بسم الله
 
EN

بازدیدها: 394

ضرورت مسئوليت‌پذيري و حاکميت نظم

  1392/11/27
ترديدي نيست، انتخابات بيست و هشتمين دوره هيأت مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز از حساسيت و ويژگي خاصي برخوردار است، اهميت و حساسيت دوره پيش روي هيأت مديره، به قدري بديهي و ملموس است که قاطبه وکلا به آن اذعان دارند و دل‌نگراني اين قشر فرهيخته جنبه همگاني به خود گرفته، وسعت و گستردگي اين امر منحصر به اعضاء کانون مرکز نيست و اهميت و حساسيت آن به قدري است که فکر و انديشه همه اعضاء کانون هاي سراسر کشور را دربرگرفته و دل مشغولي بي‌چون و چراي همه وکلا در سراسر ايران زمين شده است.

بنابراين ضرورت مسئوليت‌پذيري و حاکميت نظم مي‌تواند مقابله و راهکار مناسبي در اين رابطه باشد.

مروري به اسامي داوطلبان عضويت بيست و هشتمين دوره هيأت مديره کانون مرکز نيز اين حساسيت و اهميت را به خوبي نشان مي‌دهد. در طول تاريخ تشکيل کانون وکلاي مرکز هيچوقت اين تعداد داوطلب براي عضويت در هيأت مديره وجود نداشت و اين امر به کميت و تعداد داوطلبان خلاصه نمي‌شود، بلکه از نظر کيفي نيز از اهميت خاصي برخوردار است زيرا بيش از سي نفر از داوطلبان موجود از شخصيت هايي هستند که قبلاً يک تا چند بار خود را به وکلاي محترم تعرفه نموده و مورد وثوق و اعتماد آنان قرار گرفته‌‌ و به هيأت مديره راه يافته‌اند. حضور بانوان وکيل هر چند از نظر تعداد داوطلبين رضايت‌بخش نيست، اما خوشبختانه بين همين تعداد نسبتاً اندک شخصيت هاي نامدار، شناخته شده و باسابقه خدمتگزاري چشم‌گير و درخشاني بوده و من حيث‌المجموع اغلب بانوان داوطلب از کارنامه قابل قبولي برخوردار مي‌باشند. از اين رو خوب است مورد استقبال عمومي رأي دهندگان بخصوص رأي‌دهندگان خانم قرار گيرند تا بانوان وکيلي که حداقل جمعيت بيش از يک سومي وکلا را بخود اختصاص داده‌‌اند بتوانند در هيأت مديره سهم مناسبي داشته و ترکيب آنان در هيأت مديره متناسب با تعدادشان در بين وکلا باشد.

از نظر ديگر تعداد کثيري از داوطلبان عضويت در هيأت مديره اين دوره را جوانان تشکيل مي‌دهند، هرچند اين امر از حساسيت و مسئوليت‌پذيري آنان حکايت دارد و نشانه خوبي بر اين واقعيت است، اما با بررسي اوليه ملاحظه مي‌شود که تعدادي از اين عزيزان چهره‌هاي شناخته شده‌اي براي جامعه وکلا نمي‌باشند. بنابراين طبيعي است که قادر نباشند از آراء لازم براي عضويت در هيأت مديره برخوردار شوند، لکن در بين جوانان داوطلب چه آناني که براي اولين بار خود را داوطلب نموده و چه آنانيکه در دوره يا دوره‌هاي گذشته داوطلب عضويت در هيأت مديره بوده و داراي نام و نشاني در بين جامعه وکلا مي‌باشند در طول چندين ساله وکالت خود روحيه خدمتگزاري و دلبستگي به جامعه وکلا را به خوبي نشان داده‌اند و بعضاً در دوره گذشته با آراء بالا توانسته‌اند خود را تا پشت در هيأت مديره برسانند و چنانچه صرفاً چند رأي ديگر بدست مي‌آوردند در بين اعضاء هيأت مديره فعلي جاي داشتند.

بنابراين چه خوب است اين همکاران جوان با يکديگر تفاهم نموده و در بين خود صرفاً از چند نفر حمايت و با  شعار «تغيير»، آراء جوانان را به سوي آنان هدايت نمايند مضافاً با جلب حمايت چندين تشکل صنفي موجود که تشکيل دهنده و ترکيب اصلي آنان جوانان پرشور و پرتلاش مي‌باشند بتوانند سهم مناسبي در هيأت مديره داشته و با همدلي، همبستگي و يکپارچگي شعار «تغيير» خود را به کرسي بنشانند.

عليرغم مطالب فوق آنچه مسلّم است اکثريت مطلق ترکيب هيأت مديره دوره بيست و هشتم را کساني تشکيل خواهند داد که در گروه اول جاي دارند، يعني آناني که يک يا چندبار در دوره‌هاي قبلي، خود  را به جامعه وکلا تعرفه کرده اعتماد آنان را به خود جلب نموده و از آراء بالا آنان برخوردار بوده‌اند. اما از آنجائي که تعداد  اين بزرگواران بيش از کرسي هاي هيأت مديره بوده و از طرفي انتظار مي‌رود وکلاي جوان اعم از  بانوان يا آقايان خواهان تغيير در ترکيب هيأت مديره باشند، لزوماً اين زمينه فراهم مي‌شود تا همکاران درصدد تعيين ملاک و معيار برآمده و گذشته اعضاء هيأت مديره ادوار مختلف را مورد نقد و بررسي قرار دهند و فعاليت گذشته آنان را مورد تجزيه و تحليل قرار داده، به ارزيابي عملکرد گذشته آنان بپردازند.

دوست عزيز جناب آقاي شيخ‌الاسلامي که از چهره‌هاي پرتلاش و دلسوز براي جامعه وکلا مي‌باشد در وب سايت سپهر عدالت اقدامي کرد که چنانچه اين امر از سوي وب‌سايتهاي فعال موجود و تشکلهاي صنفي وکلا يا از سوي شخص ايشان تعقيب شود، موجب خواهد شد ملاک و معيار خوبي بدست آيد و در انتخاب چهره‌هاي اصلح موثر واقع شود.

ترديدي نيست ميزان حضور و مشارکت اعضاء هيأت مديره در جلسات هيأت مديره با ميزان مسئوليت‌پذيري آنان رابطه مستقيم دارد و دليل خوبي است بر حاکميت نظم و رعايت آن از سوي اعضاء هيأت مديره و از آنجائي که تعداد زيادي از داوطلبان دوره بيست و هشتم، اعضاء هيأت مديره دوره بيست‌و‌ششم مي‌باشند، چه خوب است در کنار جدول حضور و غياب اعضاء هيأت مديره دوره بيست و هفتم، جدول حضور  و غياب دوره قبل ارائه تا معلوم شود اعضاء دوره بيست  و ششم چقدر مسئوليت‌پذير بوده و معتقد به حاکميت نظم بوده‌اند، البته اگر اطلاعات بيشتر و جامعتري به آن اضافه شود، يقيناً موثرتر خواهد بود. مثلا مشخص نمودن ساعات شروع جلسات و اعلام اسامي حاضر در شروع جلسات و نيز مشخص نمودن اعضاء حاضر در خاتمه جلسات و بررسي اينکه چرا دستورات هر جلسه با کسر يک يا دو مورد عيناً به جلسه بعد منتقل شده و اغلب دستورات هر جلسه براي جلسات متعدد تکرار شده است.

چنانچه موارد فوق مشخص شوند به خوبي روشن مي‌گردد چرا اغلب قريب به اتفاق جلسات هيأت مديره با تأخيرهاي نسبتاً طولاني شروع مي‌شود و ترکيب هجده نفره هيأت مديره با وجود تأخير طولاني در شروع جلسات اغلب با ترکيب هفت نفره (چهار عضو اصلي و سه عضو علي‌البدل ) شروع مي‌شود. بديهي است قبل از حضور هفت نفر امکان رسميت جلسات وجود ندارد و با خروج تدريجي اعضاء هيأت مديره در ساعات آخر، جلسات هفت نفره ادامه مي‌يابد، بنابراين چنانچه اعضاء حاضر در شروع جلسات و نيز اعضاء حاضر در خاتمه جلسات هر دوره مشخص شود بهتر معلوم خواهد شد کداميک از اعضاء هيأت مديره مسئوليت‌پذيري بيشتري داشته و معتقد به حاکميت نظم بوده و تعهد خود را در مقابل آراء وکلا، محترم شمرده‌اند.

نتيجه بررسي اينکه چرا دستورات هر جلسه با کسر يک يا دو مورد عيناً به جلسات بعدي منتقل مي‌شود نيز قابل ملاحظه خواهد بود، بدين توضيح که معمولاً در جلسات هيأت مديره دستورالعمل و آيين‌نامه اداره جلسات به هيچ وجه رعايت نمي‌شود و به تذکرات آيين‌نامه‌اي در اين رابطه توجه نمي‌شود.

براساس آيين‌نامه، حداکثر وقت براي نطق‌هاي قبل از دستور نيم‌ساعت بوده و حداکثر فرصت براي هر ناطق قبل از دستور پنج دقيقه مي‌باشد. چنانچه اين امر رعايت شود هر عضو هيأت مديره هر سه جلسه يکبار حق صحبت خواهد داشت و آن هم صرفاً براي مدت پنج دقيقه، کمااينکه در مجلس شوراي اسلامي يک نماينده مجلس در طول يکسال منحصراً چندبار حق نطق قبل از دستور را خواهد داشت، مگر اينکه با موافقت‌ همکاري از وقت وي استفاده نمايد، اما در هيأت مديره کانون عليرغم وجود آيين‌‌‌نامه و دستورالعمل فوق، نه تنها به هر يک از اعضاء هيأت مديره اجازه نطق قبل از  دستور داده مي‌شود، بلکه پس از نطق ناطق در بحث هاي چالش‌برانگيز يک يا چند عضو هيأت مديره درصدد پاسخگويي و اظهارنظر مغاير برمي‌آيند و مجدداً و حتي بعضاً به طور مکرر ناطق نخست مبادرت به صحبت مي‌‌نمايد و به اين ترتيب، وقت نيم ساعته نطق‌هاي قبل از دستور بارها به وقت بيش از دو ساعته تبديل مي‌شود و هيأت مديره فرصت کمتري براي ورود به دستورات آن جلسه مي‌يابد و به همين دليل  دستورات هر جلسه به جلسات آتي منتقل مي‌گردد.

ترديدي نيست بررسي کيفي حضور اعضاء هيأت مديره مي‌تواند از اهميت خاصي برخوردار باشد. بنابراين چنانچه در اين رابطه نيز بررسي درستي به عمل آيد و تجزيه و تحليل منصفانه صورت گيرد بسيار ارزنده و قابل ملاحظه خواهد بود. از نظر ديگر چنانچه مشاغل جنبي اعضاء هيأت مديره و مورد يا موارد مشاوره و تعداد ابطال تمبرهاي مالياتي اعضاء هيأت مديره نيز بررسي شده و يا احياناً اعضاء هيأت مديره شخصاً و داوطلبانه آماري ارائه دهند در تصميم‌گيري وکلا و حسن انتخاب آن بي‌تأثير نخواهد بود. هر چند نمي‌خواهم از خودم صحبت کنم و شخص خود را بعنوان شاهد مثال معرفي نمايم، اما چنانچه در مورد خودم اشاره کوتاهي نداشته باشم ممکن است همه شبهات عنوان شده به اينجانب منتسب شود، از اين رو به اختصار عرض مي‌نمايم:

اينجانب در طول دوره بيست و ششم هيأت مديره که بيش از 180 جلسه داشته افتخار آن را داشتم که حتي يک جلسه غيبت نداشته باشم، در طول دوره دوساله مزبور به دليل اينکه غيبتي در هيأت مديره نداشته باشم مطلقاً به سفر خارجي نرفته‌ام و در شروع تمام جلسات جز يک جلسه که آن هم براي پيگيري کار يکي از همکاران در بند با رياست وقت دادگاه انقلاب اسلامي قرار ملاقات داشتم، ضمن حضور در کانون و اعلام مراتب به رياست وقت کانون به دادگاه انقلاب رفته و حدود ساعت يازده و نيم مراجعه نموده‌ام.

در تمام ساعات و حتي دقايق پاياني جلسات بدون استثناء حضور داشته و در طول دو ساله ياد شده صرفاً سه مورد وکالت قبول کرده و در آن دو سال از اينکه دخترم درگير فرزندان خردسال و تدوين پايان‌نامه دوره دکتراي حقوق خصوصي و تدريس دانشگاهي خود بود نيز صرفاً يک مورد قبول وکالت نموده و فرزند ديگرم هنوز موفق به اخذ پروانه نشده بود تا وکالت هائي را به آنان داده باشم.

از آنجائي که همگان به حساسيت و وضعيت خطير وکلا در اين دوره واقفند و در اين رابطه اتفاق نظر وجود دارد اينجانب در صورت افتخار ورود مجدد به عضويت هيأت مديره بدينوسيله آمادگي خود را براي توديع پروانه وکالت اعلام داشته و پيشنهاد مي‌‌نمايد با تدوين دستورالعملي و رعايت موقعيت وکلاي جوان و همکاران دانشگاهي البته با پيش‌بيني استثنائات براي توديع پروانه‌هاي وکالت، زمينه را براي تشکيل يک هيأت مديره پرتلاش، پرتوان و با فرصت کافي فراهم نمائيم.

در همين ارتباط:

توديع پروانه اعضاي هيات مديره در گفت و گو با چهار نفر از وکلاي دادگستري

 گفتگو با دکتر کامران آقايي -سعيد باقري - کامبيز زنديه - شهناز سجادي
گفت و گو از مرتضي شيخ الاسلامي
دو ديدگاه در بين وکلاي دادگستري براي عضويت در هيات مديره کانون وکلا در حال حاضر وجود دارد . ديدگاه اول اين است که همچنان مانند قبل افرادي که در هيات مديره کانون وکلا فعاليت مي نمايند بدون دريافت مزايا و دستمزدي به خدمت  به همکاران خود ادامه دهند و ديدگاه دوم که به صورت فرض مطرح مي شود اينکه اعضاي هيات مديره قبل از ورود به هيات مديره در طول دوره عضويت پروانه وکالت خود را توديع نمايندو به کانون مسترد نمايند و از کانون وکلا دستمزد دريافت نمايند . 
محاسن و معايب ديدگاه هاي فوق چه مي باشد و چرا وضعيت فعلي باعث شده است که بحث فرض دوم به وجود آيد را با چند نفر از وکلاي دادگستري به صحبت نشسته ايم که خالي از لطف نمي باشد :

سعيد باقري کانديداي انتخابات هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز
معايب و فساد وضعيت فعلي بسيار است
نمايندگي مطالبات وکلا در هيات مديره کاون هاي وکلا الزامات و مقتضياتي دارد که در صورت عدم تمکين به آنها خواسته يا ناخواسته اين فرصت خدمت به جامعه وکالت مي تواند به تهديدي عليه اعضاي هيات مديره و نيز صنف وکالت مبدل شود . 
از ديرباز در بين وکلا بحث قبح انجام وکالت توسط اعضاي هيات مديره در طول ايام عضويت ايشان مطرح بوده است که اين موضوع در چند سال اخير به صورت جدي تر در معرض تحاطي و تبادل افکار وکلا قرار گرفته است نگارنده در اين  مقال بنا دارد به تحليل مضرات و معايب همزماني انجام وکالت و عضويت در هيات مديره کانون هاي وکل بپردازد و البته راهکار تامين مالي اعضاي هيات مديره در اين ايام را نيز ارائه خواهد نمود. 
واضح است که انجام وکالت توسط اعضاي مذکور باعث اختصاص اوقات زيادي در جهت مديريت بر پرونده هاي وکالتي و ساماندهي امور موکل اعم از مذاکره با موکل ، تنظيم دادخواست ، تهيه لوايح مربوطه ، مراجعات مکرر به دادگستري و ... مي گردد . و اين امر ضمن صرف وقت زياد تمرکز فکري و تنظيم زماني اين عضو را براي پرداختن به وظايف اصلي خود در کانون با اخلال مواجه مي نمايد . 
از جمله معايب ديگر اين است که حضور عضو هيات مديره در محاکم و دادسراها در مقام وکيل مقابل ساير وکلا بالاخص در زماني که قاضي پرونده از سمت عضو هيات مديره اطلاع دارد باعث بروز سوء تعبير وکيل مقابل و موکل وي و حتي احتمال وقوع اتفاقات غير قضايي را در پرونده محتمل مي نمايد و اين امر حسن ظن وکيل مقابل و موکل وي را ممکن است در راي نهايي دادگاه به سوء ظن و سوء تعبير تبديل نمايد و احتمال خدشه بر بي طرفي قاضي نيز در چنين مواردي وجود خواهد داشت . 
يادمان باشد که به هر حال قاضي هر دادگاه دير يا زود براي اخذ پروانه وکالت بايد به هيات مديره کانون مراجعه نمايد و اين امر ممکن است خداي ناکرده در تصميم قضايي قاضي حتي اندکي تاثير غير قضايي ايجاد نمايد . (به هر حال اينجانب که سالها است در کميسيون تحقيق وبررسي کانون مي باشم بعضاً شاهد توصيه قضات غالبا غير موجه براي اخذ پروانه وکالت توسط برخي اعضاي هيات مديره بوده ام !!) عضويت در هيات مديره  برند محسوب مي شود و متاسفانه غالب قضات از سمت اعضاي هيات مديره مطلع مي شوند ، اينجانب شخصا بارها در دادگستري شاهد برخورد متفاوت و تبعيض اميز قضات با وکلاي عضو هيات مديره در مقايسه با ساير وکلاي غير عضو بوده ام . به نظر اينجانب انجام دو امر فوق به صورت توام با شئونات وکالتي اعضاي هيات مديره سازگار نيست  . 
از ديگر معايب اين امر مي توان به اين نکته اشاره کرد که بي احترامي هايي که بعضا توسط دادگستري ها با وکلا مي شود در صورت انجام اين بي حرمتي نسبت اعضاي هيات مديره و بالاخص رئيس کانون به نوعي موجبات وهن مديريت و متوليان جامعه وکالت را در پي دارد چراکه رئيس کانون همشان دادستان کل محسوب مي شود و بي احترامي به ايشان بي احترامي به تمامي وکلا محسوب خواهد شد لذا عقلانيت و حفاظت از اين نهاد مدني ايجاب مي نمايد که اعضاي محترم هيات مديره در طول ايام عضويت پروانه خود را به لحاظ احترام به وجدان عمومي وکالت و رفع سوء تعبيرها و شائبه هاي احتمالي توديع نمايد تا ساحت محترم خود را از اين موارد مبرا سازد . بديهي است اينجانب معتقدم انجام وکالت در پرونده هايي که اين قشر از وکلاي محترم قبل از عضويت در هيات مديره به عهده گرفته اند به ناچار منعي نخواهد داشت ضمن اينکه کانون وکلا ملزم است براي اعضاي هيات مديره به نسبت ساعات حضور ايشان در کانونن وکلا و براي تامين مالي آنها حقوق ماهيانه تعيين نمايد .

کامبيز زنديه  عضو هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز 
محاسن وضعيت فعلي بيشتر از توديع پروانه مي باشد
دو ديدگاه وجود دارد يکي اينکه مثل قبل  اعضاي هيات مديره فعال حرفه اي باشند در انتخابات هيات مديره شرکت نمايند و با اعتماد وکلا وارد هيات مديره بشوند و همچنان به صورت رايگان در خدمت کانون باشند اين ديدگاه اول محاسن و معايبي دارد . محاسن آن اين است که چون وکيل دادگستري فعاليت وکالتي دارد مشکلات ناشي از حرفه را لمس مي کند به صورت عملي و جدي تر وضعيت وکلا را درک مي کند و حسن دوم اين است که از لحاظ رواني مجانا در خدمت همکاران مي باشد و کاري که انجام مي دهد ارزش معنوي بسيار بالاتري دارد تا کاري را که بخواهد براي ان هزينه دريافت نمايد معايبي را اين ديدگاه دارد اين است که ممکن است وکيل دادگستري خداي ناکرده به جهت انجام امور وکالتي خود در اين منصب قرار بگيردو في الواقع وقتي را که بايد براي کانون بگزارد آن وقت را براي پرونده هاي خود بگذراند و وقت اداره امور شخصي را به امور کانون وکلا ترجيح دهد که اين يک عيب بزرگ است و عيب ديگر اينکه خداي ناکرده تصوري وجود داشته باشد که با قرار گرفتن در منصب هيات مديره وجه و مقبوليتي پيدا نمايد و از اين وجهه براي جذب امور وکالتي خود استفاده نمايد که اين هم پسنديده نيست . 
ديدگاه ديگري که مطرح مي شود اين است که عضو هيات مديره در زمان عضويت پروانه وکالت خود را مسترد نمايد و به جاي آن حقوق مشخصي را از کانون دريافت نمايد يعني غير از وضعيت موجود اين موضوع نيز هم محاسن دارد و هم معايب .  ارزش کار حرفه اي وکيل دادگستري از لحاظ رواني ايجاد مي شود اين است که کار را در مقابل مزد انجام مي دهد و بعد صحبت نظارت نيز مطرح مي شود که چه کسي نظارت بر اعمال اعضاي هيات مديره حقوق بگير دارد خودشان بر خودشانن نظارت خواهند داشت يا ارگان ديگري بايد نظارت نمايد در وصرتي که در انجام وظيفه رايگان حداقل از درون شخص به خاطر اشتياقي که به صنف خود دارد فعاليت مي نمايد عيب ديگر اينکه وکيل دادگستري که عضو هيات مديره مي شود از دادگستري بريده مي شود و عملاً نمي تواند برمشکلات روز وکلا را اشراف داشته باشد و براي بعد از دوران هيات مديره نيز مشکلات عديده اي براي وکيل به وجود مي اورد براي برگشت به کار وکالتي خود . محاسن آن اين است که به صورت موظف وقت براي کانون وکلاي مي گذارد در اين صورت نيز مشکل اول نمود پيدا مي کند يعني ناظري بر اين که آيا اين وقت در قبال حقوقي که مي گيرد گذاشته مي شود يا نمي شود و چون در ازاي دستمزد است اگر وقتي براي کانون مي گذارد توقع اصلاح اضافه درآمد و اضافه کار دارد که به طور کلي به نظر اينجانب معايب ديدگاه دوم بر ديدگاهي که در حال حاضر انجام مي شود بسيار است . اينجانب با ديدگاه اول و بر روي عشق و علاقه  ،پاي به هيات مديره گذارده ام و توصيه اينجانب نيز به همکاراني که وارد هيات مديره مي شوند اين است که بر روي علاقه باشدو پيشنهاد مي نمايم اگر شخصي نمي تواند اولويت کار در کانون را نسبت به فعاليت شخصي بدهد نامزد انتخابات صنفي نباشد .  تا آنجا که اطلاع دارم در اکثر کانون هاي وکلا نيز وکلاي در هيات مديره ها بدون دريافت هزينه اي مشغول به فعاليت مي باشند .


شهناز سجادي – داديار دادسرا و کانديداي انتخابات هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز  
اگر اعضاي هيات مديره پروانه خود را توديع کنند ديگر صفت وکالت ندارند  
با توجه به اينکه وظايف کانون وکلادر ماده6 قانون لايحه تعريف شده و امورات و وظايف کانون عمدتا توسط اعضاي هيات مديره انجام نمي شود و توسط ارگانها و دادسرا و دادگاه ، اداره معاضدت ،کميسيون هاي مختلف اعم از کاراموزي و نظارت و... انجام مي شود و لذا نقش هيات مديره تصميم گيري در سطح کلان  است که حتي در قالب مصوبه ها دخالت اجرايي نيز ندارد و حضور ثابت اعضا به عنوان موظفي نياز نيست البته حضور رئيس و نايب رئيس موضوعيت دارد و کانون در قبال اين اشخاص بايد تعهد مالي داشته باشد ودر مورد بقيه اعضا نظرم اين است براي حضور مستمر اعضا حق جلسات در نظر گرفته شود و از طرفي موضوع توديع پروانه بسيار بحث مي شود که بايد بگويم در لايحه استقلال اعلام مي دارد اعضاي هيات مديره از بين وکلاي پايه يک انتخاب مي شود و توديع پروانه ايشان ممکن است صفت وکالت را از ايشان بگيرد و موارد قانوني به وجود آيد و ديگر اينکه بعضي از اعضا داراي موقعيت اجتماعي و سياسي در جامعه هستند که  بر اين فرض مانع حضور چنين افراد تاثير گذار خواهد شد .    

دکتر کامران آقايي عضو هيات مديره کانون وکلاي دادگستري مرکز 
محدوديت باعث مي شود مديران توانمند کانديداي عضويت در هيات مديره نشوند  
در اصول کلي حقوقي بحثي وجود دارد و آن اين است که هر جايي که بين منافع فردي بين شخص تصميم گيرنده و يا مدير با آن گروه تعارضي وجود داشته باشد مقررات بايد به ترتيبي تنظيم  شود که اين تعارض به نفع گروه حل و فصل شود. براي مثال يک وزير و مقام سياسي اطلاعاتي به دست مي آورد که ممکن است منافع اقتصادي را به همراه داشته باشد مقررات بايد به ترتيبي وضع شوند که اين شخص نتواند از اطلاعات خود منافعي ببرد مثلاً سيستم نظارتي طراحي مي شود و امور فردي شخص را در موضوع هاي خاص منع مي نمايند و يا نظير اين مطالب.در مورد کانون وکلا به نظرمن اگرجهت کانون به اين سمت باشد که در نهايت هيات مديره کانون فعاليت وکالتي نداشته باشد اين وضعيت وضعيت مناسب تري است ولي در خصوص وضعيت فعلي کانون به نظرم يک تقسيم بندي قابل توجه باشد و  يکي اينکه در خصوص فرصت و فراغت و در مجموع در خدمت وکلا بودن است نکته قابل طرح اين است که در اين قسمت البته اعضاي هيات مديره قطعاً بايد به تلاش اوليه آنها در اختيار بودن وکلا و در دسترس بودن وکلا  باشند و حتي شايسته است که رئيس و نواب رئيس هيات مديره  فعاليت وکالتي نداشته باشند عرض مي کنم خارج از مقررات قانون به عنوان يک منشور اخلاقي تنظيم  گردد . نکته ديگر اين است که کساني اين نگراني را مطرح مي کنند که فعاليت وکالتي در تصميم گيري هاي و اقدامات هيات مديره تاثير گذار باشد ترتيبي استقلال وکيل را تحت تاثير خودش قرار دهد. اگر همچين وضعيتي را در نظر بگيريم و وکيل فعاليت وکالتي انجام ندهد در مجموع به نفع جامعه وکالت خواهد بود اما از جهت مقابل بررسي کنيم بايد به اندازه اي بگوييم واقعي نيست اما نکته قابل طرح اين مساله باعث مي شود کساني که مديران توانمندي هستند در مجموعه وکلاي دادگستري اگر با اين محدوديت برخورد کنند ممکن است نامزد هيات مديره نشوند و استانداردهاي وکالتيا مديريت وکالت در جامعه ما پايين بيايد . نکته ديگر قابل توجه اين است که نهاد صنفي هستيم و در نهاد صنفي مقرراتي از اين دست باعث نمي شود صنف تقويت بشود مضافا در کانوني مثل کانون وکلا اين يک بار مالي هنگفتي دارد که درآمد زيادي ندارد و از جهت مالي کانون تنزل پيدا مي کند و اين نکته که دغدغه دسترسي به اعضاي هيات مديره درست است ولي مطلب مهمتر اين است که هيات مديره بيايد طراحي کند راهبردي را که در راستاي آن راهبرد کلي حرکت کند و علاوه بر آن سيستم شفافيتي باشد که وکلاي دادگستري که اعضاي هيات مديره خود را انتخاب مي کنند  متوجه بشوند که در مجموعه چه کساني هستند و  پيگير کار وکلا مي باشند و چه کساني کم کار هستند براي جامعه وکالت شناخته بشوند.



نويسنده: علي حامدتوسلي - وکيل دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان