بسم الله
 
EN

بازدیدها: 438

اخلاق در قرآن-قسمت چهل و چهارم

  1392/11/8
خلاصه: اخلاق در قرآن (جلد 1: اصول مسائل اخلاقي)-قسمت چهل و چهارم
قسمت قبلي


8- مراتب توبه

علماي اخلاق براي توبه و توبه کاران درجات و مراتب مختلفي ذکر کرده اند.
از يک نظر توبه کاران را مي توان به چهار گروه تقسيم کرد:
گروه اول کساني هستند که از گناهان خويش توبه مي کنند ولي بعد از مدتي توبه را مي شکنند و به گناه باز مي گردند بي آن که تاسف و ندامتي از کار خويش داشته باشند، اينها در واقع در مرحله نفس اماره قرار دارند و عاقبت و سرانجام آنها کاملا مبهم و پر مخاطره است، چرا که ممکن است يکي از مراحل توبه و بازگشت به سوي خدا مقارن با پايان عمر آنها باشد و به اصطلاح عاقبت آنها به خير شود، ولي اي بسا پايان عمر آنها با يکي از زمانهاي توبه شکني همراه گردد، و پاياني اسف انگيز و عاقبتي دردناک داشته باشند، و به اصطلاح عاقبت به شر» از دنيا بروند.
گروه دوم کسان هستند که از گناهان خود توبه مي کنند، و راه طاعت و بندگي حق را ادامه مي دهند، ولي گاه شهوات در مورد بعضي از گناهان بر آنها غالب مي شود و توبه را مي شکنند چون هنوز توان کافي در برابر شهوات پيدا نکرده اند؛ ولي با اين حال، از توبه شکني نادم و پشيمانند و پيوسته به خود مي گويند اي کاش چنين گناهي را نکرده بوديم، و انشاءالله بزودي توبه خواهيم کرد.
اين گونه افراد هم در واقع در مرحله نفس اماره اند ولي اميد نجاتشان زيادتر است.
گروه سوم توبه کاراني هستند که بعد از توبه از گناهان بزرگ پرهيز مي کنند، و نسبت به اصول طاعات پايبندند، ولي گاه گرفتار بعضي از گناهان مي شوند، بي آن که بطور عمدقصد توبه شکني داشته باشند، اما بلافاصله پشيمان شده و به سرزنش نفس خويشتن مي پردازند و عزم خويش را بر توبه جزم مي کنند، وسعي دارند از اسباب گناه فاصله بگيرند.
اين گروه در مرحله عالي از نفس لوامه قرار دارند و به سوي نفس مطمئنه نزديک مي شوند و اميد نجات براي آنها بسيار زياد است.
گروه چهارم توبه کاراني هستند که بعد از توبه با اراده اي محکم و آهنين راه اطاعت و بندگي خدا را پيش مي گيرند و پا برجا مي مانند.
درست است که معصوم نيستند و گاه فکر گناه و لغزشها ممکن است در آنها پيدا شود ولي از آلودگي به گناه در عمل پرهيز دارند، چرا که نيروي عقل و ايمان در آنها به قدري زياد است که بر هواي نفس چيره شده و آن را مهار زده است.
اين گروه صاحبان نفس مطمئنه اند که در سوره فجر، آيه 27 تا 30، مخاطب به خطاب والا و پر افتخاري هستند که: «يا ايتها النفس المطمئنة ارجعي الي ربک راضية مرضية؛ تو اي روح آرام يافته! به سوي پروردگارت باز گرد در حالي که هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است. »
سپس لباس افتخار: «فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي؛ سپس در سلک بندگانم درآي و در بهشتم داخل شو. » در بر مي کنند.
از سوي ديگر، توبه نيز مراتب و مراحل دارد.
مرحله اول: توبه از کفر به ايمان.
مرحله دوم: توبه از ايمان تقليدي يا ايمان سست به ايمان تحقيقي و محکم.
مرحله سوم: توبه از گناهان کبيره و خطرناک.
مرحله چهارم: توبه از گناهان صغيره.
مرحله پنجم: توبه از فکر گناه هر چند آلوده به گناه نشود.
هر گروهي از بندگان خدا توبه اي دارند، توبه انبياء از اضطرابات دروني (و لحظه اي عدم توجه در درون به خدا) است.
و توبه برگزيدگان از نفسي است که به غير ياد او مي کشند. (41)
و توبه اولياء الله از امور نامناسبي است که به فکر آنها مي گذرد.
و توبه خواص از اشتغال به غير خداست.
و توبه عوام از گناهان است و هر کدام از آنها داراي نوعي معرفت و آگاهي در آغاز و انجام توبه است. (42)

9- آثار و برکات توبه

توبه هرگاه حقيقي و واقعي باشد، و از اعماق جان برخيزد و جامع شرايط باشد، به يقين مقبول درگاه خدا مي شود، و آثار و برکاتش نمايان مي گردد.
شخص توبه کار پيوسته در فکر جبران گذشته است، و از آنچه از نافرماني ها و عصيان از او سر زده نادم و پشيمان است.
توبه کاران واقعي، خود را از مجالس گناه دور مي دارند واز عواملي که گناه را وسوسه و تداعي مي کند، بر حذر مي باشند .
توبه کاران خود را در پيشگاه خدا شرمنده مي بينند، و همواره درصدد کسب رضاي اوهستند.
با اين علائمي که گفته شد توبه کنندگان حقيقي را از تظاهرکنندگان به توبه بخوبي مي توان شناخت.
بعضي از مفسران در تفسير آيه شريفه «يا ايها الذين آمنوا توبوا الي الله توبة نصوحا؛ اي کساني که ايمان آورده ايد به سوي خدا توبه کنيد، توبه خالص» (سوره تحريم، آيه 8) در توضيح معني «نصوح» چنين گفته اند: مراد از توبه نصوح، توبه اي است که مردم را نصيحت مي کند که مانند آن را به جا بياورند، چرا که آثار آن در توبه کار ظاهر شده، يا شخص توبه کار را نصيحت مي کند که گناهان را ريشه کن کند، و هرگز به سوي آن باز نگردد. و بعضي آن را به توبه خالص تفسير کرده، در حالي که بعضي ديگر نصوح را از ماده نصاحت به معني دو زندگي گرفته اند، چرا که رشته هاي دين و ايمان را که گناه پاره کرده بود، بار ديگر به هم مي دوزد يا توبه کار را که از اولياء الله جدا ساخته بود، به جمع آنها باز مي گرداند. (43)
برکات و منافع توبه بسيار فراوان است که در آيات و روايات بطور گسترده به آنها اشاره شده است.
از جمله امور زير است:
1- گناهان را محو و نابود مي کند همان گونه که در ذيل آيه يا ايها الذين آمنوا توبوا الي الله توبة نصوحا آمده است: «عسي ربکم ان يکفر عنکم سيئاتکم؛ اميد است (با اين کار) پروردگارتان گناهانتان را بپوشاند. » (سوره تحريم، آيه 8)
2- برکات زمين و آسمان را بر توبه کاران نازل مي کند، چنان که در آيات 10 و 11 و 12 سوره نوح آمده است: «فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا- يرسل السماء عليکم مدرارا- و يمددکم باموال و بنين و يجعل لکم جنات و يجعل لکم انهارا؛ به آنها (قوم نوح) گفتم از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد که او بسيار آمرزنده است تا بارانهاي پر برکت آسمان را پي در پي بر شما بفرستد، و اموال و فرزندانتان را فزوني بخشد، و باغهاي سرسبز و نهرهاي جاري در اختيارتان قرار دهد. »
3- نه تنها گناه را مي پوشاند و از بين مي برد، بلکه آن را مبدل به حسنه مي کند، همان گونه که در آيه 70 سوره فرقان آمده است که مي فرمايد: «الا من تاب و آمن و عمل عملا صالحا فاولئک يبدل الله سيئاتهم حسنات؛ مگر کساني که توبه کنند، و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدل مي کند. »
4- هرگاه توبه کاملا خالص باشد، خداوند آنچنان آثار گناه را مي پوشاند که در حديث آمده حتي فرشتگاني را که مامور ثبت اعمال او هستند به فراموشي وا مي دارد و به اعضاء پيکر او که مامور گواهي بر اعمال وي در قيامتند دستور مي دهد که گناهان او را، مستور دارند، و به زمين که گناه بر آن کرده و گواه بر عمل او در قيامت است نيز فرمان مي دهد که آن را کتمان کند به گونه اي که روز قيامت هنگامي که در صحنه رستاخيز حضور مي يابد، هيچ کس و هيچ چيز برضد او گواهي نخواهد داد. متن حديث چنين است:
امام صادق عليه السلام فرمود:
«اذا تاب العبد توبة نصوحا احبه الله و ستر عليه في الدنيا و الآخرة فقلت و کيف يستر عليه؟ قال ينسي ملکيه ما کتبا عليه من الذنوب و يوحي الي جوارحه اکتمي عليه ذنوبه، ويوحي الي بقاع الارض اکتمي ما کان يعمل عليک من الذنوب فيلقي الله حين يلقاه وليس شي ء يشهد عليه بشي ء من الذنوب. » (44)
5- توبه کار حقيقي چنان مورد عنايت و محبت پروردگار قرار مي گيرد که حاملان عرش الهي نيز براي او استغفار مي کنند، و تقاضاي ورود او و خانواده اش را در بهشت برين و جنات عدن مي نمايند.
درحديثي مي خوانيم که: «ان الله عزوجل اعطي التائبين ثلاث خصال، لواعطي خصلة منها جميع اهل السماوات و الارض لنجوا بها؛ خداوند به توبه کنندگان (واقعي) سه فضيلت داده است که هرگاه يکي از آنها را به جميع اهل آسمانها و زمين بدهد، مايه نجات آنها است. »
سپس به آيه شريفه «ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين؛ خداوند توبه کاران و پاکيزگان را دوست دارد! » (45)اشاره کرده مي فرمايد: «فمن احبه الله لم يعذبه؛ هرکس خداوند او را دوست دارد، او را عذاب نخواهد کرد. »
بعد به آيه شريفه «الذين يحملون العرش ومن حوله يسبحون بحمد ربهم و يؤمنون به و يستغفرون للذين آمنوا ربنا وسعت کل شي ء رحمة و علما فاغفر للذين تابوا و اتبعوا سبيلک و قهم عذاب الجحيم- ربنا و ادخلهم جنات عدن التي وعدتهم و من صلح من آبائهم وازواجهم و ذرياتهم انک انت العزيز الحکيم - و قهم السيئات و من تق السيئات يومئذ فقد رحمته و ذلک هو الفوز العظيم؛ فرشتگان که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن (طواف مي کنند) تسبيح و حمد پروردگارشان را مي گويند، و به او ايمان دارند، و براي مؤمنان استغفار مي کنند (و مي گويند) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته است؛ پس کساني را که توبه کرده و راه تو را پيروي مي کنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار- پروردگارا! آنها را در باغهاي جاويدان بهشت که به آنها وعده فرموده اي وارد کن، همچنين از پدران و همسران و فرزندانشان، هرکدام صالح بودند، که تو توانا و حکيمي! - و آنان را از بديها نگاه دار، و هرکس را در آن روز از بديها نگاه داري، مشمول رحمتت ساخته اي و اين است همان رستگاري عظيم! (46)»(47)
به اين ترتيب مي رسيم به پايان بحث درباره نخستين گام به سوي تهذيب اخلاق؛ يعني گام توبه، هرچند مطالب فراوان ديگري در اين زمينه وجود دارد که در خور بحث جداگانه و مستقلي درباره توبه است.
آري! تا آئينه قلب از زنگار گناه پاک نشود و روح و جان انسان با آب توبه شستشو نگردد و نور توبه ظلمت و تاريکي گناه را از درون قلب بيرون نکند، پيمودن راه تهذيب اخلاق و سير سلوک الي الله و رسيدن به جوار قرب پروردگار و غرق شدن در نور هدايت و جذبه هاي وصف ناپذير عرفاني، غير ممکن است.
اين نخستين منزلگاه است، منزلگاهي که از همه سرنوشت سازتر و مهمتر است و جز با نيروي اراده و عزم راسخ و استمداد از الطاف الهي، گذشت از آن ممکن نيست.

--------------------------------
41- مرحوم علامه مجلسي تنفس را در اينجا به همين معني که ذکر شد تفسير کرده ولي در بعضي از منابع لغت آمده است که تنفس گاه به معني سخنهاي طولاني گفتن مي آيد.
42- بحارالانوار، جلد6، صفحه 31.
43- بحارالانوار، جلد6، صفحه 17.
44- اصول کافي، جلد 2، صفحه 430 (باب التوبه، حديث 1) .
45- سوره بقره، آيه 222 .
46- سوره مؤمن (غافر) ، آيات 7 تا9.
47- اصول کافي، جلد 2، صفحه 432.



نويسنده: ناصر مکارم شيرازي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان