بسم الله
 
EN

بازدیدها: 597

اخلاق در قرآن-قسمت چهل و پنجم

  1392/12/19
خلاصه: اخلاق در قرآن (جلد 1: اصول مسائل اخلاقي)-قسمت چهل و پنجم
قسمت قبلي

گام دوم: مشارطه

در مورد گامهاي سير و سلوک، که بخشي از آن در ميان علماي بزرگ و رهروان اين راه مشترک است در گذشته فهرست وار سخن گفته ايم، اکنون نوبت آن رسيده که اين مراحل را با تکيه بر آيات و روايات به گونه اي مبسوط گسترده تر بيان کنيم.
نخستين گامي که علماي بزرگ اخلاق بعد از توبه ذکر کرده اند، همان «مشارطه» است، و منظور از آن شرط کردن با نفس خويش است با تذکرات و يادآوري هايي که همه روز تکرار شود، و بهترين وقت آن را بعد از فراغت از نماز صبح و نورانيت به انوار اين عبادت بزرگ الهي دانسته اند.
به اين طريق، که نفس خويش را مخاطب قرار دهد و به او ياد آور شود که من جز سرمايه گرانبهاي عمر کالايي ندارم، و اگر از دست برود تمام هستيم از دست رفته، و با ياد آوري سوره شريفه «و العصر ان الانسان لفي خسر» به نفس خويش بگويد: با از دست رفتن اين سرمايه، من گرفتار خسران عظيم مي شوم، مگر اين که کالايي از آن گرانبهاتر به دست آورم، کالايي که در همان سوره در ادامه آيات آمده است: «الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر؛ مگر کساني که ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، و يکديگر را به حق سفارش کرده و يکديگر را به شکيبائي و استقامت توصيه نموده اند!
بايد به خود بگويد: «فکر کن عمر تو پايان يافته، و از مشاهده حوادث بعد از مرگ و ديدن حقايق تلخ و ناگواري که با کنار رفتن حجابها آشکار مي شود سخت پشيمان شده اي و فرياد بر آورده اي «رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما ترکت؛ اي (فرشتگان) پروردگار، شما را به خدا مرا باز گردانيد تا عمل صالح انجام دهم در برابر کوتاهيهايي که کردم! » (سوره مؤمنون، آيه 100)
باز فرض کن پاسخ منفي «کلا» را از آنها نشنيدي و به در خواست تو عمل کردند و امروز به جهان بازگشته اي، بگو چه کاري براي جبران کوتاهيها و تقصيرات گذشته مي خواهي انجام دهي؟!
سپس به نفس خويش در مورد اعضاء هفتگانه، يعني چشم و گوش و زبان و دست و پا و شکم و فرج(48)نيز سفارش کن و بگو اينها خدمتگزاران تو، و سر بر فرمان تو دارند، آيا مي داني جهنم هفت در دارد، و از هر دري گروه خاصي از مردم وارد مي شوند؟ و آيا مي داني که اين درهاي هفتگانه احتمالا براي کساني است که با اين اعضاي هفتگانه عصيان کنند، بيا و با کنترل دقيق اين اعضاء درهاي دوزخ را به روي خود ببند، و درهاي بهشت را به روي خود بگشا!
و نيز سفارش مراقبت از اعضاي خود را به نفس بنما، که اين نعمتهاي بزرگ الهي را در طريق معصيت او به کار نگيرد و اين مواهب عظيم را تنها وسيله طاعت او قرار دهد.
از بعضي از دعاهاي امام سجاد عليه السلام در صحيفه سجاديه بر مي آيد که آن بزرگوار نيز عنايت خاصي به مساله «مشارطه» داشته اند.
در دعاي سي و يکم، دعاي معروف توبه، در پيشگاه خداوند عرض مي کند: «ولک يا رب شرطي الا اعود في مکروهک، و ضماني ان لا ارجع في مذمومک و عهدي ان اهجر جميع معاصيک؛ پروردگارا! شرطي در پيشگاه تو کرده ام که به آنچه دوست نداري، باز نگردم، و تضمين مي کنم به سراغ آنچه را تو مذمت کرده اي نروم و عهد مي کنم که از جميع گناهانت دوري گزينم. »
از آيات قرآن نيز استفاده مي شود که ياران پيامبر صلي الله عليه و آله درباره مسائل مهم با خدا عهد و پيمان داشتند که آن نيز نوعي مشارطه است، در آيه 23 سوره احزاب مي خوانيم: «من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدواالله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا؛ در ميان مؤمنان مرداني هستند که بر سر عهدي که با خدا بسته اند صادقانه ايستاده اند، بعضي پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند) و بعضي ديگر در انتظارند و هرگز تبديل و تغييري در عهد و پيمان خود ندادند! » (49)
اين در حالي بود که بعضي ديگر با خدا عهد مي بستند و شرط مي کردند و آن را مي شکستند. در همان سوره احزاب، در آيه 15، چنين مي خوانيم: « ولقد کانوا عاهدوا الله من قبل لايولون الادبار و کان عهد الله مسئولا؛ (گروهي که در جنگ احزاب مردم را به بازگشت از ميدان تشويق مي کردند) پيش از آن با خدا عهد کرده بودند که پشت به دشمن نکنند، و عهد الهي مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و همگي در برابر آن مسؤولند) ! »
در حديثي از امام اميرمؤمنان علي عليه السلام مي خوانيم: « من لم يتعاهد النقص من نفسه غلب عليه الهوي، و من کان في نقص فالموت خير له؛ کسي که بررسي نقصان نفس خويش نکند، هواي نفس بر او چيره مي شود؛ و کسي که پيوسته در حال سقوط و نقصان است، مرگ براي او بهتر است! » (50)
کوتاه سخن اين که: «مشارطه» از گامهاي مهمي است که براي تهذيب اخلاق برداشته مي شود؛ و بدون آن، ابرهاي تيره و تار غفلت و غرور، سايه تاريک و شوم خود را بر دل و جان آدمي مي افکند، و نجات او بسيار مشکل است.

گام سوم: مراقبه

«مراقبه» از ماده «رقبه» به معني «گردن» ، گرفته شده و از آنجا که انسان به هنگام نظارت و مواظبت از چيزي گردن مي کشد، و اوضاع را زير نظر مي گيرد، اين واژه بر معني نظارت و مواظبت و تحقيق و زير نظر گرفتن چيزي، اطلاق شده است.
اين واژه در تعبيرات علماي اخلاق در مورد «مراقبت از خويشتن» به کار مي رود، و مرحله اي است بعد از «مشارطه» يعني انسان بعد از عهد و پيمان با خويش براي طاعت فرمان الهي و پرهيز از گناه بايد مراقب پاکي خويش باشد، چرا که اگر غفلت کند، ممکن است تمام شرط و پيمانها به هم بريزد.
البته پيش از آن که انسان مراقب خويش باشد، فرشتگان الهي مراقب اعمال او هستند؛ قرآن مجيد مي فرمايد:: «و ان عليکم لحافظين ؛ بي شک حافظان و مراقباني بر شما گمارده شده است (که اعمال شما را به دقت زير نظر دارند) ! » (سوره انفطار، آيه 10)
در اينجا منظور از «حافظين» همان حافظان و مراقبان اعمال است به قرينه آيات بعد که مي فرمايد: «يعلمون ما تفعلون؛ آنها مي دانند شما چه مي کنيد. » (51)
و در آيه 18 سوره ق مي فرمايد: «مايلفظ من قول الالديه رقيب عتيد؛ انسان هيچ سخني را تلفظ نمي کندمگر اين که نزد آن فرشته اي مراقب و آماده براي انجام ماموريت است. »
و از آن بالاتر، خداوند عالم و قادر، هميشه و در همه جا مراقب اعمال ما است.
در آيه 1 سوره نساءمي خوانيم: «ان الله کان عليکم رقيبا؛ به يقين خداوندمراقب شماست! »
همين معني در آيه 52 سوره احزاب نيز آمده است؛ مي فرمايد: «و کان الله علي کل شي ء رقيبا؛ و خداوند ناظر و مراقب هر چيزي است! »
و در آيه 14 سوره علق مي خوانيم: «الم يعلم بان الله يري؛ آيا انسان نمي داند که خداوند (همه اعمالش را) مي بيند؟! »
و در آيه 21 سوره سبا آمده است: «و ربک علي کل شي ء حفيظ؛ پروردگار تو نگهبان و مراقب هر چيز است. »
ولي سالکان راه خدا، و رهروان راه دوست که پيوسته در طريق تقوا و تهذيب نفوس گام بر مي دارند، پيش از آن که فرشتگان خداوند مراقب اعمال آنها باشند خودشان مراقب اعمالشان هستند.
و به تعبير ديگر، اين مراقبت از درون مي جوشد، نه از برون؛ و به همين دليل، تاثير آن، بسيار زياد، و نقش آن فوق العاده مهم است. البته توجه به «مراقبت از برون» سبب مي شود که پايه هاي «مراقبت از درون» محکم گردد.
در حقيقت انسان در اين دنيا به کسي مي ماند که داراي گوهرهاي گرانبهايي است و از يک بازار آشفته مي گذرد، و مي خواهد با آن بهترين متاعها را بري خود تهيه کند در حالي که اطرافش را دزدان و شيادان گرفته اند، چنين کسي اگر لحظه اي از سرمايه نفيس خويش غافل گردد، آن را به غارت مي برند، و او مي ماند و يک عالم اندوه و افسوس.
دقيقا همين گونه است، شياطين جن و انس در اين جهان انسان را احاطه کرده اند و هوا و هوسهاي درون او را به سوي خود مي خوانند، اگر خويش را به خدا نسپارد و مراقب اعمال خويش نباشد سرمايه ايمان و تقواي او به غارت مي رود و دست خالي از اين جهان به سراي ديگر منتقل خواهد شد.
در آيات قرآن و روايات اسلامي اشارات فراواني نسبت به اين مرحله آمده است؛ از جمله:
1- در آيه 14 سوره علق مي خوانيم: «الم يعلم بان الله يري؛ آيا انسان نمي داند که خدا او و اعمالش را مي بيند» که هم اشاره به مراقبت پروردگار نسبت به اعمال انسان است، و هم اين که او بايد مراقب خويش باشد.
و در جاي ديگر خطاب به مؤمنان مي فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبير بما تعملون؛ اي کساني که ايمان آورده ايد! از (مخالفت) خدا بپرهيزيد و هر کس بايد بنگرد تا براي فردايش چه چيز از پيش فرستاده و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد که خداوند از آنچه انجام مي دهيد آگاه است. » (سوره حشر، آيه 18)
جمله و لتنظر نفس ما قدمت لغد در واقع همان مفهوم مراقبه را مي رساند.
همين معني در جاي ديگر قرآن، در شکل محدودتري بيان گرديده، مي فرمايد: «فلينظر الانسان الي طعامه؛ انسان بايد به طعام خويش بنگرد (و مراقب باشد که آيا از طريق حلال آنها را فراهم ساخته يا از طريق حرام) ! » (سوره عبس، آيه 24) (52)
2- در حديثي از رسول خدا صلي الله عليه و آله مي خوانيم که در تفسير احسان (در آيه شريفه ان الله يامر بالعدل و الاحسان) فرمود: «الاحسان ان تعبد الله کانک تراه فان لم تکن تراه فانه يراک؛ نيکوکاري به اين است که آن چنان خدا را پرستش کني که گويي او را مي بيني، و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند. » (53)
بديهي است که توجه به اين حقيقت که خداوند در همه جا و در هر حال و در هر زمان، ناظر و شاهد و مراقب اعمال ما است، روح مراقبت را در ما زنده مي کند، تا پيوسته مراقب اعمال خويش باشيم.
3- در حديث ديگري از اميرمؤمنان علي عليه السلام آمده است که فرمود: «ينبغي ان يکون الرجل مهيمنا علي نفسه، مراقبا قلبه، حافظا لسانه؛ سزاوار است انسان بر خويشتن مسلط و هميشه مراقب قلب خود و نگاهدار زبان خويش باشد! » (54)
4- در حديثي از امام صادق عليه السلام چنين نقل شده است: «من رعي قلبه عن الغفلة و نفسه عن الشهوة و عقله عن الجهل، فقد دخل في ديوان المتنبهين، ثم من رعي عمله عن الهوي، و دينه عن البدعة، و ماله عن الحرام فهو من جملة الصالحين؛ کسي که مراقب قلبش در برابر غفلت، و نفسش در برابر شهوت، و عقلش در مقابل جهل باشد، نام او در دفتر بيداران و آگاهان ثبت مي شود، و آن کسي که مراقب عملش از نفوذ هوا پرستي و دينش از نفوذ بدعت، و مالش از آلودگي به حرام بوده باشد در زمره صالحان است. » (55)
5- در حديث قدسي مي خوانيم خداوند مي فرمايد: «يا بؤسا للقانطين من رحمتي، و يا بؤسا لمن عصاني و لم يراقبني؛ بدا به حال کساني که از رحمت من مايوس شوند، و بدا با حال کسي که نافرماني من کند، و مراقب (حضور) من نباشد. » (56)
6- دريکي از خطب اميرمؤمنان علي عليه السلام آمده است: «فرحم الله امرء راقب ربه وتنکب ذنبه، وکابر هواه، وکذب مناه؛ خدارحمت کند کسي راکه (دراعمال خويش) مراقب پروردگارش باشد، واز گناه بپرهيزد و با هواي نفس خويش مبارزه کند و آرزوهاي واهي را تکذيب نمايد. » (57)
7- در نهج البلاغه نيز آمده است: « فاتقوا الله عباد الله تقية ذي لب شغل التفکر قلبه ... و راقب في يومه غده؛ پس تقواي الهي پيشه کنيد اي بندگان خدا، تقواي انديشمندي که تفکر قلب او را به خود مشغول داشته ... و امروز مراقب فردا (ي قيامت) خويش است. » (58)
آري! «مراقبت» از خويشتن يا پروردگار يا قيامت که در اين روايات آمده همه به يک معني است؛ يعني، مراقب اعمال و اخلاق خويش بودن، و نظارت دقيق بر آن داشتن، و همه روز و در همه حال و در هر جا به کارهايي که از وي سر مي زند، توجه کند.
کوتاه سخن اين که: رهروان راه حق و سالکان طريق الي الله بايد بعد از «مشارطه» ، يعني عهد و پيمان بستن با خود و خداي خويش جهت اطاعت و بندگي حق و تهذيب نفس، بطور مداوم مراقب خود باشند که اين پيمان الهي شکسته نشود، و درست همانند طلبکاري که از همپيمانانش مطالبه پرداخت ديون مي کند، از نفس خويش مطالبه وفاي به اين عهد الهي را بنمايد؛ بديهي است هرگونه غفلت سبب عقب ماندگي و ضرر و زيان فاحش است، همان گونه که اگر انسان در مطالبات مادي اش کوتاهي کند، به آساني سرمايه هاي خود را از دست مي دهد، بخصوص اين که در برابر افرادي فريبکار و فرصت طلب قرار گيرد.


------------------
48- «فرج» اشاره به شهوت جنسي است.
49- بحارالانوار، جلد67، صفحه 64.
50- بحار الانوار، جلد67، صفحه 64.
51- سوره انفطار، آيه 12.
52- آنچه در بالا آمد يکي از تفاسير آيه است، تفسير ديگري که در آيات سوره عبس نيز شواهدي بر آن وجود دارد اين است که معني آيه نظر کردن به طعام براي کشف نکات توحيدي و آيات عظمت خلقت است، در عين حال دو تفسير با هم منافاتي ندارد.
53- کنز العمال، حديث 5254، جلد3، صفحه 22، بحارالانوار، جلد 25، صفحه 204.
54- غرر الحکم.
55- بحارالانوار، جلد67، صفحه 68.
56- اصول کافي، جلد 2، صفحه 67.
57- بحارالانوار، جلد 74، صفحه 349.
58- نهج البلاغه، خطبه 83 (خطبه غراء)



نويسنده: ناصر مکارم شيرازي







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان