بسم الله
 
EN

بازدیدها: 503

زنان و محدوديتهاى جهانگردى- قسمت سوم

  1392/12/7
قسمت قبلي

محدويتها و شرايط

از آنچه گذشت روشن شد كه حضور زنان مسلمان در عرصه‏هاى اجتماعى از جمله سيروسفر و گردشگرى جايز است. ولى از آن جا، كه زن مسلمان، پايبند به ارزشهاى اسلامى و دستورهاى دينى است، حضور او داراى شرايط و محدوديتهايى است كه بايد در همه تلاشهاى اجتماعى وى و از جمله در سيروسفر به آن توجه داشته باشد از جمله:

رعايت عفاف و حجاب

در بينش اسلامى، آنچه سلامت اخلاق جامعه را خدشه دار كند، بايد با آن مبارزه كرد; و آنچه آن را تضمين مى‏كند بايد تقويت كرد. بنابراين، پاسدارى از عفت اجتماعى، وظيفه همگان است، ولى سهم زنان در اين بعد سنگين‏تر و مهم‏تر است; زيرا اين زنهاى بى‏بندوبارند كه مردان را به گمراهى مى‏كشانند.
از ديدگاه اسلامى، بى‏حجابى با عفاف سازگار نيست. خوددارى از آميزشهاى نامشروع تنها عفاف به شمار نمى‏آيد، بلكه خوددارى از نگاههاى مسموم و پوششهاى نامناسب، لباسهاى تحريك آميز و مهيج و... نيز لازم است.
در سوره نور، آياتى كه مربوط به عفاف و حجاب است (68) وظايف زن و مرد را در معاشرتها و رفت‏وآمدها با يكديگر بر سه اصل زير مبتنى مى‏داند:
1. مردان و زنان مسلمان بايد از نگاههاى مسموم به يكديگر بپرهيزند.
2. مردان و زنان مسلمان بايد عفيف و پاكدامن باشند.
3. زنان بايد پوشش داشته‏باشند. آرايش و زيور خود را در نزد نامحرمان آشكار نكنند و در صدد تحريك و جلب توجه مردان برنيايند.
چگونگى پوشش نيز در همين آيات آمده است. با رعايت اين شرايط حضور زن در جامعه بى‏اشكال است. قرآن، به روشنى بر حضور عفيفانه زن در اجتماع تاكيد دارد. از باب نمونه:
داستان موسى در برخورد با دختران شعيب بهترين نمونه است. پس از كمك موسى به دختران شعيب در آب‏دادن گوسفندانشان، يكى از دختران شعيب، با اجازه پدرش، از ايشان دعوت مى‏كند وقتى كه او به خانه شعيب مى‏آيد، آن بزرگوار در حضور دخترانش پيشنهاد ازدواج با يكى از آنان را به موسى مى‏دهد. دقت و تامل در آياتى كه اين داستان آمده (69) بيانگر اين مطلب است كه حضور عفيفانه زن در اجتماع جايز است.

متانت درگفتار و رفتار

زن و مرد هر دو بايد از كارهايى كه سبب فتنه در دين و اخلاقشان مى‏گردد بپرهيزند. با متانت و وقار در اجتماع حاضر شوند. البته چون حركت و حضور زن در جامعه حساس‏تر و راه لغزش براى او فراهم‏تر است، او بايد به هنگام حضور، دقيق‏تر باشد و از حركتها و رفتارهاى خودش بيش‏تر مواظبت كند:
«و لا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن.» (70)
زنان با هدف آشكار ساختن زينتهاى خود پا بر زمين نكوبند.
در گذشته، زنهاى عرب، خلخال به پا مى‏كردند، برخى از آنان براى اين كه آن را به ديگران نشان دهند، پا بر زمين مى‏كوبيدند. آيه بالا، آنها را از اين كار باز داشت.
بى‏گمان، مورد مخصص نيست. بنابراين، هر چيزى كه سبب جلب توجه مردان گردد از قبيل: آرايش چهره، لباسهاى مهيج و تحريك‏آميزو... حرام است. به طور كلى زن در رفت و آمدها نبايد كارى كند كه سبب تحريك و تهيج و جلب توجه مردان نامحرم گردد.
به گفته استاد شهيد مرتضى مطهرى:
«شرافت زن اقتضاء مى‏كند هنگامى كه از خانه بيرون مى‏رود، متين و سنگين و باوقار باشد. در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ‏گونه عمدى كه باعث تحريك و تهييج‏شود به كار نبرد. عملا مردم را به سوى خود دعوت نكند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنى دار به سخن خود آهنگ ندهد، چه آن كه گاهى اوقات ژستها سخن مى‏گويند. راه رفتن سخن مى‏گويد، طرز حرف زدنش حرف ديگر مى‏زند.» (71)
«فلا تخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض و قلن قولا معروفا.» (72)
در گفتار خضوع نكنيد، تا آن كه دلش بيمار است طمع كند و به خوبى و شايستگى سخن گوييد.
هر چند در اين آيه، روى سخن با زنان پيامبر(ص) است، اما بى‏شك، حكم ويژه آنها نيست. بنابراين، از آيه استفاده مى‏شود كه هيچ زنى حق ندارد به گونه‏اى سخن بگويد كه افراد منحرف تحريك شده و در او طمع كنند. هر كار ديگرى كه سبب تحريك و تطميع گردد، ممنوع است; زيرا هنگامى كه علت‏حكمى به روشنى آمده باشد به استناد آن، مى‏توان حكم را تعميم و يا تخصيص داد.
درحقيقت در اين آيه شريفه، تحريك و تطميع افراد بيمار دل از سوى زنان نهى شده است، به وسيله سخن باشد و يا چيز ديگر.

اجازه همسر براى جهانگردى

آيا زن، براى سيروسفر بايد از پدر و يا شوهر خود اجازه بگيرد؟
اگر اجازه را لازم دانستيم آيا بين سفرهاى واجب، مستحب و مباح تفاوت است‏ يا نه؟
بى‏شك، زن اگر شوهر نداشته باشد خارج شدن او از منزل و يا سيروسفر او هيچ منعى ندارد. او تنها بايد، حدود و شرايط اسلامى را رعايت كند، همان‏گونه كه مرد به هنگام خارج شدن از خانه و يا گردشگرى بايد حدود و معيارهاى اسلامى را رعايت نمايد. البته اگر پدر از سيروسفر دخترش جلو بگيرد در اين مورد دختر از باب حقوق والدين بايد از وى پيروى كند. اين ويژه زن نيست اگر پدرى راضى به سيروسفر جوانش نباشد سفر او نيز روا نيست.
اما زنى كه ازدواج كرده است، به سبب ازدواج بر زن و مرد به گونه‏اى متقابل حقوق و وظايفى واجب مى‏گردد. اين حقوق و وظايف گاه جنبه مالى دارد و گاه غيرمالى. در بعد مالى از قبيل: مهر، نفقه، جهيزيه و... تكليف بر عهده شوهر و حق از آن زن است. شوهر مكلف است‏به همسر خود مهر بپردازد، زن مالك مهر مى‏گردد. آنچه به عنوان جهيزيه به خانه شوهر مى‏آورد از آن خود اوست،تامين مخارج زندگى زن بر عهده شوهر است و زن هر چند توانگر باشد وظيفه ندارد كه دراين باره مشاركت كند.
اما در روابط غيرمالى مى‏توان گفت: مطلب به عكس است. يكى از حقوق مرد بر زن اطاعت و پيروى از شوهر است.
استاد شهيد مرتضى مطهرى در اين باره مى‏نويسد:
«مصلحت‏خانوادگى ايجاب مى‏كند كه خارج شدن زن از خانه توام با رضايت‏شوهر و مصلحت‏انديشى او باشد. البته مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگى نظر بدهد نه بيش‏تر.» (73)
شوهرنبايد از اين اختيار قانونى، بسان حاكمى خودخواه و مستبد استفاده كند، بلكه او بايد همانند مسؤولى دلسوز با بردبارى و متانت از اين اختيار بهره بگيرد. زن نيز نظرهاى منطقى شوهر را بپذيرد.
روايات زيادى دراين باره آمده است از جمله:
امام باقر از قول پيامبر(ص) نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمود:
«نهى رسول الله ان تخرج المرئه من بيتها بغير اذن زوجها فان خرجت لعنها كل ملك فى السماء وكل شى تمر عليه من الجن والانس حتى ترجع الى بيتها و نهى ان تتزين لغير زوجها فان فعلت كان حقا على الله ان يحرقها بالنار.» (74)
پيامبر(ص) از خارج شدن زن بدون اجازه شوهرش نهى كرده است. اگر زن بدون اجازه خارج شود همه ملائكه آسمانها و هر چه آن زن بر آنان گذر كند از جن و انسان بر او نفرين مى‏كنند، تا به خانه بازگردد.
همچنين، پيامبر(ص) از زينت كردن زن براى غيرشوهرش نهى كرد. اگر زن چنين كارى را انجام دهد، سزاوار است كه خداوند او ر ا به آتش جهنم بسوزاند.
فقهاى شيعه، با توجه به روايت‏بالا و مانند آنها، دو ديدگاه زير را طرح كرده‏اند:
1. مشهور فقهاى شيعه بر اين باورند كه خارج شدن زن از منزل بدون اجازه شوهر جايز نيست. و اين، حق مستقلى است و هيچ ارتباطى به تمكين زن ندارد. بنابراين، زن بايد براى خارج شدن از منزل و يا سيروسفر از شوهرش اجازه بگيرد. (75)
2. وظيفه زن «تمكين و ايفاى حقوق همسرى‏» است. و هر كارى از جمله خارج شدن از خانه و سيروسفر و گردشگرى اگر با آن وظيفه ناسازگارى نداشته باشد، نياز به اجازه شوهر نيست. براساس اين ديدگاه پيروى زن از مرد در خارج شدن از خانه و سيروسفر مطلق نيست. (76) تنها در زمانى كه مرد به او نياز دارد جايز نيست كه از خانه خارج شود، ولى اگر خارج شدن او با اين حق ناسازگار نباشد، مثل اين كه مرد در اداره يا مسافرت باشد و... خارج شدن زن از خانه جايز است.
فقيهان شيعه، در كتابهاى خود خارج شدن زن از خانه و يا سيروسفر او را به دوگونه زير تقسيم كرده ‏اند: (77)
1. خارج شدن از خانه و يا سفر او براى انجام يكى از واجبات باشد.
2. خارج شدن او براى امرى مستحب و يا مباح باشد.
در صورت نخست، مثل اين كه زن مى‏خواهد مسائل مورد نياز خود را بياموزد و يا اين كه مستطيع است مى‏خواهد براى حج واجب سفر كند و يا در صورتى كه برخى از واجبات كفايى بر زن واجب عينى شود در اين‏گونه جاها مرد حق ندارد او را از بيرون رفتن و سيروسفر باز دارد از باب نمونه:
محمدبن مسلم مى‏گويد از امام باقر(ع) پرسيدم از زنى كه حج‏بر او واجب است ولى شوهرش اجازه نمى‏دهد به اين سفر برود، آيا مى‏تواند بدون اجازه او به اين سفر برود؟
امام(ع) در پاسخ فرمودند:
«لاطاعة له عليها فى حجة الاسلام.» (78)
پيروى زن، از شوهرش در حج واجب، واجب نيست.
در روايت ديگرى امام(ع) مى‏فرمايد:
لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق.» (79)
در معصيت آفريدگار، پيروى از بنده روا نيست.
و اما اگر سيروسفر از گونه دوم باشد; يعنى سفرمستحب و يا مباح باشد، در اين جا اجازه شوهر لازم است.
اسحاق‏بن عمار از امام جواد(ع) مى‏پرسد كه زنى ثروتمند، حج واجب خود را انجام داده است، ولى از شوهرش اجازه مى‏خواهد كه حج استحبابى انجام دهد، آيا شوهرش مى‏تواند او را باز دارد؟
امام(ع) مى‏فرمايد: بله، مى‏تواند او را از حج استحبابى منع كند. (80)
فقهاى شيعه، نيز به مضمون، اين روايت فتوا داده‏اند. (81) با توجه به روايات ياد شده، سيروسفر زن يا همانند سفر حج، واجب است كه نياز به اجازه شوهر ندارد و حتى زن با منع شوهر نيز مى‏تواند براى انجام حج واجب و يا همانند آن مسافرت كند و اما اگر سفر او مستحب، همانند حج استحبابى و يا مباح باشد بايد با اجازه شوهر باشد و يا دست‏كم با حق همسرش ناسازگار نباشد.

همراه محرم در سفر براى زن

آيا همراه محرم براى زنان در سيروسفر لازم است‏يانه؟
دراين مساله دو ديدگاه وجود دارد:
1. فقهاى شيعه بر اين باورند كه وجود همراه لازم نيست. زن بدون همراه نيز مى‏تواند مسافرت كند، از باب نمونه:
محقق در شرايع مى‏نويسد:
«الرابعة: لايشترط وجود المحرم فى النساء بل يكفى غلبة ظنها بالسلامه.» (82) وجود همراه محرم براى زنان در سفر شرط نيست، بلكه اطمينان زن به سلامت و امنيت در سفر كافى است.
صاحب جواهر، مى‏نويسد: در اين مساله بين فقهاى شيعه اختلافى نيست. (83) فقهاى شيعه، فرع بالا را درباب حج طرح كرده‏اند ولى ملاك در حج و غير حج، بويژه اگر سفر، سفر واجب باشد يكسان است. بنابراين، از ديدگاه علماى شيعه، سفر زن به تنهايى در صورتى كه امنيت جانى، مالى و آبرويى او تامين باشد مانعى ندارد، مثل اين كه با فردى و يا افرادى درستكارهم‏سفر گردد و يا با كاروانها و گروههايى كه امنيت آن را تا حدودى حكومتها تضمين مى‏كنند مسافرت كند.
صفوان جمال، چنان كه از نامش پيداست، افراد را براى انجام حج‏با شترانش به مكه مى‏برد. او از امام صادق(ع) مى‏پرسد:
«قد عرفتنى بعملى، تاتينى المرئه اعرفها باسلامها وحبها اياكم و ولايتها لكم ليس لها محرم، قال: اذا جاءت المراه المسلمه فاحملها فان المؤمن محرم المؤمنه، ثم تلاهذه الايه:«و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض...» (84) روايات بسيارى داريم (85) كه مضمون روايت‏بالا را تاييد مى‏كنند از جمله:
در روايتى معاوية‏بن عمار، از امام صادق(ع) سؤال مى‏كند، آيا زن مى‏تواند بدون سرپرست‏به سفر حج‏برود، امام(ع) مى‏فرمايد:
«لاباس تخرج مع قوم ثقات.» (86)
مانعى ندارد. با گروهى كه مورد اطمينان هستند مى‏تواند به حج ‏برود.
فرعهاى فراوانى در اين جا مطرح است كه فقهاى شيعه دركتابهاى فقهى خود آن را طرح و بدان پاسخ گفته‏اند.
از باب نمونه:
اگر بدون همراه محرم، از امنيت‏برخوردارنيست، در اين جا، آيا وجود همراه محرم، لازم است‏يا نه؟
در صورتى كه زن از شوهرش بخواهد كه در سفر همراه او باشد، آيا بر مرد لازم است كه بپذيرد؟ اگر شوهر و يا يكى از محرمهاى ديگر به زنى كه حج‏بر او واجب شده ست‏بگويد در صورتى همراه تو به حج‏خواهم آمد كه مخارج سفر و افزون بر آن هم مقدارى پول به من بدهى، آيا بر زن پذيرش آن لازم است؟ آيا بين سفر واجب همانند حج و غير آن تفاوت است؟
آيا در صورتى كه رفتن به حج‏بستگى بر وجود شوهر باشد، آيا لازم است كه زن ازدواج كند؟
اگر مرد ادعا كند كه همسر او در اين سفر امنيت ندارد و زن برخلاف او اعتقاد داشته باشد در اين جا چه بايد كرد؟ سخن كداميك مقدم است؟
صاحب جواهر پرسشهاى بالا را طرح و بدانها پاسخ گفته است (87) و ما براى اين كه اين مقال به درازا نكشد از آوردن آن صرف‏نظرمى‏كنيم.


نويسنده: محمد صادق مزيناني






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان