بسم الله
 
EN

بازدیدها: 409

حقوق بشر از آدم تا حوا- قسمت پنجم (قسمت پاياني)

  1392/11/13
قسمت قبلي

اعلاميه جهانى حقوق بشر

اقدامات و فعاليتهاى فکرى و علمى در مسير تحقق حقوق بشر، به منشورى کلى و همه جانبه منتهى شد که موسوم به اعلاميه جهانى حقوق بشر مى باشد. در اواسط جنگ جهانى دوم، سران دولت هاى آمريکا و انگلستان در کشتى جنگى در اقيانوس اطلس، منشور «آتلانتيک» را امضا کردند و پس از آن دولت هاى ديگر نيز با امضاى اين منشور 8 ماده اى مقدمات تأسيس سازمان ملل متحد را فراهم آوردند. منشور ملل متحد و تأسيس رسمى سازمان ملل متحد در سال 1945، موجب توجه بيشتر به حقوق بشر شد تا آن جا که در ماده 55 منشور ملل متحد، تدوين اعلاميه جهانى حقوق بشر تصريح شد و کميسيون ويژه حقوق بشر که از نمايندگان کشورهاى عضو تشکيل شده بود، پس از 85 جلسه بحث و بررسى، پيش نويس اين اعلاميه را تقديم سازمان ملل متحد کرد و اين اعلاميه در 10 دسامبر 1948 با 48 رأى مثبت و 8 رأى ممتنع (کشورهاى روسيه، روسيه سفيد، اوکراين، چکسلواکى، يوگسلاوى، لهستان، آفريقاى جنوبى و عربستان) در يک مقدمه و 30 ماده به تصويب عمومى رسيد و رسميت جهانى يافت. (49)
اهداف اصلى اين اعلاميه که در مقدمه آن ذکر شده، حفظ عدالت و صلح و آزادى و برچيده شدن فقر و تبعيض نيز تساوى حقوق انسانى است که به طور مجمل به حقوق مصرح در آن اشاره مى نماييم. 
ـ آزادى و برابرى همه انسانها (ماده 1)
ـ مساوات و عدم تبعيض نژادى، زبانى، دينى، سياسى و جنسى (ماده 2)
ـ حق زندگى، آزادى و امنيت (ماده 3)
ـ حق برخوردارى يکسان از حمايت قانون، عدم برده دارى و شکنجه، منع تبعيد و بازداشت خودسرانه 
و مداخله در امور خصوصى، حق مراجعه به محاکم صالحه و حق برائت و... (مواد 4، 5، 6، 7، 8، 9، 10، 11 و 12)
ـ حق عبور و مرور آزادانه و ترک يا بازگشت به کشور(ماده 13)
ـ حق پناهندگى در برابر آزار و شکنجه (ماده 14)
ـ حق داشتن تابعيت و منع سلب خودسرانه آن (ماده 15)
ـ حق ازدواج آزاد و تساوى حقوق زوجين و برخوردارى خانواده از حمايت دولت و جامعه (ماده 16)
ـ حق مالکيت و منع سلب خودسرانه آن و نيز حق مالکيت مالى و خدمات عمومى (مواد 17 و 21)
ـ حق آزادى فکر، وجدان، عقيده و مذهب و حق بيان و تغيير آنها (مواد 18 و 19)
ـ حق شرکت در انتخابات و رأى گيرى و استفاده از خدمات عمومى (ماده 21)
ـ حق کسب مشاغل عمومى به صورت مساوى، حمايت بيکار و اجرت مساوى براى کار مساوى(ماده 23)
ـ حق تشکيل آزادانه مجامع و جمعيت هاى مسالمت آميز و اتحاديه ها و... (مواد 20 و 23)
ـ حق بهره مندى مادران و کودکان از مراقبت و بهداشت و بهره مندى از خدمات اجتماعى(ماده 25)
ـ حق امنيت اجتماعى، استراحت، تفريحورفاه، سلامت و آموزش رايگان و تحصيل معطوف به رشد 
شخصيت، شرکت آزادانه در مجامع فرهنگى و هنرى و بهره بردارى از منافع مادى و.. (مواد22، 24، 25، 26 و 27)
ـ حق درخواست براى تأمين نظم و اجراى حقوق اشاره شده(ماده 28)
ـ وظيفه و تکليف هر فرد در برابر دولت و جامعه و محدوديت هاى قانونى (ماده 29)
ـ عدم تفسير غلط و سوءاستفاده از اعلاميه به طورى که به پايمال کردن حقوق افراد بينجامد (ماده 30)
ذکر اين نکته نيز لازم است که به علت اين که اعلاميه حقوق بشر، ضمانت اجرايى نداشت، از سوى دولت هاى مختلف جهان قراردادها و کنوانسيون هايى مورد تصويب قرار گرفته که اهتمام دولت ها به حقوق بشر بيشتر صورت پذيرد و دولت هايى که از اصول اين اعلاميه جهانى، تخطى مى کنند مورد تنبيه و بازخواست قرار گيرند، از جمله ميثاق بين المللى حقوق بشر در سال 1966، و کميته هاى جانبى سازمان ملل مانند کميته حقوق بشر، کميته محو تبعيض نژادى، کميته محو تبعيض عليه زنان و کميته نفى شکنجه. 
برخى اقوام و ملل نيز اعلاميه هاى جداگانه در دفاع از حقوق بشر تصويب کرده اند مانند منشور اجتماعى اروپا در سال 1950، قرارداد حمايت از حقوق بشر در قاره آمريکا در سال 1969 و نيز اعلاميه اسلامى حقوق بشر در سال 1990 که هرکدام نشان دهنده توجه فرهنگ هاى مختلف و مناطق مختلف جهان به حقوق بشر در عصر حاضر مى باشد. 

ديدگاه هاى مختلف درباره حقوق بشر

اصول اساسى حقوق بشر و سير تاريخى آن، با بسيارى از مکاتب و اديان در تضاد بوده و برخى بنيان هاى مدرنيته، چون سکولاريسم، فردگرايى و انسان گرايى با اصول دينى و جهان بينى هاى گذشته و امروز بشر تعارض دارد. در اينجا به برخى از اين تعارض ها مى پردازيم، گرچه بسيارى از اين تعارضات مورد توجه طرفداران مکاتب و اديانِ ذکر شده نيست و امروز حقوق بشر بيشتر از هرچيزى مورد توجه انسان مى باشد. 

اسلام و حقوق بشر

برخى انديشمندان اسلامى، معتقدند حقوق بشر از غرب گرفته شده، در حالى که اسلام و کتاب خدا از هيچ نيازى براى انسان فروگذار نکرده و ويژگى نظام حقوقى اسلام، الهى بودن ماهيت آن است که با منشأ انسان مدارانه حقوق بشر در تضاد است و کلا بايد حقوق بشر غير اسلامى که منبع و منشأ آن، دين نباشد را کنار گذاشت. (50)
عده ديگرى از انديشمندان با تأکيد بر حقوق بشر، عدم توجه به آن را نشانه عقب ماندگى و جدايى از ماهيت انسانى مى دانند و با محور قرار دادن حقوق بشر مدرن، معتقدند «از دل اسلام حقوق بشر درنمى آيد، ]بلکه[از دل اسلام حقوق مؤمنان درمى آيد.»(51) پس هرجا اسلام با مفاهيم و اصول حقوق بشر مدرن ناسازگار است، بايد مورد اجتهاد و اصلاح قرار گيرد. «چون بشر دوران جديد، حق گراست و بشر دوران قديم، تکليف گرا بود و در جهان بينى دينى، انسان به عنوان موجودى مکلف است، پس اين تفکر دينى با انديشه بشر جديد هماهنگى ندارد»(52) و «دين براى اين که استمرار وجود بيابد، بايد بى چون و چرا مقبول نسلهاى پى در پى آدميان قرار گيرد... و اگر بپذيريم که شرط اول در ديندارى، ايمان، تعبد، تسليم و تقليد است... بايد گفت که تجددگرايى با ديندارى غير قابل جمع است.»(53) پس در اين ديدگاه اگر دين دارى به معنايى عام و کلى گرفته شود تا آنجا که در آن حصول حيات جديد از طريق تکنوکراسى يا لذت بردن از زندگى حتى از طريق تجارب حسى ناشى از مصرف مواد توهم زا نيز جايز و ممکن باشد، در اين تلقى از دين مى توان حقوق بشر را نيز مورد توجه قرار داد و مى توان ادعا نمود که دين با مدرنيته و حقوق بشر در تضاد نيست. (54)
برخى ديگر از انديشمندان نيز اظهار عقيده کرده اند که «در متون و آثار دينى، شالوده هاى محکم و توانمندى بر انسان مدارى و آزادى وجود دارد به گونه اى که مى توان ادعا کرد پيش از آغاز مدرنيته... دين، منبع و پشتوانه و آموزنده انسان مدارى و حقوق او بوده است»(55) و مسلمانان مى توانند با الگوگيرى از اصول جهانى حقوق بشر، ضمن محک زدن و اصلاح اين اصول با اجتهاد در اسلام و تغييرات اصولى، آن را کارآمد و روزآمد نموده و اين تعارضات را رفع نمايند. اين طيف از انديشمندان معتقدند «حقوق افراد مستقل از تفاوت درجات ايمان آنهاست... و هيچ کس حق ندارد درک و برداشت خود را مبناى حق قرار دهد»(56) بنابراين «حقوق بشر نه دينى است و نه ضد دينى بلکه غير دينى است و زاييده عقل و تجربه آدميان در طول قرون متمادى است...»(57) و چون حق طبيعى از کتاب طبيعت استخراج مى شود، نه کتاب شريعت، (58) پس وظيفه ماست که اين حقوق را بازشناسيم. 
در اين مقاله قصد ارزش گذارى بر هيچ کدام از اين عقايد وجود ندارد ولى به طور کلى بينش تاريخى از اسلام و نيز اعلاميه اسلامى حقوق بشر تعارضاتى حل نشدنى با حقوق بشر داراست: از جمله کرامت و شرافت اکتسابى براى انسان که در اعلاميه جهانى پذيرفته نمى شود، عدم تساوى حقوق زن و مرد، عدم تساوى حقوق مسلمان و غيرمسلمان، عدم آزادى در تغيير دين (ارتداد) و... که بر پايه افکار برخى انديشمندان، تمامى اين تعارضات قابل حل است و بر مبناى تفکر برخى ديگر، اصول اساسى اسلام قابل تغيير نيست و بنابراين نمى توان اين تعارضات را حل کرد. (59) 

مسيحيت و حقوق بشر

همان طور که اشاره شد پيدايش آيين مسيح، بر توجه انسان به حقوق بشر تأثير بسزايى داشت. اما به طور کلى بنابر تعاليم اين دين، انسان موجودى است مقهور قدرت الهى و آزادى اش موهبتى از سوى خداوند به اوست. همچنين ميان زن و مرد نيز در کسب کرامت و شرافت تفاوت وجود دارد که اين موارد موجب تعارض مسيحيت کاتوليک سنتى با حقوق بشر شده بود که با ظهور پروتستانتيسم، بسيارى از اين تعارضات رفع شد. 

آيين يهود و حقوق بشر

آيين يهوديت که با پيامبرى حضرت موسى آغاز شد، داراى احکامى دهگانه (الواح) است که بنيادى ترين تعاليم يهود را تشکيل مى دهد. در برخى از اين تعاليم تأکيد شده که «خداوند، اراده و خواست خود را به وسيله پيامبران به اطلاع انسانها رسانده و انسان مکلف است که اعمال نيک به جاى آورد.» حتى طبق برخى دستورات دينى، يهوديان در دعاهاى خود چنين مى خوانند: «متبارک است خدايى که مرا يهودى خلق کرد، مرا يک زن نيافريد و مرا بى سواد به وجود نياورد.» که تمام اين عقايد و تبعيضات جنسى و مذهبى و نژادى مصرح در عقايد يهوديان، و بنيادگرايى کور صهيونيسم، هر روز طرفداران اين عقيده را با حقوق بشر واقعى دورتر کرده است. گرچه طرفداران اين آيين در جهان بسيار اندک مى باشند. 

اديان شرقى و حقوق بشر

در جوامع آسيايى و شرقى اديانى چون «تائو»، «کنفوسيوس»، «شينتو» و «بودا» رواج دارد که بسيارى از جهانيان را به خود جذب کرده است. در اين عقايد فردگرايى و انسان محورى کمتر به رسميت شناخته مى شود. ارتباط با طبيعت و زيباگرايى آنها را به استحکام روابط خويشاوندى و گروهى سوق داده تا آنجاکه فرد به تنهايى معنا ندارد و حقوق فرد انسانى کمتر مورد توجه قرار مى گيرد. البته ذکر اين نکته نيز لازم است که به طور کلى کشورهاى آسياى شرقى سعى دارند با احترام به اعلاميه حقوق بشر، تعارضات خويش را با انديشه مدرن حقوق بشر رفع نمايند. 

پست مدرنيسم و حقوق بشر

با توجه به تعارضاتى که بين مکاتب مختلف و حقوق بشر وجود دارد از جمله «محافظه کارى» با نفى حقوق موهوم بشر، «رومانتيسيسم» و توجه به احساسات و عواطف به جاى عقلگرايى، «مارکسيسم» و «سوسياليسم» با تأکيد بر نفى مالکيت خصوصى، «فاشيسم» و توجه به تبعيض نژادى، «اگزيستانسياليسم» و عقل ستيزى و نيز «تأويل گرايى» که به تفسير هرمنوتيکى از حقوق انسان معتقد است، در چند دهه گذشته فيلسوفان مشهورى چون «فوکو»، «دريدا» و «ليوتار» با انتقاد به مدرنيسم و انسان گرايى روشنفکرى مدرن، پست مدرنيته و پست مدرنيسم را بنيان نهادند و با تأکيد بر نسبى گرايى، هيچ مفهوم جهان شمولى از جمله حقوق بشر را به رسميت نمى شناسند. (60)

---------------------------------
پانوشت
1. محمد مهدى کريمى نيا، «حقوق، حق و اقسام حق»، نشريه معرفت. 
2. جرج گوروويچ، «حقوق و جامعه شناسى»، ص 121. 
3. ر. ک: محمد راسخ، «ماهنامه گزارش گفتگو» و «دوره عمومى حقوق بشر». 
4. عبدالکريم سروش، «سنت و سکولاريسم»، ص 53، 54، 63 و 64. 
5. سيد محمد على ايازى، «رابطه دين و آزادى»، ص 68. 
6. ر. ک: محمد راسخ، «ماهنامه گزارش گفتگو». 
7. على ربانى گلپايگانى، «ريشه ها و نشانه هاى سکولاريسم»، ص 100 و 101. 
8. ر. ک: عبدالله جوادى آملى، «فلسفه حقوق بشر»، ص 103 ـ 93. 
9. ر. ک: جرج گوروويچ، «حقوق و جامعه شناسى»، ص 120 - 118. 
10. ر. ک: عبدالله جوادى آملى، «فلسفه حقوق بشر»، ص 93 ـ 103. 
11. محمد مهدى کريمى نيا، «ماهيت حقوقى و انسانى ارتداد»، سايت اينترنتى بلاغ. 
12. حسينعلى منتظرى، «ديدگاه ها»، ص 142. 
13. محمد هادى معرفت، «جامعه مدنى»، مقاله حقوق بشر. 
14. ر. ک: مهدى ابوسعيدى، «حقوق بشر و سير تکامل آن در غرب»، ص 29 و داريوش آشورى، «دانشنامه سياسى»، ص 38. 
15. محمدتقى فاضل ميبدى، «انديشه دينى و حقوق طبيعى»، نشريه آفتاب. 
16. ر. ک: سيد صادق حقيقت، «مبانى حقوق بشر»، ص 232 ـ 228. 
17. سيد محمد خامنه اى، «حقوق بشر از ديدگاه اسلام»، ص 55. 
18. سيد صادق حقيقت، «مبانى حقوق بشر»، ص 126. 
19. کوروش کبير، بنيانگذار سلسله هخامنشيان در 25 قرن قبل منشورى تدوين کرده بود که طبق آن کسانى که تحت امپراتورى او زندگى مى کردند، مى توانستند به طور آزادانه ادامه حيات داده و کيش و آيين خود را حفظ نمايند. بسيارى از حقوقدانان و فعالين حقوق بشر، اين منشور که کتيبه آن امروز در موزه بريتانيا نگهدارى مى شود، را اولين سند حقوق بشر در جهان مى دانند. 
20. ر. ک: سيد صادق حقيقت، «مبانى حقوق بشر»، ص 31 ـ 28. 
21. ر. ک: احسان نراقى، «حقوق بشر از رؤيا تا عمل»، نشريه آفتاب. 
22. ر. ک: سيد عباس پورهاشمى، «مدرنيته و استقرار نظام هاى حقوقى پدرسالار»، نشريه پگاه حوزه. 
23. احسان نراقى، «علوم اجتماعى و سير تکوينى آن»، ص 7. 
24. همان و اميرسياوشان، «هابرماس و مدرنيته تعاملى»، روزنامه همشهرى. 
25. اردشير اميرارجمند، «حقوق شهروندى و حقوق بشر»، سايت اينترنتى تهرانشهر. 
26. ر. ک: محمد مجتهد شبسترى، «سنت و سکولاريسم»، مقاله سه گونه قرائت از سنت در عصر مدرنيته، ص 214 و حسين بشيريه، «درآمدى برجامعه شناسى تجدد». 
27. ر. ک: آلن تورن، «نقد مدرنيته»، ترجمه مرتضى مرديها، نشريه نقد و نظر. 
28. ر. ک: نسرين پورهمرنگ، «مقدمه اى بر تحليل نهادين مدرنتيه»، بررسى آراى گيدنز، سايت اينترنتى پورهمرنگ. 
29. عبدالکريم سروش، «سنت و سکولاريسم»، مقاله دين و دنياى جديد، ص 17. 
30. ر. ک: مصطفى ملکيان، «اقتراح»، نشريه نقد و نظر. 
31. ر. ک: احسان نراقى، «علوم اجتماعى و سير تکوينى آن»، ص 10 و ناصر کاخساز، «پيش درآمدى بر چالش سنت و مدرنيته در ايران»، سايت اينترنتى ميهن. 
32. ر. ک: احسان نراقى، «حقوق بشر؛ از رؤيا تا عمل»، نشريه آفتاب. 
33. ر. ک: همان و سيد صادق حقيقت، «مبانى حقوق بشر». 
34. ر. ک: احسان نراقى، «علوم اجتماعى و سير تکوينى آن»، ص 17. 
35. ر. ک: همان، ص 28. 
36. ر. ک: حسين سليمى، «پيشينه حقوق بشر»، روزنامه همشهرى. 
37. مصطفى ملکيان، «اقتراح»، نشريه نقد و نظر. 
38. ر. ک: جرج ريتزر، «نظريه هاى جامعه شناسى در دوران معاصر»، ص 8 ـ 6 و نيز احسان نراقى، «علوم اجتماعى و سير تکوينى آن». 
39. ر. ک: ريمون آرون، «مراحل اساسى سير انديشه در جامعه شناسى»، ترجمه باقر پرهام، ص 364 و 365 و 366 و 423. 
40. پيتر کيويستو، «انديشه هاى بنيادى در جامعه شناسى»، ترجمه منوچهر صبورى، ص 144. 
41. ر. ک: سيد صادق حقيقت، «مبانى حقوق بشر». 
42. ر. ک: جرج ريتزر، «نظريه جامعه شناسى در دوران معاصر»، ترجمه محسن ثلاثى، ص 6 و احسان نراقى، «علوم اجتماعى و سير تکوينى آن». 
43. ر. ک: ناصر کاخساز، «پيش درآمدى بر چالش سنت و مدرنيته در ايران»، سايت اينترنتى ميهن و حسين بشيريه، «درآمدى بر جامعه شناسى تجدد»، ص 27 و 28. 
44. پيتر کيويستو، «انديشه هاى بنيادى در جامعه شناسى»، ترجمه منوچهر صبورى، ص 122. 
45. ر. ک: سيد صادق حقيقت، «مبانى حقوق بشر»، ص 119 و 120. 
46. ر. ک: پيتر کيويستو، «انديشه هاى بنيادى در جامعه شناسى»، ترجمه منوچهر صبورى، ص 128. 
47. ر. ک: عمادالدين باقى، «حقوق بشر يا حقوق مؤمنان». 
48. ر. ک: على شريعتى، «انسان و اسلام»، ص 100 تا 105. 
49. ر. ک: مهدى ابوسعيدى، «حقوق بشر و سير تکامل آن در غرب». 
50. ر. ک: عبدالله جوادى آملى، «فلسفه حقوق بشر». 
51. حاتم قادرى، سخنرانى در نشست دفتر تحکيم وحدت، مهر 82 به نقل از عمادالدين باقى، «حقوق بشر يا حقوق مؤمنان». 
52. ر. ک: عبدالکريم سروش، «سکولاريسم»، ماهنامه کيان. 
53. مصطفى ملکيان، «اقتراح»، نشريه نقد و نظر از سايت اينترنتى بلاغ. 
54. ر. ک: همان. 
55. عمادالدين باقى، «حقوق بشر يا حقوق مؤمنان». 
56. حسينعلى منتظرى، «ديدگاه ها»، ص 476 و 98. 
57. ر. ک: محمدتقى فاضل ميبدى، «انديشه دينى و حقوق طبيعى»، نشريه آفتاب. 
58. همان. (اين مطلب از قول علامه طباطبايى نقل شده است). 
59. ر. ک: محمد على تسخيرى، «حقوق بشر از ديدگاه اسلام»، ص 77 ـ 101 و محسن کديور «آزادى عقيده و مذهب در اسلام» نشريه آفتاب و همچنين محسن کديور، «حقوق بشر و روشنفکرى دينى» نشريه آفتاب. 
60. ر. ک: سيد صادق حقيقت، «مبانى حقوق بشر»، ص 386 ـ 397 و نيز اميرهوشنگ افتخارى راد، «پست مدرنيسم و حقوق بشر»، خلاصه مقالات برگزيده کنگره حقوق بشر. 

(منابع و مآخذ)

کتاب
1 ـ «قرآن کريم». 
2 ـ «اعلاميه جهانى حقوق بشر»، مترجم رضا رضايى، نشر کوچک، چاپ سوم 81. 
3 ـ «انديشه هاى بنيادى در جامعه شناسى»، پيتر کيويستو، ترجمه منوچهر صبورى، نشر نى، چاپ دوم 80. 
4 ـ «انسان و اسلام»، على شريعتى، انجمن اسلامى دانشجويان دانشکده نفت آبادان، چاپ اول. 
5 ـ «جامعه مدنى»، محمد هادى معرفت، انتشارات تمهيد، چاپ دوم 80. 
6 ـ «حقوق بشر از ديدگاه اسلام»، انتشارات الهدى، چاپ اول 80. (مقالات محمد على تسخيرى، محمد جواد حجتى کرمانى، سعيده لطفيان، سيد مصطفى محقق داماد، احمد نقيب زاده و محسن کديور). 
7 ـ «حقوق بشر و سير تکامل آن در غرب»، مهدى ابوسعيدى، نشر مؤلف، چاپ اول، 43. 
8 ـ «حقوق و جامعه شناسى»، جرج گوروويچ و ديگران، ترجمه مصطفى رحيمى، انتشارات سروش، چاپ دوم 71. 
9 ـ «خشونت، حقوق بشر و جامعه مدنى»، محمدرضا نيکفر، انتشارات طرح نو، چاپ اول 78. 
10 ـ «خلاصه مقالات کنگره حقوق بشر»، مجتمع فرهنگى آيت الله طالقانى، آذر 81. (مقالات افتخارى راد و محمد على ايازى). 
11 ـ «دانشنامه سياسى»، داريوش آشورى، انتشارات مرواريد، چاپ ششم 80. 
12 ـ «درآمدى بر جامعه شناسى تجدد»، حسين بشيريه، کتاب نقد و نظر، چاپ اول 79. 
13 ـ «ديدگاه ها»، حسينعلى منتظرى، انتشارات دفتر آيت الله منتظرى، چاپ دوم 81. 
14 ـ «ريشه ها و نشانه هاى سکولاريسم»، على ربانى گلپايگانى، مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ دوم 81. 
15 ـ «سنت و سکولاريسم»، جمعى از نويسندگان، مؤسسه معرفت و پژوهش، چاپ اول 81. (مقالات عبدالکريم سروش ومحمدمجتهد شبسترى). 
16 ـ «علوم اجتماعى و سير تکوينى آن»، احسان نراقى، انتشارات نيکان، چاپ سوم 63. 
17 ـ «فلسفه حقوق بشر»، عبدالله جوادى آملى، مرکز نشر اسراء، چاپ دوم 77. 
18 ـ «مبانى حقوق بشر»، سيد صادق حقيقت و سيد على ميرموسوى، مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ اول 81. 
19 ـ «مراحل اساسى سيرانديشه در جامعه شناسى»، ريمون آرون، ترجمه باقر پرهام، نشر علمىوفرهنگى، چاپ پنجم 81. 
20 ـ «نظريه جامعه شناسى در دوران معاصر»، جورج ريتزر، ترجمه محسن ثلاثى، انتشارات علمى، چاپ ششم 81. 

نشريات
1 ـ «آزادى بيان»، عبدالکريم سروش، نشريه آفتاب، شماره 24، فروردين 82. 
2 ـ «آزادى عقيده و مذهب در اسلام»، محسن کديور، نشريه آفتاب، شماره 23، اسفند 81. 
3 ـ «اقتراح»، مصطفى ملکيان، نشريه نقد و نظر، شماره 19. (سايت اينترنتى بلاغ). 
4 ـ «انديشه دينى و حقوق طبيعى»، محمدتقى فاضل ميبدى، نشريه آفتاب، شماره 29، مهر 82. 
5 ـ «انسان، اديان، ارتداد»، محمدتقى فاضل ميبدى، نشريه آفتاب، شماره 23، اسفند 81. 
6 ـ «پيشينه حقوق بشر»، حسين سليمى، روزنامه همشهرى، 19 فروردين 82 از سايت اينترنتى همشهرى. 
7 ـ «حقوق بشر، از رؤيا تا عمل»، احسان نراقى، نشريه آفتاب، شماره 27، تير 82. 
8 ـ «حقوق بشر يا حقوق مؤمنان»، عمادالدين باقى، روزنامه شرق، شماره 79، 11 آذر 82. 
9 ـ «حقوق بشر و روشنفکرى دينى»، محسن کديور، نشريه آفتاب، شماره 27 و 28، تير، مرداد و شهريور82. 
10 ـ «حقوق، حق و اقسام حق»، محمد مهدى کريمى نيا، نشريه معرفت، سال دوازدهم، شماره 7، مهر 82. 
11 ـ «حق و تکليف در عصر قديم و جديد»، محمد راسخ، نشريه گزارش گفتگو، شماره 3، آبان 81. 
12 ـ «دوره عمومى حقوق بشر»، جزوات کرسى حقوق بشر دانشگاه شهيد بهشتى، آذر 81. 
13 ـ «ضرورت رويکردنظرى به نظام بين المللى حقوق بشر»، سخنرانى محمدراسخ، مرکز مطالعات حقوق بشر، آذر 81. 
14 ـ «مدرنيته و استقرار نظام هاى حقوقى پدرسالار»، سيد عباس پورهاشمى، نشريه پگاه حوزه، شماره 79 (سايت بلاغ). 

سايت اينترنتى
1 ـ سايت اينترنتى محسن کديور، www. kadivar. com
2 ـ سايت اينترنتى باشگاه انديشه، فؤاد دانشور، «حقوق بشر، درون دينى يا برون دينى»، www. bashgah. com
3 ـ سايت اينترنتى بلاغ، محمد مهدى کريمى نيا، «ماهيت حقوقى و انسانى ارتداد»، www. balagh. net
4 ـ سايت اينترنتى پورهمرنگ، «مقدمه اى بر تحليل نهادين مدرنيته»، www. pourhamrang. com
5 ـ سايت اينترنتى تهرانشهر، گفتگو با اردشير اميرارجمند، www. tehranshahr. com
6 ـ سايت اينترنتى ميهن، ناصر کاخساز، «پيش درآمدى برچالش سنت و مدرنيته در ايران»، www. mihan. ne



نويسنده: سيدعلي ناظم زاده





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان