بسم الله
 
EN

بازدیدها: 471

بررسي انتحار از ديدگاه فقهي و حقوقي- قسمت اول

  1392/11/21

مقدمه ‏


انتحار يا خودکشي ‏‎ (Suicide)‎مهمترين نوع خشونت تغيير شکل داده شده است. در اين نوع خشونت، فرد مرتکب به جاي اينکه ديگران را مورد حمله قرار دهد، به زندگي و حيات خود حمله کرده و به آن خاتمه مي‌دهد. از اين حيث خودکشي يا انتحار عبارت است از قتلي که فاعل جرم (قاتل)، مفعول جرم (مقتول) نيز هست. به عبارت ديگر، هرگاه مجني عليه (بزه ديده) قتل، خودش قاتل باشد عمل خودکشي يا انتحار تحقق مي‌يابد. در واقع، خودکشي نوعي از قتل همراه با وحدت قاتل و مقتول است. بر اين اساس بايد گفت خودکشي و به تبع آن «خودزني» از جمله بارزترين مواردي هستند که در آنها بزهکار و بزه ديده يک فرد واحد هستند.‏

عمل خودکشي مختص به زمان حاضر نبوده و از دوران‌هاي بسيار قديم تا به حال وجود داشته است؛ امّا آنچه تازگي دارد گسترش و افزايش تعداد خودکشي‌ها ست. آمارهاي انتشار يافته در مورد خودکشي‌ها کامل نيست و آن طور که بايد تعداد واقعي خودکشي‌ها را نشان نمي‌دهند. البته علّت اين امر آن است که بيمارستان‌ها، بسياري از خودکشي‌ها را تحت عناوين ديگري قلمداد مي‌کنند و به همين دليل، بسياري از انتحارها در آمارهاي رسمي منعکس نمي‌شوند. نبايد فراموش کرد که در زمان‌هاي گذشته معمولاً خودکشي در نيمه دوم دوران عمر انجام مي‌گرفت، ولي در حال حاضر بيشتر مرتکبان آن جوانان هستند. مقامات ذي صلاح معتقدند بعد از مرگ ناشي از تصادفات رانندگي، خودکشي دومين عامل مرگ و مير جوانان است. البته يکي از خصوصيات خودکشي در زمان حاضر، تهديد به انتحار و شروع به آن است که خصوصاً در نزد جوانان رواج فراواني يافته است. منظور مرتکبين خودکشي از توسّل به اين اقدامات، جلب توجّه عمومي به وضع خود و تقاضاي استعانت از جامعه است ؛ به همين دليل اين قبيل خودکشي‌ها را «خودکشي‌هاي استعانتي» ناميده اند.‏

به هر حال پديده خودکشي از ديدگاه علوم مختلفي همچون روانشناسي، جامعه شناسي، پزشکي، حقوق جزا (حقوق کيفري) و جرم شناسي قابل تحليل و بررسي است. در تحليل جرم شناختي خودکشي، بايد آن را در دو حوزه اين علم يعني «جرم شناسي نظري» و «جرم شناسي کاربردي» مورد تعمّق و کنکاش قرار داد. در اين راستا، ابتدا بايد به ذکر طبقه بندي‌هاي ارائه شده از خودکشي‌ها پرداخت و نمونه‌هايي از آنها را بيان کرد و سپس به دلايل موافقان و مخالفان اين عمل توجه کرد. بررسي علل و عوامل خودکشي، آمارهاي مربوط به آن و شيوه‌هاي ارتکاب اين عمل نيز از ديگر مواردي هستند که در بررسي خودکشي از ديدگاه «جرم شناسي نظري» بايد مورد عنايت قرار گيرند. در حوزه «جرم شناسي باليني» (جرم شناسي کلينيکي) و «جرم شناسي پيشگيرانه» که هر دو جزو شعب «جرم شناسي کاربردي» هستند، بايد به راهکارهاي پيشگيري از خودکشي و چاره‌انديشي براي آن التفات کرد. ‏ليکن بررسي و مطالعه انتحار از ديدگاه فقهي و حقوقي نيز حائز کمال اهمّيّت است، زيرا اين پديده از ديدگاه شرع اسلام و قوانين جزايي داراي احکام خاصي است. در بررسي فقهي خودکشي، بايد آن را از منظر کتاب، سنّت و اجماع مورد توجّه قرار داد و ضمانت اجراي ممنوعيّت اين عمل را در نظام حقوقي اسلام مشخص کرد.

امّا از لحاظ حقوقي، بحث درباره انتحار در حاشيه بررسي‌ قتل‌ها به ميان مي‌آيد. از اين حيث براي بررسي خودکشي از ديدگاه حقوقي ابتدا بايد اين عمل را از منظر تاريخ حقوق و سپس حقوق تطبيقي مورد مطالعه قرار داد و نهايتاً نيز به تحليل آن در حقوق داخلي (ايران) پرداخت تا با رويکرد سياست جنايي تقنيني جمهوري اسلامي ايران در مقابل اين انحراف يا کجروي اجتماعي آشنا شد.‏

‏مبحث اول: بررسي انتحار از ديدگاه فقهي‌


هرکس بايد ايمان پيدا کند که حيات وديعه و امانت الهي بوده و نقطه عزيمت اعتلاء و کمال آدمي است. خيانت در اين امانت از نظر عقل و مذهب و البته اخلاق، جنايتي غيرقابل بخشش است. خودکشي اهانت به خداوند متعال است و اسلام نيز به اين دليل، چنين اهانتي را نسبت به خالق تحمل نکرده و آن را گناهي نابخشودني اعلام کرده است.1 شريعت الهي حقوق افراد را عطيه‌اي از جانب خداوند متعال درباره بندگان مي‌شمارد و هرگونه تصرف و استفاده از اين حقوق را که منافي و مناقص شريعت و مقاصد شارع انجام گيرد، باطل به حساب مي‌آورد. به همين دليل دين اسلام خودکشي را در عداد گناهان بزرگ قرار داده و مرتکب آن را مستوجب عقاب و کيفر اخروي مي‌داند؛ زيرا حيات از جمله عطايايي است که خداوند در وجود افراد به وديعه نهاده است و افراد بشر نمي‌توانند اين حق را از خود سلب کنند.2 «وديعه» جانشين کردن در حفظ و نگهداري است (الوديعه هي استنابه في ‌الحفظ3). درباره احترام و حمايت از حق حيات و حرمت دماء، آيات متعددي در قرآن کريم وارد شده است و در تعاليم و ارشادهاي پيامبر اکرم (ص) و ائمه معصوم (ع) نيز اين موضوع مورد عنايت قرار گرفته است که ذيلاً مورد بررسي قرار مي‌گيرند.‏

‏گفتار اوّل: رويکرد کتاب نسبت به انتحار (خودکشي از ديدگاه قرآن کريم)‏


در قرآن کريم که در علم «اصول فقه» از آن به «کتاب» تعبير مي‌شود، آياتي وجود دارند که حرمت خودکشي از آنها قابل استنباط هستند. صريح‌ترين و متقن‌ترين آيه‌اي که در زمينه خودکشي مي‌تواند مورد استناد قرار گيرد، ذيل آيه 29 سوره نساء است که خداوند متعال مي‌فرمايد: «ولا تَقتُلوا اَنفُسکُم اِنّ الله کان بِکم رَحيما» يعني: خودتان را نکشيد، به درستي که خداوند نسبت به شما مهربان است.‏در کتاب «الميزان في تفسير القرآن» در مورد اين آيه چنين آمده است: «ظاهر اين جمله نهي از اين است که کسي خود را بکشد، ليکن وقتي در نظر بگيريم که در کنار جمله «لاتَأکُلوا اموالَکُم بَينَکُم» [که قسمت اول آيه فوق است] قرار گرفته که ظاهر آن اين است که همه مومنين را يک واحد فرض کرده است که آن واحد، داراي مالي است که بايد آن را از غير طريق باطل بخورد، [بنابراين] چه بسا [از جمله «لا تَقتُلُوا اَنفُسکُم»] اين معنا استفاده شود و حتّي دلالت کند بر اينکه مراد از کلمه «انفس» تمامي افراد جامعه ديني است و مانند جمله قبل،‌ همه مومنين فرد واحدي شده‌اند به طوري که جان هر فردي جان ساير افراد است. در نتيجه در صورت چنين اجتماعي، نفس و جان يک فرد، هم جان خود اوست و هم جان ساير افراد. پس چه خودش را بکشد و چه غير را، خودش را کشته است و به اين ترتيب جمله «ولاتَقتُلوا اَنفُسَکُم» جمله‌اي است مطلق که هم شامل انتحار مي‌شود و هم شامل قتل نفس و کشتن غير. 

چه بسا بتوان از ذيل آيه که مي‌فرمايد: «اِنَّ ‌الله کانَ بِکُم رَحيما» استفاده کرد که منظور از اين قتل نفسي که از آن نهي شده است، معنايي عمومي‌تر است به طوري که هم شامل کشتن غير شود و هم شامل انتحار و هم شامل به خطر انداختن خويش گردد و خلاصه کاري کند که منجر به کشته شدن او شود، زيرا در ذيل آيه، نهي نام برده را به رحمت خدا تعليل کرده و فرموده: اين کار را مکنيد زيرا خدا نسبت به شما مهربان است؛ و بر کسي پوشيده نيست که چنين تعليلي با مطلق بودن معنا سازگارتر است. بنابراين تعليل، آيه شريفه (29 سوره نساء) معنايي وسيع پيدا مي‌کند و همين سازگاري مويد آن است که بگوييم جمله «اِن ‌الله کان بِکُم رَحيما» تعليل است براي جمله «ولاتَقتلوا اَنفُسَکُم» به تنهايي. 4‏در «تفسير نمونه» در مورد ذيل آيه 29 سوره نساء آمده است: «ذيل آيه، مردم را از قتل نفس باز مي‌دارد و ظاهر آن به قرينه جمله «اِنَّ ‌الله کانَ بِکُم رَحيما» يعني: خداوند نسبت به شما مهربان است، نهي از خودکشي و انتحار است ؛ يعني خداوند مهربان نه تنها راضي نمي‌شود ديگري شما را به قتل برساند، بلکه به خود شما هم اجازه نمي‌دهد که با رضايت خود، خويشتن را به دست نابودي بسپاريد. در روايات اهل بيت‌ (ع) نيز آيه فوق به همين معني «انتحار» تفسير شده است.» 5 روايات مذکور در تفاسيري همچون «مَجمع البيان لِعلوم القرآن» تأليف «مرحوم امين الاسلام طبرسي» (متوفي 548 ه. ق) و «تفسير نورالثقلين» قابل مشاهده است.‏

در «تفسير راهنما» در مورد جمله «لاتَقتلوا اَنفُسَکُم» چندين نوع تفسير بيان شده است که در واقع، هر يک احکام خاصي را به وجود آورده‌اند. اين موارد عبارتند از: 6 ‏

‏ـ کشتن مسلمان حرام است؛ ‏

‏ـ حرمت انتحار و خودکشي؛ ‏

‏ـ وضو و غسل در هواي سرد با وجود خطر جاني، در حکم خودکشي است زيرا پيامبر (ص) در پاسخ سئوال از وضو و غسل در هواي سرد با وجود خطر جاني فرمود: «ولاتَقتلوا اَنفُسَکُم اِنّ الله کان بِکم رَحيما»؛

‏ ـ يورش مسلمانان به تنهايي بر اجتماع دشمن مشرک و خود را در معرض کشته شدن قرار دادن در حکم خودکشي است به دليل روايتي که از امام صادق (ع) وجود دارد؛

‏ ـ جنگيدن بدون توان و آمادگي براي پايداري، در حکم خودکشي است «به دليل روايتي که از امام صادق (ع) در اين مورد وجود دارد.» ‏

به هر حال همانطور که مشاهده شد، يکي از تفاسير قطعي آيه 29 سوره نساء حرمت خودکشي است. البته غير از آيه فوق، آيه 33 سوره اسراء نيز به نوعي دلالت بر حرمت خودکشي دارد. در اين آيه خداوند متعال مي‌فرمايد: «ولاتَقتُلوا النَفس التي حَرّم الله اِلّا بِالحَق» يعني: هرگز نفس محترمي را که خداوند آن را محترم داشته و قتلش را حرام کرده نکشيد مگر آنکه به حق (مستحق کشتن باشد).‏

نکته مهم در مورد آيه فوق اين است که عبارت «حَرّم ‌الله» را هم مي‌توان از ريشه «حرمت» و به معناي «حرام» معني کرد و هم مي‌شود از ريشه «حرمت» و به معناي «احترام» دانست. به اين ترتيب آيه فوق را مي‌توان به دو صورت معني کرد: اول‌ـ نفسي را که خداوند ريختن خون او را حرام کرده نکشيد، دوم‌ـ نفسي را که خداوند او را محترم قرار داده نکشيد. 7‏

نکته مهم ديگري که در آيه 33 سوره اسراء قابل ذکر است کلمه «اِلّا بِالحَق» است. «اِلّا» از ادات استثناء بوده و به معني «مگر اينکه» يا «مگر» است. «بِالحَق» نيز ناظر به موارد قصاص يا حد است. يعني مواردي که فرد، به حق مستحق کشتن است مثل فردي که مرتکب قتل عمدي مسلماني شده که شرعاً بايد قصاص نفس (اعدام) گردد يا کسي که مرتکب زناي محصن يا محصنه شده ( اعم از زن و مرد) شرعاً بايد حد رجم (سنگسار) بر او اجرا شود. 8‏بر طبق عموم آيه فوق کسي مجاز نيست نفسي را که خداوند خون ريختنش را حرام کرده يا آن را محترم‌شمرده است، بکشد. نفس انسان نسبت به خودش نيز محترم بوده و از نظر خداوند داراي احترام شمرده مي‌شود. بنابراين بايد گفت، علاوه براينکه کشتن انسان‌هاي ديگر به ناحق حرام است، خودکشي نيز حرام است، زيرا خودکشي يک عمل ناحق است. البته شبيه مضمون آيه 33 سوره اسراء در آيه 68 سوره فرقان هم آمده است که خداوند مي‌فرمايد: «ولايقتلون النَفس التي حَرّم ‌الله اِلّا بِالحَق» يعني: نفس محترمي را که خداوند حرام کرده به قتل نمي‌رسانند مگر به حق‏‎.‎‏ در مجموع، براساس آيات قرآن کريم، خودکشي و انتحار حرام است.


--------------------
پي نوشت‌ها:
‏1‌- کي‌نيا، مهدي: مباني جرم‌شناسي، جلد اول، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ هفتم، 1384، ص 454‌.
2‌- اردبيلي، محمدعلي: حقوق جزاي عمومي، جلد اول، تهران، نشر ميزان، چاپ اول، 1379، ص 72‌.
3‌- شهيد ثاني، زين‌الدين بن علي بن احمد عاملي معروف به: تحريرالروضه في‌شرح اللمعه، گردآوري: عليرضا اميني و محمدرضا آيتي، جلد دوم، قم: انتشارات طه، چاپ ششم، 1383، ص 259‌.
4‌- طباطبايي، محمدحسين: الميزان في‌تفسيرالقرآن، مترجم: محمدباقر موسوي، جلد چهارم، قم: دفتر تبليغات اسلامي، 1363، ص 506-505‌.
5‌- مکارم شيرازي، ناصر و جمعي از محققان: تفسير نمونه، جلد سوم، قم: دارالکتب الاسلاميه، چاپ بيست و چهارم، 1375، ص 356‌.
6-‌هاشمي رفسنجاني، اکبر و جمعي از محققان: تفسير راهنما، جلد سوم، قم: دفتر تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1373، ص 353-351‌.
7- آقايي، محمدعلي: آيات الاحکام حقوقي «مدني – کيفري»، تهران: انتشارات خط سوم، چاپ دوم، 1381، ص 135‌.
8- قرآن مجيد


نويسنده: امير شريفي خضارتي- مدرس دانشگاه و وکيل پايه يک دادگستري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان