بسم الله
 
EN

بازدیدها: 563

علل گرايش کودکان به سرقت

  1392/11/30
يکي از مهم‌ترين و بيشترين جرائم در کشورهاي گوناگون سرقت است که بر اساس نوع آن مجازات‌هاي مختلفي براي آن تعيين مي‌شود. اگرچه اين جرم موضوعي جديدي نيست که بخواهيم به آن بپردازيم.  
اما در اين بين شيوع سرقت در بين کودکان از جمله آسيب‌هاي اجتماعي است که نيازمند درمان اساسي است زيرا اگر چنين نشود  حکايت تخم‌مرغ دزد  و شتر دزد رنگ واقعيت‌مي‌گيرد.  برخي کارشناسان تنوع و سرگرمي و يا نداشتن درآمد کافي را  از دلايل سرقت  در کودکان مي‌دانند. عليرضا فراهاني، جامعه‌شناس در گفت‌وگو با «حمايت»  در اين‌باره بيشتر  توضيح مي‌دهد.
 

دلايل گرايش کودکان به سرقت چيست؟

سرقت در ميان کودکان و نوجوانان به سه دليل نياز مادي، وجود مشکلات رواني و علل اجتماعي صورت مي‌گيرد. عده‌اي از كودكان به دليل اينکه از نظر مادي در سطح پايين جامعه قرار دارند براي تامين نيازهاي اوليه زندگي مجبور به سرقت مي‌شوند. 
پدران و مادراني كه دائما از وضع اقتصادي خود شكايت مي‌كنند كودكان را به عمل دزدي تشويق مي‌كنند.  در اين ميان نقش والدين بسيار مهم است زيرا برخي از کودکان به دليل بي‌مهري، بي‌توجهي والدين، رفتار خشونت‌آميز، انتقام از پدر و مادر و... خود سعي مي‌کنند تا براي خودنمايي و جلب توجه ديگران کاري انجام دهند. 
هنگامي که والدين با درخواست‌هاي کودک با پرخاشگري برخورد مي‌کنند در  وي  اين ذهنيت به وجود مي‌آيد که در مقامي نيست تا به صورت مشروع خواسته خود را مطرح کند. برخي مواقع سرقت كه با لجبازي و دروغگويي همراه است و واكنشي نسبت به ناسازگاري كودك با محيط خانواده و انتقامجويي از والدين محسوب مي‌شود. 
به طوري که با صدمه زدن به ديگران زمينه تخليه عقده‌هاي رواني و محدوديت‌هاي مختلف را فراهم مي‌کنند. 
 از سوي ديگر سرقت موضوعي غيرغريزي است و کودک آن را از جامعه مي‌آموزد بر اين اساس مهم‌ترين الگو پدر و مادر هستند؛ بنابراين اگر فرد در خانواده‌اي که سرقت در ميان آنان شيوع دارد بزرگ شود به راحتي دزدي را مي‌آموزد.
 در مرحله بعد گاهي کودکان سرقت را از  دوستان، همبازي‌ها و همسايگان خود ياد مي‌گيرد.  از سوي ديگر گاهي کودک آنقدر در سرقت غرق مي‌شود که عده‌اي از آنان نسبت به حق مالكيت كاملا بي اعتنا مي‌شوند و ممكن است در خانه، مدرسه، اردوگاه، سوپر ماركت يا از همسايگان دزدي كنند. چنين خصوصيت عميق و ريشه‌داري به سادگي ريشه كن نمي‌شود. 
 

 به نظر شما آيا ممکن است وجود اختلاف ميان پدر و مادر در بروز اين موضوع موثر باشد؟

 اختلاف والدين زمينه بزه‏کاري کودکان را فراهم مي‌کند که آثار آن متوجه ساير اعضاي خانواده و بستگان آنان خواهد شد. گاهي اوقات، مشکلات خانواده‏ها موجب مي شود تا يکي از والدين خانه را ترک کند؛ بنابراين معضلات خانوادگي، موجب مختل شدن امنيت و بهداشت رواني فرزندان مي‌شود وتأثير مستقيم و نامطلوبي بر آنان مي‏گذارد. اگر فرزندان در محيط خانه خود طعم آرامش، صفا و صميميت را که از نيازهاي اوليه است، نچشند در خارج از خانه به دنبال گم‏شده خود خواهند گشت و به احتمال زياد در دام شيادان و افراد فاسد افتاده و به سوي بزهکاري سوق داده مي‏شوند.
به هر حال ناسازگاري و مشاجره پدر و مادر آثار نامطلوب و شومي بر روان اعضاي خانواده مي‏گذارد. گاهي اوقات، کودکان به علت بر هم خوردن آرامش رواني، نسبت به تحصيل يا کار بي‏علاقه شده و حتي از منزل فرار مي‏کنند و سرانجام، زمينه گرايش آنان به انواع بزه‏کاري‏  فراهم مي‏شود.
 

زمينه‌هاي بروز  سرقت چيست؟

 انكار خلاف بودن دزدي، ناسازگاري اجتماعي،  عدم اعتماد به نفس، فرار از منزل و مدرسه، دروغگويي،  پرخاشگري و ضرر رساندن به اطرافيان و احساس حقارت  را مي‌توانيم  زمينه‌هاي بروز سرقت بدانيم .
 

درمان سرقت چيست؟

  اين مسئله به همراه عوامل مذکور از علت‌هاي مهم گرايش به سرقت در جوانان و نوجوانان است. براي درمان سرقت بايد   پيشينه کودک  بررسي تا علت گرايش او به سمت بزه‌کاري مشخص شود. اگر علت آن کمبود محبت و بي‌توجهي والدين بود بايد آن را برطرف کرد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان