بسم الله
 
EN

بازدیدها: 547

نقش رسانه ها در اصلاح و افساد جامعه

  1392/12/19
بايد دانست آثاري که رسانه‌ها بر فرهنگ جامعه مي‌گذارند، ناشي از چه عواملي است و چگونه بايد آنها را کنترل و هدايت کرد و از توانايي اين فن آوري مهم و پويا در اصلاح جامعه بهره گرفت؟! امروزه بر خلاف عصر سنت، رسانه‌هاي نوين در تمامي زواياي زندگي ما حضور چشمگير و مؤثري دارند؛ به گونه‌اي که بدون بهره‌گيري از آنها، زندگي مختل مي‌شود. از آنجا که رسانه‌ها به عنوان فرد يا گروه، از گسترده‌ترين و مهم‌ترين مبادي معرفتي بشر شده‌اند، از مؤثرترين عوامل فرهنگ‌ساز به شمار مي‌روند و در «اصلاح و افساد جامعه» نقش بسزايي دارند.


اما بايد دانست آثاري که رسانه‌ها بر فرهنگ جامعه مي‌گذارند، ناشي از چه عواملي است و چگونه بايد آنها را کنترل و هدايت کرد و از توانايي اين فن آوري مهم و پويا در اصلاح جامعه بهره گرفت؟!
گر چه اين موضوع، ابعاد گوناگون و گسترده‌اي دارد و فرصتي کافي مي‌طلبد، اما اين مقاله در نظر دارد به صورت اختصار به «نقش رسانه‌ها در اصلاح و افساد جامعه و علل آن» بپردازد.
از آنجا که رسانه‌ها و پيامدهاي آنها، از موضوعات جديد در زندگي ما به شمار مي‌روند؛ ضرورت دارد آنها را به خوبي بشناسيم تا بتوانيم از آنها به درستي استفاده و تبعات منفي آنها را مهار کنيم. رسول گرامي اسلام(ص) خطاب به ابن مسعود مي‌فرمايد:
«يابن مسعود اذا عملت عملاً فاعمل بعلم و عقل و اياک أن تعمل عملاً بغير تدبير و علم».[1]
از اين رو قبل از هر چيز، شايسته است در باره فن‌آوري رسانه و پيامدهاي آن، نکاتي به عنوان مقدمه ياد آوري شود.
روند تکاملي تکنولوژي در مسير تکامل زندگي بشري، قابل تحليل است؛ نياز انسان از طرفي و حس کمال جويي او از طرف ديگر، باعث پيشرفت تکنولوژي شده است. پس فن‌آوري به ويژه فن‌آوري رسانه، مانند ساير مصنوعات بشري تيغي دو لبه است و بستگي دارد که چگونه به کار گرفته شود.
از مشهورترين نظريات در باره ماهيت تکنولوژي، ديدگاه «مارشال مک‌ لوهان» است. او تمامي فن‌آوري‌ها را امتداد اعضا، جوارح و حواس انسان مي‌داند. وي لباس را امتداد پوست مي‌داند که مي‌تواند حرارت بدن را تنظيم کند. مسکن را امتداد بيشتر پوست و پس از آن، شهرها و برج و باروها را در امتداد پوست بدن ارزيابي مي‌کند. همچنين چرخ، ماشين و سپس هواپيما را امتداد پاي انسان و رسانه‌هاي صوتي را امتداد دهان و گوش انسان و رسانه‌هاي تصويري را امتداد چشم انسان مي‌داند.[2]
در قديم، پيام‌رساني گاهي به وسيله «ني» بوده که آن را در آب مي‌انداختند تا به مقصد برسد. گاهي هم خبر به ويژه زمان جنگ به وسيله «پرتاب تير» فرستاده مي‌شد. گونه ديگر اطلاع رساني، به وسيله علائم قراردادي بوده که بيشتر در درياها استفاده مي‌شد؛ مانند: آينه و فانوس. گاهي هم پيام رساني به عهده ‌پرندگان بوده است.[3] مديحه سرايان و جارچيان نيز کار رسانه‌هاي امروزي را انجام مي‌داده‌اند.
اما چگونگي ارتباطات و ابزارهاي پيام رساني در عصري که ما در آن زندگي مي‌کنيم، کاملاً با گذشته متفاوت شده و بشر براي انتقال مفاهيم مورد نظر خود و ارتباط با ديگران، طي قرون گذشته از کندي انتقال پيام از طريق سنگ نوشته ها تا رسانه هايي که اطلاعات را با سرعت نور جا به جا مي‌کنند، فاصله زيادي را طي کرده است.
بايد توجه داشت که رسانه‌ها به ويژه وسايل ارتباط جمعي از جهاتي با ساير تکنولوژي ها متفاوت‌اند و به دليل اهميت ويژه‌اي که دارند، از مسائل استراتژيک به شمار مي‌روند. رسانه‌ها را مي‌توان در دو زاويه مرتبط با يکديگر مورد بررسي قرار داد: اول؛ از منظر تکنولوژيک و دوم؛ از منظر محتوايي.

1. بعد تکنولوژيک رسانه‌ها


در بعد تکنولوژيک، مهم‌ترين ويژگي فن‌آوري رسانه نسبت به ساير بخش‌هاي فن‌آوري، توانمندي فوق العاده آن در «توليد»، «ذخيره سازي»، «ارسال» و «دريافت» پيام و اطلاعات است. اين خاصيت باعث پويايي و سيّالي اين تکنولوژي شده است. به عبارت ديگر، آثار و پيامدهاي ساير تکنولوژي ها محدود، قابل احصا و تا حد زيادي قابل کنترل‌اند؛ در حالي که رسانه هاي ارتباط جمعي، علاوه بر آثار وضعي که از ويژگي‌هاي ذاتي آنها ناشي مي‌شود، عملکردي مشابه فرد يا گروهي از انسان‌ها دارند، سخنگوي ساير تکنولوژي ها به شمار مي روند و زمينه هاي توسعه تمامي بخش‌هاي جامعه را در ابعاد گوناگون فرهنگي، اقتصادي، نظامي، سياسي، اخلاقي و... فراهم و آنها را جهت دهي مي‌کنند.
براي آن‌ که تصويري دقيق از روند رو به رشد رسانه‌ها از ابتدا تا کنون و آينده داشته باشيم، تاريخ گذشته و سير تکامل ابزارهاي ارتباطي را به چهار مرحله تقسيم مي کنيم و براي هر کدام نمونه‌هايي مي‌آوريم.
مرحله اول: ابزارهاي ساده؛ در اين مرحله، انواع وسايل و نشانه‌ها به صورت کاملاً‌ ساده به کار گرفته مي‌شد و ارتباطات با ابزارهاي طبيعي در فضايي واقعي اتفاق مي افتاد. اين مرحله از ابتداي زندگي بشر تا قبل از ظهور گوتنبرگ ‌(1453م.) و صنعت چاپ را شامل مي‌شود.[4]
مرحله دوم: رسانه‌هاي ترکيبي؛ در اين مرحله، صنعت چاپ باعث تلفيق تصوير و خط شد و با اختراع «فتوگرافي»، «تلگراف» و «تلفن» رسانه‌ها شکل ترکيبي بيشتري يافتند و امکان ممزوج کردن نشانه هاي ديداري، گفتاري و نوشتاري بيش از گذشته فراهم شد. چنان‌که «گرامافون» از تلفيق «تلگراف الکتريکي» و «تلفن» پديد آمد. در آغاز قرن بيستم ميزان اطلاعات و اخباري که آميخته‌ با کلام و تصوير بودند، رشدي تصاعدي و شتابي فزاينده پيدا کرد. مهم‌تر از همه اينها «تلگرام»، دست در دست «فتوگرام» راه را براي توليد و توزيع اطلاعات در قالب هاي ترکيبي تر هموار کرد.[5]
‌مرحله سوم: رسانه‌هاي پويا؛ در اين مرحله، علاوه بر ترکيب رسانه‌ها با يکديگر، عنصر حرکت به مدد اين ابزارها آمد و باعث پويايي آنها شد. تکنولوژي چرخ در دوره تکاملي خود به موتور ارتقا يافت که مهم‌ترين گام در جهت اختراع دوربين فيلمبرداري و قدم بزرگي براي کمک به سينما بود. در ادامه اين روند پر شتاب، عناصر مختلف ديگري چون: رنگ، نور، صدا، موسيقي و ... در هم آميختند و تدريجاً به پويايي رسانه‌ها و افزايش انرژي آنها در پيام رساني کمک کردند.
مرحله چهارم: ابر رسانه‌ها؛ در اين مرحله، رسانه‌هاي مختلف در سايه تکنولوژي الکترونيک و فرستنده‌ها، قدرت و توسعه چشم‌گيري يافتند و گام‌هاي بزرگ‌تري در جهت توسعه ارتباطات برداشته شد. يکي از مهم‌ترين گام‌هاي بشر در توسعه ارتباطات در سال1860م. پس از دست‌يابي بشر به فضا برداشته شد که با فرستادن «ماهواره» تسهيلات گسترده‌اي در جهت ارتباطات به وجود آمد. پيرو اين تحول بزرگ، شبکه‌هاي راديويي و تلويزيوني، گسترش يافت و امروز شاهد هزاران شبکه راديويي، تلويزيوني و اينترنتي هستيم.[6]
رسانه‌ها برخلاف ارتباطات انساني که در دو نوع ميان فردي و گروهي صورت مي‌گيرد با مخاطب ارتباط غير حضوري بر قرار مي‌کنند. با توجه به اين ويژگي و لوازم و تبعات گسترش دنياي مجازي، بايد سهم رسانه‌ها در نظام ارتباطي جامعه روشن شود و ما تنها بخش‌هايي از نيازهاي ارتباطي جامعه را از طريق آنها بر طرف کنيم که براي ارزش‌هاي اصيل انساني و اجتماعي کم‌ترين آسيب‌ها را داشته باشند.
بنابراين، از آنجا که ارتباطات انساني به صورت واقعي و طبيعي داراي ارزش ذاتي اند، هرگز نبايد اهميت آنها در توسعه ارتباطات مجازي ناديده گرفته شود و مرتباً بايد آسيب هايي که از اين ناحيه پديد مي‌آيد، شناسايي و خلاءهاي ارتباطي به نوعي منطقي و علمي جبران شود که تفرّد و کاهش روابط و اخلاق اجتماعي از مهم‌ترين آنهاست.

2. بعد محتواي رسانه‌ها


رسانه‌ها از نظر تکنولوژي، هر کدام داراي مزيت‌ها و معايب نسبي‌اند و ضرورتاً پيامدهايي را به همراه دارند که مي‌توانند در «فرهنگ جامعه» نقش اصلاحي يا افسادي داشته باشند. اين پيامدها که از لوازم به کارگيري آنهاست و تا اندازه‌اي قابل احصا و کنترل‌اند. اما بايد توجه داشت که نقش فناوري رسانه به اينجا ختم نمي‌شود و عمده‌ترين پيامدهاي رسانه‌ها به بعد محتوايي و عملکرد توليد‌کنندگان، توزيع کنندگان و مصرف‌کنندگان محتواي آنها برمي‌گردد. زيرا «وسايل ارتباط جمعي»، مولود و محصول انديشه انسان‌اند؛ از اين‌رو، منبعث از جامعه و متأثر از آن مي‌باشند و به حسب طرز استفاده مي‌توانند سالم، آرام بخش يا مضر و انحراف انگيز باشند. در عين حالي که پديده‌هاي بي‌جان و منفعلي نيستند، مي‌توانند ساخت و سازمان بپذيرند و با هر ساخت و سازمان، ميزان تأثيرشان متفاوت باشد. [7]
ارتباط بين انسان و ابزار، از نوع رابطه علت فاعلي با معلول خود است؛ چرا که با نبود «انسان» به عنوان مهم‌ترين عامل تصرف در جهان طبيعي، توجيهي براي توليد ابزار و تکنولوژي و استفاده از منابع طبيعي براي رفع نيازهاي بشري معنا نخواهد داشت. با همين نگرش نسبت به «انسان»، کافي است که وي را در جايگاه اصلي ساختار تکنولوژي قرار دهيم و مؤلفه‌‌هاي ديگر را به عنوان توابعي از اين مرکز تعريف کنيم؛ زيرا هر معلولي از علت خود تبعيت مي کند و اين «انسان» است که ابزار و تکنولوژي را با دانش خود از درون طبيعت استخراج کرده، به آن شکل مي‌دهد و به عنوان ابزار در رفع نياز از آن سود مي‌جويد.
وقتي انسان به عنوان فرستنده و يا دريافت کننده پيام از اين تکنولوژي بهره مي گيرد، قادر است هر نوع پيامي را در هر زمان و مکان، به هر ميزان و براي هر کس که اراده کند، ارسال و يا از او دريافت کند. در نتيجه افراد علي‌رغم تفاوت‌هاي سني، علمي، استعدادي، فرهنگي و... به نوعي همسطحي و تشابه معلوماتي مي‌رسند که پيامدهاي فراواني را مانند دگرگوني معنايي و کاهش آگاهي دارد.
بنابراين، رسانه‌ها قابليت فسادپذيري يکساني ندارند و نوع رسانه، متوليان، مخاطبان و... همچنين محيطي که فرايند توليد و پخش پيام در آن اتفاق مي افتد، به عنوان عوامل شدت دهنده يا کاهش دهنده عمل مي کنند. رسانه‌ها به خودي خود و ذاتاً نمي‌توانند منشأ فساد باشند؛ اما هميشه به عنوان يک وسيله، اقتضاي قرار گرفتن در مسير فساد را دارند. از اين رو، به خدمت نهادها و مراکزي درمي‌آيند که در پي فساد انگيزي هستند.
در دو سوي فرايند توليد و دريافت پيام، عنصر انسان چه در مبدأ و چه در مقصد پيام نقش محوري دارد. براساس آنچه درباره جايگاه انسان در تکنولوژي و سازمان رسانه‌اي با ديد «فرايندگرا» مطرح شد، در فرايند توليد و پخش رسانه‌اي، الزاماً با افراد و گروه‌هايي مواجه مي‌‌شويم که به صورت مستقيم و غيرمستقيم در توليد و پخش و کيفيت توليدات رسانه‌اي تاثير گذارند و سازمان نمي‌تواند بدون لحاظ آنها مأموريت خود را انجام دهد. اين افراد و گروه‌ها، عبارت‌اند از: ذينفعان سازمان‌هاي رسانه‌اي؛ يعني نخبگان، مسئولان، کارگزاران و مخاطبان.
شهيد آويني مي گويد: «هر فيلم ساز، ناگزير وقايع فيلم خود را آن‌چنان ايجاد مي‌کند که خود مي‌پسندد؛ يعني خواه و ناخواه اين معتقدات اوست که در فيلم ظاهر مي‌گردد و معرفت او از جهان اطراف خويش در سير داستاني فيلم و هويت «پرسوناژ»ها ظهور و بروز مي‌يابد. جز اين است؟ در نزد فيلم ساز مؤمن، وقايع و حوادث، محقق اراده حق و مشيت مطلق او هستند و اسباب و علل‌آن،‌چنان که از اين الفاظ بر مي‌آيد، وسائطي هستند که حقيقت جهان از طريق آنها ظاهر مي‌گردد».[8]
چنان‌که اشاره شد، «کارگزاران رسانه‌ها» نقش تعيين کنند‌ه‌اي در کم و کيف محصولات و توليدات و پخش آنها دارند و هر چه افراد در فرايند توليد و پخش نسبت به ساخت پيام مؤثرتر باشند، مسئوليت شان سنگين‌تر خواهد بود؛ زيرا به عنوان «علت قريب» محصولات‌ رسانه اي نقش ايفا مي‌کنند . اگر هر عاملي در فرايند کاري خود، به خوبي وظيفه‌اش را انجام ندهد، مسئول برنامه‌ نيز نمي‌تواند با مواد اوليه نامرغوب، محصول استانداردي را تحويل دهد. بنابراين در فرايند توليد برنامه، ورودي‌ها و مواد اوليه، جايگاه ويژه‌اي دارند.
کسي که در فرايند توليد و پخش سازمان‌هاي رسانه‌اي در مسئوليتي قرار مي‌گيرد بايد صلاحيت‌هاي لازم را براي انجام آن داشته باشد. مهم‌ترين صلاحيت در اين‌باره، آگاهي و معرفت نسبت به محتوا و مهارت‌ها ي پيام رساني است. بنابراين «پيام سازان» بايد ماهيت پيام مورد نظر را به خوبي بشناسند و بفهمند تا توان انتقال آن را داشته باشند. آگاهي از ماهيت رسانه و اقتضائات و پيامدهاي آن همچنين آشنايي با مباني ارتباطات و ... نيز از لوازم موفقيت پيام‌سازان است.
در يک جامعه مبتني بر «ارزش‌هاي مادي»، اخباري مورد توجه و انتخاب قرارمي‌گيرد که در ارضاي منافع مادي و غرايز حيواني مفيد افتد. در حالي که در جامعه مبتني بر «ارزش‌هاي الهي» پديده‌هاي غير مادي اولويت‌ مي‌يابند. پس آنچه قبل از همه باعث برجستگي و بزرگ سازي اخبار و وقايع مي‌شود، خود افراد جامعه، ماهيت آن و شرايط خاص اجتماعي است.
انسان موجودي گزينشگر است و براساس نياز، انگيزه و ارزش‌هاي مورد نظر خود، به هر کاري اقدام مي‌کند. عوامل اصلي تعيين گزينشگري در کل رسانه‌ها را نسبت به مخاطب مي‌توان چنين برشمرد:
پيش زمينه و محيط اجتماعي؛ مشخصه‌هاي فردي، شامل: سن، جنسيت، موقعيت خانوادگي، شغلي، تحصيلي، سطح درآمد؛ نيازهاي رسانه مدارانه؛ سليقه‌ها و رجحان‌هاي شخصي، مثل: ژانرها، قالب‌ها يا محتواهاي خاص؛عادت عمومي؛ زمينه خاص استفاده؛ بخت و اقبال؛ که به صورت اتفاقي پيش مي‌آيد و غالباً نقشي در قرار گرفتن در معرض رسانه‌ها دارد.[9]
بنابراين هيچ انساني به دريافت و درک هر آنچه در خارج از او رخ مي‌دهد، بدون انتخاب و بدون حد و مرز نمي‌پردازد. بلکه علايق، درجه جالب، نو بودن، کارايي و فايده يک رويداد خارجي، از عوامل مهم نوع دريافت ما از آن و نيز دريافت و انتقال آن به ذهن و درون ما مي‌باشد.
براساس همين نگرش است که «مسئولان فرهنگي» براي اصلاح روند حاکم بر وسايل ارتباط جمعي و خصوصاً راديو و تلويزيون، تلاشي مستمر به کار مي‌برند تا بتوانند ضمن دور کردن اين رسانه‌ها از ابتذال اخلاقي حاکم بر عموم رسانه‌هاي جهاني، نقش انسان‌سازي شايسته را به آنها بازگردانند و به جاي توليد قدرت اجتماعي مخرب و فساد انگيز، آنها را در جهت توليد قدرت اجتماعي اصلاح‌گر و تکامل دهنده قرار دهند. در اين راستا، اصلاح جامعه هنرمندان از ابتذال اخلاقي نيز ضرورتي غير قابل اجتناب بوده و هست.
تعبير دقيق حضرت امام خميني(ره) که راديو و تلويزيون را «دانشگاه عمومي» ناميد، نشانگر جايگاه مهم و حساس رسانه‌ها در اصلاح و افساد جامعه و نيز اهميت عملکرد عواملي است که توليد و پخش محتواي رسانه‌ها را به عهده دارند.


-------------------------------
پي‌نوشت‌ ها
1 . بحارالانوار، ج74، ص110.
2 . براي درک رسانه ها، ص51، 141 و 276.
3 . در قصه حضرت سليمان7 «هدهد» به عنوان وسيله ارسال پيام، مورد استفاده قرار گرفته است. (نمل/28).
4 . ارتباط شناسي، ص 118115. در آن موقع که هنوز 500 سال مانده بود تا اروپاييان سفر به کهکشان گوتنبرگ را آغاز کنند، ما در شهر ري کتابخانه‌اي با 117 هزار جلد کتاب خطي داشتيم. سندي در دست است که به موجب آن، حدود يک هزار سال پيش، کارگران چيني براي توليد کاغذ در ايران به سر مي‌‌برده‌اند و در خراسان براي ايرانيان کاغذ کتاني مي‌ساخته‌اند. از دوران مادها (250 سال قبل از ميلاد) تا حمله مغول به ايران، کتابخانه‌هاي بسياري تأسيس شد و فقط اسامي 144 کتابخانه شناخته شده است. (ارتباط شناسي، ص 498488). در آلمان ماشين چاپ با حروف متحرک با الهام از دستگاه‌هاي چاپ دستي که قبلاً‌ توسط مسلمين اختراع شده بود، ساخته شد. (همان، ص163).
5 . براي درک رسانه‌ها، ص321 و117. زماني هم که تصوير ديداري از دقت و غناي زيادي برخوردار باشد، آن وقت با افزودن صوت کامل‌تر مي‌شود. به همين علت است که افزوده شدن صدا به سينما، دگرگوني شديدي را در هنر باعث شد (براي درک رسانه‌ها، ص311).
6 . ارتباط شناسي، ص162.
7 . جامعه شناسي ارتباطات، ص73.
8 . آيينه جادو، ص 15و16.
9 . مخاطب شناسي، ص 113و114.
کتابنامه

1. جامعه شناسي ارتباطات، باقر ساروخاني، اطلاعات، چ17، 1385ش.
2. بحار الانوار، محمد باقر مجلسي، مؤسسة الوفاء، بيروت، چ2، 1403 ق.
3. ارتباط شناسي، مهدي محسنيان راد، سروش، چ5، 1382ش.
4. آيينه جادو، سيد مرتضي آويني، کانون فرهنگي هنري ايثارگران، چ1، 1373ش.
5. مخاطب شناسي، دنيس مک کوايل، ترجمه: مهدي منتظر قائم، مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه، چ1، 1380ش.
6. براي درک رسانه‌ها.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان