بسم الله
 
EN

بازدیدها: 742

اقدامات و چالش‌هاي آموزش و پرورش در آموزش‌هاي پيشگيري از ايدز

  1392/12/27
خلاصه: يکي از چالش‌هاي آموزش‌هاي عمومي‌ پيشگيري از ايدز در جامعه مسلمان ما که حيا را علي‌رغم تمام تغييرات فرهنگي سال‌هاي اخير، هنوز به عنوان يک ارزش انساني و اسلامي ‌ارج مي‌گذارد، همين نحوه آموزش است. در جزوه آموزشي که براي مدارس ارسال شده است، "انتقال ويروس از راه تماس جنسي از فرد آلوده به فرد سالم"، تنها جمله‌اي است که مستقيماً به اين موضوع اشاره کرده است.
آذر ماه امسال رئيس دفتر يونيسف در ايران اعلام مي‌کند بر اساس مطالعات وزرات بهداشت، فقط 16 درصد از دختران و 20 درصد از پسران در کشور راه‌هاي مقابله با ايدز را مي‌دانند و 80 درصد در اين خصوص اطلاعاتي ندارند. هشتاد درصدي که بعضاً خيلي زود و از سنين نوجواني در معرض رفتارهاي پرخطر قرار مي‌گيرند و بايد راه محافظت از خود را آموخته باشند. 

اين در حالي است که کارشناسان نسبت به وقوع موج جديد انتقال ايدز از طرق روابط جنسي پرخطر، اعتياد به مواد روان‌گردان و اعتياد تزريقي خبر مي‌دهند و رئيس مرکز تحقيقات ايدز کشور،‌ آموزش مداوم، مستمر، شفاف و کنترل‌شده را تنها راه پيشگيري از ابتلا به ايدز مي‌داند. بر اساس همين نياز به آموزش عمومي، در سند ملي طرح استراتژيک مقابله با ايدز، از وزارت آموزش و پرورش خواسته شده تا پايان سال 93 حداقل 70 درصد دانش‌آموزان مقطع دبيرستان و راهنمايي را تحت آموزش استاندارد پيشگيري از ايدز قرار دهد. 

به گزارش مهرخانه، دست‌يابي به وجه کمي ‌اين هدف براي آموزش و پرورش البته مهم و چالش‌برانگيز است، اما نه به اندازه وجه کيفي و محتوا و نحوه آموزش آن که به دليل ارتباط ايدز با رفتارهاي پرخطر جنسي، همواره محل بحث‌هاي جدي و ملاحظات قابل اعتنا بوده است. اين ملاحظات البته درحوزه ساير آموزش‌هاي عمومي ‌مثل صدا و سيما نيز ديده مي‌شود و بعضاً به عنوان مانعي جدي بر سر راه آموزش فراگير و مؤثر، عمل کرده است.

در ادامه تلاش‌هاي آموزش و پرورش و چالش‌هاي پيش روي آن در بحث آموزش‌هاي پيشگيري از ايدز بررسي مي‌شود. 

آموزش پيشگيري از ايدز در کتاب درسي
چند سالي است که معرفي بيماري ايدز و راه‌هاي انتقال و پيشگيري از آن، به صورت مختصر در فصل آخر کتاب زيست سال اول دبيرستان وارد شده است؛‌ اما به گفته مژگان محمدي، يکي از معلمان زيست، از آنجا که اواخر سال معلمان به اين مبحث مي‌رسند و جزو مواد امتحاني نيست و فقط براي مطالعه بيشتر دانش‌آموزان قرار داده شده، ممکن است در بسياري از کلاس‌هاي درس، چندان جدي گرفته نشود. 

وي البته به دليل حضور در يک همايش با موضوع بيماري ايدز و راه‌هاي انتقال و پيشگيري، آشنايي عميق‌تري با اين بيماري دارد و براي بچه‌هاي کلاس از تجربه‌هاي بيماراني مي‌گويد که در آن همايش براي حضار صحبت کرده‌اند؛ معتادي که از راه تزريق مبتلا شده بوده و دندانپزشکي که در هندوستان در اثر جراحي يک فرد مبتلا، به بيماري دچار شده و مادر و دختري که ويروس از مادر به فرزند انتقال پيدا کرده است؛ اما مسلما بسياري از معلمان زيست، چنين اشرافي بر موضوع ندارند و دانش‌آموزان به اطلاعات مختصر کتاب بسنده مي‌کنند که اگرچه در مقايسه با قبل، قدم مثبتي است، اما با توجه به خطر روزافزون گسترش بيماري، به هيچ وجه کافي نيست.

در سال سوم دبيرستان نيز مجدداً و اين بار فقط براي دانش‌آموزان رشته تجربي، بيماري ايدز و اطلاعات مربوط به آن در فصل ايمني کتاب زيست مطرح مي‌شود. 

محمد چينيان، مدير کل دفتر سلامت وزارت آموزش و پرورش، اوايل سال تحصيلي جاري از طرح جديد آموزش ايدز در مدارس خبر مي‌دهد که با توزيع جزوه پيشگيري از ايدز در مدارس يازده استان که بيشتر در معرض خطر قرار دارند، آغاز شده است. اين جزوه شش صفحه‌ايي شامل مقدمه‌اي از ورود ايدز به ايران، معرفي بيماري ايدز و ويروس ايجادکننده آن يعني HIV، نشانه‌هاي بيماري ايدز، راه‌هاي تشخيص وجود ويروس در بدن، راه‌هاي انتقال ويروس به بدن انسان، درمان ايدز و در نهايت شاخص‌هاي سلامت رفتاري به معناي پرهيز از رفتارهاي پرخطر است. تعميق و تفصيل بعضي موضوعات نيز در فعاليت‌هاي کلاسي که با هدايت معلم انجام مي‌شود، گنجانده شده است.

اين جزوه از لحاظ محتوايي تفاوت چنداني با مباحث مطرح‌شده در کتاب زيست سال اول ندارد، اما به گفته محمد چينيان در گفتگو با خبرنگار مهرخانه، تفاوت اصلي آنجاست که آموزش اين جزوه در ساعتي مجزا از ساير دروس و به وسيله معلماني که براي اين کار، آموزش‌هاي ويژه ديده‌اند، اجرا مي‌شود. در متن جزوه چندين بحث کلاسي و کار گروهي وجود دارد که معلمان مي‌توانند از اين فرصت براي تعميق و افزايش کيفيت آموزش به خوبي بهره ببرند. بخشي از اين بحث‌ها مربوط به مهارت‌هاي زندگي از جمله مهارت نه گفتن به پيشنهاد‌هاي پرخطر از طرف دوستان يا مهارت تصميم ‌يري در مقابل گزينه‌هاي مختلف است که غيرمستقيم در پيشگيري از ايدز، نقش پررنگي ايفا مي‌کند. 

البته آموزش آداب و مهارت‌هاي زندگي به عنوان بخشي از آموزش‌هاي بهداشتي در مدارس، به طور مفصل‌تر در دوره راهنمايي براي دانش‌آموزان طراحي شده است که در آن بر افزايش اعتماد به نفس و قدرت تصميم‌گيري و نه گفتن دانش‌آموزان تا حدي کار مي‌شود؛ اما در کلاس ويژه آموزش ايدز نيز در حد فرصت و نياز، به اين مهم پرداخته مي‌شود. 

رويکرد جديد با آموزش معلمان و مربيان بهداشت
احمديان، از مسئولان آموزش معلمان براي پيشگيري از ايدز در اداره آموزش و پرورش استان خراسان جنوبي، از آموزش 70 هزار فرهنگي در سال گذشته و 50 هزار نفر در سال جاري در اين استان خبر داد. به گفته وي، فرهنگيان منتخب براي آموزش شامل مديران مدارس، معاونين و يکي از دبيران مورد علاقه دانش‌آموزان در هر مدرسه هستند که 32 ساعت آموزش ضمن خدمت مي‌بينند تا براي ارائه مباحث پيشگيري از ايدز در کلاس‌هاي درس آماده شوند.

اين دوره‌هاي آموزشي در استان با همکاري اداره بهداشت و قسمت کارشناسي بيماري‌هاي واگيردار اجرا مي‌شود. فرهنگيان، 16 ساعت آموزش حضوري دريافت مي‌کنند و به همين تعداد ساعت، به عنوان بخشي از کار آموزش، مباحث آموخته‌شده را به دانش‌آموزان انتقال مي‌دهند. در جريان اين آموزش، پيش‌آزمون و پس‌آزمون مي‌گيرند و پس از ارائه نتيجه کار به مسئولان مربوطه، مجوز گذراندن 16 ساعت آموزش غيرحضوري را نيز دريافت مي‌کنند تا در انتها به عنوان معلم آموزش پيشگيري از ايدز شناخته شوند. 

مقيمي‌پور از استان خوزستان نيز جزو معلماني است که سال‌ها پيش با گذراندن دوره ضمن خدمت، گواهي آموزش ايدز در مدارس را دريافت کرده است. به گفته وي در اين استان، دبيران زيست و در صورت تمايل، دبيران تربيت بدني مي‌توانند اين دوره را ببينند و جزوه آموزشي جديد را در کلاس ارائه دهند. 

مقيمي‌پور بر بحث توانمندسازي براي مقابله با رفتار پرخطر براي دانش‌آموزان تأکيد مي‌کند و مي‌گويد: در کنار آگاه سازي کامل درباره بيماري ايدز، از روش‌هاي انتقال در اثر اعتياد و روابط جنسي گرفته تا خال‌کوبي و دندانپزشکي، معلمان روي مباحث روان‌شناختي و مهارت‌هاي زندگي کار مي‌کنند تا بتوانند دانش‌آموزان را براي نه گفتن و تصميم‌گيري صحيح در موقعيت‌هاي پرخطر آماده کنند. 

مسلماً اين مباحث روان‌شناختي و مهارت‌هاي زندگي، پيش‌نياز اصلي براي مقابله با گسترش ايدز است؛ چراکه ورود در اين رفتارها در بسياري از موارد،‌ کليه آموزش‌هاي دريافت‌شده درقبال پيشگيري را بي‌اثر مي‌کند. به عنوان مثال کساني که مواد روان‌گردان مصرف مي‌کنند، به گفته کارشناسان، دچار جنون جنسي مي‌شوند و در اين شرايط، هر آنچه درباره روابط جنسي حفاظت‌شده آموخته‌اند، فراموش مي‌کنند و متأسفانه مصرف اين مواد در بين جوانان رو به افزايش است. 

در کنار طرح مبحث ايدز در کتاب درسي و آموزش معلمان، استخدام و آموزش مربيان بهداشت نيز به گفته دکتر حميدي؛ معاون تربيت بدني و سلامت وزير آموزش و پرورش، در دستور کار همکاري بين وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت است و آموزش و پرورش با متقاعدکردن مجلس، بودجه لازم براي استخدام تعداد بيشتري از مربيان بهداشت را براي سطح کشور فراهم کند. اين مربيان آموزش‌ديده در زمينه بيماري‌هاي مختلف از جمله بيماري ايدز، طي جلساتي فوق برنامه، دانش‌آموزان را آموزش مي‌دهند. 

چالش در ورود به جزئيات آموزش مرتبط با رفتار پرخطر
به گفته دکتر گلزاري، معاون سازماندهي امور جوانان در وزارت ورزش و جوانان، سن رابطه قبل از ازدواج در کشور به سنين راهنمايي رسيده است. اگر چه بسياري از اين دوستي‌ها در سنين پايين‌تر بين دختران و پسران در حد ارتباط عاطفي باقي مي‌ماند، اما با افزايش سن، متأسفانه بخشي نيز به روابط راديکال جنسي مي‌انجامد و اين روند رو به افزايش است.  

همچنين به گفته مينو محرر، رئيس مرکز تحقيقات ايدز، ميزان ابتلا به ايدز در ايران از طريق جنسي از 8 درصد در گذشته به 33 درصد در سال 91 رسيده که بسيار نگران‌کننده است. قطعاً قدم اول در آموزش‌ها بايد اصلاح نگرش و ترغيب به پاکدامني باشد، اما آن دسته که به هر دليل آلوده به اين گناه مي‌شوند، لازم است نحوه محافظت از خود را در برابر اين بيماري بدانند. 

يکي از چالش‌هاي آموزش‌هاي عمومي‌ پيشگيري از ايدز در جامعه مسلمان ما که حيا را علي‌رغم تمام تغييرات فرهنگي سال‌هاي اخير، هنوز به عنوان يک ارزش انساني و اسلامي ‌ارج مي‌گذارد، همين نحوه آموزش است. در جزوه آموزشي که براي مدارس ارسال شده است، "انتقال ويروس از راه تماس جنسي از فرد آلوده به فرد سالم"، تنها جمله‌اي است که مستقيماً به اين موضوع اشاره کرده است. در بخش سلامت رفتاري نيز به طور غيرمستقيم و مختصر، از تقوا و خودنگهداري و پرهيز از بي‌بند و باري در روابط فردي و اجتماعي سخن به ميان آمده است. خانم احمديان و آقاي مقيمي ‌که تجربه تدريس اين مباحث را در کلاس درس دارند نيز توضيح دادند که به اين موضوع نه به طور مفصل؛ بلکه مجمل اشاره مي‌کنند، اما اگر دانش‌آموزي سؤال داشته باشد، به او راحت و دقيق پاسخ مي‌دهند؛ يا بسياري دانش‌آموزان ممکن است خودشان نسبت به موضوع حساس شوند و از منابع مختلف درباره آن مطالعه کنند.

در اينجا دو رويکرد مطرح مي‌شود؛ برخي از متخصصان آموزش ايدز معتقدند اين نحوه آموزش سربسته و غيرشفاف نمي‌تواند اثر بازدارندگي موردنظر را در انتقال ايدز داشته باشد. در آموزش‌هاي مؤثر، بايد به طور کامل، شفاف و دقيق توضيح داده شود که يک رابطه محافظت‌شده چگونه است و چطور بايد از ابزارهايي مانند کاندوم براي اين کار بهره گرفته شود. اين متخصصان معتقدند آموزش براي جوانان نيز بايد با همين شفافيت باشد که به عنوان پيش‌نياز، آموزش روابط جنسي را نيز مي‌طلبد.

اما بسياري از دغدغه‌مندان بحث‌هاي تربيتي و آموزشي از سوي ديگر چنين رويکردي را به خصوص در مدارس باعث قبح‌زدايي از روابط گناه آلود مي‌دانند و مخالف چنين آموزش‌هايي براي دانش‌آموزان هستند. موضوع آموزش سلامت جنسي در مدارس البته از موضوعات چالش‌برانگيز است که موافقان و مخالفان خود را دارد. اگرچه در سال‌هاي اخير با رواج مشاهده برنامه شبکه‌هاي ماهواره‌اي و استفاده از اينترنت و تبادل اطلاعات و پچ‌پچ‌هاي بين دانش‌آموزان، آگاهي آنها درباره روابط جنسي به طور کلي در قياس با گذشته بسيار افزايش يافته و آموزش در مدارس، لااقل اطلاعات صحيح و غيرمخرب به دانش‌آموزان مي‌دهد، اما بسياري نيز معتقدند هنوز همه‌گيري اين اطلاعات آنقدر نيست که خودمان به گسترش آن کمک کنيم و با سخن گفتن علني از آن در کلاس درس، باعث حيازدايي شويم و غرايز نهفته را بيدار کنيم. 

هنوز دانش‌آموزان بسياري هستند که در نوجواني اطلاعات چنداني از اين مسئله ندارند و ذهنشان درگير نيست و به دليل تفاوت‌هاي طبيعي افراد، آمادگي رواني و عقلاني لازم را نيز براي آشنايي با اين موضوع ندارند و طرح اين موضوع ممکن است برايشان آسيب‌زننده باشد. بحث آموزش‌هاي جنسي ويژه پيشگيري از ايدز؛ يک قدم از آموزش جنسي به طور عام نيز چالش‌برانگيزتر است؛ زيرا به جز روابط همسراني که يکي از آنها مبتلاست، عمدتاً در روابط نامشروع مطرح مي‌شود و توضيح آن براي دانش‌آموزان تاثير نامطلوبي دارد. 

فارغ از گسترش کمي ‌آموزش پيشگيري از ايدز در مدارس کشور که هنوز جاي کار بسيار دارد، به نظر مي‌رسد رويکرد کيفي آموزش و پرورش بر اساس آنچه در جزوه آموزش ايدز آمده و عملکرد معلمان در کلاس‌هاي آموزشي، تلاش براي انتقال حداکثر اطلاعات مرتبط با ايدز در عين رعايت ملاحظات فرهنگي است. به اين معنا، بايد منابع آموزشي ديگري نيز براي دانش‌آموزان يا به طور عام نوجوانان، در نظر گرفته شود که ضعف يا کاستي‌هاي احتمالي آموزش در مدارس را پوشش دهد و جبران کند؛ اما با توجه به ملاحظات ذکرشده، هر منبع آموزشي ديگري نيز از رسانه ملي يا رسانه‌هاي مکتوب گرفته تا انيميشن و فيلم و کتاب؛ با چنين اما و اگرها و محدوديت‌هايي روبه‌روست. البته اين به معناي ناممکن بودن تهيه منابع مفيد و با ملاحظه نيست، اما مسلماً کار مشکل و حساسي است و اکنون با کمبود جدي اين منابع روبه‌رو هستيم. در چنين شرايطي نقش خانواده به عنوان يکي از منابع اصلي و تأثيرگذار دريافت اطلاعات و آموزش، بيشتر به چشم مي‌آيد. 

بعضي از کارشناسان تعليم و تربيت فارغ از تلاش‌هاي عمومي ‌نهادهاي آموزشي مانند مدارس و رسانه‌ها،‌ بر نقش‌آفريني خانواده در اين موضوع تأکيد مي‌کنند. پروين داعي‌پور، کارشناس ارشد روان‌شناسي باليني که تجربه‌اي طولاني در کار با نوجوانان دارد، از جمله اين کارشناسان است. به گفته وي، بزرگ‌ترين خطاي خانواده ايراني آن است که برخي مسئوليت‌هاي تربيتي خود را به مدارس يا رسانه‌ها يا جامعه به طور کلي واگذار کرده است. در حالي‌که هر چقدر هم نوجوانان از منابع آموزش عمومي، اطلاعات دريافت کنند، پدر و مادر موظفند با فرزندانشان به خصوص در زمينه مسائل جنسي و مسائل دروان بلوغ صحبت کنند و توضيح بدهند که چه تغييراتي منتظر آنهاست. 

به اين ترتيب و با ايجاد يک رابطه صميمانه، مرجع پاسخ‌گويي فرزندان براي سؤال‌ها و مسائل آينده مي‌شوند و مي‌توانند به روشني و شفافيت، ارزش‌ها و خط قرمز‌ها و ضوابط خانواده را نيز براي فرزندان توضيح بدهند و مطمئن باشند فرزندانشان با اطلاعات منحرف يا غلط، دچار آسيب نمي‌شوند. 

داعي‌پور معتقد است: خانواده ايراني در گذشته اين نقش را به خوبي ايفا مي‌کرده است و آنقدر انسجام داشته که همه چيز را درون خود حل کرده و فرزندان از حمايت عميق خانواده بر خوردار بوده‌اند و هويت خودشان را نيز از خانواده مي‌گرفته‌اند؛ اما اکنون والدين، همه چيز را از سيستم مدرسه مي‌خواهند و فرزندان به جاي آنکه شبيه خانواده‌هايشان باشند، شبيه جامعه‌اند. 

اما براي اين مهم، خانواده‌ها نيز بايد آموزش ديده باشند تا بتوانند به درستي اطلاعات لازم را در اختيار فرزندان بگذارند. در حالي‌که بسياري از والدين، خود در اين زمينه اطلاعات لازم را ندارند يا نمي‌توانند به خوبي آن را به فرزندانشان آموزش بدهند. بنابراين آموزش خانواده به نوبه خود بايد به طور جدي در برنامه کار آموزش و پرورش و انجمن‌هاي اوليا و مربيان،‌ آموزش عالي به عنوان تربيت والدين آينده و ساير نهادهاي آموزش عمومي ‌مانند رسانه‌ها قرار گيرد. 





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان