بسم الله
 
EN

بازدیدها: 460

يک پرونده(117) نمونه ديوانسالاري دولت

  1392/11/14
كلاسه پرونده: 80/221/223
دادنامه: 208 
تاريخ: 21/2/80
مرجع رسيدگي كننده شعبه[. . . ] دادگاه عمومي تهران 
شاكي: وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري[. . . ]
متهم: [. . . ]
گردشكار: دادگاه با بررسي محتويات پرونده متهم رسيدگي را اعلام و به شرح زير مبادرت بصدور رأي مي نمايد.

رأي دادگاه

در خصوص اتهام [. . . ] شغل دبيركل كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ و براي دانشگاه بين المللي هاوائي ساكن [. . . ] داير بر ايجاد مؤسسه آموزش و تحقيقاتي و فرهنگي غير مجاز با عنايت به شكايت مطروحه وزارت علوم و تحقيقات و فن آوري و تذكر كتبي آن وزارتخانه به شماره 2252/51 مورخ 25/2/79 مبني بر تعطيلي مؤسسه مذكور و اصرار متهم موصوف بر ادامه فعاليت هاي غير مجاز خود پس از تذكر كتبي وزارتخانه فوق الذكر و با توجه به حكم انتصابي آقاي [. . . ] از سوي رياست دانشگاه هاوائي كه مشعر بر اين است در تعيين و جذب دانشجو و تعيين استاد راهنما نقش فعال داشته و تعيين ميزان شهريه دانشجويان بر عهده ايشان است و با عنايت به اينكه عليرغم اقرار ضمني متهم بر انجام تمام فعاليت هاي مذكور خود را پيك علمي دانشجويان با دانشگاه مي نامد حال آنكه وظايف وي در حكم انتصابي وظايف يك مدير مؤسسه است تا پيك علمي و ساير قرائن و امارات موجود در پرونده بزه انتسابي به وي محرز بوده و عليهذا به استناد به قانون تعطيلي مؤسسات و واحدهاي آموزشي و تحقيقاتي و فرهنگي كه به بدون اخذ مجوز قانوني داير شده و يا مي شود مصوب 1372 فعل وي در حكم كلاهبرداري محسوب و مستندا به ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشأ و اختلاس و كلاهبرداري مصوب 1367 متهم موصوف را به تحمل يك سال حبس تعزيري محكوم مي نمايد و در اجراي ماده 19 و 728 قانون مجازات اسلامي حكم به تعطيلي مؤسسه مذكور صادر مي كند. رأي صادره حضوري بوده و ظرف مدت بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديدنظر خواهي در محاكم تجديدنظر استان تهران مي باشد.

دادرس شعبه [. . . ] دادگاه عمومي تهران

تاريخ: 31/2/80
كلاسه پرونده: 80/11/16
شماره دادنامه: 80/579
مرجع رسيدگي شعبه [. . . ]دادگاه تجديدنظر استان تهران 
هيئت شعبه: آقايان [. . . ]
تجديدنظر خواه: آقايان [. . . ]

تجديدنظر خوانده: وزارت علوم و تحقيقات خيابان استاد نجات الهي چهار راه سپند ساختمان شماره 2 تجديد نظر خواسته: دادنامه شماره 208-/17/2/1380 شعبه [. . . ] دادگاه عمومي تهران. گردشكار دادگاه با بررسي اوراق و محتويات پرونده ختم دادرسي را اعلام و به شرح زير مبادرت به صدور رأي مي نمايد.

راي دادگاه

در مورد تجديدنظر خواهي آقاي [. . . ] نسبت به رأي شماره 208-17/2/1380 مورخ 16/2/1380 شعبه [. . . ]دادگاه عمومي تهران [. . . ] در پرونده شماره 221-23380 كه به موجب آن نامبرده به تحمل يك سال حبس تعزيري به اتهام كلاهبرداري و تعطيلي مؤسسه آموزش و تحقيقاتي و فرهنگي غير مجاز محكوم شده است و با توجه به محتويات پرونده و نظر به اينكه از ناحيه تجديدنظر خواه دليلي كه نقش رأي تجديد نظر خواسته را ايجاب نمايد اقامه نشده است بنابراين به استناد مدلول بندالف ماده 257 قانون آئين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري دارد تجديدنظرخواهي، دادنامه تجديدنظر خواسته را تأييد مي نمايد اين رأي قطعي است. 

رئيس شعبه [. . . ] دادگاه تجديدنظر استان تهران 
مستشار دادگاه[. . . ]

بسمه تعالي

در خصوص درخواست آقاي دكتر [. . . ] مبني بر اعمال ماده 235 قانون آئين دادرسي كيفري نسبت به دادنامه هاي صادره از شعب [. . . ] دادگاه عمومي تهران به شماره[. . . ] موضوع پرونده كلاسه 22322180 و شعبه [. . . ]دادگاه تجديدنظر استان تهران به شماره 80/576 كه به موجب رأي اخيرالذكر دادنامه بدوي مورد تأييد واقع شده است پرونده هاي مربوطه مطالعه گرديد مشخص مي گردد وزارت علوم و تحقيقات و فن آوري با اعلام شكايت كيفري عليه آقاي [. . . ]مدعي شده است كه وي بدون اخذ مجوز از وزارت علوم در آدرس تهران [. . . ] اقدام به تأسيس مؤسسه اي تحت عنوان شعبه دانشگاه هاوائي كرده است نامبرده در دفاع از اتهام انتسابي منكر تأسيس شعبه دانشگاه هاوائي در ايران شده و اعلام داشته وي به عنوان پيك علمي و واسطه بين استادان و دانشجويان دانشگاه مذكور كه به طور خصوصي در منزل خود مشغول تحصيل هستند عمل مي كند و چون دبيركل كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ مي باشد لذا به صورت ماهي يك بار در آدرس ذكر شده مبادرت به تشكيل جلسه سخنراني در خصوص ادب و فرهنگ زبان فارسي مي كند شعبه محترم [. . . ] دادگاه عمومي تهران با رد دفاعيات متهم و به استناد شكايت شاكي خصوص و تذكر كتبي وزارتخانه شاكي و به استناد حكم انتصابي متهم وي را به تحمل يك سال حبس و تعطيلي محل مذكور محكوم و شعبه [. . . ] تجديدنظر استان تهران نيز بدون توجه به مدافعات متهم و وكيل وي به شرح مندرج در لايحه تجديدنظرخواهي رأي صادره را عينا تأييد نموده است بنأ عليهذا نظر به اينكه به استناد تحقيقات محلي به عمل آمده توسط حوزه انتظامي و شهادت شهود آقاي [. . . ] در محل ياد شده مؤسسه اي به نام دانشگاه هاوائي تأسيس نكرده است بلكه در محل ذكر شده فقط سخنراني ماهيانه در خصوص فرهنگ پارسي داشته و از آنجائيكه حسب مدلول قانون تعطيلي مؤسسات و واحدهاي آموزشي لازمه تأسيس دانشگاه يا مؤسسه علمي داشتن محل ثابتي است كه دانشجويان بتوانند با استقرار در محل تحصيل نمايند. بعلاوه لاجرم در محل مكاني نيز بايد به منظور انجام امور اداري مربوط به آن مؤسسه وجود داشته باشد كه در پرونده تحت نظر وجود چنين محلي احراز نمي گردد و محل مورد شكايت وزارت علوم فقط محل مسكوني شخصي آقاي [. . . ]مي باشد كه حسب اعلام همسايگان در آن محل به صورت ماهيانه يك بار جلسات سخنراني تشكيل مي گردد لذا شرايط مقرر در قانون تعطيلي مؤسسات و واحدهاي آموزشي و تحقيقاتي مصوب سال 1372 در پرونده تحت نظر وجود ندارد و عملكرد متقاضي نمي تواند مشمول ماده مرقوم گردد لذا با عنايت به موارد موضوع از مصاديق اعمال ماده 235 به نظر مي رسد و مقرر است در اجراي تبصره 4 ماده مرقوم پرونده به نظر همكاران محترم صادركننده رأي در دادگاه تجديدنظر شعبه [. . . ] برسد تا پس از اعلام نظريه پرونده را جهت اقدامات قانوني به اين معاونت اعاده فرمائيد.

معاون دادگستري استان تهران -طباطبائي 
ديوان عالي كشور

بسمه تعالي 
شماره تجديدنظر: 79272724  - دادنامه: 630 - تاريخ رسيدگي: 4/7/80 
موضوع: اعمال ماده 235 قانون آئين دادرسي كيفري 
مرجع رسيدگي شعبه [. . . ] ديوانعالي كشور

«خلاصه جريان پرونده »

بر اساس اعلام شكايت نماينده وزارت علوم و تحقيقات و فن آوري [. . . ] مديركل حقوقي، بر عليه آقاي دكتر [. . . ]تحت عنوان اتهامي (اقدام به تأسيس مؤسسه اي تحت عنوان شعبه دانشگاه هاوائي در تهران) و با استناد به ماده واحده قانون تعطيل مؤسسات و واحدهاي آموزشي و تحقيقات و فرهنگي كه بدون اخذ مجوز قانوني داير شده و مي شود مصوب 17/10/،1372 نامبرده تحت تعقيب قرار مي گيرد و با تحقيق از مطلعين امر و همسايگان و هم چنين گزارش ضابطين مشخص مي گردد كه نامبرده مؤسسه اي را كه داراي علائم و آرم و يا مشخصات ديگر بوده باشد، در منزل مسكوني و شخصي خويش داير نكرده است، و شخص متهم نيز اتهام انتسابي را انكار و مي گويد: اينجانب دانشگاه يا دانشكده يا مؤسسه اي مربوط به دانشگاه هاوائي در ايران تأسيس و داير نكرده ام و صرفا رابط بين متقاضي و دانشگاه بوده ام. و در تذكر قانوني به متهم تحت عنوان (اقدام به فعاليت آموزشي تحت عنوان شعبه دانشگاه هاوائي) اقدام شده است ص 16 و اظهارات نماينده شاكي نيز در برگ 36 چنين است. دادگاه بدوي 16/2/80 ختم رسيدگي را اعلام و به شماره 208-17/2/80 اختصارا چنين رأي داده است. (در خصوص اتهام آقاي [. . . ] داير به ايجاد مؤسسه آموزشي و تحقيقاتي و فرهنگي غير مجاز با عنايت به شكايت و تذكر كتبي وزارت شاكي و اصرار متهم موصوف بر ادامه فعاليت هاي غير مجاز خود پس از تذكر كتبي و با توجه به حكم انتصابي [. . . ]از سوي رياست دانشگاه هاوائي كه مصرح در اين است در تعيين و جذب دانشجو و تعيين استاد راهنما نقش فعال داشته و تعيين ميزان شهريه بر عهده ايشان است و با عنايت به اينكه علي رغم اقرار ضمني متهم بر انجام تمام فعاليتهاي مذكور خود را پيك علمي دانشجويان با دانشگاه مي نمايد حال آنكه وظائف وي در حكم انتصابي وظايف يك مدير مؤسسه تا پيك علمي و ساير قرائن و امارات موجود و مستندا به قانون تعطيلي مؤسسات و واحدهاي آموزشي و تحقيقاتي و فرهنگي كه بدون محور قانوني داير شده و مي شود عمل وي را در حكم كلاهبرداري محسوب و مستندا به ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشأ اختلاس و كلاهبرداري متهم را به تحمل يكسال حبس تعزيري در اجراي ماده 19 و727 قانون مجازات اسلامي حكم بر تعطيلي مؤسسه مذكور صادر مي كند) اين رأي شعبه [. . . ] دادگاه تجديدنظر استان تهران عينا تأييد مي گردد. پرونده مورد اعتراض واقع و معاون دادگستري استان تهران با تذكر خويش موضوع را از شرايط قانوني تعطيلي مؤسسات و واحدهاي آموزشي و تحقيقاتي مصوب سال 1372 ندانسته و اعلام نموده است كه: عملكرد متقاضي نمي تواند مشمول ماده مذكور گردد. شعبه يازدهم دادگاه تجديدنظر استان تهران طي تصميم مورخه 21/5/80 در وقت فوق العاده تشكيل جلسه داده و در مورد تذكر فوق الذكر اعلام داشته است كه: رأي مورد نظر صحيحا صادر شده و لذا بر نظريه خويش باقي است. در تعقيب آن معاون دادگستري تهران در اجراي ماده 235 پرونده را به ديوانعالي كشور ارسال كرده است كه حسب الارجاع به شعبه 27 ديوانعالي كشور واصل و تحت نظر قرار دارد:

هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي [. . . ] عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي [. . . ] داديار ديوانعالي كشور اجمالا مبني بر نقض و اعمال ماده 235 مشاوره نموده چنين رأي مي دهند:

«بسمه تعالي »

 با توجه به محتويات پرونده نظر به اينكه تا كنون يك نفر از اشخاص حقيقي كه توسط متهم فوق به اخذ مدارك فارغ التحصيلي با ارتباط از راه دور از دانشگاه بين المللي هاوائي گرديده اند مدعي جعلي بودن مدارك خود نبوده و شكايت خصوصي از متهم به عنوان كلاهبرداري نكرده اند و اين كه آيا متهم كه مدعي نمايندگي از طرف آن دانشگاه واقعا نمايندگي دارد يا خير به نظر نمي رسد تحقيقي هم صورت گرفته باشد اوراق موجود در پرونده اصل داشتن ارتباط ويرا با آن دانشگاه اجمالا مي رساند به هر حال موضوع كلاهبرداري كه مبتني بر شكايت اشخاص حقيقي است ثابت نمي باشد و از سوي ديگر دليلي و مدركي هم وجود ندارد كه متهم يك مؤسسه و يا واحد آموزش و تحقيقي غير مجاز در جائي از تهران يا ساير شهرستانها تأسيس كرده باشد و متهم صرفا خود را بيش از يك رابط در اين تحصيل از راه دور نمي داند لذا قانون تعطيل مؤسسات و واحدهاي آموزشي غير مجاز انطباق ندارد و شكايت وزارت علوم فاقد دليل و مدرك است بنابراين آرأ صادره از محاكم بدوي و تجديدنظر بي اساس بوده و دادنامه شماره 8/576-31/3/80 صادره از شعبه [. . . ] دادگاه تجديدنظر استان تهران نقض مي گردد و پرونده در اجراي ذيل تبصره 4 ماده 235 ق-آ-د-ك مصوب 1378 جهت رسيدگي مجدد به دادگاه تجديدنظر هم عرض ارجاع مي گردد. 





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان