بسم الله
 
EN

بازدیدها: 602

جواز يا عدم جوازِ سقط درماني

  1392/12/13

مقدمه

گاه دوران حاملگي به طور معمول و در سلامت کامل مادر و جنين، طي نمي شود؛ و در اثر عوامل گوناگون داخلي يا خارجي، حيات مادر يا جنين يا هر دو و يا سلامت کنوني و آينده هرکدام از ايشان، در معرض خطر قرار مي گيرد. مسئله اي که تشخيص آن با توجه به پيشرفت علم پزشکي، گسترش روزافزون وسايل پزشکي و تشخيص زودهنگام بيماري ها، بعيد و دشوار نيست. در چنين شرايطي، نگراني از سلامت و حيات هر يک از طرفين درگير در اين ماجرا، نيازمند تصميم گيري هاي جديدي است. اين که بارداري مي تواند و بايد ادامه يابد يا خير، امري است که علاوه بر پزشک، از نظر فقهي و اسلامي نيز بايد مورد سؤال و بررسي قرار گيرد.


ما معتقديم اسلام به عنوان دين کامل، و پيامبر ما به منزله خاتم رسولان الهي، احکامي جاودانه را براي ما داشته اند؛ احکامي جاودانه و فقهي پويا، چراکه موقعيت ها، شرايط مختلف و همه جوانب و شئون گوناگون زندگي را در نظر داشته و براي آنها هم احکامي دارد؛ يا اينکه احکامش به گونه اي کلي است که فقها مي توانند با توجه به مباني و آموزه هاي دقيق دين، حکم آن موارد را هم بيابند؛(1) و اين رمز جاودانگي اسلام است. بنابراين، حکم آنچه که مسائل مستحدثه ناميده مي شود، براساس عمومات و اطلاقات موجود، معلوم مي شود؛ لذا توقع پاسخگويي و راهنمايي در اين موضوع نيز چندان بي جا نخواهد بود.

سقط جنين به طور کلي حرام است، و اين مسئله اي مورد اتفاق تمام فقهاي حال و گذشته است. اما آنچه که امروزه و در بحث حاضر براي ما مطرح است، ضرورت هاي سقط جنين است که در اصطلاح آن را «سقط درماني» مي نامند؛ يعني لزوم اخراج عمدي و پيش از موعد جنين، به خاطر در خطر بودن جان يا سلامت مادر، جنين يا هردو ايشان.

از اين رو در يادداشت حاضر، بر آن شديم تا از ديدگاه فقها و مراجع معاصر و با توجه به فتاوي و استفتائات مطرح شده، به احکام و دستورات اسلام در رابطه با سقط جنين درماني بپردازيم و ابعاد مختلف مسئله را واکاوي کنيم؛ تا علاوه بر ارائه مطلب و بازگويي نکات، مطالب، کاربردي و قابل استناد نيز باشد.

1.    حفظ حيات

گاه در طي دوران بارداري، ادامه روند بارداري جان مادر و يا جنين و... را در خطر قرار مي دهد، به طوري که ادامه آن به معناي از دست رفتن مادر، يا جنين و يا هر دو آنهاست. از اين رو احتمالات مختلف موجود را مورد بررسي قرار خواهيم داد.

1.1.    ادامه حيات جنين، جان مادر را در خطر قرار دهد

در اين فرض، جنين سالم است، ولي در وضعيتي قرار دارد که بقاي آن، حيات مادر را تهديد مي کند؛ يعني حفظ حيات جنين و ادامه بارداري، به معناي مرگ مادر خواهد بود. اما با حفظ حيات مادر، حالت هاي مختلفي براي جنين ممکن است وجود داشته باشد:

1.1.1.    جنين، بدون مادر هم توانايي ادامه حيات داشته باشد

يعني جنين به حدي رسيده است که خارج از رحم و در دستگاه مي تواند رشد کند، و به ادامه حيات بپردازد. در اين فرض، تفاوتي بين قبل از ولوج يا بعد از آن وجود ندارد و در هر حالت با خارج کردن جنين، حيات مادر و جنين نجات مي يابد. و اين بهترين حالت و فرض مطلوب است؛ زيرا در واقع سقطي رخ نداده و جنين به حيات خود ادامه مي دهد، ولي خارج از رحم. 
در اين فرض تصور اينکه با خارج کردن جنين، مادر جان خود را از دست دهد، بعيد است؛ لذا نيازي به بيان و بررسي نيست.

1.1.2.    جنين، منفصل از مادر، قادر به ادامه زندگي نباشد

در اين فرض پيچيده، بقاي جنين، مساوي است با مرگ مادر. اما، نه مي توان جنين را زودتر به دنيا آورد تا در دستگاه رشد کند، و نه مي توان اجازه داد مادر بميرد؛ چون مرگ مادر، مساوي است با مرگ جنين.

1.1.2.1.     قبل از ولوج روح
در اين مورد دو نظر وجود دارد:

الف) سقط جنين جايز نيست
علماي بزرگي چون صاحب جواهر و سيد محمد کاظم طباطبايي يزدي، سقط را جايز نمي دانند.(2) يعني مي توان حکم سقط را از ديدگاه ايشان، عدم جواز به طور مطلق دانست.

ب) سقط جنين جايز است
ب- 1) به طور مطلق
غالب فقها در چنين شرايطي، که حيات مادر متوقف بر سقط جنيني که روح در آن ولوج نيافته باشد، سقط جنين را براي نجات جان مادر، قبل از ولوج روح، جايز مي دانند.(3)
 
به عنوان مثال آيت الله خامنه‌ايدام عزه سقط جنين را مطلقاً حرام مي دانند مگر آنکه استمرار حاملگى براى حيات مادر خطر داشته باشد که در اين صورت سقط جنين قبل از ولوج روح، اشکال ندارد و جايز است. ولى بعد از دميدن روح جايز نيست، حتى اگر ادامه حاملگى براى حيات مادر خطرناک باشد.(4)
حتي برخي چون محمد آصف محسني، سقط را لازم دانسته اند.(5)

ب- 2) تنها براي مادر
برخي ديگر از فقها معتقدند: در صورتى که جان مادر در خطر است، مادر مى تواند جنين را ساقط نمايد؛ ولى براى ديگران جايز نيست. يعني مادر با خوردن دارو و مانند آن، جنين را بکشد، سپس پزشک آن را بيرون آورد.(6)
 
1.1.2.2.     بعد از ولوج روح
در اين مورد نيز دو نظر وجود دارد:

الف) جايز است
برخي مانند آيت‌الله جناتي، به صراحت و به طور کلي اين موضوع را پذيرفته اند؛ ايشان در پاسخ استفتايي در اين زمينه مي فرمايند: «در کليه مواردي که وجود جنين موجب خطر و زيان براي مادر باشد و امر داير بين حفظ جان مادر يا حفظ جنين باشد و از نظر اهل خبره اين فرض يقيني است، مادر و پدر مي توانند به سقط درماني رضايت بدهند، ولو آن که بعد از نه ماه باشد.»(7)
 
برخي ديگر معتقدند که اگر حفظ حيات مادر متوقف باشد بر اسقاط جنينى که در آن روح دميده شده، بايد تا آخرين ساعات امکان حفظ حيات مادر منتظر بمانند،(8) و تنها در صورتى مى توان به منظور نجات جان مادر به حاملگى خاتمه داد که تا آخرين زمان امکانِ ادامه حيات آن دو صبر شود ـ لعل الله يحدث بعد ذلک امراً ـ و پس از آن با احراز يقين به اين که جنين در هر حال فوت خواهد کرد(9) و امکان ادامه حياتش نيست، اسقاط آن به منظور حفظ جان مادر مانعى ندارد.(10)
 
برخي از فقها قيدي را به اين جواز اضافه کرده اند و گفته اند: دکتر يا شخص ديگر نمى تواند او را سقط کند، ولى مادر در آخرين لحظات از باب دفاع از خود مى تواند مباشرت به اسقاط نمايد.(11) و اسقاط آن به منظور حفظ جان مادر توسط مادر، بلامانع است.(12) و اين «صبر تا آخرين لحظات»، عبارت کلي اي است که بعد از ولوج را هم دربر مي گيرد؛ چراکه آيت الله سيد محمد حسيني شاهرودي در جايي ديگر فرمودند: «براي سقط جنين به خاطر نجات مادر تعجيل ننماييد و صبر نماييد تا حين الاشراف على الموت، در آن حال مادر دفاعاً عن نفسها و حفظاً لنفسها مى تواند اسقاط نمايد.» 
در اين ميان عده اي چون محمد آصف محسني، سقط را در چنين فرضي، به طور مطلق (پيش و پس از ولوج)، جايز مي دانند.(13)
 
ب) جايز نيست
عده اي ديگر از فقها، مانند آيت الله گلپايگاني(14) و آيت الله تبريزي، سقط را بعد از چهارماهگي جايز نمي دانند؛ و بر اين باورند که جنين، حيات انساني دارد و در حرمت نفس انساني، تفاوتي بين صغير و کبير و جنين و طفل وجود ندارد و نمي توان براي حفظ جان يک شخص، جواز قتل ديگري را صادر نمود.(15)
 

1.2.    ادامه بارداري باعث از بين رفتن جنين مي شود

سقط جنيني که براي حفظ جان جنين باشد، سقط نيست؛ بلکه تولد زودهنگام است؛ که در اين حالت نيز جنين زنده متولد شده را در دستگاه نگهداري مي کنند. لذا از آنجايي که جنين زنده متولد شده و مراحل حياتي را طي مي کند، لزومي به پرداختن به اين مسئله در کلام فقها نيست.

مگر در يک فرض که در طي استفتايي آمده است، و آن هم هنگامي است که حاملگي چندقلو اتفاق مي افتد، که براي جلوگيري از از بين رفتن جنين هاي به ثمر نرسيده، در ماه هاي اول حاملگي (پنجاه تا شصت روزگي)، تعداد اين جنين ها را کاهش مي دهند؛ تا بقيه جنين ها بتوانند رشد نمايند و حاملگي به ثمر برسد.

در چنين فرضي، «اگر کاهش بعضي از جنين ها، موجب زنده ماندن بقيه شود (و عدم کاهش، سبب از بين رفتن همه آنها گردد) اشکال ندارد.»(16) 

1.3.     حيات مادر و جنين، هردو در خطر است

در اين فرض، مادر و جنين، در اثر عوامل گوناگون داخلي يا خارجي هر دو در معرض خطر قرار دارند. در چنين شرايطي نيز ديدگاه هاي فقها يکسان نيست.

الف) سقط جنين جايز است

از آنجايي که در اين فرض، امر داير است بين مرگ حتمى طفل به تنهايى و بين مرگ حتمى طفل و مادر او، بنابر اين چاره‏اى جز اين نيست که لااقل زندگى مادر با سقط جنين نجات داده شود.(17) 
در اين فرض نيز غالب فقها، سقط را جايز دانسته اند؛ اما تعابير و تفاسير گوناگوني را ارائه داده اند:
آيت الله مکارم شيرازي و آيت الله جناتي، حفظ حيات مادر را بر جنين، اولي مي دانند و معتقدند سقط جايز است، حتي بعد از ولوج روح.(18) آيت الله خامنه اي نيز در اين رابطه فرموده اند: «سقط جنين شرعاً حرام است و در هيچ حالتى جايز نيست مگر آن که استمرار حاملگى براى حيات مادر خطرناک باشد که در اين صورت سقط جنين قبل از ولوج روح، اشکال ندارد، ولى بعد از دميدن روح جايز نيست، حتى اگر ادامه حاملگى براى حيات مادر خطرناک باشد؛ مگر آنکه استمرار باردارى، حيات مادر و جنين هر دو را تهديد کند و نجات زندگى طفل به هيچ وجه ممکن نباشد ولى نجات زندگى مادر به تنهايى با سقط جنين امکان داشته باشد.»(19)
 
البته عده اي نيز معتقدند که حتى مى‏توان در اين فرض سقط را واجب دانست؛ چراکه با اين عمل حداقل مى ‏توان يک انسان را از مرگ نجات داد.(20) 
و برخي ديگر مانند آيت الله تبريزي، براي مادر حق انتخاب قائل شده اند و معتقدند که مادر مي تواند انتخاب کننده باشد و جنين را سقط کند.(21)

ب) سقط جنين جايز نيست

از آن جا که صاحب جواهر و سيد محمد کاظم طباطبايي يزدي قائل به عدم جواز مطلق سقط جنين هستند، حتي در اين فرض نيز سقط را جايز نمي دانند.(22) 

2.     حفظ سلامت

بارداري ممکن است سلامت جسمي و روحي مادر يا جنين و حتي خانواده را در مورد تهديد قرار دهد. لذا بررسي حالات مختلف اين موضوع و شيوه برخورد با آن، بايد مورد تحليل قرار گيرد:

2.1.     سلامت مادر در خطر است

گاه مادر بيمار بوده و بارداري عاملي مي شود براي تشديد بيماري؛ و گاه بارداري خود عاملي است براي تهديد سلامت مادر. در چنين شرايطي فقها زمان را مد نظر قرار داده اند:

الف) قبل از ولوج

اغلب فقهاي متأخر بر اين رأيند و در استفتائات و کتبشان بر آن تأکيد داشته اند که اگر بارداري سلامت جسماني مادر را در معرض خطر جدي قرار دهد، سقط جنين پيش از ولوج جايز است. به عنوان نمونه حضرت امام ره معتقدند اگر بارداري، ضرر و خطر جاني براي مادر دارد، قبل از دميده شدن روح در جنين اسقاط جايز است. همچنين اگر مرض شديد يا نقص عضوي مادر را تهديد کند، مثل اينکه دچار نابينايي شود، اگر علاجش وابسته به مصرف دوايي باشد که باعث سقط جنين مي شود، درمان مادر ولو به اسقاط جنين جايز است. زيرا گاه علاوه بر تحمل رنج مضاعف بيماري يا دچار شدن به مشکل جديد، درمان مادر، نيازمند داروها يا عملياتي است که خود به خود سبب اسقاط حمل مي گردد.(23) يعني اگر مادر بر جان خود بترسد و يا ماندن جنين در شکم او آن قدر پرزحمت باشد که غير قابل تحمل گردد و خلاصى از آن، جز سقط جنين راهى ديگرى ندارد، در اين صورت تا روح در جنين دميده نشده، سقط، جايز است و اما پس از دميده شدن روح در جنين سقط آن به هيچ وجه جايز نيست.(24)

اين در شرايطي است که برخي ديگر از فقها معتقدند در وضعيت نامناسب جسماني و ترس از تشديد کم خوني، ناراحتي معده و ضعف کلي بدن، سقط جنين جايز نيست و موارد مذکور موجب حليت آن نخواهد بود.(25) حتي در وضعيتي که زن حامله مريض شود و دکتر متخصص تشخيص بدهد که معالجه زن بستگي به سقط جنين دارد، يا زماني که ادامه حاملگى موجب شدت يافتن و يا طولانى شدن بيمارى مادر مانند بيماري هاى کليوى، قلبى و عصبى گردد، نيز سقط را جايز نمي دانند.(26) مگر براي زني که با چنين شرايطي حامله شده و بقاى حمل موجب ضرر غير قابل تحمل براي او باشد.(27)
 
علاوه بر سلامت جسمي، سلامت روحي نيز مهم است؛ مسئله اي که کمتر مورد توجه قرار گرفته. اما نکته مهمي که در اين رابطه وجود دارد اين است که: حتي قبل از دميده شدن روح در جنين، سقط جنين به مجرد وجود مشکلات و سختي هاي اقتصادي،(28) اجتماعي، تعدد اولاد و کنهسالي جايز نيست.(29)
 
به ياد داشته باشيد که اين مورد از پرنظرترين موارد بحث حاضر است، لذا براي يافتن نظر مرجع تقليد مورد نظر، بايد تنها به خود ايشان رجوع کرد.

ب) بعد از ولوج

بعضي از فقها مانند آيت الله گلپايگاني،(30) آيت الله فاضل لنکراني،(31) و محمد آصف محسني(32) اسقاط جنين را حتي بعد از ولوج روح، براي درمان مادر جايز مي دانند.

آيت الله فاضل لنکراني در اين باره مي فرمايند: در صورتى که مادر درد غير قابل تحمل فعلى دارد(مقصود از درد فعلى، دردى است که هم اکنون مادر را آزار مى دهد، نه دردى که در آينده به آن مبتلا مى شود)؛ يا زن باردارى هست که در اثر تصادف براى درمان نياز به عمل جراحى فورى دارد و لازمه عمل اين است که مادر بى هوش شود و در اثر بى هوشىِ مادر، يقين داريم يا احتمال مي دهيم که جنين -که بعد از دوران چهار ماهگى و دميده شدن روح به اوست- سقط مي شود، در چنين حالت هايي معالجه مادر لازم و ضروري است؛ هرچند در ضمن معالجه، جنين -چه روح به آن دميده شده باشد و چه هنوز دميده نشده باشد- سقط شود. اما بايد کوشش شود حتي الامکان با بي حس کردن موضعى يا بدون بي هوشى، عمل انجام گيرد، و اگر اينگونه ممکن نبود، بي هوش کردن مادر براى عمل جراحى، اشکال ندارد، هر چند فرزندش سقط شود.(33) 
البته برخي مانند آيت الله تبريزي، سقط را تنها به وسيله مادر جايز مي دانند.(34)
 

2.2.    سلامت جنين در خطر است

امروزه و با توجه به روش هاي مختلف و پيشرفته تشخيصي، ممکن است پزشکان در طي دوران بارداري پي به مشکلات گوناگوني در جنين ببرند؛ مشکلاتي که سلامت جسماني يا سلامت ذهني جنين را درگير مي کند. اين مشکلات را مي توان در چهار گروه دسته بندي کرد:
الف) جنين داراي نقايص فيزيکي اما در سلامت ذهني است. اين گونه جنين ها پس از به دنيا آمدن، توان زيستن دارند، اما داراي نقايصي چون کري، کوري، فقدان دست يا پا و... هستند.

ب) جنين پس از به دنيا آمدن داراي يک نقص درمان ناپذير ذهني و فيزيکي است؛ مانند سندرم داون. اين نوزادان در صورت توجهات لازم، مي توانند سال ها به زندگي خود ادامه دهند.

ج) جنين پس از به دنيا آمدن و يا مدتي پس از آن به علت نقايص خاص ژنتيکي، دچار تحليل وضعيت ذهني و يا جسمي شده و در نهايت ظرف چند ماه يا چند سال خواهد مرد.

د) نوزاداني که غالباً پس از به دنيا آمدن زنده نمي مانند و ظرف چند دقيقه تا چند ساعت بعد از به دنيا آمدن خواهند مرد؛ مانند ابتلاي نوزاد به آنسفالي، هيدروسفالي، ناهنجاري هاي شديد قلبي، کليه اي و تنفسي.

بايد ديد در چنين شرايطي تکليف والدين نسبت به نگهداري از جنين يا اسقاط آن چيست؟
از نظر قاطبه فقها، ناقص الخلقه بودن جنين، دليلي براي سقط او نخواهد بود؛ چه قبل از ولوج و چه بعد از آن.(35) ايشان تفاوتي بين جنين ناقص الخلقه و کودک ناقص الخلقه قائل نيستند و همان طور که کشتن کودک ناقص مجوزي ندارد، براي جنين ناقص نيز حق حيات قائلند.(36) با اين وصف اگر جنيني به ناهنجاري هاي نوع الف دچار باشد، به طور قطع، سقط جايز نيست.

از نظر ايشان، اين حکم محدود به ناقص الخلقه بودن جنين نيست، بلکه بيماري هاي ديگر چون هموفيلي و ... را هم شامل مي شود. يعني جنيني که در زمان حيات به بيماري هاي سخت و صعبي دچار خواهد شد، مجوز سقط ندارد؛ زيرا ايشان معتقدند که خداوند در طول حيات او، درصدد امتحان خود فرد، والدين، خانواده و حتي جامعه اوست. و آزمايش و ابتلا مطابق بينش اسلامي و آن چه در آيه 155 سوره بقره آمده،(37) يکي از برنامه هايي است که خداوند، بر بندگانش انجام مي دهد.(38) حتي اگر بدانيم پس از تولد، فقط مدت کوتاهى زنده مي ماند نيز جايز نيست.(39) لذا جنيني که به ناهنجاري هاي نوع ب، ج و حتي دال دچار است نيز مجوز سقط نخواهد داشت؛ مادر نيز نمى تواند اجازه چنين کارى را به پزشکان بدهد و آنان هم نمى توانند جنين را خارج کنند و ديه بر عهده کسى است که عملاً به چنان کارى دست زده است.(40)
 
با اين وجود فقها، تنها يک شرط را قيد کرده اند که مجوز سقط چنين جنين هايي است، و آن عسر و حرج و مشکلات روحي و جسمي است که به دنبال نگهداري و مراقبت از طفلي که با مشکلاتي اين چنيني زندگي خواهد کرد، براي والدين ايجاد مي شود.(41)

آيت الله خامنه ايدام عزه در استفتائي که در همين رابطه، مي فرمايند: بعضى از زوج ‏ها، مبتلا به بيمارى هاى خونى بوده و داراى ژن معيوب هستند و در نتيجه ناقل بيمارى به فرزندان خود، در نتيجه احتمال اين که اين فرزندان آنها مبتلا به بيمارى هاى شديد باشند، بسيار زياد باشد و چنين کودکانى از بدو تولد تا پايان عمر دائماً در وضع مشقت بارى به سر خواهند برد -مثل بيماران هموفيلى که همواره ممکن است با کوچک ترين ضربه اى دچار خونريزى شديد منجر به فوت و فلج شوند- لذا «اگر تشخيص بيمارى در جنين قطعى است و داشتن و نگهداشتن چنين فرزندى موجب حرج است، در اين صورت جايز است قبل از دميده شدن روح، جنين را اسقاط کنند، ولى بنابر احتياط، ديه آن بايد پرداخت شود.»(42) اين جواز، نه از سر ترحم بر طفل، که به خاطر رفع حرج شديدي که براي والدين و جامعه به همراه دارد است.(43)
 
اما بعضي ديگر از فقها مانند آيت الله مکارم شيرازي، استثنايي را در اين فرض قائل شدند، ايشان معتقدند: اگر ناهنجاري ساختاري جنين به گونه اي باشد که صورت انساني نداشته باشد، مي توان آن را سقط نمود؛ زيرا دليلي بر عدم جواز اتلاف جنين غير انسان وجود ندارد.(44) در حقيقت از نظر ايشان چنين جنيني، انسان به حساب نمي آيد و احکام انسان در مورد او جاري نمي شود.

نکته اي که وجود دارد و ذکر آن خالي از فايده نيست، آن است که با توجه به تعاليم اسلام، روزي رسان خداوند است.(45) لذا سقط جنين براي فرار از مشکلات اقتصادي به هيچ عنوان و تحت هيچ شرايطي، جايز نيست. در حقيقت بايد گفت که از نظر اسلام، حفظ جنين در مقابل آسيب هاي اقتصادي، فردي، خانوادگي و غيره که موقت هم هستند، اولويت دارد، و سقط در اين موارد مجاز نيست.(46)
 

نتيجه :

الف) اگر ادامه بارداري جان مادر به تنهايي را در خطر قرار دهد، نجات جان مادر از نظر اغلب فقها، با سقط جايز است؛ چه قبل از ولوج و چه بعد از آن، يا به طور مطلق يا تنها به وسيله مادر و يا با صبر کردن تا آخرين لحظات. عده اي هم که جائز نمي دانند به علت تعاريف متفاوتي است که از حيات و انسان بودن دارند.

ب) اگر ادامه بارداري جان مادر و جنين را با هم در خطر قرار دهد، باز هم سقط جنين جايز است؛ يا به طور مطلق (قبل و بعد از ولوج) يا با دادن حق انتخاب حيات به مادر.

ج) اگر ادامه بارداري سلامت مادر را در خطر قرار دهد، سقط جايز است، چه بعد از ولوج و چه قبل از آن. 
د) اگر ادامه بارداري سلامت آينده جنين را به مخاطره مي اندازد، در هيچ حالتي سقط جايز نيست؛ مگر در برخي نظرات استثنا که در متن به آنها اشاره شده است.


------------------
پي نوشت
1.     اباعبدالله ع فرمودند: هيچ چيز نيست مگر آنکه در کتاب و سنت، حکمي براي آن ذکر شده باشد. (کليني، ج1، ص59)
2.    نجفي، ج4، ص378- يزدي، ج 1، ص439. 
3.    آيت الله مکارم شيرازي، ص292- آيت الله گلپايگاني، ص172- آيت الله صافي گلپايگاني، ص62- آيت الله فاضل لنکراني، سايت. 
4.    آيت الله خامنه اي، ص280.
5.    محسني، ص73. 
6.    آيت الله تبريزي، ج 5، ص327- آيت الله نوري همداني، سايت.
7.     آيت الله جناتي، ص254. 
8.    امام خميني ره، سايت. 
9.    آيت الله فاضل لنکراني، سايت.
10.    امام خميني ره، سايت. 
11.    آيت الله سيد محمد حسيني شاهرودي، سايت.
12.    آيت الله فاضل لنکراني، سايت.
13.    محسني، ص74. 
14.    آيت الله گلپايگاني، ص172. 
15.    آيت الله تبريزي، ج1، ص333.
16.    آيت الله خامنه اي، سايت- آيت الله فاضل لنکراني، سايت.
17.    آيت الله خامنه اي، سايت.
18.    آيت الله مکارم شيرازي، ص295.
19.    آيت الله خامنه اي، ص280. 
20.    قبله اي خويي، ص‏12.
21.    آيت الله تبريزي، ج 5، ص327.
22.    نجفي، ج4، ص378- يزدي، ج 1، ص439.
23.    آيت الله مکارم شيرازي، ص293.
24.    آيت الله سيستاني، سايت.
25.    آيت الله خامنه اي، سايت.
26.    آيت الله نوري همداني، سايت.
27.    آيت الله فاضل لنکراني، سايت. 
28.    آيت الله خامنه اي، سايت. 
29.    امام خميني ره، سايت.
30.    آيت الله گلپايگاني، ص173.
31.    آيت الله فاضل لنکراني، سايت.
32.    محسني، ص75.
33.    آيت الله فاضل لنکراني، سايت.
34.    آيت الله تبريزي، ج5، ص326.
35.    امام خميني ره- آيت الله خامنه اي- آيت الله نوري همداني- آيت الله سيستاني- آيت الله فاضل لنکراني، سايت.
36.    آيت الله تبريزي، ج5، ص327. 
37.    «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَيءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ.» قطعا همه شما را با چيزي از ترس، گرسنگي، و کاهش در مال ها و جان ها و ميوه ها، آزمايش مي کنيم.
38.    آيت الله بهشتي، ص161.
39.    آيت الله فاضل لنکراني، آيت الله سيستاني، آيت الله نوري همداني.
40.    آيت الله سيستاني، سايت.
41.    امام خميني ره- آيت الله فاضل لنکراني- آيت الله سيستاني- آيت الله خامنه اي، ص281- محسني، ص76.
42.    آيت الله خامنه اي، ص281.
43.    آيت الله مکارم شيرازي، ص924.
44.    آيت الله مکارم شيرازي، ص294- محسني، ص76.
45.    «اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يرْزُقُ مَنْ يشَاءُ وَ هُوَ الْقَوِي الْعَزِيزُ.» خداوند نسبت به بندگانش لطف (و آگاهي) دارد؛ هر کس را بخواهد روزي مي دهد و او قوي و شکست ناپذير است! (سوره شوري، آيه 19)
46.    آسماني، ص65.

منابع
- قرآن کريم.
- آسماني، اميد و ديگران؛ چالش هاي اجرايي قواعد نفي عسر و حرج، لاضرر و اضطرار در سقط درماني. "فصلنامه فقه پزشکي"؛ سال دوم، شماره 3 و4، تابستان و پاييز 1389. ص39-71. 
- بهشتي، احمد؛ تربيت از ديدگاه اسلام. قم: دفتر نشر پيام، 1362ش، چ1.
- تبريزي، ميرزا جواد؛ صراط النجاه. قم: دفتر نشر برگزيده، 1416ق، چ1.
- جناتي، محمدابراهيم؛ رساله توضيح المسائل. قم: انصاريان، 1382ش، چ1.
- خامنه اي، سيد علي؛ اجوبه الاستفتائات. تهران: انتشارات بين المللي الهدي، 1382ش، چ4.
- خميني، سيد روح الله موسوي؛ تحرير الوسيله. قم: دفتر انتشارات اسلامي وابسته به حوزه علميه قم، 1366ش.
- صافي، لطف اله؛ استفتائات پزشکي. قم: دارالقرآن، 1372ش.
- فاضل لنکراني، محمد؛ جامع المسائل. قم: مهر، 1377ش، چ 5.
- قبله‏اى خويي، خليل؛ بررسى فقهى و حقوقى احکام سقط جنين. "فصلنامه ديدگاه‏هاى حقوقى"؛ سال سوم، شماره 9، بهار 1377. ص‏5-45.
- کليني، ابوجعفر محمدبن يعقوب؛ الکافي. تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1407ق، چ4.
- گلپايگانى، سيد محمد رضا موسوى؛ ارشاد السائل. بيروت: دار الصفوه، 1413ق، چ2.
- محسني، محمد آصف؛ الفقه و المسائل الطبيه. قم: بوستان کتاب قم، 1382ش، چ1.
- مکارم شيرازي، ناصر. بحوث فقهيه هامه. قم: مدرسه امام علي بن ابي طالب ع، 1422ق، چ1.
- نجفي، محمد حسن؛ جواهر الکلام في شرح شرائع الاسلام. بيروت: دارالاحياء التراث العربي، بي تا، چ7.
- يزدى، سيد محمد کاظم طباطبائى؛ العروه الوثقى. بيروت: مؤسسه الأعلمي للمطبوعات، 1409ق، چ2.
- سايت آيت الله العظمي امام خمينيره. http://www.imam-khomeini.com
- سايت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه ايدام عزه. http://www.leader.ir
- سايت آيت الله العظمي بهجت. http://www.bahjat.ir
- سايت آيت الله العظمي مکارم شيرازي. http://www.makaremshirazi.org
- سايت آيت الله العظمي سيستاني. http://www.sistani.org
- سايت آيت الله العظمي فاضل لنکراني. http://www.lankarani.org
- سايت آيت الله العظمي حسيني شاهرودي. http://www.shahroudi.com
- سايت آيت الله العظمي نوري همداني. http://www.noorihamedani.com
- سايت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني. http://www.saafi.org

*کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان