بسم الله
 
EN

بازدیدها: 502

اگر قرباني تجاوز جنسي هستيد بخوانيد

  1392/11/7
خلاصه: مي گويند دردي که آن روز در دل‌تان نشسته، تا آخرين روز زندگي‌تان آرام نمي‌شود و تجاوز را دردناک‌ترين تجربه‌اي مي‌دانند که مي‌تواند گريبان يک نفر را بگيرد. اگر شما قرباني آزاري در دوران کودکي يا بزرگسالي‌تان شده‌ايد، خواندن اين صفحه را به شما پيشنهاد مي‌کنيم.
به گزارش مجله سيب سبز ؛ در اين چند خط، نه مي‌خواهيم شما را به قوي تر بودن و فراموش کردن مجبور کنيم و نه مي‌خواهيم بگوييم که فقط انتقام شما را آرام مي‌کند. اين بار مي‌خواهيم به شمايي که تصوير دلخراش يک آزار را در ذهن خود قاب کرده‌ايد، بگوييم که اگر در تمام روزهاي گذشته با خشم و ترس و اضطراب زندگي کرده‌ايد حق با شماست و اين اميد را پيش چشم‌تان بياوريم که اگر چند قدم به جلو برداريد و از اطرافيان‌تان و روانشناسان کمک بگيريد، مي‌توانيد روزهاي آرام تري را تجربه کنيد.

مشکل شما اصلا کوچک نيست


نمي‌خواهيم با توصيه‌هاي بي‌مورد، شما را آزرده‌تر کنيم. اگر بعد از اين اتفاق، با هجوم خشم، اضطراب، ترس يا عصبانيت روبه‌رو شده ايد، خود را سرزنش نکنيد. اتفاقي که براي شما افتاده است، دشوارتر از آن است که با چند توصيه ساده از پس برطرف کردنش بربياييد. ميزان زمان و تلاشي که براي رها شدن از اين احساسات به آن نياز داريد، با توجه به سن شما در زماني که اين اتفاق رخ داده و ميزان و شدت آن متفاوت است.

اگر شما پيش از اين رخداد، با مشکلات و اختلالات رواني ديگري هم روبه‌رو بوده‌ايد و درگير احساس افسردگي، اضطراب، ناتواني در مديريت هيجان‌ها و اختلالات ديگر رواني بوده‌ايد، طبيعي است که به زمان طولاني‌تري براي مرمت روان خود نياز داشته باشيد. از طرف ديگر، نوع برخوردي که در اين اتفاق با شما شده است هم مي‌تواند مسيرتان را براي رسيدن به آرامش، کوتاه‌تر يا بسيار طولاني تر کند. پس خود را با ديگران مقايسه نکنيد و به جاي تخريب بيشتر خود و غرق شدن در احساس ناتواني، با شيوه و زمانبندي خودتان از اين بحران بيرون بياييد.

مراقب باشيد!


والدين در سال‌هاي کودکي، بيشتر از هر زماني بايد مراقب فرزندشان باشند، چراکه کودک آگاهي لازم و يا توانايي مراقبت از خود را ندارد. اما شمايي که روزهاي کودکي را پشت سر گذاشته‌ايد، حالا مسئوليت مراقب از خود را خودتان به عهده داريد. پس مراقب مکان هايي که به آن قدم مي‌گذاريد و آدم‌هايي که با آنها روبه‌رو مي‌شويد باشيد. نمي‌خواهيم شما را از قدم برداشتن در شهر بترسانيم و تنها به شما يادآوري مي‌کنيم که احتياط نه نشانه کوته فکري شماست و نه شما را يک فرد ترسو جلوه مي‌دهد. يادتان باشد که در صورت بروز چنين اتفاقي، تا پايان عمر نمي‌توانيد اثراتش را از روان خود پاک کنيد، پس از تجربه‌هاي ديگران درس بگيريد و صفحات حوادث روزنامه‌ها را به چشم داستان‌هاي هيجان انگيز نگاه نکنيد، چراکه هيچ کدام از قربانيان تجاوز، گمان نمي‌کردند روزي در اين شرايط گرفتار شوند.

به کسي که درک‌تان مي‌‌کند بگوييد


شما در اين بحران، تنها احساساتي که مربوط به بدن و روان خود داريد را تجربه نمي‌کنيد، بلکه احتمال اينکه نگراني از قضاوت و واکنش ديگران شرايط را براي شما سخت تر کند هم کم نيست. گرچه بهترين گزينه براي کاهش فشار و دريافت کمک از ديگران، مطرح کردن اين موضوع با والدين يا يکي از اعضاي مورد اعتماد خانواده است، اما با اين وجود، نمي‌توانيم شما را به مطرح کردن اين اتفاق مجبور کنيم. پس قبل از به اشتراک گذاشتن رنج‌تان با ديگران، شرايط‌تان را يک‌بارديگر مرور کنيد. اگر احساس مي‌کنيد گفتن موضوع به يکي از اعضاي خانواده، به ويژه والدين، بار شما را سبک‌تر مي‌کند، اتفاقي که افتاده را با او در ميان بگذاريد، در غير اين صورت، گفتن موضوع براي يک روانشناس را امتحان کنيد و در کنار آرام‌تر شدن به‌دليل به اشتراک گذاشتن غم‌هاي‌تان، از او براي احياي روان خود کمک بگيريد.

مي‌توانيد اين راز را نگه داريد


تسليم بايدها نشويد. در رابطه شما با همسر آينده‌تان، تشخيص شما مهم‌ترين دليل بيان کردن يا نکردن اين موضوع است و هيچ بايدي نمي‌تواند شما را به بيان کردن يا پنهان کردن آنچه اتفاق افتاده مجبور کند. به ياد داشته باشيد که اين يک تصميم کاملا شخصي است و نمي‌توانيد با استفاده از تجربه‌هاي ديگران، از راه‌هايي که آنها رفته‌اند استفاده کنيد. اگر احساس مي‌کنيد خواستگار شما توان پذيرش اين موضوع را دارد و با دانستن آن، مي‌تواند به شما براي آرام تر شدن کمک کند، پس وقت آن رسيده که او را از اين موضوع آگاه کنيد. اما اگر گمان مي‌کنيد گفتن اين راز، فرصت ازدواج با کسي که دوستش داريد را از شما مي‌گيرد، نمي‌توانيد خود را براي بيان کردنش مجبور کنيد. شما تنها کسي هستيد که صلاحيت تصميم‌گيري در اين مورد را داردو در عين حال، بايد مسئوليت آنچه که بيان مي‌کنيد را هم بپذيريد.

گفتن اين راز با عواقبي همراه است که با توجه به موقعيت و فردي که با او روبه‌رو هستيد، مي‌تواند مثبت يا منفي باشد، پس اگر با شجاعت براي مطرح کردنش قدم برمي‌داريد، انتظار دريافت بازخوردي که گاه مثبت است و گاه منفي را هم داشته باشيد. از طرف ديگر، گمان نکنيد که موظف به بيان اين اتفاق هستيد. اينکه اين حادثه چقدر در زندگي امروز شما تاثير گذاشته هم مي‌تواند يکي از دلايل بيان آن باشد. اگر شما تازه اين اتفاق را تجربه کرده‌ايد و با مشکلات جدي و لزوم درمان طولاني مدت روبه‌رو هستيد، پنهان کردن آن از شريک زندگي‌تان عاقلانه به نظر نمي‌رسد، اما اگر آنچه اتفاق افتاده مربوط به سال‌ها قبل است و اثر چنداني از اين اتفاق در زندگي شما باقي نمانده، لزوم کمتري به افشاي آن وجود دارد.

حتما  از يک متخصص کمک بگيريد


تجاوز در هر حالتي يکي از شديد ترين اتفاقاتي است که مي‌تواند براي انسان اتفاق بيفتد. اتفاقي که از نظر روانشناسان به اندازه سيل، زلزله، مرگ عزيزان و سخت ترين حادثه‌هاي زندگي بر روان فرد اثر مي‌گذارد. طبيعي است که قرباني اين حادثه، دچار اختلال اضطراب پس از سانحه شود و براي رها شدن از آسيب ها به کمک اطرافيان و متخصصان نياز داشته باشد. اگر شما هم يکي از قربانيان اين اتفاق باشيد، بعيد نيست که با ديدن هر ماجرايي که شما را به ياد آن روز، آن لحظه و آن فرد بيندازد، دچار اضطراب، خشم، ترس و اندوه شديد شويد و اين موضوع ممکن است تا سال‌ها ادامه پيدا کند و حتي بدون دارو درماني و روان درماني از زندگي شما بيرون نرود. پس اگر دچار احساس انتقام شده ايد، بدانيد که حسي طبيعي را تجربه مي‌کنيد و در صورتي که در کنترل آن ناتوان هستيد، بايد از يک مختصص کمک بگيريد. قبل از دريافت کمک‌هاي حرفه‌اي، براي کنترل واکنش‌هاي خود تلاش کنيد و با رساندن آسيب‌هاي غير جبران به خود يا ديگران، کلافي که در آن گرفتار شده‌ايد را پيچيده‌تر نکنيد.

انتقام يک مسکن موضعي است


شايد در آغاز گرفتن تصميم منطقي و نشان دادن واکنش درست براي‌تان دشوار باشد، اما به ياد داشته باشيد که تسويه حساب فردي کمکي به بيرون آمدن شما از اين بحران نمي‌کند، چراکه خاطره تلخ آن روز در ذهن شما ماندگار شده و حتي در صورت تسويه حساب با فرد مورد نظر، محو نمي‌شود. انتقام گرفتن تنها تسکيني موقت بر درد شماست اما اين شيوه آرام کردن خود، مي‌تواند عواقبي را به همراه بياورد و مشکل شما را دوچندان کند.  خانواده افرادي که قرباني تجاوز شده‌اند، هنگام شنيدن صحبت‌هاي آنها بايد پذيرنده و حمايتگر باشند و در عين حال هيچ عکس‌العملي را نشان ندهند. از طرف ديگر، آنها قبل از هر اقدامي بايد مطمئن شوند که اين حرف فرزندشان واقعيت دارد، چراکه در بسياري موارد و به ويژه در 8-7 سالگي تخيل يا انگيزه‌هاي ديگر، باعث مطرح شدن ادعايي نادرست در اين زمينه مي‌شود.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان