بسم الله
 
EN

بازدیدها: 439

وجوب قتل مرتد- قسمت سوم

  1392/11/4
قسمت قبلي

استتابه مرتد ملي

در بحث حکم مرتد فطري گفته شد پذيرفته شدن توبه مرتد ملي مورد اتفاق هم? فقهاي شيعه است و روايات معتبري بر اين حکم دلالت دارد.
استتابه مرتد ملي واجب است. در مسالک گفته است:
و استتابة المرتدّ عن ملّة واجبة عند الأصحاب، للأمر بها في الأخبار و لأنه كان متحرّما بالإسلام، و ربما عرضت له شبهة، فيسعى في إزالتها.
در روايات متعدد آمده است که مرتد استتابه مي شود و پس از آن در صورت عدم توبه کشته مي شود. جمل? يستتاب در اين روايات بر لزوم اين امر دلالت دارد. در مقابل از بعضي عامه نقل شده که استتابه مرتد مستحب است.

نظريه درباره تعريف استتابه و مدت آن

ممکن است گفته شود استتابه به معني اين که حاکم مرتد را احضار کند و به او امر کند که توبه کند موضوعيت ندارد بلکه طريقي است براي باز کردن راه برگشت براي وي و فراهم کردن شرايط رجوع وي به اسلام از اين رو از ادله وجوب استتابه بر حاکم مي توان استفاده کرد که علاوه بر طلب توبه مرتد وي بايد هرکار ديگري که ممکن است براي رجوع وي موثر واقع شود انجام دهد که از جمله حل شبهات فکري و يا مشکلات روحي و رواني وي است.
در اين صورت زمان سه روز هم موضوعيت ندارد هر چند بايد به عنوان حداقل حفظ شود و يا اگر راه ديگري باز نيست به همان سه روز اکتفا شود.

مهلت توبه مرتد ملي

آيا اجراي حد مرتد بايد بلافاصله پس از استتابه و عدم قبول مرتد انجام شود يا بايد به مرتد فرصت زماني بيشتري داده شود؟
1. آيا يک بار استتابه مرتد کافي است و يا دفعات بيشتري لازم است؟
در خبر موثق صدوق ره در فقيه از يکي از اصحاب امير المومنين نقل کرده است که وي از سوي حضرت مامور شد و به سوي نصرانيان مسلمان شده اي که به نصرانيت بازگشته بودند رفت و سه بار آنها را به توبه دعوت کرد و پس از شنيدن جواب منفي همگي آنها را کشت.ج10ص138
اين روايت که قضيه في واقعه است نمي تواند حکم کلي وجوب را در همه موارد ثابت کند ولي بر اساس اصل احتياط در حدود و دماء استتابه سه بار احوط است و بايد به آن شيوه عمل کرد. ولي مي توان گفت تکرار سه بار نمي تواند موضوعيت داشته باشد و در صورتي که حاکم اسلامي بر اساس نشانه هايي تکرار بيش تر را براي جلب مرتدين به اسلام موثر ببيند انجام آن بر وي واجب خواهد بود.
از آنجا که در داستان بالا نشاني از مهلت سه روزه نيست مي تواند بر عدم وجوب سه روز فرصت دلالت کند و اين احتمال که سه بار دعوت به توبه در سه روز انجام شده هيچ شاهدي ندارد و بلکه اقامت يک گروه مسلح در ميان قبايل دشمن به مدت سه روز بسيار بعيد است.
بلي، از اين روايت تنها عدم وجوب مهلت سه روزه قابل استفاده است و بر عدم جواز آن دلالت ندارد. و مي توان در دلالت آن بر عدم وجوب مهلت سه روزه هم مناقشه کرد. زيرا اين داستان قضيه في واقعه است و ممکن است شرايط خطرناک منطقه توقف سه روز را غير ممکن کرده بوده و امام ع دستوري خاص را به آنان داده است.
اما مي توان به رواياتي که در آنها به قتل مرتد امر شده براي اجراي فوري حکم استناد کرد.
در مقابل ، دو روايت در مورد دادن سه روز فرصت به مرتد وارد شده است:
خبر اول، در روايتي که کليني و طوسي رهما نقل کرده اند چنين آمده است :
وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع الْمُرْتَدُّ«4» تُعْزَلُ عَنْهُ امْرَأَتُهُ وَ لَا تُؤْكَلُ ذَبِيحَتُهُ- وَ يُسْتَتَابُ (ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَإِنْ تَابَ) «5» وَ إِلَّا قُتِلَ يَوْمَ الرَّابِعِ.
خبر دوم، در خبر ضعيف السند کشي هم آمده است که علي ع ابن سبا را که مدعي الوهيت حضرت علي ع شده بود سه روز توبه داد و پس از آن دستور قتلش را داد.
خبر اول که سه روز را مقرر کرده داراي ضعف سند است.
خبر دوم که عمل حضرت را نقل مي کند بر وجوب فرصت سه روزه را اثبات نمي کند چون ممکن است اعطاي اين فرصت عملي مستحب باشد نه واجب. مشکل ديگر در اين خبر ضعف سند آن است.
و أمّا تحديد زمان الاستتابة بثلاثة أيّام فتدلّ عليه معتبرة السكوني، عن جعفر بن محمّد، عن أبيه، عن آبائه (عليهم السلام): «المرتدّ عن الإسلام تعزل عنه امرأته و لا تؤكل ذبيحته، و يستتاب ثلاثة أيّام، فإن تاب و إلّا قتل يوم الرابع إذا كان صحيح العقل» «2مباني تکمله المنهاج».
پس با توجه به ناکافي بودن ادله وجوب امهال سه روز نمي توان به وجوب فرصت سه روزه حکم کرد ولي همان گونه که برخي از فقها مانند شيخ طوسي گفته اند مهلت سه روزه مطابق با احتياط بوده و بر اساس لزوم احتياط در باب حدود بايد به آن عمل کرد شايد در فرصت سه روز تنبهي براي مرتد حاصل شود.
اما آيا مي توان گفت مهلت سه روزه که در اين روايات آمده موضوعيت ندارد و ملاک اعطاي فرصتي براي تامل و تنبه مرتد است و از اين رو اگر حاکم اسلامي نشان هايي در مرتد براي تنبه مشاهده کرد بايد از اجراي حکم دست نگاه دارد؟
يک راه براي تاييد اين راي توقف اجراي حدود به مجرد شبهه است.
راه ديگر استناد به فرمود? پيامبر اکرم ص به علي ع است که لئن يهدي الله بک رجلا خير لک مما طلعت عليه الشمس. بر اساس اين گفته اگر در موردي در تاخير اجراي حکم هيچ مفسده اي وجود ندارد و اميد تنبه در مرتد وجود داشته باشد اميد به هدايت انساني به راه راست و نجات او از ضلالت تاخير در اجراي حکم را راجح بلکه متعين مي سازد خصوصا اين که دليلي خاص که اجراي حد را فوري دانسته باشد وارد نشده است.
به بيان ديگر اين که نجات انسان ها از کفر و شرک اولويت اول در کار انبيا و شريعت است تا آنجا که خداي متعال به پيامبر اکرم ص مي فرمايد و لعلک باخع نفسک الا يکونوا مومنين اصل حاکم است. مطابق اين اصل تا راهي براي هدايت و استتابه است بايد آن را انتخاب کرد.
از نظر صناعي هم بايد گفت روايت سکوني که سه بار استتابه مي شود و بار چهارم کشته مي شود با اين اصل تقييد مي شود به صورتي که اميد بازگشت وي نباشد و صورت احتمال بازگشت از اين حکم خارج مي شود و حاکم بايد همه تلاش خود را با وجود اميد اصلاح براي بازگشت وي بکار بندد.
اين نکته که در داستان معقل سه بار استتابه نقل شده و در رواياتي فقط به استتابه اکتفا شده و در رواياتي سه روز فرصت مطرح شده است نيز مي تواند شاهدي بر عدم تاکيد شارع مقدس بر يک شيو? خاص باشد.

حل شبهه مرتد ملي

آيا مسلمان ملي که بخاطر شبهه مرتد شده استتابه مي شود و با عدم توبه کشته مي شود و يا اين که اگر تقاضاي مهلت براي رفع شبهه اش کرد به وي فرصت داده مي شود؟
علامه در قواعد نظر دوم را انتخاب کرده و گفته است اگر مرتد مدعي شود که علت ارتداد او شبهه علمي و عقيدتي بوده است و تقاضا کند که شبهه و اشکال مرا حل کنيد تا از ارتداد بازگردم بايد به او اين فرصت داده شود. اين نظر مورد بحث فقيهان بعدي واقع شده؛ برخي نظر علامه را با اين استدلال که طلب توبه و بازگشت به عقيده اسلامي از کسي که داراي شبه است تکليف به مالايطاق است و عقلا صحيح نيست پذيرفته اند.
صاحب جواهر مي گويد اين استدلال وقتي صحيح است که ما از مرتد بازگشت به اعتقاد ديني را بخواهيم؛ در حالي که آن چه بر مرتد واجب است اظهار توبه ظاهري است هر چند در دل عقيده اي نداشته باشد. بنابر اين بر مرتد واجب است اظهار توبه کند و به سلک مسلمانان باز گردد و بعد از آن براي حل شبهه اش اقدام نمايد.
نظريه صاحب جواهر بر اساس پذيرش وجود نفاق در اسلام است. زيرا اين نکته در معارف اسلامي پذيرفته است که براي ورود در ملت اسلامي لازم نيست کسي به معتقدات اسلامي ايمان و عقيده قلبي داشته باشد و اسلام هر کسي را که اظهار شهادتين کند مسلمان مي داند و او را يکي از آحاد امت اسلامي به شمار مي آورد و ديگران هم بايد با او به عنوان يک مسلمان رفتار کنند. بر اين اساس است که در فرهنگ اسلامي عنوان «مسلمان منافق» وجود دارد و در طول تاريخ اسلام حتي در زمان پيامبر آنان به عنوان يک حقيقت پذيرفته شده بودند. بنابر اين همان طور که مسلمانان ديگر بايد تظاهر به اسلام را در حق ديگران بپذيرند فرد مرتد هم بايد اين تظاهر را در مورد خود بپذيرد و به آن اقدام کند. در حقيقت اسلام با پذيرش اسلام ظاهري راه پذيرش گروهي که در اسلام دچار ترديد يا شک مي شوند را باز کرده و همين طور به آنان اجازه تظاهر به خروج از امت اسلامي نداده است.
اين مطلب به نحو روشني در اين روايت که در کافي و تهذيب با سند ضعيف نقل شده ديده مي شود:
وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَبْزَارِيِّ الْكُنَاسِيِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَتَى النَّبِيَّ ص- فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا أَدْرِي أَ نَبِيٌّ أَنْتَ أَمْ لَا كَانَ يَقْبَلُ مِنْهُ قَالَ لَا وَ لَكِنْ كَانَ يَقْتُلُهُ إِنَّهُ لَوْ قَبِلَ ذَلِكَ مَا أَسْلَمَ مُنَافِقٌ أَبَداً
در اين روايت امام ع مي فرمايد اگر کسي بگويد من در نبوت پيامبر اکرم شبهه دارم اين ادعا از او قبول نمي شود و گرنه هيچ منافقي اظهار اسلام نمي کرد. معناي اين روايت آن است هم کساني که در مسائل اعتقادي ديني دچار شک مي شوند را نبايد از دين خارج دانست و نبايد به آنها اجازه داد با اين شبهه و شک خود را از اسلام خارج دانسته و تعهدات ديني خود را زير پا بگذارند. اگر چنين باشد مسلماني فقط شامل معتقدان واقعي خواهد بود و سايرين از آن خارج خواهند شد.
اما چرا بايد اين گروه هم چنان مسلمان شناخته شوند؟
مي توان گفت علت آن است که اگر اسلام تنها يک عقيده و اعتقاد قلبي بود بايد تنها به اين معيار بسنده مي شد و با شک و ترديد در عقيده فرد از اسلام خارج مي گشت ولي اسلام يک امت است و يک گروه اجتماعي و سياسي با تعهدات، حقوق و تکاليف گسترده براي شهروندان اين امت. از اين رو، کاملا معقول است که براي اسلام حفظ اين امت و براي پايبند نگاهداشتن اعضاي آن به تعهداتشان به اين امت تلاش کند. اگر هر کس بتواند به سادگي اظهار شک و ترديد خود را اين مجموعه خارج کند و پايبندي به هم? تعهدات ديني خود را زير پا بگذارد اين مجموعه به شدت آسيب پذير خواهد بود و انسجام اجتماعي و اقتدار سياسي اش از ميان خواهد رفت.
بنابر اين، مطابق رواياتي که استتابه مرتد ملي را بلافاصله و يا ظرف سه روز لازم دانسته فرد صاحب شبهه بايد توبه کند و به دامان امت اسلامي باز گردد و البته در اين توبه تصريح به اعتقاد به مباني ديني لازم نيست بلکه تنها اظهار شهادتين کافي است. اين بحث در موضوع ارتداد مطرح شده است.







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان