بسم الله
 
EN

بازدیدها: 838

اولياي قانوني و حدود وظايف آنها

  1392/12/14
خلاصه: بسته حقوقي براي آشنايي با نحوه اداره امور کودکان؛ اولياي قانوني و حدود وظايف آنها
هنوز هم گاهي تنها اميدي که براي اصلاح دانش‌آموز متمرد وجود دارد اين است که «ولي خود را به مدرسه بياورد.» ولي و ولايت در روابط پدر و فرزندي هرچند جنبه‌هاي مختلفي دارد، در امور تحصيلي دانش‌آموز از اهميت زيادي برخوردار است. اما اين تنها کارکرد ولايت قهري در نظام قضايي و حقوقي ما نيست. در ادامه به نقش ولي قهري در زندگي کودکان پرداخته‌ايم. 
اشخاص محجور به دليل وضعيت خاصي که دارند، قادر به تشخيص مصلحت خود نيستند و ممكن است اعمالي انجام دهند كه موجب ضررشان باشد؛ به همين دليل قانونگذار براي حمايت از محجورين، آنها را از تصرف در اموال و انجام اعمال حقوقي منع و افرادي را به عنوان نماينده آنها تعيين و انجام امور محجور را به آن‌ها محول كرده است. به طوركلي سه نوع نمايندگي در قانون براي اين دسته افراد مشخص شده است كه به ترتيب عبارتند از: 
1- ولايت قهري
2- وصايت: نماينده تعيين‌شده از سوي پدر يا جد پدري که به او «وصي» مي‌گويند.
3- قيمومت: در صورت فقدان پدر يا جد پدري يا وصي، دادگاه فردي را به عنوان قيم تعيين مي‌كند.
 

 پدر و جدي پدري، ولي قهري کودکان

اولين دسته از افرادي كه اداره  امور و مواظبت از محجور برعهده آنهاست پدر و جد پدري (پدربزرگ) محجور هستند كه به نمايندگي آنها «ولايت ‌قهري» مي‌گويند. به اين ولايت از اين جهت به آن قهري گفته مي‌شود كه  به حكم قانون آنها مكلف به اداره امور محجور هستند و نيازي به حكم دادگاه يا موافقت پدر يا جد پدري نيست.
سوالي که ممکن است به ذهن شما رسيده باشد اين است که آيا پدر بر جد پدري مقدم است و هر زمان كه پدر نباشد جد پدري مي‌تواند بر محجور ولايت داشته باشد يا نه؟ پاسخ منفي است. به طور کلي پدر هيچ برتري بر جد پدري ندارد و هر دو با هم موظف به اداره­ امور محجور هستند. فرض كنيد «الف» هشت ساله و داراي پدر و جد پدري است و هر دو با هم در قيد حيات‌اند. جد پدري «الف»، خانه او را به شخصي اجاره مي‌دهد؛ در اين صورت پدر حق اعتراض ندارد و اجاره نيز صحيح است.

سؤال ديگري كه در اين زمينه مطرح مي‌شود اين است كه آيا پدر و يا جد پدري بر همه محجورين ولايت دارند؟ در پاسخ بايد گفت ولايت پدر و جد پدري بر محجورين عبارتند از:
1- صغير
2- مجنون: در صورتي كه فرزند خانواده‌اي از دوران بچگي مجنون بوده و بعد از بلوغ نيز جنون او  ادامه داشته باشد، ولايت پدر و جد پدري بر آنها باقي مي‌ماند. اما اگر صغيري در زمان بلوغ مجنون نبوده به مناسبت بلوغ و رشد از تحت ولايت آنها خارج شده باشد اما بعد از آن، جنون بر او عارض شود ديگر پدر و جد پدري بر او ولايت ندارند بلكه در اين صورت از طرف دادگاه «قيم» براي او تعيين مي‌شود كه ممكن است پدر يا پدربزرگ او به عنوان قيم تعيين شوند. 
3- سفيه: وقتي فردي به سن بلوغ رسيد بر طبق قانون در «امور غيرمالي» رشيد محسوب مي‌شود و از اين جهت ديگر تحت ولايت کسي نيست اما در امور مالي تا سن هجده سالگي «غير رشيد» محسوب مي‌شود و تحت ولايت باقي مي‌ماند. 
اما اگر فردي بعد از اين سن همچنان سفيه باشد، تحت ولايت پدر و جد پدري باقي مي‌ماند ولي اگر بعد از 18 سالگي رشيد شود اما بعداً ‌به دليلي، سفاهت بر او عارض شود، ديگر پدر يا جدش بر او ولايت ندارند و براي او «قَيِّم» تعيين مي‌شود. تعيين قيم براي محجورين به شرحي که گفته شد، توسط اداره سرپرستي واقع در دادگستري‌ها پيگيري مي‌شود که اين اداره زير نظر دادستان فعاليت مي‌کند.
 

 وظايف و اختيارات ولي قهري

با سمت ولايت قهري آشنا شديم و ديديم که تنها در مورد کودکان ولايت قهري موضوعيت ندارد و ممکن است کسان ديگري نيز حتي بعد از کودکي مشمول ولايت پدر و جد پدري باشند. اما دايره اختيارات ولي قهري تا کجاست؟ مهمترين وظيفه ولي قهري نمايندگي کسي است که ولايت وي را برعهده خواهد داشت و مکلف است در اداره‌ اموال و مواظبت شخص محجور و حفظ حقوق و منافع او بکوشد، البته اگر محجور سفيه باشد، حجر او محدود به امور مالي است و ولي او وظيفه‌اي جز اداره‌ اموال ندارد. ولي قهري مي‌تواند تصرفاتي در اموال محجور کند و معاملاتي براي او انجام دهد، به شرط اينکه موافق مصلحت محجور باشد. به طور کلي مي‌توان گفت اختيارات ولي قهري در قانون گسترده‌ است و تنها چيزي که اين اختيارات را محدود مي‌کند مصلحت شخصي است که محجور شده و نيازمند ولايت است. 
بنابراين ولي قهري حق ندارد عملي انجام دهد که برخلاف مصلحت يا متضمن ضرري براي محجور باشد. بنابراين هر يک از پدر و جد پدري که به آنها ولي قهري گفته مي‌شود مي‌تواند به تنهايي قراردادهايي براي محجور منعقد کند؛ مثلاً مال او را بفروشد يا اجاره دهد يا مالي براي او خريداري کند و در صورتي که مصلحت محجور رعايت شده باشد، طرف معامله حق اعتراض و برهم زدن معامله را نخواهد داشت. ماده‌ 1183 قانون مدني به خوبي اين مفهوم را مي‌رساند: «در کليه‌ امور مربوط به اموال و حقوق مالي مولي عليه، ولي نماينده‌ قانوني او مي‌باشد.» درست است که ماده‌ 1183 قانون مدني فقط به اداره‌ اموال و حقوق مالي مولي اشاره کرده است اما بايد توجه داشت که ولي قهري منحصر به اداره‌ امور مالي محجور نيست؛ امور شخصي و به تعبير ديگر مواظبت شخص را که ولايت او را برعهده دارد نيز برعهده دارد.
 

 بي لياقتي يا عدم امانت ولي قهري

معمولا در ميان همه اطرافيان کودک پدر وي بيشتر از همه صلاح وي را رعايت مي‌کند. براي همين است که قانون پدر و جد پدري را در اولويت قرار داده است. اما اين قاعده اگرچه با عقل و واقع انطباق دارد، بدون استثنا نيست؛ پدراني وجود دارند که از هر دشمني براي کودک يا ساير محجوران خطرناکترند. در اين شرايط با چه کرد؟ آيا درست است که اختيار اموال و ساير امور کودک را به چنين پدري بسپاريم؟  قانون براي چنين شرايطي راهکارهايي پيش‌بيني کرده است. هرگاه ولي قهري توانايي و لياقت اداره‌ امور صغير يا مجنون را نداشته باشد يا بر خلاف امانت رفتار و اموال او را حيف و ميل کند، مطابق ماده‌ 1184 قانون مدني «ضم امين» خواهد شد. 
منظور از «ضم امين» که در قانون مدني به عنوان ضمانت اجراي انجام وظايف قانوني از سوي ولي ذکر شده اين است که دادگاه يک نفر امين را با ولي همراه و ضميمه خواهد کرد و به اين ترتيب اختيارات و آزادي او را محدود مي‌کند. در اين صورت ولي نمي‌تواند به تنهايي و بدون موافقت امين معاملاتي براي محجور انجام دهد. با وجود اينکه قانون مدني به اختيار عزل ولي قهري اشاره نکرده است، با توجه به فقه اماميه که در موارد سکوت قانون بايد به آن مراجعه کرد، عزل ولي قهري در صورت احراز خيانت يا بي‌لياقتي ولي قهري  و با رعايت مصلحت محجور، در حقوق امروز قابل قبول است. بنابراين اينگونه نيست که ولي در کار کودک خود بدون هيچ نظارتي واگذارده شده باشد بلکه هميشه بر او نظارت مي‌شود تا از حدود مصلحت خارج نشود و اگر چنين کند دايره اختيارات او به تدريج کمتر مي‌شود.  
بنابراين به دليل اينکه کودکان، مجنونان و سفها به علت کمي سن يا ضعف يا اختلال قواي روحي، توانايي اينکه اداره امور خود را شخصا برعهده داشته باشند ندارند و براي گذران زندگي احتياج به کمک ديگران پيدا مي‌کنند. به همين دليل قانونگذار از آنان حمايت کرده است و علاوه بر حجر که براي حفظ حقوق و منافع آنان مقرر شده، شخصي را نيز براي اداره‌ امور آنان در نظر گرفته است. اداره‌ امور مالي محجور و مواظبت شخص وي، يا تنها اداره‌ اموال او، طبق قانون به شخصي که داراي اهليت کامل باشد واگذار مي‌شود. اين شخص ممکن است پدر و جد پدري يا وصي منصوب از طرف ايشان باشد. پدر و جد پدري نهاد ولايت قهري و وصي منصوب از طرف ايشان نيز نهاد وصايت را تشکيل مي‌دهند. 





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان