بسم الله
 
EN

بازدیدها: 748

مفهوم و پيشينه بحث تساهل و تسامح

  1392/12/20

از منظر غربيان «تسامح و تساهل» در اصطلاح، به معناي عدم مداخله و ممانعت انسان يا اجازه دادن از روي قصد و آگاهي نسبت به اعمال و عقايدي است كه مورد پسند و پذيرش او نباشد .با توجه به اين تعريف، عناصر زير را در اصطلاح تساهل لحاظ كرده اند: 

الف. وجود تنوع و اختلاف: 
تساهل بايد در ميان افرادي باشد كه به نحوي با هم اختلاف دارند. بنابراين مدارا و هم زيستي مسالمت آميزي كه در ميان افراد جوامع يك رنگ و هم عقيده وجود دارد، از تعريف تساهل خارج است. 

ب. ناخشنودي و نارضايتي: 
با اين ويژگي، آن تساهلي كه از روي بي اعتنايي و بي تفاوتي باشد، خارج است؛ 

ج. آگاهي و قصد: بنابراين تساهل نبايد از روي جهل و بدون انگيزه صورت گيرد؛ 

د. قدرت و توانايي بر مداخله: 
به همين جهت مداراي عاجزانه و از روي ناچاري تساهل خوانده نمي شود. تعريف مذكور در فرهنگ غرب متداول است و انديشمندان غربي شروط چهارگانه فوق را به عنوان شرط لازم براي تسامح و تساهل در نظر مي گيرند. هرچند اين شروط را كافي ندانسته و شرط هاي ديگري نيز بر آن افزوده اند. 

تعاريف تسامح و تساهل در اسلام 

مراد از تسامح و تساهل چيست و آيا اين اصطلاح در اسلام به همان مفهومي است كه در غرب رايج است؟ 

تعريف لغوي تسامح و تساهل از ديدگاه اسلام 

تساهل واژه اي است عربي از ريشه «سهل» به معناي آسان گيري و عملي كه در آن شدت و تنگي نيست. و نيز به معناي ارفاق و گذشت، ملايمت و چشم پوشي آمده است. در كتب لغت فارسي نيز به معناي سهل گرفتن بر يكديگر، آسان گرفتن و به نرمي رفتارنمودن، آمده است. تسامح از ريشه «سمح» به معناي بزرگواري، جوان مردي، بلندنظري و بخشش است. مسامحه به معناي آساني و نرمي كردن و آسان گرفتن بر يكديگر است، و سماح به معناي چشم پوشي، گذشت و بخشش است.اين واژه نيز با تساهل مرادف است، تنها فرق ظريفي كه با آن دارد اين است كه تسامح به معناي نوعي كنار آمدن همراه با جود و بزرگواري و جوان مردي و توانايي است، در حالي كه واژه تساهل و تحمل، با ضعف و فرودستي و ناتواني منافات ندارد. 

تعريف اصطلاحي تسامح و تساهل در اسلام 

تساهل در اصطلاح اسلامي يعني آسان گيري و مدارا و بردباري و رفق نسبت به منافقان، كه در معارف ديني ما مكرر به آن اشاره شده است. و نيز تحمل هر طريقه نو و كهنه اي كه مخالف با طريقه مقبول خود انسان است و اظهار نفرت نكردن از آداب و اعتقادات ديني و مذهبي ديگران. البته تحمل عقايد، سلوك و رفتار ديگران صرفاً به معناي قبول حقانيت و مشروعيت نيست؛ همان گونه كه در صدر اسلام عقايد گوناگوني در مواجهه با اسلام بوده است، كه در صورت عدم برخورد خصمانه مي توانستند به راحتي در حكومت اسلامي زندگي كنند و در امنيت كامل به سر برند.«به همين جهت تسامح جنبه جوان مردي داشته و طرفيني است؛ يعني همه مردم نسبت به هم آسان بگيرند و جوان مردي نمايند و نخواهند عقايد و اعمال همديگر را در مواردي كه منافي با آزادي و زندگاني خودشان است در فشار حدود و قيود ناشي از تعصب بگذارند». 

ويل دورانت نيز در كتاب تاريخ تمدن خود مطالبي دارد كه سخنان بعضي از معاصران را تأييد مي كند. برخي معتقدند كه اين دو واژه اگر با هم استعمال شوند، هم معني هستند، اما اگر يكي بدون ديگري به كار رود، معنايشان متفاوت است؛ چون تساهل نوعي بي تفاوتي و اباحه گري را در خود دارد، بر خلاف تسامح كه در آن مدارا و گذشت با بزرگواري نهفته است.از ديگر واژگان نزديك به مفهوم تسامح و تساهل كه به جاي آن به كار رفته است، مي توان واژه هاي زير را نام برد:مدارا (كه واژه اي عربي است و در لغت به معناي لطف روا داشتن، كسي را فريفته خود كردن، نرمي نشان دادن و كسي را تحمل كردن است و به معناي دورويي، چاپلوسي، خدعه و نيرنگ نيز آمده است. در فارسي نيز به معناي با مهرباني برخورد كردن و نرمش در رفتار و گفتار و تحمل ناملايمات است. )؛ رواداري (جايز دانستن و اجازه دادن)؛ اغماض؛ سعه صدر؛ نرمي؛ ملايمت؛ حلم و بردباري؛ رحم و شفقت؛ كه تا حدودي برابر همان تسامح و تساهل اند. 

پيشينه تاريخي تساهل در غرب 

تاريخ پيدايش انديشه تساهل در غرب، مربوط به بعد از قرن شانزدهم است كه با عملكرد كليسا در دوره حاكميت خود در قرون وسطا پيوند دارد. كليسا به سبب عرضه رفتار خشونت آميز، گرايش هاي انحرافي بسياري را در اروپا فراهم كرد.در حوزه عقايد، كليسا، دگم انديشي ها و جزم گرايي هاي فراواني داشت كه در نتيجه افكار و عقايد را نسبت به خدا دچار خدشه اي بزرگ كرد. مهم تر از همه، خشونت هاي عملي كليسا بود، كه اين خشونت ها اسباب رهيدگي و رميدگي از دين را فراهم كرد و آن گونه كه برخي نوشته اند: «خطاي عمده كليسا در جهات مختلف بود؛ از جمله كليسا با نوعي رژيم پليسي خشن در جست وجوي عقايد افراد بود و كوشش مي كرد كوچك ترين نشانه اي از مخالفت با عقايد مذهبي در فرد يا جمعي پيدا كند و با خشونتي وصف ناشدني، آن فرد يا جمع را مورد آزار قرار دهد. اين بود كه دانشمندان جرئت نداشتند برخلاف آن چه كليسا آن را عِلم مي داند، بينديشند.» محكمه تفتيش عقايد باعث شد كه نوآوران علمي و كساني را كه در برابر خشونت ها و خفقان هاي كليسا به نوآوري و اظهار نظر علمي پرداخته بودند، تكفير كنند و آن گاه آنان را به قتل برسانند، كه داستان غم بار اين خشونت ها را ويل دورانت در كتاب خويش آورده است. اين زمينه ها سبب پيدايش عصيان هاي فكري فراواني در جامعه و در نهايت عصيان هاي اجتماعي عليه كليسا شد. طرح مسئله به قرن هاي شانزدهم و هفدهم ميلادي بازمي گردد كه در آن، حال و وضعيت فرقه هاي پيش روِ در حال رشد جامعه، اقتدار كليسا را به چالشي عظيم برده و ضربه اي كاري بر پيكر كليسا وارد كردند؛ آن ها كه هنوز در هواي انديشه الاهي بودند، «پروتستانتيسم» را در مسيحيت ايجاد كردند. افرادي همانند جيمز ميلتون، جان لاك و جان استوارت ميل، براي از بين بردن آن فضا و با هدف اشاعه اصول، آرمان ها و افكار خود و به اين اعتبار كه عنصر حقيقت فقط با زمينه ‍ هاي اجتماعي «رقابت آزاد» رخ مي نمايد، تولرانس را مطرح كرده، بر دفاع از انديشه تساهل اصرار ورزيدند. آنان گفتند مسيحيت يعني تحميل عقيده و فكر؛ عقيده نبايد تحميل شود؛ نبايد عقايد ديگران را نفي كرد و خود را مطلق دانست. 

البته در اين گفتمان ها اغلب حمله ستيزي عليه مسيحيت وجود دارد و در همين راستا «پلوراليزم» ترويج شده، «مونيسم» محكوميت شديدي پيدا كرد.به گفته برخي، ريشه انديشه تساهل در غرب را بايد در تحولات جنبش اصلاح دين و نزاع كليسا و دولت جست وجو كرد. از آنجا كه مذهب در آن زمان از اهميت بسياري برخوردار بود، در واقع تساهل در زمينه عقايد مذهبي به معناي تساهل نسبت به هر عقيده اي تلقي مي شد. تساهل در اصل نه از بي تفاوتي و شكاكيت، بلكه از ايمان شديد زاده شد؛ هرچند بعدها اومانيسم و ناسيوناليسم و فراگرايي نيز آن را پرورش دادند. چنان كه عقيده اي هرچند مثبت، در ابتداي پيدايش، حالت عصياني داشته و در آن مسايل، حقي جلوه گر باشد و در گذر زمان در دامن همان عقيده گسترش هاي ناموزوني رخ مي دهد و آن را از حركت اوليه به صورت افراطي مي كشاند؛ در نتيجه همان عقيده كه در نخست لازم جلوه مي كرد به منزله ابزاري انحرافي در دست منحرفان قرار مي گيرد. به همين جهت مسير انديشه تساهل به همين گونه بوده است و امروزه ديگر در غرب تساهل به دليل ترويج بي تفاوتي ديني هرگز معناي نخستين خود را نمي دهد. 

پيشينه تساهل و تسامح در اسلام 

سير تاريخي انديشه تساهل و تسامح و مدارا به زمان ظهور اسلام مي رسد و هم زاد با تولد اين آيين مقدس است؛ به طوري كه آسان گيري و مدارا در مقام مناظره، بحث و گفت وگو و نيز در مقام عمل و رفتار در سيره پيامبر اكرم ـ ص ـ و در عصر ظهور پيشوايان معصوم و تربيت يافتگان مكتب اهل البيت ـ ع ـ جلوه گري خاصي داشته است.در قرن چهارم و پنجم هجري كه تمدن اسلامي بر اوج اقتدار مي نشيند، تساهل ديني مسلمانان همانند برگي زرين بر دفتر تابناك اين تمدن درخشيده و در همه شريان هاي اسلام جريان مي يابد. و آن گونه كه برخي از محققان گفته اند: «اين سعه صدر و تسامح مسلمين نه فقط مناظرات ديني و كلامي را در قلمرو اسلام ممكن ساخت، بلكه سبب عمده اي شد در تعاون اهل كتاب با مسلمين در قلمروِ اسلام؛ مثلاً موقعيت يهود در اسلام بهتر از موقعيت آنان در قلمرو كليسا بود و نصاراي شرقي آن تسامح و تساهل را كه در قلمرو اسلام مي ديدند در حوزه كليسا نيافتند.» 

بنابراين شيوه حاكم بر رفتارها و افكارها در جوامع اسلامي سهل گيري و نگاه كريمانه همراه با دقت نظر و بهره وري بوده. آموختن را حتي از كفار و حتي در چين ممدوح دانسته و بنياد اسلام را بر «رحمه للعالمين» بودن پيامبر قرار داده كه شامل حال همه مسلمانان از هر گروه و قشري شده است؛ زيرا بدون تسامح و تساهل ديني يعني بدون هم زيستي مسالمت آميز مسلمانان با غيرمسلمانان، گرفتن علوم و فنون از غيرمسلمانان امكان پذير نخواهد بود.يكي از عوامل رشد علمي جامعه مسلمانان همين تسامح و تساهل مسلمانان است كه اجازه مي داد تا انديشمندان اهل كتاب به راحتي وارد جامعه اسلامي شده و مسلمانان مُقدم آنان را محترم شمارند. به همين جهت در همان عصر اول، مسلمانان معلومات خويش را از آنان گرفته و در عصر دوم، خود مسلمانان در رأس جامعه علمي قرار گرفته اند.در همان آغاز اسلام بود كه پيامبر اسلام ـ ص ـ به اسراي كفار فرمود هركس از شما به ده نفر از مسلمانان سواد بياموزد، آزاد است. اين است كه جامعه عرب آن روز تبديل به يك جامعه رشد يافته و متمدن شد؛ زيرا آموختن در اسلام رشد است و در تمدن اسلامي، علم در صورتي كه در كنار ارزش هاي ديگر باشد، ارزش است. و اين در حالي بود كه اروپاييان، قرن ها بعد به اين نتيجه رسيدند كه دروازه هاي تمدن را با كليد «رواداري» بايد گشود. 

اعترافات غيرمسلمانان 

1. گوستاو لوبون در زمينه ترقي تمدن اسلام مي گويد: «هيچ مذهبي مانند اسلام با اين درجه از تسامح و تساهل در دنيا ديده نشد. همين گذشت و اغماض (تساهل مذهبي) سبب دوام اين فتوحات گشت و دين اسلام در همه جا مورد قبول واقع شد و اقوامي كه آن را قبول نمودند در ايمان و عقيده خود به صورت محكم باقي ماندند». و نيز در جاي ديگر مي فرمايد: «زور شمشير، موجب پيشرفت قرآن نگشت؛ زيرا رسم اعراب مسلمان اين بود كه هر كجا را فتح مي كردند، مردم آن جا را در دين خود آزاد مي گذاشتند؛ اين كه مردم مسيحي از دين خود دست برداشته و به اسلام مي گرويدند و زبان عرب را بر زبان مادري خود برمي گزيدند، به جهت عدل و دادي بود كه از عرب هاي فاتح مي ديدند و از زمام داران پيشين خود نديده بودند.» 

2. ويل دورانت مي گويد: «اسلام طي پنج قرن از سال 700 تا سال 1200 ميلادي از لحاظ نيرو، نظم، بسط قلمروي حكومت، تصفيه اخلاق و رفتار، سطح زندگاني، وضع قوانين منصفانه انساني، تساهل ديني، ادبيات، دانش علم طب و فلسفه پيشاهنگ جهان بود». 

3. ميشو: «هنگامي كه مسلمانان در زمان خليفه دوم بيت المقدس را فتح كردند هيچ گونه آزاري به مسيحيان نرساندند، ولي برعكس هنگامي كه نصارا اين شهر را گرفتند، با كمال بي رحمي مسلمانان را قتل عام كردند و يهود نيز وقتي به آن جا آمدند، بي باكانه همه را سوزاندند... بايد اقرار كنم كه اين سازش و احترام متقابل به اديان را كه نشانه رحم و مروت انساني است ملت هاي مسيحي مذهب از مسلمانان ياد گرفته اند.» 

4. روبرتسون: «تنها مسلمانان هستند كه با عقيده محكمي كه نسبت به دين خود دارند، يك روح سازگار و تسامحي با اديان ديگر نيز در آن هاست.» 

5. كوئت هانري دي كاستري، نويسنده فرانسوي، بقاي نسل يهود را معلول مداراي دول اسلامي با آنان مي داند: «اگر از جنس يهودي تا به حال كسي در اين جهان به جاي مانده است، در اثر همان دولت هاي اسلامي بود كه در قرون وسطا آنان را از دست مسيحيان خون آشام نجات دادند. در صورتي كه اگر نصارا هم چنان به حال قدرت باقي مي ماندند و بر جهان حكومت مي نمودند، نسل يهود را از جهان برمي داشتند.» 

6. آدام متز: «كليساها و صومعه ها در دوران حكومت اسلامي چنان مي نمودند كه گويي خارج از حكومت اسلامي به سر مي برند و به نظر مي رسيد بخشي از سرزمين ديگري هستند كه اين خود موجب مي شد چنان فضايي از تسامح برقرار گردد كه اروپا در سده هاي ميانه با آن آشنايي نداشتند.» .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان