بسم الله
 
EN

بازدیدها: 608

خاطرات واقعي يک حقوقدان(29)ماجراي يک تصادف عمدي

  1392/12/23


چندي پيش به پرونده قتلي رسيدگي کردم که علي رغم اينکه مدتهاي مديدي است از وقوع و رسيدگي به آن مي گذرد، اما هنوز هم _ وقتي خاطرات آن پرونده را مرور مي کنم _ پذيرش ارتکاب آن برايم سخت و غيرقابل باور است. موضوع علاوه بر اينکه از لحاظ جنبه هاي عاطفي و انساني در نوع خود جنايتي دردناک و ناگوار بود، از لحاظ حقوقي هم نکات واجد اهميتي داشت که در اينجا نقل آن را خالي از فايده نمي بينم.

حکايت از اين قرار بود که درجاد? خاکيِ مسيرِ يکي از امامزاده هاي اطراف شهر، وقوع يک فقره تصادف منجر به فوت، مابين کودکي حدوداً 5 ساله با يک دستگاه خودرو پيکان گزارش شد، کودک در حين انتقال به بيمارستان فوت کرده بود. افسرِ کاردان فني راهنمايي و رانندگي پس از حضور در محل علت حادثه را عدم توجه به جلو از سوي راننده اعلام و وي را مقصر معرفي کرده بودند.

پدر کودک که در حين تصادف همراه فرزندش بود، مدعي بود که با رانند? خودرو از قديم اختلاف و درگيري داشته و راننده به عمد پسرش را زير گرفته است، با اين توضيح که در روز حادثه با پاي پياده با پسرش در حال رفتن از کنار جاده به امامزاده بوده که يک لحظه راننده پيکان به سمت آنها رفته و پسرش را زير گرفته است.

اما راننده در مقابل، در اظهارات خود مدعي بود؛ با توجه به خصومت قبلي ميان وي و پدرِ کودک، ايشان فرزند خود را به عمد و براي متهم کردنِ وي، جلوي خودرو پرت کرده است و در روز حادثه او با سرعت مطمئنه و با توجه کافي به جلو در حال رانندگي در مسيرِ برگشت از امامزاده بوده است که يک لحظه متوجه پرت شدن کودکي به جلويِ ماشينش مي شود، او نيز با توجه به فاصل? کم ناگزير به برخورد مي گردد لذا نه بي احتياطي در رانندگي را مي پذيرد و نه عمد در برخورد را.

در ادامه و ضمن انجام تحقيقات از مطلعين، آشنايان، همسايگان و اهاليِ محلِ سکونت طرفين وجود درگيري و سابقه خصومت ريشه دار بين پدر کودک و راننده محرز و مسلم شد. در تحقيقاتِ مرجع انتظامي از محل تصادف نيز شاهد يا شهود بي طرفي که حادثه را ديده باشند مورد شناسايي مرجع انتظامي قرار نگرفت.

  ما بوديم و نظريه کارشناسي تصادفات و ادعاهاي متناقض طرفين که هر کدام ديگري را متهم به قتل عمد مي کردند.

 مدتي پرونده به همين منوال در جريان بود، کم کم داشتم به اين نتيجه مي رسيدم که ادعاهاي طرفين را _ که مهمترين دليل ابرازي هر دو طرف براي آن ادعاها خصومت و درگيري قبلي بوده _ کنار گذاشته و بر مبناي نظر کارشناس و کاردان فني تصادفات، در خصوص راننده به اتهام بي احتياطي در امر رانندگي منجر به قتل غيرعمدي قرار مجرميت و در خصوص اتهام طرفين دائر بر قتل عمدي به جهت عدم وجود دليل کافي بر تحقق قتل عمد و توجه اتهام به ايشان قرار منع تعقيب صادر کنم.  تا اينکه صبح يک روز اداري، سه نفر کارمندِ يکي از ادارات دولتي به شعبه آمدند و گفتند که چند وقت پيش به اتفاق يکديگر براي تفريح به صحرا رفته بودند و شاهد يک فقره تصادف بوده و مشاهده کرده اند؛ مردي که کودکي کم سن و سال را به همراه داشته است، در يک لحظه کودک را جلوي يکي از خودروهايي که در حال تردد در مسير امامزاده بوده اند پرت مي کند، از آن زمان تاکنون قصد داشته اند يک روز با يکديگر به دادسرا بيايند و مشاهدات خود را به مقام قضايي بگويند تا اين که آن روز موفق به اين کار شده اند.

  پس از اخذ اظهاراتِ دقيق آنها به صورت جداگانه و کسب اطمينان از صحت اظهاراتشان، دستور دستگيري و جلبِ پدرِ کودک را دادم، پس از دستگيري وي و انجام مواجهه حضوري مابين او و شهود، بالاخره پدرِ کودک به جنايت اقرار کرد و معترف شد که به عمد پسرش را جلوي خودرو پرت کرده است و روز حادثه بعد از اينکه متوجه شده بود که راننده در مسير امامزاده قصد تردد دارد دستِ پسرش را گرفته و در کنار جاد? خاکي امامزاده منتظر ايستاده و وقتي متوجه عبور خودرو راننده مي شود به محض نزديک شدن سريعاً فرزندش را جلوي ماشين پرت مي کند.

    با تکميل تحقيقات، پرونده با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست در خصوص پدرِ کودکِ متوفي به اتهام مباشرت در قتل عمد به دادگاه ارسال شد و درباره اتهام قتل عمد و غيرعمد راننده قرار منع تعقيب صادر گرديد.


نويسنده: مصطفي عباسي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان