نهج البلاغه، نامه 31.
2. حديث منقول از حضرت زهرا(س): «روزى رسول خدا(ص) از مردم پرسيدند: چه چيز براى زن از هر چيز بهتر است؟ كسى نتوانست پاسخ بگويد. حسن بن على(ع) كودك حاضر در مجلس بود. قصه را براى مادرش زهرا(س) نقل كرد. زهرا(س) فرمودند: «از همه چيز بهتر براى زن اين است كه مرد بيگانه اى را نبيند و مرد بيگانه اى هم او را نبيند». شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 3، ص 9.
اين احاديث توصيه اخلاقى و ارشاد به يك حقيقت روحى و روانى در روابط دو جنس است كه تا حد ممكن، اجتماع مدنى غيرمختلط باشد. چه لزومى دارد كه مانند جامعه امروزى زنان دوش به دوش مردان فعاليت كنند؟!
آيا از راندمان كار آنان كاسته مى شود، يا هر يك را به جاى توجه به كار خويش، متوجه «هم دوش» و جنس مخالف مى كند؟! ترخيص هايى كه فقه اسلامى در روابط زن و مرد و در ميزان پوشش مقرر كرده است براى جلوگيرى از حَرَج و مضيقه براى زنان است، ولى از جهت اخلاقى، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امكان، قابل انكار نيست و مسئله تقسيم كار ميان على و فاطمه از سوى رسول خدا(ص) مبتنى بر همين توصيه اخلاقى صورت گرفته است.



مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 19، ص 133، 412، 439 - 454، 509-551؛ ج 17، ص 397 - 395.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان