بسم الله
 
EN

بازدیدها: 601

طريقه کشف جعل در عصر حاضر؛ پيدايش خط و انواع آن- قسمت دوم

  1392/12/24
قسمت قبلي

چه عواملي اسلوب خط را تشکيل ميدهد؟

عادت

نويسندگي کار عادتست و مثل ساير اعمال محصول انديشه و هوش است.
اساس و مبناي عادت تکرار عملست و از تمرين و تکرار هر عمل عادت بوجود ميايد.
عادت در حکم طبيعت ثانويست و چيزيکه تکرار ميشود توليد طبيعت ثانوي را مينمايد.
فعاليت هر موجود بستگي دارد بشدت علاقه او نسبت باشياء هر چيز مکرري توليد عادت کرده و عادت تمايل را ايجاد و تمايل عمل را بوجود ميآورد.
تعارضي هميشه بين من عادت و من متفکر ايجاد ميشود من عادت نويسنده اصلي و من متفکر جاعل و نويسنده تعصنعي ميباشد.
عاده عمل مکانيکي و غير متفکر ميباشد عادت با حيوه کليه موجودات همراه است.
تمام اعضا بدن مخصوصاً اعضائيکه اعمال حياتي را انجام ميدهند و کليه سلولها در نتيجه عادت عمليات خود را انجام داده و مجموعه عاديات اعضا و سلولها حيات بدن را تشکيل ميدهد پس عادت يکي از قواي داخلي است که انسانرا بدون اينکه توجه و فکر او دخالت داشته باشد وادار به يک سلسله عمليات ميکند.
حرف زدن – راه رفتن – خوردن يا عکس آن تمام يک سلسله از عاديات ما است. عادت کليه قواي ظاهري و باطني انسان را تشکيل ميدهد.
روابط و رشته خون و خويشاوندي چيز ديگري جز عادت نيست که تمام افراد داراي خصال و صفات مشترکه هستند محبت اطفال نسبت بپدر و مادر روي عادتست و اگر طفلي را بوسيله دايه شير دهند همان عواطف و احساسات را از نظر عادت به دايه خواهد داشت و دايه قائم مقام مادر ميشود.
مشترکات اخلاقي يک جامعه در کليه شئون حياتي عادتست و بس.
اين غريزه در اغلب حيوانات صدق پيدا ميکند که اغلب پرندگان را ميتوان عادت داد که نغمه مخصوصي را بسرايند.
در سيرکها در نتيجه تمرين و عادت دادن بحيوانات اسب اعمال رياضي از قبيل جمع و تفريقرا انجام ميدهند و يا سگ با آهنگ پيانو صداي خود را موزون و هماهنگ مينمايد.
طوطي در نتيجه عادت و تکرار يک سلسله الفاظ و عباراتي را تلفظ ميکند.
اسب در نتيجه عادت مسير معيني را طي مينمايد و اگر از مسير اصلي او را منحرف کنند ميايستد تا صاحبش برسد و او را هدايت نمايد.
نباتات از قوانين عادت معاف نيستند شاخه درخت بهمان جهتي که عادت کرده است رشد و سير مي کند اگر بخواهند اين عادترا ترک نمايد بايد با يک طناب قوي او را ببندند تا پس از مدتي در نتيجه عادت تابع اراده و منظور آنان شود.
عادت حتي در اشياء غير ذيروح و جمادات برقرار است.
رواقيون عقيده داشتند که سنگ و کليه ذراتي که بهم التصاق پيدا کرده تا او را تشکيل داده همان عادات ثابت و دائمي آنهاست.
پس عادت تکامل در فطرت و ذاتي است و بمنزله قدرت نامرئي در ما ميباشد.
موسيقي و دانستن زبان چيز ديگري نيست مگر عادت گوش و اداي کلمات و الحان و اوزان و آهنگهاي آن و نقاشي عادت چشم است نسبت باندازه گيري و تشخيص رنگها.
بعضي مردم کاملاً متوجهند که براي انجام هر امري يک وسائل شخصي دارند که در عداد اعمال غير ارادي آنانست و فکر و انديشه در آن دخالت ندارد دست يکنفر راننده ماشين سواري و يا طياره در نتيجه عادت ميزانست و تطبيق باراه ميکند و يک يا ماشين نويس قابل روي عادت در تاريکي شب ميتواند با انگشتان خود منويات خود را ماشين نمايد پس با توجه باين نکات تحريرات و نوشتجات اشخاص عبارتست از ترکيب عده بيشماري از عادات و معرف هر شخصي ميباشد نويسنده طوري عادت دارد در حاشيه گذاشتن يا نگذاشتن يا يکطرف و دو طرفرا حاشيه دادن که کليه اين عمليات جزء حيات نويسنده است و هر قدر سعي و کوشش شود که اين روش را تغيير بدهند بهمان قدر که وقت و زمان ايجاب کرده عادتش شود ترک آن هم همان ميزان و مقدار زمانرا لازم دارد زيرا هر نويسنده در موقع تنظيم يکنوشته يا يک سند نکاتيرا در نظر ميگيرد که در نتيجه تمرين بدست آمده و از نظر زيبائي نويسنده خصوصيات و اسلوبيرا در نوشتجات خودانتخاب ميکند که نويسنده ديگر فاقد آن خصوصيات ميباشد.
1- فواصل بين خطوط و کلماترا عادت ايجاد مينمايد.
2- طرز کرسي کلمات و قرار دادن و سوار کردن روي هم.
3- داشتن حاشيه يا نداشتن حاشيه دست راست يا چپ بالا يا پائين هر کدام يک عادت است.
4- جاي امضا يا قرار دادن امضا بعد از نوشته که بعضيها وسط و بعضيها اول و بعضيها آخر سطر امضا مينمايند.
5- خط افقي سربالائي سرپائيني انحنا در نوشتجات فرع بر عادتست.
6- خط متوازي و عرضي فواصل بين خطوط نوشته روي پاکت يا يک کاغذ ساده.
7- ترتيب عنوان سرنامه مقدمه خاتمه نامه ناريخگذاري و ارتباط آنها با اصل نوشته.
8- فقره بندي تقسيم بندي تکرار حذف.
9- تنظيم ارقام اختصار کلمات و علائم آن در خط.
10- نوشتن بين دو سطر و تکرار کلمات در نوشته.
11- عنوان پاکت و اندازه آن.
12- ارتباط کلمات با هم از لحاظ شکستگي و درستي کلمات يعني تمام حروف يا نصف حروف.
13- تعداد کلمات در يکسطر مانند نوشته تلگرافي.
14- نقطه گذاري و سطربندي.
15- خط کشي زير کلمات از نظر تاکيد.
هر نويسنده بيکي از نکات بالا عادت دارد.
اعضاي وزارتخارجه ايران چون کارشان کم است خط ملوس و زيبا دارند.
گمرکچي – پستچي تلگرافچي – تقريرنويس و تندنويس چون بايد زياد بنويسند خطشان بد و تند ولي محکمست و عادت بتند نوشتن دارند.
بعضيها پهن و گشاد و با دست سنگين مينويسند و فواصل خطوطشان زياد است چون هنوز نويسندگي ملکه آنها نشده و مبتدي هستند.
از پشت پاکت و خطوط آن هميشه ميتوان پي برد نويسنده کيست بدون اينکه نيازي بمراجعه بکاغذ جوف پاکت داشته باشد.
از روي نوشته ميتوان قضاوت کرد خط مبتديست يا کارکرده بچه است يا بزرگ زنست يا مرد.
انواع نوشتجات و عاديات روي طرز نگاهداري قلم و طرز نوشتن روي ميز يا روي زانو و حرکت دست است فشاري که بقلم ميآيد شدن و ضعف دارد عمودي يا افقي گرفتن قلم زانو يا فشار بطرف چپ يا راست يا مساوي قلم تاثير در خط دارد.
حرکت انگشت ابهام وسطي و سبابه حرکت مچ دست حرکت آرنج و ساعد و شانه تمام اين حرکات در ترسيم خطوط و کلمات و تمرين آنها برحسب عادت شيوه مخصوصي ايجاد مينمايد.
فقط چيزيکه عادت را در قسمتي از دست ميدهد کمي مواد لازم يعني لوازم التحرير از قبيل کاغذ و غيره براي نوشتن است که اين خود يکنوع عادت ديگري ايجاد مينمايد.
سابقاً چون لوازم التحرير نادر و کمياب بود از لحاظ صرفه جوئي در کليه نوشتجات حاشيه ميرفتند و حتي قسمتي از مطالب بصورت بين السطورين در ميآمد کتب قديمي ما مانند فقه و اصول کاملاً مثبت اين معني ميباشد.

جعل چيست و براي کشف آن چه بايد کرد

کليه اموري که محصول انديشه و فکر بشر است يکي از علائم و آثار بارز شخصيت او ميباشد.
هرکس را از طرز گفتار – رفتار – افکار – اشارات – حرکات – سکنات راه رفتن – غذا خوردن – لباس پوشيدن – مسکن – کار – محتويات جيب – زينت آلات – نوشتجات – کتاب و رفقايش ميتوان شناخت.
کليه اين عوامل مترجم ساختمان دماغ و روحيه افراد ميباشد و الفباي ناطقي است که در اولين تماس و ملاقات ميتوان قضاوت درباره آن شخص نمود.
شخصيت ناشي از عناصر مادي است که حيات انسانرا تشکيل ميدهد.
با مراجعه به قانون وراثت و مطالعات عميقه در حيوانات منويه اعم از مرد و زن و با مشاهده افراد يک خانواده معلوم ميگردد که تشابه کامل جسمي و روحي در صفات و خصال و خطوط ريزه چهره و سيماي پدر و مادر با اولاد و نوادگان آنان وجود دارد.
سلولهاي هرکس از پروتوپلاسم و هسته و عده زيادي ترکيبات شيميائي خميري ساخته شده و مجموعه فعل و انفعالات فرد فرد عناصر با يکديگر و با محيط خارج است و شخصيت هم متفرق در تمام اجزاي آن و هم متمرکز در هر فرد آن ميباشد در يک سلول و يک نسج کوچک عوالم و جهان وسيعي ذخيره شده مانند حافظه انشان که مرکز آن در مغز است در کمون اين سلولهاي کوچک چه مطالب زياد و چه مناظر کثير بايگاني و عکس برداري شده است که در موقع مراجعه در مقابل ذهن انسان عبور داده ميشود.
در هر حال نوشتجات و خطوط هر کس اعم از دستي و ماشيني از آثار همين سلولها بوده و حکايت از روحيات و صفات شخص نويسنده مينمايد و ميتوان کاملاً بدرجه آموزش و پرورش روحي و جسمي او پي برد مثلي است معروف در انگليسي که معرف هرکس اولين کلمه ايست که از او ادا ميشود که عين آن ذيلاً نقل ميشود :
EVERY PERSON IS ACKNOWLEGED BY HIS FIRST WORD.
و سعدي عليه الرحمه به نحو ديگري اين معني را بيان نموده است.
تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد.
هرکس با خودش تطبيق ميکند و کپيه و رونوشت خودش ميباشد.
فطرت و ذاتيات را نميتوان کاملاً تغيير داد و با حالت تصنعي نميتوان خصال و صفات خود را مکتوم و مستور نمود.
در زبان ايتاليائي ضرب المثلي است معروف که ميگوي مار تغيير پوست ميدهد ولي تغيير خصلت نخواهد داد که عين آن ذيلاً نقل ميشود.
IL SERPENTE CAMBIA LA PELLE MA NON IL VIZIO
در دنيا استتار مطلق وجود ندارد.
از فواصل بعيده انسان قادر شده است که بوسيله رادار از پشت پرده هاي ضخيم موانع مناظر مطلوبرا عکس برداري کند.
اشياء لازم نيست فقط از طريق انعکاس نور مستقيم درنظر ما جلوه گري کند از طريق انعکاس امواج نامرئي نيز ميتوان پي بوجود آنها برد و با وسائل ژئوفيزيک (Geophysique) قشرهاي خاکرا از اعماق زمين و درون آن بوسيله پاندول يا گالوانومتر (Galvanometre) قضاوت نمود و از مقدار نفت يا آب اطلاع پيدا کرد.
در نتيجه مساعي و کوششهاي بشر است که به اسرار و مکنونات طبيعت پي برده زيرا اعمال طبيعت و جريان آن با سابق فرقي ندارد تغيير طبيعت بستگي و ملازمه بافهم بشر و طرز اجراي اين اعمال و اسرار را دارد.
آفتاب و ساير اجرام سماوي همان حرکات ازمنه گذشته را انجام ميدهد ولي انسان امروزه پي به قوانين و حرکات اين اجرام برده وآنها را مستخدم خود نموده است.
هرکس درهر رشته اي هست وظيفه دارد پرده را بالا زده و قسمت اعظم از قوانين طبيعت و اسرار آنرا آشکار نمايد.
علم چيز ديگري نيست مگر بيان روابطي که در طبيعت مابين علل و معلولها موجود است و هدف علم کشف حقيقت است انسان بايد حوادث و قضايا را موشکافي کرده و ارتباط آنها را با يکديگر پيدا نمايد اين اصل را علماء دترمينيسم (Determinisme) يا ترتب معلول بر علت ميگويند.
با نيروي علم و پرتو دانش و کسب فضايل و کمالات عصر بايد به کشف حقايق پرداخت و بينائي براي هر فرد و اجتماعي در نتيجه پاره کردن پرده هاي جهل و ناداني پيدا شده و آنانرا به رموز و اسرار واقف خواهد ساخت شرط بقاء هر موجودي متناسب بودن او با محيط و عصر خواهد بود.
در سوره ق آيه 21 خداوند اين نکته را کاملاً بيان نموده که ذيلاً عين آيه شريقه درج ميشود
لقد کنت في غفله من هذا فکشفنا عنک غطاءک قبصرک اليوم حديد
اي انسان تو در غفلت بسر بردي پس پرده جهل را از مقابل چشمان تو برميداريم تا ديده و بينائي تو تيز و روشن گردد.
بين ما و دنيا پرده اي است که روي آن به خيال خود نقوش رسم کرده و اسمش را دنيا ميگذاريم پس دنياي خارج از يکنوع مصالح بيشتر تشکيل شده است يک دنيا در خارج وجود دارد و يک دنيا هم در مغز هر يک از ماها.
اگر روزي آيه شريفه تحقق يافت و پرده ازمقابل برداشته شد ما کاملاً در ريزکاريها و اعماق اشياء نفوذ کرده آن روز تمام اسرار گذشته خود و ديگران بر ما روشن خواهد شد.
امروز علم فيزيک و شيمي نقش بزرگي را در کشف جعل و تزوير اسناد بازي کرده و باتکاء اين دو علم با جلب نظر متخصصين فن ميتوان به خوبي به اصالت و عدم اصالت اسناد و نوشتجات پي برد و براي درک اين معني بايد نوشته را تعريف نمود سپس به رعايت بعضي اصول و نکات که بکشف حقيقت کمک مينمايد بپردازيم.


نويسنده: محمود سرشار






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان