بسم الله
 
EN

بازدیدها: 494

ارث زنان

  1392/12/8

آيا ارث زن که نصف ارث مرد مي باشد از نظر مدافعين حقوق بشر تبعيض نارواست ؟

معاون محترم اداري و مالي و عضو کميسيون حقوق بشر قوه قضائيه
يکي از مسائلي که نوعاَ غربيها و سازمانهاي مدافع حقوق بشر به عنوان تبعيض ناروا مطرح مي کنند اختلاف در ارث بين زن و مرد است چون در قانون اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي طبق ماده 907 قانون مدني صراحتاٌ چنين مي گويد : « ... اگر اولاد متعدد باشند و بعضي از آنها پسر و بعضي دختر ، پسر دو برابر دختر ارث مي برد » به ويژه اگر مرد وارث منحصر به فرد باشد يک چهارم ارث نصيبش مي شود و اين قانون که قائل به تبعيض شده از نظر حقوقدانان و دانشمندان و مدافعين حقوق بشر بويژه شوراي مدافع حقوق بشر وابسته به سازمان ملل متحد صحيح نيست .
جهت تبيين و تشحيذ اذهان خوانندگان محترم کنوانسيون رفع هر نوع تبعيض عليه زنان که در 18 دسامبر 1979 طي قطعنامه 180/34 مجمع عمومي سازمان ملل متحد به تصويب رسيده و در سوم سپتامبر 1981 با گذشتن سي روز از توديع بيستمين سند الحاقي لازم الاجرا شد شرح مي دهم در ماده يک ، تبعيض عليه زنان را اين گونه تعريف کرده است .
از نظر اين کنوانسيون ، عبارت تبعيض عليه زنان ، به معني قائل شدن هرگونه تمايز ، استثناء يا محدوديت براساس جنسيت است که بر به رسميت شناختن حقوق بشر زنان و آزاديهاي اساسي آنها و بهره مندي و اعمال آن حقوق ، بر پايه مساوات با مردان صرفنظر از وضعيت تأهل آنها ، در تمام زمينه هاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ، مدني و ديگر زمينه ها اثر مخرب دارد يا اصولاٌ هدش از بين بردن اين وضعيت است . ( نظام بين الملل حقوق بشر ، دکتر حسين مهرپور ، صفحه 112 ... )
و نيز طبق ماده 13 « دولتهاي عضو بايد اقدامات مقتضي براي محو تبعيض عليه زنان در ديگر زمينه هاي زندگي اقتصادي و اجتماعي به عمل آورند ... »
نگارنده بر اين عقيده است موارد فوق الذکر که به حسب ظاهر تبعيض به نظر مي رسد با خدماتيکه اسلام به زن نموده و توجهات بسياري که به زنها دارد از متون اسلامي و حقوق تا آنجا که اين وجيزه اجازه دهد در حد بضاعت مزجات متذکر شده و قضاوت را به خوانندگان محترميکه با ديد انصاف و حقيقت نگاه مي کنند و انسانهاي سليم النفس و خانمها که مدعي اصلي موضوع بحث مي باشند واگذار نمايم .
عليهذا مطالب را در دو بخش بيان مي کنم .

بخش نخست

براي روشن شدن بحث اجازه دهيد مختصري از وضعيت زنان در قبل و هنگام ظهور اسلام به عرض برسانم . اسلام در 1428 سال قبل در شبه جزيره عربستان اعلام موجوديت کرد در آن زمان مردم دنيا بويژه مردم عربستان ، زن را موجودي پست و دختر را موجب ننگ خانواده مي دانستند بطوريکه اگر زني دختر مي زائيد آن دختر را زنده به گور مي کردند .
دکتر گوستاولو بون فرانسوي در کتاب گران سنگ اسلام و عرب صفحه 507 چنين مي گويد : تمام قانونگذاران قديم نيز همانند همين رفتار خشونت آميز را نسبت به زن معمول داشتنه اند ، از آن جمله قانون هنديها مي گويد : « ... قضا و قدر حتمي ، طوفان ، مرگ ، جهنم ، زهر کشنده افعي و مار گزنده ، آتش سوزان ، هيچ کدام از زن بدتر نيست ... »
نظريه تورات نيز نسبت به زن بهتر از هنديها نيست از آن جمله در سفر جامعه مي گويد : « ... زن تلخ تر از مرگ است ... » و نيز مي گويد : « ... مردي که نزد خدا صالح و شايسته باشد کسي است که زن نداشته باشد ... ميان هزار مرد يک مرد شايسته پيدا مي شود ولي ميان تمام زنان عالم يک زن هم يافت نمي شود ...» اما همين دانشمند غربي در صفحه 503 کتاب فوق الذکر درباره اسلام چنين مي نويسد : «... پيش از آمدن اسلام مردها زن را موجودي مي دانستند متوسط ميان حيوانات و انسان . يعني او را فقط وسيله اي براي پيدايش نسل و خدمتکار مي دانستند و دختر دار شدن را براي خود مصيبتي مي پنداشتند ، و رسم دختر کشي شايع شده بود و هم چنانکه بچه هاي سگ را در آب مي انداختند دخترها را زنده به گور مي کردند و شيوع اين عادت را شما از مصاحبه ذيل که ميان قيس رئيس طايفه بني تميم و حضرت محمد ( ص ) افتاد مي توانيد بفهميد ...
مسيو «کوسان دوپرسؤال » مي نويسد :
روزي قيس ديد پيغمبر اسلام يکي از دختران خود را روي زانوي خود نشانده است از او پرسيد اين گوسفند بچه چيست که اين چنين او را مي بوئي ؟
فرمود : اين دختر من است
قيس گفت : بخدا من دخترهاي زيادي داشتم و همه را زنده به گور کردم و هيچ يک را اينگونه نبوئيدم .
حضرت محمد ( ص ) فرياد زد : واي بر تو : خدا رحم را از دل تو بيرون برده و قدر بهترين نعمتهائي را که خداوند به انسان عنايت کرده نشناختي !
ملاحظه مي فرمائيد اسلام در آن شرايط چه خدمات بزرگي نسبت به زنان انجام داد .
در قرآن مجيد که يگانه کتاب آسماني مسلمانان جهان است زن و مرد را از جهت انسانيت و رابطه آنها با خداوند يکسان ديده است .
( يا ايها الناس ، انا خلقناکم من ذکر و انثي و جعلناکم شعوباَ و قبائل لتعارفوا... سوره حجرات آيه 133 )
اي مردم ، همانا شما را زن و مرد آفريديم و شما را به صورت قوم و قبيله قرار داديم براي اينکه يکديگر را بشناسيد ،
در اين بيان خداوند متعال اعلام مي کند که وحدت اصل و نژاد و سلاله هاي انساني براي شناخت يکديگر است نه اينکه انتساب به قبائل و شعوب سرمايه فخر و مباهات و دست آويز تمايز و افزون طلبي باشد .
در آيه ديگري از قرآن سوره نساء آيه اول نيز مي فرمايد :
اي مردم بپرهيزيد ( لطف و عنايات خداوند که خالق شما است مدنظر داشته و مواظب حلال و حرا و اوامر و نواهي خداوند باشيد ) پروردگارتان شما را از يک جان خلق کرده و از او زوج نيز آفريده ...
در اين بيان نيز نظريه انسانيت انسان است به اين معني که زن و مرد از نظر انسانيت نزد خداوند متعال يکسان مي باشند .
آيات فراواني داريم که خداوند متعال مطلب را به صورت مطلق بيان مي کند از جمله در سوره تحريم آيه 11 که مي فرمايد : « ... و من يومن بالله و يعمل صالحاَ يدخله جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ابداَ يعني کسيکه به خدا ايمان بياورد ( هرکس باشد چه زن و مرد ) و عمل صالح انجام دهد خداوند او را داخل بهشت هائي مي کند که نهرهائي از زير آنها جاري است و هميشه آنجا خواهند بود» .
در بعضي از آيات قرآن خداوند متعال به طور مساوي نام مي برد « من عمل صالحاَ من ذکر و انثي و هو مؤمن فلنحينيه حيؤه طيبه و لنجزينهم اجرهم باحسن کانو يعملون (سوره نحل آيه99 ) » يعني هر مرد و زني که عمل صالح انجام دهد و ايمان به خدا داشته باشد پس زندگي پاکيزه و محققاَ پاداش و جزاي نيکو براي آن اعمال صالح که انجام داده خواهيم داد .
در اين مقوله احاديث و روايات زيادي داريم که به صراحت همين معني را بيان مي کند که ما به لحاظ اختصار صرف نظر نموده فقط به ذکر دو حديث از پيغمبر بزرگ اسلام ( ص ) که مورد قبول قاطبه مسلمانان است بسنده مي کنم .
پيغمبر اعظم ( ص ) در حجه الاوداع در خطبه معروف خود چنين مي فرمايد : « ... يا ايها الناس ، ان ربکم واحد و ان اباکم واحد ، کلکم لادم و ادم من تراب اکرمکم عندالله اتقاکم ...
ترجمه : اي مردم ( مطلق است و ذکري از زن و مرد برده نشده يعني اي مردان و اي زنان عالم ) همانا پرودگار شما يکي است همه شما از آدم ( ابوالبشر ) هستيد و آدم از خاک مي باشد . بهترين و گرامي ترين شما در پيشگاه خداوند متعال با تقوي ترين ( صالح ترين ) هستيد ... »
در اين حديث شريف انتساب همه انسانها را به يک شجره متصل مي کند و همه انسانها در عرض هم و مساوي مي باشند هيچ فردي بر ديگري و هيچ قبيله اي بر قبيله ديگري برتري ندارد بلکه آنچه را نسبت برتري و امتياز دانسته عمل صالح و خدمت به بندگان خدا ( انسانها همه زن و مرد ، سياه و سفيد ، سرخ و زرد ، شرقي و غربي همه ، به طور مساوي بندگان خدا محسوب مي شوند ) مي باشد .
تا اينجا نظر بنده بر اين است که شمه اي هرچند مختصر به اطلاع عزيزان برسانم به اينکه در قبل و حين ظهور اسلام چه ديدي نسبت به زنان وجود داشت و در آن شرايط اسلام آمد و وجدانهاي خفته را بيدار کرد و اعلام نمود که از نظر انسانيت فرقي بين زن و مرد نيست و علناَ با عادات و رسوم جاهليت مخالفت نمود و شخصيت طائفه اي از انسانها را که زنها مي باشند تشريح نمود و عملاَ به آنها آموخت که دختران خود را همانند پسران دوست داشته و گرامي داريد و به عدالت بين آنها رفتار نمائيد به اين روايت کوتاه اما بسيار پرمعني از رسول خدا که در نهج الفصاحه صفحه 318 آمده توجه فرمائيد :
قال رسول الله ( ص ) : ما اکرم النساء الاکريم و لااهانهن الا الئيم .
يعني پيامبر اعظم ( ص ) فرمود : تکريم و احترام نمي کند زنان را مگر انسان کريم و با شخصيت و اهانت و تحقير نمي کند آنها را مگر فرد فرمايه و پست .
شما خوانندگام محترم ، ملاحظه فرمائيد ، ديني که تازه اعلام موجوديت نموده بايد طوري حرکت و اقدام نمايد که افراد و جامعه و قبائل بويژه رؤساي آنها و سرشناسان منطقه را به خودش جلب نمايد ، برخلاف اين منطق دين مبين اسلام سخت ترين روزهاي ظهورش که تقريباَ قاطبه مردم شهر حتي نزديکترين فرد به آورنده آن دين ( ابوجهل عموي پيامبر (ص ) از دشمنان سرسخت و براي هدم و از بين بردن او با تمام قوا به طور جدي با دشمنان هم پيمان و هم سکوگند شده قاطعانه با يکي از عادات و رسومات آنها ( زنده به گور کردن دختران ) مبارزه نمايد قضاوت به عهده خواننده محترم و وجدانهاي پاک و بيدار شما که با انصاف و چشم حقيقت بين به موضوع نگاه مي کنيد محول مي شود .

قسمت دوم

بلي ، مي مي پذيريم که ارث زن نصف ارث مرد است اين از مسلمات دين مبين اسلام مي باشد و هيچ کس از متخصصين و فقهاء عظام به خودشان اجازه نمي دهند که نسبت به کم و زياد نمودش اقدامي نمايند نسبت به تفاوت ديه زن و مرد اگرچه در آن موضوع روايت صحيحه و معتبر وجود دارد که فقهاء عظام به استناد آن فتوا داده اند ولي بعضي از بزرگان به دليل اينکه در قرآن صراحتاَ به آن اشاره نشده حرفها و ان قلت هائي گفته اند بعضي ها صراحتاَ و به طور قطعي و بعضي ها به صورت احتمال مطالب را فرموده اند که در جاي خودش قابل بحث و بررسي است و اينجانب به خودم اجازه نمي دهم درباره آن اظهارنظر نمايم ولي درباره تفاوت ارث زن و مرد صراحتاَ در قرآن کريم آمده است : « للذکر مثل حظ الانثيين» ( سوره نساء آيه 11 ) با همه اينها اينجانب درباره آن تا آنجا که مقتضي و در حوصله اين مقاله باشد توضيح مي دهم لطفاٌ عنايت فرمائيد .
با عنايت به اينکه ارث زن نصف ارث مرد مي باشد در عين حال اين تبعيض نه تنها بر ضرر زنها نيست که به نفع آنها بوده و به ضرر مردها مي باشد به طوريکه اگر مجاز بوديم امتيازاتي که به زنها داده شده به مردها مي داديم ، يقيناٌ به نفع آقايان بود به اين شرح:
الف ) در اسلام تا وقتيکه دختر و پسر در خانه پدر هستند تمام هزينه هاي آنها بعهده پدر مي باشد نه مادر .
ب ) يکي از سنتهاي پسنديده که اسلام بر آنها تإکيد فراوان نموده موضوع ازدواج است .
ج ) هنگاميکه دختر و پسر آگاهانه و به ميل و اختيار خودشان هم ديگر را پسنديدند و قبول کردند که زندگي مشترک داشته باشند مرسوم است که مرد و اقوام نزديکش پدر و مادر و غيره به خواستگاري مي روند به عبارت ديگر پسر به عنوان تقاضا به خواستگاري مي رود ( اين امتياز اول)
د ) پس از بحث و گفتگو حتماَ بايد مهريه از ناحيه مرد براي زن ( به هر اندازه که طرفين توافق نمايند ) قبول نموده و بپردازد . ( اين امتياز دوم )
به اين مسئله به قدري توجه شده است که طبق ماده 1085 قانون مدني زن مي تواند تا مهر به او تسليم نشده از ايفاء وظايفي که در مقابل شوهر دارد امتناع کند .
ه ) مراسم ازدواج و عروسي با توافق طرفين انجام و زندگي مشترک شروع مي شود از زمانيکه صيغه ازدواج جاري شد و علقه زوجيت بين طرفين منعقد گرديد تمام هزينه هاي زندگي خوراک ، مسکن ، پوشاک و ساير هزينه هاي متعارف بدون اينکه مرد و زن را وادار به کار کردن در خانه حتي کارهاي معمولي از قبيل شستن لباس مرد و تهيه غذا و ساير کارهاي خانه را به او تحميل نمايد را قانوناَ و شرعاَ بايد مرد تأمين نمايد . ( اين امتياز سوم ).
ماده 1106 و 1107 قانون مدني به اين موضوع دلالت دارد :
ماده 1106 قانون مدني درباره نفقه چنين مقرر نموده : « در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است . » ممکن است سؤال شود که نفقه چيست ؟
ماده 1107 قانون مدني چنين پاسخ مي دهد :« نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البيت که به طور متعارف با وضعيت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم يا احتياج او بواسطه مرض يا نقصان اعضاء ».
و ) وقتي زن حامله شد تمام هزينه هاي او حتي بيمارستان درمان و دارو و کليه هزينه هاي زايمان هر چه باشد به عهده مرد مي باشد . ( اين امتياز چهارم ) .
شير دادن فرزند خودش را که از نظر عاطفي و انساني يک اقدام پسنديده و ضروري به نظر مي رسد مي تواند براي شير دادن از شوهر مطالبه اجرت نمايد . ( اين امتياز پنجم ) .
ماده 1176 قانون مدني چنين مقرر کرده : « مادر مجبور نيست که به طفل خود شير بدهد مگر در صورتيکه تغذيه طفل بغير شير مادر ممکن نباشد ) و نسبت به اجرت گرفتن ، آيه قرآن صراحتاَ بيان مي کند :
« فان ارصغن لکم فاتوهن اجورهن ( سوره طلاق آيه 6 ) ».
ز ) چون کليه هزينه هاي زن بر عهده شوهر است علاوه از موارد مذکور در فوق ، ماده 1206 قانون مدني در اين موضوع جالب توجه است که چنين مقرر نموده : « زوجه در هر حال مي تواند براي نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوي نمايد و طلب او از بابت نفقه مزبور طلب ممتاز بوده و در صورت افلاس يا ورشکستگي شوهر زن مقدم بر غرما خواهد بود ولي اقارب فقط نسبت به آتيه مي توانند مطالبه نفقه نمايند ) .
ملاحظه مي فرمائيد که اسلام و قانون جمهوري اسلامي چه قدر نسبت به نفقه زن اهميت داده است عليهذا اگر زن متمول بود مرد حق ندارد زن را تکليف کند از مال شخصي خودت به زندگي مشترک کمک کن . بنابراين زن هرچه مال و ثروت داشته باشددر اختيار خودش مي باشد .
ماده 1118 قانون مدني در اين باره چنين مقرر کرده است : « زن مستقلاٌ مي تواند در دارائي خود هر تصرفي را که مي خواهد بکند . )
با توجه به شرح فوق و با عنايت به اينکه مسؤوليت و رياست خانواده طبق ماده 1105 بر عهده شوهر مي باشد در مقابل همه مسؤوليتي که در زندگي مشترک زناشوئي به مرد داده شده بحسب ظاهر دختر پس از ازدواج متحمل هيچ هزينه اي نمي شود و تمام آنها بر عهده شوهر مي باشد و شوهر هزينه زندگي خودش و زوجه و فرزندان را الزاماَ بايد تأمين و پرداخت کند . اسلام و قانون جمهوري اسلامي مقرر کرده که ارث پسر دو برابر ارث دختر باشد آيا تبعيض نارواست؟ يا عين عدالت مي باشد البته در ابتداي امر و کسيکه قانون جمهوري اسلامي را نداند ممکن است تصور کند که اين تبعيض قابل تأمل است ولي اگر قانون چنين بود که زن و مرد هر چه دارند در زندگي مشترک به طور مساوي متعلق به زندگي مشترک مي باشد و تعيين مديريت و رياست زندگي مشترک را نيز عادلانه حل مي کردند ممکن بود گفته شود چرا ارث زن نصف ارث مرد باشد و اين نحوه تقسيم عادلانه نيست ولي با توجه به شرح فوق وجدانهاي پاک و بيدار و صاحبان عقل سليم چنين پنداري دارند ؟





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان