بسم الله
 
EN

بازدیدها: 446

خشونت خانگي عليه زنان- قسمت اول

  1392/10/29

پيشگفتار

خشونت عليه زنان در ابعاد مختلف خانگي يا اجتماعي آن يكي از آسيب ها و نگراني هاي جامعه هاي امروز است(1). تأ كيد بر ابعاد انساني وجود زن و جايگاه ويژة او در خانواده و توجه به حساسيت ها و لطافت روحي جنس زن ايجاب مي كند كه پديده خشونت عليه زنان به منزلة اقدام ي غيراخلاقي ، محكوم ، و در گام هاي بعدي تلاش شود تا زمينه هاي بروز آن به كمترين حد برسد و پيامدهاي منفي آن جبران يا مهار شود.

فرهنگ اسلامي و آموزه هاي نوراني آن، در برخورد با پديده هايي همچون خشونت خانگي، بر پيشگيري و بازدارندگي تأكيد مي ورزند. تأكيد اسلام بر پرورش اخلاقي و كرامت شخصيت انسان از جمله عوامل مهم پيشگيري از رفتارهاي غيراخلاقي و تعرض به حقوق و شخصيت ديگران است . در كنار اين اصل كلي ، توجه به تغافل و انجام رفتار كريمانه با همنوعان ، به ويژه با زيردستان و در هنگام خشم، مي تواند يكي از ابزارهاي مهار خشونت از ديدگاه اسلام شمرده شود ، كه در عين حال بار ارزشي و معنوي نيز دارد. ديدگاه
اسلامي دربارة مهار خشونت در خانواده از ساز وكارهاي ديگري نيز در پيشگيري از خشونت هاي خانگي خبر مي دهد كه تأ كيد بر تمايزه اي جنسيتي ميان زن و مرد در نهاد خانواده ، با اشاره به ارزشمندي حفظ و استمرار اين تمايزها، از جملة اين ساز وكارهاست.

گرچه نگاه اخلاق محور به خانواده ، اساس توجه اسلام به اين نهاد را شكل مي دهد و آرامش و عاطفه ميان همسران از جملة اهداف ازدواج و زندگي زناشويي د انسته شده است ، توجه به اخلاق در معناي اعم آن (كه شامل مهارت هاي زندگي نيز مي شود) به معناي بي توجهي به نهادها و ابزارهاي حقوقي و بازدارنده ديگر نيست ؛ بلكه به معناي تأكيد بر اولويت اخلاق، تربيت و توانمند سازي زوجين در تنظيم روابط خانوادگي و از جمله پيشگيري از خشونت هاي خانگي در مقايسه با رويكردهاي ديگر است.

در كنار ديدگاه هاي ديني و بومي به مسئلة خشونت عليه زنان، ديدگاه هاي ديگري نيز وجود دارد كه به بهانة مقابله با خشونت عليه زنان، نهاد خانواده را هدف گرفته است . اين نگرش ها با نفي اقتدار و سرپرستي مرد در خانواده، قوانين و آموزه هاي مذهبي اي را كه به اين اقتدار و سرپرستي مشروعيت مي بخشند، خشونت آفرين مي خوانند.

اثر پيش روي، كه به سفارش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي تهيه شده است تأكيد بر چند اصل را به منزلة گامي ابتدايي در رويارويي با پديدة آسيب زاي خشونت خانگي كانون توجه قرار مي دهد:
1. اهميت و نقش نهاد خانواده در جامعه به گونه اي است كه قوت ها و نقص هاي آن بر كل جامعه تأثير گذار است، رواج خشونت در خانواده، علاوه بر آن كه باعث مي شود اهداف نهاد خانواده در عمل جامة تحقق نپوشد، به افزايش خشونت هاي اجتماعي ن يز دامن مي زند . بنابراين مواجهه با مسئلة خشونت خانگي، افزون بر تحكيم و تقويت نهاد خانواده به كاهش آسيب هاي اجتماعي ديگر خواهد انجاميد؛ 
2. مقولة بهداشت رواني از جمله زمينه هاي مؤثر در مديريت سلامت است . امروزه اهميت سلامت اعصاب و روان در پيشگيري از بسياري بيماري ها، امري پذيرفته شده است . از آنجا كه سياست بهداشتي نظام در مقولة سلامت، تأكيد بر اولويت پيشگيري بر درمان است، اولويت در ارائة سياست ها، برنامه ها و آموزش هايي است كه به پيشگيري از آسيب هاي رواني و ناهنجاري هاي رفتاري از جمله خشونت خانگي مي انجامد. به همين دليل طراحي برنامه هاي آموزشيِ پيشگيري از خشونت خانگي از جمله اقدامات لازم شمرده مي شود؛
3. بايد با پذيرش وجود خشونت خانگي و آسيب زا بودن آن، از بزرگ نمايي خشونت خانگي و خشونت عليه زنان نيز پرهيز كرد . اولويت اصلي در درمان خشونت خانگي، پيشگيري و درمان در درون خانواده است، و جز در موارد حاد بايد از برخورد هاي مداخله گرايانه و قضايي با اين پديده دوري جست. 

بر اين اساس به درخواست ادارة كل بانوان وزارت بهداشت، تهيه و تنظيم بسته هاي آموزشي مقابله با خشونت خانگي در دستور كار دفتر مطالعات و تحقيقات زنان قرار گرفت. از آنجا كه در موضوع خشونت خانگي ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد، تهية مجموعه اي كه عهده دار تبيين مباني نظري بسته هاي آموزشي باشد بايسته به نظر مي رسد. اثر حاضر با هدف انجام چنين رسالتي و براي استفادة مدرسان بسته هاي آموزشي تدوين شده است.

در خاتمه لازم است از زحمات همة كساني كه در پديد آمدن اين اثر نقش داشته قدر داني و تشكر شود . از وزير محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشكي وقت، جناب آقاي دكتر باقري لنكراني كه ايدة اصلي اين پژوهش را مطرح و از آن حمايت كردند؛ از سركار خانم دكتر طبيب زاده رياست محترم مركز امور زنان و خانواده، از سركار خانم دكتر باروتي مدير كل امور بانوان وزارت بهداشت ، كه در مقام ناظر سازماني بر اين پژوهش اشراف داشتند؛ از محقق و نويسنده كتاب، حجت الاسلام جناب آقاي سالاري فر، عضو هيئت علمي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه كه بار اصلي اين پژوهش را بر عهده داشتند؛ و نيز از حجت الاسلام حسين بستان كه مسئوليت نظارت محتوايي را بر عهده داشتند صميمانه سپاسگزاري مي شود. هم چنين از همة كساني كه در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، دانشگاه علوم پزشكي تهران، اداره كل بانوان وزارت بهداشت،
به ويژه سركار خانم طايري قدرداني و تشكر ميشود.

مقدمه وزير بهداشت

اسلام، چهارده قرن پيش در وضعيتي تولد يافت كه ظلم به زنان، رايج بود . زن چونان مايملكي به ارث مي رفت و حيات او بي ارزش ترين متاع شمرده مي شد. اوج اين بي فرهنگي در جزيرة العرب تا آنجا بود كه كشتن نوزادان دختر افتخار بود. در چنين جغرافيايي از عادات و فرهنگ و سنن ناپسند كه وسعتي به گسترة همه جهان آن روز داشت، اسلام زن را محور خانواده، شريك مرد، داراي حق، صاحب ارث و خلاصه انساني همچون مرد معرفي كرد . تاريخ اسلام مشحون از نقش مؤثر نان در تعالي امت است. اسلام با حمايت حضرت خديجه(س)در سال هاي نخست پيش رفت، و وجود مقدس حضرت فاطمه(س) در سال هاي ظلم كفار مكه، ام ابيها بود و پس از آن نيز همراه پدر بزرگوار و
شوي گرامي اش در تربيت نفوس و عمق بخشيدن به معارف ديني كوشيد و پس از پدر نيز سرسلسله دار نهضت باز پس گرفتن حق ولي خدا بود . حضرت زينب(س) در مدينه و كوفه، معلم قرآن و احكام بود و در كربلا همراه برادر، و پس از عاشورا راوي ظلم و جنايت امويان و افشاگر نفاق و احياگر اسلام ناب.

تاريخ اسلام زنان فراواني را به ياد دارد كه افتخارآفريني كرده اند و در بزنگاه هاي حساسي كه مردان فرولغزيده اند با بصيرت و شجاعت و عاطفه، از دين خدا پاسداري كرده اند. در تعاليم اسلام برخلاف باور هاي آغشته به خرافة ديگر اديان، بين زن و مرد در آنچه مربوط به انسانيت انسان هاست فرقي نيست و اين نكته همواره يكي از جذاب ترين جاذبه هاي اسلام براي كشش حقجويان در گذر تاريخ بوده است.

اروپاي پس از رنسانس گرچه تحولات فرهنگي، اجتماعي و سياسي شگرفي مي يافت، به حقوق زنان كماكان نگرشي پست انگارانه داشت . در جوامع اروپايي، زن با ازدواج افزون بر از دست دادن نام خانوادگي خود، دارايي هايش را نيز از كف مي داد و شوهرش مالك بي چون و چرا قلمداد مي شد. انقلاب كبير فرانسه، كه نويدبخش فضاي سياسي  اجتماعي جديدي براي تمام آحاد جامعه بود نيز سبب نگرديد كه زنان به حقوق اقتصادي، سياسي و اجتماعي شان دست يابند و ژان ژاك روسو، نظريه پرداز انقلاب كبير فرانسه، زنان را واجد حقوق شهر وندي نميدانست. از اوايل قرن نوزدهم بود كه جريان هاي اجتماعي براي دفاع از حق مالكيت زنان شكل گرفت و نظام سرمايه داريِ نوپا با حمايت از مالكيت زنان، آنان را به مثابة كارگران ارزان و مطيع، جانشين كارگران مرد كرد تا قدرت رقابت اقتصادي خود را در بازارهاي جهاني افزايش دهد . كسب حقوق سياسي زنان در كشورهاي اروپايي نيز به اوايل قرن بيستم باز مي گردد و برخي كشورهاي اروپايي تا دهة 1970 ميلادي زنان را از حق رأي محروم مي دانستند.

اگر در گذشته، انكار حقوق انساني زنان، سكة رايج در جهان غرب بود، در دهه هاي اخير ويژگي هاي ز نانه در زير شعارهاي تساوي طلبانه مورد غفلت قرار مي گيرد و هويت زنانه، انكار و حقوق ويژة زنان، ناديده گرفته مي شود. اين انكار و فراموشي، پيامد هاي بدي، هم براي جامعة غربي و هم براي پيروان آنها در كشورهاي ديگر به بار آورد . نخستين نتيجة اين اقدام ها، ويراني خانواده ها و از بين رفتن پاية حيات اجتماعي بشر بود . هنوز آثار سوء اين فاجعة بزرگ براي بشريت به خوبي تحليل نشده است ولي كودكان فراواني كه بدون پدر در غرب رشد كرده اند و مي كنند از محبت مادري نيز به دليل اشتغال او براي رفع گرسنگي، محروم اند، واقعيت آشكار جه ان غرب است كه بحران هويت اجتماعي فعلي غرب بي ارتباط با آن نيست.

در كنار اين واقعيت تلخ، خشونت عليه زنان در متن جامعة بي هويت غربي كه براي خانواده هيچ ارزشي قائل نيست، روز به روز دامن مي گسترد . اين خشونت، از جنس عدم اعتقاد به حق انساني زنان و باور نداشتن به حق حيات او، و بر اساس اصالت لذت و منفعت است . هر جا كشوهاي در حال توسعه از فرهنگ غربي متأثر شده اند اين نوع خشونت نيز شيوع يافته است . متأسفانه بخشي از جامعة سنتي اين كشورها نيز با فراموشي سنت هاي نيكوي پيشينيان در همين ورطه فروغلطيده، و رفته رفته در باور هاي خود، خانواده محوري را به مرد محوري تبديل كرده اند. اين تبديل محور، بيش از همه، جايگاه زنان را تضعيف كرده و احتمال خشونت عليه آنان را افزايش داده است؛ خشونتي كه
گاه به صورت فيزيكي و گاه به صورت اجتماعي و معنوي رخ مي نمايد.

انقلاب اسلامي ايران اما، تجربة جديدي بود از اسلام در صحنه، با همة ابعاد اعتقادي آن، و يكي از مهم ترين دستاوردهايش بازشناسي جايگاه زنان در اجتماع بود . حضور اثرگذار زنان در مبارزات پيش از انقلاب اسلامي و نقش محرك آنها در پيروزي انقلاب و حفظ و نگهداري از آن در اين سال ها، از جلوه هاي بارز اين تغيير نگرش و باور بود. اين خودباوري جامعة زنان كشور را نيز دگرگون و متوجه نقش مهم و مبنايي خود ساخت كه بركات آن در صحن ه هاي پرافتخار اين سي سال همواره درخشان و اثرگذار بوده است. به رغم اين بركات، آن كاستي هاي نگرشي جامعة سنتي و اين چالش مدرنيزاسيون و رشد اقتصادي، گاه و بي گاه مخاطراتي را پديد مي آورند كه خشونت عليه زنان از آن جمله است.

تبيين نگرش اسلام دربارة زن و حقوق او و شناخت عميق جايگاهش در جامعة اسلامي، درك محوريت خانواده در جامعة اسلامي و محوريت زن در خانوادة اسلامي، روشن ساختن ريشه هاي انحر اف ها و كژانديش ي هايي كه به خشونت عليه زنان مي انجامد، به ويژه تبيين نسبت آنها با افكار خرافه اي و تقليد از غرب و معاوضة آنها با باور هاي ديني مي تواند به استواري خانواده، ارتقاي جايگاه زنان در جامعة اسلامي و رفع چال شهايي چون خشونت عليه زنان بينجامد.

سلامت جامعه فقط درمان بيمار ي ها يا پيشگيري از آنها نيست . در سلامت همه جانبه نه حفظ سلامت جسم بلكه سلامت روح، سلامت ايمان و سلامت اجتماعي نقش شگرف و گاه مهم تري دارد . وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي خود را موظف مي داند در تعاملي كارساز با متوليان سلامت ايماني و اجتماعي جامعه، راهبرد هاي سلامت همه جانبه را پي بگيرد . اين كتاب با اين اهداف و با كمك اساتيد حوزه و دانشگاه و با تأكيد بر نگاه اسلامي به موضوع نگاشته شده است، بدان اميد كه بتواند سرآغازي براي مستند سازي باور هاي پرافتخار دين عزت آور اسلام، و راهنمايي براي رفع چالش ها و كژانديشي ها باشد. البته چونان هر كار بشري، اين تلاش نيز خالي از خطا نيست، نقد همة پژوهشگران و انديشمندان براي رفع اين كاستي ها خواستة ماست . اميدواريم اين نوع گفتمان سازي كه با پيروزي انقلاب اسلامي براي انديشمندان اسلامي فراهم شد، بتواند بشر را با نورانيت اسلام آشناتر سازد.

--------------------------
1. هر چند هدف اين پژوهش، به دليل دغدغة خاص سفارش دهندگان، بررسي خشونت عليه زنان است، اما نبايد خشونت را رفتاري صرفاً مردانه پنداشت . اگر خشونت را اِعمال فشار جسمي يا رواني به منظور وادار كردن طرف مقابل به اتخاذ عمل يا روشي خاص معنا كنيم، هر دو جنس از توان خشونت گري برخور دارند؛ هر چند مرد در اِعمال خشونت فيزيكي و زن در اعمال خشونت رواني توانمند تر به نظر مي رسند . متأسفانه جريان هاي فمينيستي، رسانه ها و برخي نهاد هاي سلطه، با تأكيد بر يك بعد، خواسته يا ناخواسته برخي از انواع خشونت را ناديده گرفته و گاه ترويج مي كنند.


نويسنده: محمدرضا سالاري فر



مشاوره حقوقی رایگان