بسم الله
 
EN

بازدیدها: 856

تجاوز و بزه ديدگي زنان- قسمت پنجم

  1392/12/17
قسمت قبلي

و) علل سياسي

امروزه تجاوز به عنف، به عنوان يک تاکتيک جنگي است که از روي عمد، براي ايجاد رعب و وحشت و احساس عدم امنيت در شهروندان به کار گرفته مي‌شود. از سوي ديگر دشمنان جمهوري اسلامي ايران، به دنبال مأيوس شدن از شکست نظاميِ انقلاب، به خاطر پشتيباني بي‎دريغ مردم، سعي دارند از طريق فرهنگي مردم را از انقلاب جدا کنند، از اين‎رو از هر روشي، حتي اشاعه فحشا، گسترش فقر، تيره وتار جلوه دادن آينده، ايجاد ناامني و... استفاده مي‎کنند. از آنجا که يکي از اهداف جمهوري اسلامي، ايجاد امنيت اجتماعي به ويژه براي زنان ايراني مي‎باشد و از سوي ديگر ناامني زنان در غرب همواره مورد نقد قرار گرفته است، بنابراين دشمنان انقلاب مي‎کوشند که امنيت اجتماعي زنان ايراني را مخدوش نمايند، به همين جهت به دنبال هجوم فرهنگي، باند‌هاي تجاوز، اذيت و آزار زنان و دختران (کرکس، ابليس، عقاب، خفاش شب و...) را در جامعه اشاعه مي‎دهند.

از زمان‎هاي گذشته، تجاوز به زنان به عنوان پاداش و تفريح فاتحين جنگ محسوب مي‎شود و زنان به عنوان کالا و غنيمت جنگي بوده و اغلب مورد تجاوز سردمداران جبهه مخالف و ساير سربازان قرار مي‎گرفتند. 

در دنياي مدرن امروزي،تجاوز به عنف، به صورت منظم[76] و سازماندهي شده،[77] به عنوان يک تاکتيک جنگي درآمده است. تجاوز جنسي به صورت فزاينده و از روي عمد براي ايجاد رعب و وحشت استفاده مي‎شود. در جنگ ويتنام اين روش به صورت بسيار گسترده‌اي اجرا شد. به طوري که يکي از تمرينات آموزشي ارتش آمريکا در جنگ ويتنام اين بود: «اين تفنگ من است (سرباز آمريکايي تفنگ ام-16 را بالا مي‌گيرد)، اين اسلحه من است (دستش را به روي آلت تناسلي‌اش مي‌گذارد) يکي براي کشتن، ديگري براي لذت بردن.[78] در جنگ صرب‎ها در بوسني و هرزگوين، طي سال‌هاي1994ـ1991 بيش از 000/20 زن و دختر مسلمان به شکل وحشيانه و سازماندهي شده، در سطح بسيار وسيع مورد تجاوز واقع شدند تا اولاً مردم بوسنيايي دچار رعب و وحشت شده و سرزمين اجدادي خود را رها سازند و ثانياً ناموس آنان حامله شده و اطفال صرب بدنيا آورند و نسل جديدي درست کنند که از مسلمين نباشد.[79] در سرزمين فلسطين اشغالي، براي بيرون راندن فلسطيني‌ها از سرزمين‎شان فجايع بسيار زننده‎اي در ديرياسين (9 آوريل 1948) به وقوع پيوسته است و بسياري از زنان فلسطيني بعد از تجاوز، به طرز فجيعي به قتل رسيده‎اند. چنانچه زفي أنکوري اعتراف کرده است که: «من در آن تاريخ وارد 6 يا 7 خانه شدم، ديدم که اعضاي تناسلي زنان و امعاء و احشاء آنها قطعه قطعه شده و مباشرتاً به قتل رسيده‎اند.»[80]

ز) علل اقتصادي

يکي از انگيزه‌هاي تجاوز، مسئله سرقت طلا و جواهر قربانيان بوده است و عموماً طلا و جواهرات قربانيان، قبل از تجاوز به آنها سرقت مي‎شود. [81] به طور نمونه: 
ـ مرد 32 ساله اي که در طول دو سال 46 دختربچه را در شهرستان مرودشت مورد آزار جنسي قرار داده بود، در اعترافات خود انگيزة ربودن دختران را در وهله اول سرقت زيورآلات آنها و سپس وسوسه و آزار جنسي آنان، عنوان کرده است.[82] دو جوان ديگر نيز ضمن تجاوز به 9 زن و دختر جوان اراکي و به قتل رساندن آنها، جواهرات آنان را به سرقت برده‎اند.[83]
تئوري‌‌هاي مربوط به نقش بزه‌ ديده در وقوع تجاوز جنسي
در خصوص ديدگاه‌هاي موجود در جرم‌شناسي دو ديدگاه در ادبيات جرم‌شناسي مطرح است. ديدگاه نخست بر نقش بزه‌ديده در فرآيند ارتکاب جرم تاکيد مي‌ورزد و معتقد است که مجني عليه‌، يک رکن و عنصر حياتي در ارتکاب جرم، به ويژه در وضعيت‌هاي خاص محسوب مي‌شود:[84] ديدگاه ديگر بر مسئوليت قرباني در «پيدايش جرم» تاکيد دارد. استفان اسکافر معتقد است که برخي از بزه‌ديدگان مي‌توانند محرک و مشوق مجرمين باشند. 

امـروزه تئـوري‌هاي متعددي وجـود دارنـد کـه بـه بيـان علل بـزه‌ديـدگي‌ها و قرباني‌سازي‌ها مي‌پردازند.

الف) تئوري سبک زندگي (شيوه زيستن)

مطابق ديدگاه سبک زندگي[85]، علل بزه ‌ديدگي برخي افراد «شيوه يا سبک زندگي» آنان است که آنها را بيشتر در معرض تهاجم مجرمين قرار مي‌دهد. براي نمونه مجرد زيستن، معاشرت با مردان جوان، رفت و آمد شب‌هنگام و زندگي در شهر‌هاي بزرگ از شيوه‌هاي زندگي است که نرخ بزه‌ديدگي زنان را افزايش مي‌دهد.[86] همچنين پوشيدن لباس‌هاي تنگ و بدن‌نما اثرات نامطلوب و تحريک کننده‌اي در جوانان ذکور دارد[87] که اين امر مي‌تواند وسوسه اعمال خشونت براي ارضاي ميل جنسي را در آنها برانگيزاند. 

امروزه ربايندگان زنان و دختران به وسايل کامل‎تري مجهز شده‌اند، قبلاً موقعيت‌ را دقيقاً زير نظر گرفته و به صورت گروهي به سراغ شکار خود مي‌روند و گاهي با کسب اطلاعات کافي از لحاظ طرز زنـدگي، سـاعات عبـور و مرور زنـان و دختران آشنـا و بيگانه، اقدامات لازم را به عمل مي‌آورند و پس از ربودنشان، به اماکن مجهز و آماده انتقال داده و در معرض تجاوز و فروش قرار مي‌دهند و با استفاده از امکانات کامل‎تري که در اختيار دارند، ابتدا آنها را زنداني کرده و به طور مخفيانه نگهداري مي‌نمايند و در صورت مقاومت، با انواع شکنجه‌ها و تجاوز به عنف، فرد وادار به تسليم نموده و به حرفة تن فروشي عادت مي‌دهند.[88]

ب) تئوري اعمال روزمره

از نگاه تئوري اعمال روزمره،[89] اجتماع، انباشته از مجرمين برانگيخته‌اي است که آماده ارتکاب جرم‌ مي‌باشند. از اين رو پايين بودن ايمني و محافظت در برخي گونه‌ها، آماج‌هاي مناسبي را براي دست يازيدن به ارتکاب جرايم توسط چنين مجرمين بالقوه‌اي فراهم مي‌کند.[90]

طبق اين نظريه، زنان به خاطر وضعيت ظاهري و روحي خاص خود، همواره در معرض قرباني شدن قرار دارند، زيرا همه مردان، مجرم بالقوه مي‌باشند. در حالي که مطابق نظريه سبک زندگي، زنان خاصي که زمينه را فراهم مي‌کنند، مستعد قرباني شدن هستند، اما طبق اين نظريه، جنس زن ماهيتاً داراي خصوصياتي است که در معرض خطر قرار دارد. اين خصوصيات ذاتي عبارتند از:
1)ـ وضعيت ظاهري زنان، خصوصاً زيبايي آنان نقش مهمي در قرباني شدن آنها دارد.
2)ـ زنان از نظر روحي داراي خصوصيات ويژه‌اي هستند، لطافت روحي و غلبه احساسات و عواطف در زنان باعث مي‌شود تا تحت تأثير عواطف خود قرار گرفته و در دام اغفال‌گران و اغواگران گرفتار شوند.[91] طبق اين نظريه، زنان بايد در هر شرايط و در هر مکاني، به فکر نکات ايمني باشند و هيچگاه احتياط را از دست ندهند.

زمينه‌هاي ايجاد شده از سوي بزه‌ديده

در مسير تکوين جرم و در نهايت قرباني شدن زنان، ‌عوامل متعددي ايفاي نقش مي‌کنند، گاه علت وقوع جرم و بزه‌ديدگي، خود قرباني است، به اين معني که بزه‌ديده با اعمال و رفتار خود موجبات بزه ديدگي خود را فراهم مي‌کند. 
به عبارت ديگر بين مجرم و قرباني او، يک واقعيت جرمشناسي وجود دارد و بزه‌ديده، يکي از عناصر و عوامل اصلي وقوع جرم است. در تعداد قابل توجهي از موارد، بزه‌ديده با رضايت، همکاري و يا حرکات تحريک‌آميز و ... نقش اساسي در تکوين عمل مجرمانه ايفا مي‌کند[92] و بزهکار بالقوه را براي ارتکاب جرم وسوسه و اغوا مي‌کند، «براي مثال کشش جسماني و رواني که به طور خودآگاه يا ناخودآگاه ميان زن و مرد وجود دارد، فقط در مجرم وجود ندارد، بلکه اين کشش از سوي زن نسبت به مرد هم وجود دارد که در بسياري از موارد انگيزه او را در حملة جنسي تا اندازه‌اي فراهم مي‌آورد. اغلب اوقات يک زن به طور ناخودآگاه تمايل دارد که به زور مورد تصرف قرار گيرد، اين تمايل وسوسه آميز در دختران جواني ديده مي‌شود که با پسرها دوست مي‎شوند يا در نقاط خطرناک و غيرمعمولي قدم مي‌زنند که امکان ربودن آنها زياد است و بدين ترتيب به طوري خود را در معرض حملات جنسي قرار مي‌دهند».[93]

خصوصيات و ويژگي‌هاي قربانيان جرم در سلسله اسباب و علل جرم، عامل مؤثري در گزينش قرباني توسط مجرم مي‌باشد. بزهکاران بالقوه، سعي در انتخاب قربانياني دارند که براي آنها زحمت کمتري داشته باشد. محققين عوامل گوناگوني را تشخيص داده‌اند که در گزينش قرباني توسط مجرم موثر مي‌باشند. با ترکيب اين عوامل، پنج طبقه کلي تشخيص داده شده است: 
1- همجواري يا نزديک بودن[94] 
در اکثر جرائم جنسي، برقراري تماس فيزيکي و جسمي با قرباني ضروري است. 
2- جاذب بودن قرباني‌[95] 
جاذب بودن قرباني براي مجرم با نوع جرم و نوع مجرمين متفاوت خواهد بود. بعضي از آماج‌ها براي بعضي از مجرمين، جاذب و براي بعضي ديگر از مجرمين جاذب نيستند، در جرائم جنسي عليه زنان، جذابيت جسمي و ديگر ويژگي‌هاي شخص قرباني از عوامل مهم تعيين قرباني خاص مي‌باشد. 
3- قابليت وصول و دسترسي[96] 
قابليت وصول و دسترسي نيز عامل مهم ديگري در گزينش قرباني خاص است. به طور نمونه زني که در شب و به تنهايي در کوچه و خيابان‌هاي خاموش و تاريک قدم مي‌زند، امکان دسترسي را براي مجرم به وجود مي‌آورد. 
4- قابليت کنترل[97] 
مجرمين در هنگام ارتکاب جرم امکان مقاومت قرباني را پيش بيني مي‌کنند و سعي مي‌کنند آماجي را انتخاب کنند که در صورت مقاومت او بتوانند او را کنترل کنند. 
5- ميزان خطر[98] 
مجرمين هنگام طرح ريزي ارتکاب جرم، شانس موفقيت يا شکست را در رسيدن به هدف مجرمانه و نيز خطرات احتمالي آن در نظر مي‌گيرند و قربانياني را انتخاب مي‌کنند که آسيب پذير و بي‌دفاع باشند تا در صورت ارتکاب جرم، به راحتي از محل وقوع جرم فرار کنند[99]. 

پيامدهاي تجاوز جنسي

تجاوز جنسي مي‌تواند پيامد‌هاي متعددي براي قرباني و متجاوز داشته باشد که آسيب‎هاي جسمي، رواني، خانوادگي و اجتماعي از جمله اين آثار است.

1)ـ ايجاد آسيب‎هاي جسمي

تجاوز، آثار زيان‎بار جدي بر سلامت جسمي قرباني دارد. بهره‌کشي جنسي از کودکان کم سال مي‌تواند به تأثير سوء و آسيب دائم در اندام‎هاي تناسلي، مقعد، دهان، گلو و حتي در موارد شديد به مرگ منجر شود. دختران و زنان جواني که توسط محارم مورد تجاوز واقع مي‌شوند، به شدت در خطر ابتلا به بيماري‌هاي مقاربتي به ويژه باکتري مهبلي تريکوموناس، کلاميديا و ايدز قرار دارند.[100] 
براي مثال گزارشي از يک مرکز حمايت از قربانيان تجاوز در بانکوک (تايلند) اعلام مي‌کند که ده نفر از مراجعين، مبتلا به يک بيماري مقاربتي، حاصل از تجاوز هستند. در ايالات متحده، گزارشاتي مبني بر خشونت جنسي، تجاوز و افزايش آلودگي به HIV در بين زنان و کودکان ارائه شده است.[101]
قرباني ممکن است در جريان تجاوز به عنف، به انواع بيماري‌هاي مقاربتي نظير ايـدز، سـوزاک، سفليس و ... مبتلا شـود، همچنين زنـاني که تجاوز جنسي را تجربه کرده‌اند، احتمالاً در آينده به درد مزمن لگن خاصره، درد شکم، نشانگان دفع تحريک و بدکاري جنسي دچار مي‎شوند. خاطرة تجاوز همراه با آسيب جسمي ممکن است به بروز انواع بيماري‌هاي زنان منجر شود. همچنين زناني که سال‌هاي باروري خود را مي‌گذرانند، ممکن است در خطر بارداري ناخواسته قرار گيرند[102].
تجاوز به عنف، اغلب همراه با جرائم ديگر رخ مي‌دهد. متجاوزان تقريباً هميشه قربانيان را با مشت، چاقو يا اسلحه تهديد مي‌کنند و اغلب، به طريق غير جنسي و جنسي صدمه مي‌زنند. قربانيان ممکن است کتک بخورند، مجروح يا کشته شوند.[103] تجاوز جنسي معمولاً به‌ آسيب‌هاي جسمي منجر مي‌شود. نشانه‌هاي بدني بعد از تجاوز شامل اختلالات خواب، دل‌آشوبي (بيشتر به صورت تهوع) سردرد و درد عضلاني اسکلتي (در اثر تنش)، آزردگي واژن و درد رکتوم در بيشتر از 5 درصد قربانيان مشاهده مي‌شود.[104]

2)ـ ايجاد بيماري‎هاي رواني 

اغلب زناني که مورد تجاوز جنسي قرار مي‌گيرند، دچار اختلالات هيجاني يا روحي مي‌شوند، حتي اگر بکوشند به زندگي خود ادامه دهند و نسبت به اين رخداد واکنش نشان ندهند و احساسات خود را انکار کنند، اين اختلالات روحي مشاهده مي‎شود. در برخي موارد، زنان بزه‎ديده دچار احساس شرم،[105] تحقير،[106] گيجي و سردرگمي،[107] ترس، خشم، غضب،[108] عدم امنيت، اضطراب و افسردگي، بي‌خوابي، کابوس، بيزاري از آميزش جنسي و احساس بي‌حرمتي و فقدان کنترل بر بدن مي‌شوند. اين پديده‌ها ممکن است ماهها يا حتي سال‌ها بعد از تجاوز ادامه پيدا کند. از سوي ديگر هر رويدادي که تجاوز جنسي را در ذهن زن تداعي کند يا او را به اين فکر بياندازد که بر زندگي خود کنترل ندارد، مي‌تواند احساسات فوق را در فرد برانگيزد.[109] زيرا زن در جريان تجاوز به عنف، در وضعيت وحشتناک و مرگباري قرار مي‌گيرد و حالت شوک و ترس پيدا مي‌کند.[110] بسياري از زنان بزه‎ديده نيز احساس مي‌کنند که خودشان به نوعي در تجاوز جنسي مسئول بوده‌اند، در نتيجه ممکن است احساس گناه و بي‌ارزشي کنند.[111] قربانيان تجاوز جنسي همچنين با مشکلات سازگاري از جمله ترس زياد از خيابان، احساسات منفي نسبت به مردان ناآشنا، روابط آشفته با افراد ناهمجنس، احساس ناامني، ترس از تنها ماندن در خانه... مواجه هستند.[112]

3)ـ آسيب‎هاي خانوادگي

در بيشتر اوقات، خانوادة قربانيان همانند خودشان بيشترين آسيب را متحمل مي‎شوند. بسياري از زنان با نشانه‌هاي اختلال يا «استرس پس از آسيب»[113] مواجه مي‌شوند و زندگي جنسي آنها تقريباً از هم مي‌گسلد و بسياري از قربانيان نسبت به روابط جنسي، هراس پيدا مي‌کنند و يا دچار نشانه‌هايي مانند واژينيسم[114] مي‌شوند. بيش از نيمي از قربانيان، مشکل زيادي در برقراري مجدد روابط جنسي وعاطفي با همسر خود دارند، اين موضوع در زناني که از لحاظ جنسي فعال نيستند، اثر منفي شديد‌تري مي‎گذارد.[115] شوهري که همسرش مورد تجاوز قرار گرفته است احتمالاً ديد منفي نسبت به همسرش پيدا مي‎کند و او را همچون فرد «سقوط کرده» يا «آلوده» مي‎داند، مردان فاميل، در زماني که زن واقعاً به محبت و حمايت نياز دارد، به طور غيرارادي با خشم يا غضب به او پاسخ مي‎دهند يا ترجيح مي‎دهند که به محض رفع مشکلات جسمي زن بزه‎ديده، زندگي عادي خود را پيش گيرند و به نياز زن براي صحبت کردن دربارة احساساتش توجه نکنند[116].
از سوي ديگر هيچ يک از نزديکان زنان بزه‌ديده، نمي‌دانند که چگونه بايد با آنها برخورد کنند تا قرباني بتواند به زندگي عادي خود بازگردد. در بسياري از موارد زني که مورد تجاوز قرار گرفته، سعي مي‌کند که هيچ‌يک از اعضاي خانواده قضيه را با خبر نشود، زيرا احتمال مي‎دهد که آنها وي را عامل تجاوز جنسي بدانند، در اين حال معمولاً آسيب‌هايي که به زن وارد شده است، ناديده گرفته مي‌شود.

4)ـ آسيب‎هاي اجتماعي

ـ افزايش انحرافات اجتماعي
کودکاني که توسط محارم مورد تجاوز جنسي قرار مي‌گيرند، بسيار بيشتر از ديگران به فحشا کشيده مي‌شوند. نتايج تحقيقي در مورد زنان روسپي تهران، نشان مي‌دهد که 5/22 درصد از زنان مورد مطالعه در بسياري از اوقات به وسيله محارم و در سنين 5 سالگي مورد تجاوز و آزار جنسي قرار گرفته‌اند.[117] 
از سوي ديگر بچه‎هايي که توسط نزديکان بزرگسال خود مورد تجاوز و تعدي قرار گرفته‎اند، معمولاًًً به دليل علاقمندي به محارم، خود را گناهکار و مقصر مي‎دانند. بنابراين خودکشي و خودزني با تيغ و يا اشياء برندة ديگر در ميان اين دسته از دختران بسيار مشاهده مي‌شود.[118]
ـ قتل‌ توسط بستگان
يکي ديگر از پيامدهاي تجاوز در جوامع سنتي، قتل بزه‎ديده توسط بستگان نزديک نظير همسر، پدر يا برادر مي‌باشد. اين امر در استان‌هاي مرزي ايران که داراي بافت‌هاي سنتي مي‎باشند، از شدت بيشتري برخوردار است. چنانچه در استان خوزستان در فاصله بين ابتداي فروردين تا اواخر ارديبهشت ماه سال جاري، تنها در يک طايفه، حدود 45 مورد قتل ناموسي، زير20 سال صورت گرفته است.[119] در جامعه ايراني به جهت غيرت و تعصب شديد نسبت به دختران، قرباني شدن دختر، مساوي با سوء ظن نسبت به او مي‌باشد. بنابراين پدر، عمو، برادران و پسران عمو، برحسب سنت، حکم قتل دختري را که به او تجاوز شده يا در مظان اتهام است، بدون محاکمه اجرا مي‎کنند. در تحقيقي که درباره زنان به قتل رسيده در اسکندريه مصر به عمل آمد، نشان داد که 47 درصد از مقتولين، قربانيان تجاوز بودند که به دست خويشاوندان نزديک خود به قتل رسيده‌اند.[120]
ـ طرد از جامعه
مهمترين پيامد قربانيان تجاوز، رانده شدن از اجتماع مي‌باشد. به اعتقاد عموم، زن پس از تجاوز، کالاي صدمه‌ديده‌اي مي‌باشد که از جامعه اخراج شده است و جايي براي رفتن ندارد. واقعيت تلخ‌تر اين است که مردان به جاي آنکه حامي و پشتيبان قربانـي بـراي گذر سريع‌تـر و صحيح‌تـر وي از مراحل بهبـودي و تجديـد ساختـار جسمي‌ـ رواني باشند، با بينش و نگرش خاص، ناعادلانه و غير منطقي، نسبت به «فرد آسيب ديده» رفتار مي‌کنند. دختران آسيب‎ديده از سوي پدران مورد ضرب و شتم قرار مي‎گيرنـد و از خانـه اخراج مي‎شونـد يا  براي مدتي در خانـه زنداني مي‎گردند. گاه عکس‌العمل برادران شخص قرباني، شديد‌تر بوده و به قتل قرباني توسط آنها منجر مي‎شود. شوهر نيز ممکن است زن بزه‎ديده را سهل انگار، بي‌اراده، خيانتکار، اغواگر و ضعيف بداند و مورد تنفر، سرزنش، طعنه و کنايه‌هاي خويش قرار ‌دهد.[121]
ـ سقوط در ورطه فحشا
بسياري از دختراني که به جهت شرايط نامساعد خانه فرار مي‌کنند، معمولاً در دام سودجويان قرار گرفته و قرباني تجاوز مي‌شوند، نهايتاً مجبور به فحشا مي‌شوند.[122] همچنين دختراني که در سنين کودکي مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفته‎اند، به فحشا گرايش پيدا مي‎کنند. پژوهشگران دانشگاه براون دريافتند مردان و زناني که در دوران کودکي يا نوجواني مورد تجاوز به عنف قرار گرفته‎اند، چهار بار بيشتر از افراد ديگر به فحشا روي مي‎آورند. همچنين آنها دو برابر بيشتر از سايرين دست به روابط متعدد در هر سال مي‎زنند و         درگير روابط جنسي، لاابالي‎گري و بي‎قيد و بندي مي‎شوند.[123]


نويسنده : رضا رمضان نرگسي




مشاوره حقوقی رایگان