بسم الله
 
EN

بازدیدها: 427

حقوق مردم در کلام امام سجاد (ع)

  1392/10/28
از امامان خود چه مي دانيم؟ درباره آنها چه آموخته ايم و چه آموزش داده ايم؟ 

در بررسي منصفافه در مي يابيم كه دانسته هاي ما درباره ائمه (ع) اطلاعاتي تاريخي است:‌ نام، كنيه، لقب، نام پدر و مادر، نام فرزندان، تاريخ و محل تولد، تاريخ و محل وفات، مدفن و نحوه شهادت، نام خلفا و سلاطين معاصر ايشان، فضائل و مناقب و احيانا چند تذكر اخلاقي. حال آنكه آشنايي با امامان به عنوان اسوه هاي زندگي و كارشناسان معصوم وحي كه گفتار و كردارشان حجت شرعي است به اطلاعاتي فراتر و عميق تر محتاج است. 
امامان در مواجهه با مسائل عصر خود شيوه خاصي داشته اند و براي راهنمايي پيروانشان خطبه هايي ايراد كرده، نامه هايي نوشته، كلمات حكمت آميزي ابراز كرده اند. واضح است كه بخشي از آن اعمال و اقوال ناظر به شرايط خاص زماني و مكاني ايشان است و به تاريخ پيوسته است. از اين بخش شيوه هاي خاص مواجهه امامان با وقايع مختلف قابل استخراج است اين شيوه ها لزوما وابسته به گذشته نيست و مي تواند عام باشد. به علاوه در ميراث علمي امامان بخشي فراتر از شرايط خاص زماني و مكاني است و ارائه كننده قواعد عمومي واصول كلي در زمينه اعتقادات، اخلاق و جنبه هاي مختلف شريعت است. 
براي اقتدا به يك اسوه مي بايد آن شيوه هاي عام و اين قواعد و اصول كلي را آموخت و به كار بست. بدون اطلاع از اين قواعد و اصول ، اقتدا به ايشان و پيروي از آنها در حد يك ادعا باقي مي ماند. وقتي نمي دانيم امامان چه ضوابط و قواعدي در برخورد با جنبه هاي مختلف زندگي ارائه كرده اند و با مسائل گوناگون عصر خود با چه شيوه هايي مواجه شده اند تشيع ما در يك احساس ، عاطفه و شوري بي شعور باقي مي ماند. با چنين سطح نازل معرفتي اگر سمت و سوي زندگي فردي و اجتماعي ما با سمت و سوي اماماني كه دوستشان داريم در تناقض باشد نبايد تعجب كرد. يكي از رازهاي عقب ماندگي فردي و اجتماعي ما جهل به منش و روش پيشوايانمان است. يكي از اماماني كه به شدت در حق او جفا شده و پيروانش از عمق تعاليم او غافلند امام سجاد علي بن الحسين (ع) است. در تعاليم امام زين العابدين (ع) (94-48 هجري) از دو زاويه مي توان مطالعه كرد. يكي سيره عملي و ديگري آثار علمي به جا مانده. 
ميراث علمي امام سجاد (ع) نيز به سه بخش مجزا قابل تقسيم است:
1- ادعيه امام سجاد (ع) و يا  به قول روانشاد دکترشريعتي امام سجاد “زيباترين روح پرستنده” است. دعاي ابوحمزه ثمالي نمونه أي از دعاهاي اين امام همام است. بخشي از ادعيه امام علي بن الحسين(ع)‌ در “صحيفه سجاديه” گرد آوري شده است.
2- رساله حقوق كه موضوع بحث اين مقاله است.
3- روايات امام زين العابدين كه غالبا تعاليم اخلاقي است.
در اين مجال به مطالعه و بررسي رساله حقوق امام سجاد كه در حقيقت نامه ايشان به يكي از يارانشان است مي پردازيم و به عنوان نمونه بخش حقوق اساسي رساله يعني حقوق سلطان و مردم بر يكديگر را مورد تحليل قرار خواهيم داد. تحليل انتقادي ميراث علمي امامان (ع) كوششي است براي احياي راه و روش آن اسوه هاي جاويد.


حقوق مورد بحث در اين دو منبع پنجاه و يك حق است و رساله منقول شيخ صدوق به ويژه نسخه خصال به عنوان متن اصح انتخاب مي شود. رساله حقوق با اين عبارت آغاز مي شود: “بدان كه خداوند عز وجل را بر تو حق هاست. كه ترا فرا گرفته است. در هر جنبشي و آرامشي، يا حالتي يا در هر جايي كه در آن فرود آيي، يا در هر عضوي كه آن را بگرداني، يا در هر ابزاري كه در آن تصرف كني. پس بزرگترين حقهاي خداوند تبارك و تعالي بر تو آن است كه براي خود واجب ساخته كه آن اصل حقهاست. پس آنچه بر تو براي خودت واجب ساخته، از سر تا به پاست. با اندامهاي گوناگوني كه تو داري.”
پنجاه و يك حق مورد بحث رساله به ترتيب زير طبقه بندي شده است:
اول: حق خداوند (حق 1)
دوم: حق نفس و حقوق اعضاي بدن: زبان، گوش، چشم، دست، پا، شكم، عورت . (حقوق 2 تا 9)
سوم: حق افعال عبادي: نماز، حج، روزه ، صدقه، قرباني (حقوق 10 تا 14)
چهارم: حقوق رعايا: سلطان، معلم، مالك، رعيت، متعلم،‌همسر،‌مملوك (حقوق 15 تا 21)
پنجم: حقوق رحم: مادر، پدر، فرزند، برادر (حقوق 22 تا 25)
ششم: حقوق ديگران: مولي، بنده، نيكوكار، مؤذن، پيش نماز، همنشين، همسايه، رفيق، شريك، وام خواه، معاشر، آنكه بر تو ادعايي دارد، آنكه تو بر او ادعايي داري، مستشير، مشير، مستنصح، ناصح، كبير، صغير، سائل، مسؤول، كسي كه ترا مسرور كند، آنكه به تو بد كند، هم دينان و اهل ذمه. (حقوق 26 تا 34 و 36 تا 51)
هفتم: حق مال (حق 35)

مراد از "حق" در رساله حقوق:

حق از واژه هاي سهل و ممتنع است. هر كسي آن را به كار مي برد و معناي آن را نيز در مي يابد اما تعريف آن به غايت دشوار است به علاوه مراجعه به موارد استعمال آن در قرآن و روايات از يك سو و متون فلسفي، كلامي، اخلاقي، و فقهي از سوي ديگر و نيز در علم حقوق، فلسفه حقوق و فلسفه سياست نشان مي دهد كه حق معاني و اصطلاحات مختلفي دارد. تميز اين معاني و توجه به تفاوت اين اصطلاحات براي رهايي از خلط معني و اشتراك لفظي ضروري است. حق (و جمع آن حقوق) در پنج معني و اصطلاح مختلف در علوم و متون ياد شده استعمال شده که عبارتند از:
- حق در اصل به معناي مطابقت و موافقت است، حق نقيض باطل، ضلال وغي است و به معاني موجود ثابت و صادق به كار رفته است و يكي از اسماي حسناي خداوند "حق تعالي" است. حق در اين معني به صورت غير اضافي  استعمال مي شود و صفت اعتقاد، قول و فعل واقع مي شود. حق به اين معني در لسان قرآن كريم و متون فلسفي و كلامي فراوان استعمال شده است. لا تلبسوا الحق بالباطل (بقره/26). انا ارسلناك بالحق (بقره /119) الحق من ربك (بقره/247). الوزن يومئذ الحق (اعراف/8) فذلكم الله ربكم الحق (يونس/32). خلق السموات والارض بالحق (جاثيه /22).
- حق در معاني دوم تا پنجم همواره به صورت اضافي استعمال مي شود و حق مضاف است. در دومين معني حق همواره به خداوند اضافه شد ه است: حق الله، "حقوق الله يعني واجب، لازم" در اين اضافه، خداوند جاعل حق است ، حق الله يعني آنچه از جانب خدا جعل شده و عمل به آن لازم شده و مترادف با حكم الله، تكليف الهي وظيفه الهي است. مثلا حق مادر يعني وظايفي كه خداوند نسبت به مادر انسان تعيين كرده است، حق مال يعني تكليفي كه خداوند نسبت به ما يملك انسان مقرر كرده است در اين معنا واژه  حق به دارنده حق توجه دارد و حذف آن و جايگزيني "حكم الهي" به جاي آن هيچ مشكلي ايجاد نمي كند. حق الله به اين معنا در روايات و متون اخلاقي فراوان استعمال شده است.
- حق الله و حق الناس. خمس، زكات، اوقاف عامه و حد زنا و لواط از مثال هاي "حق الله" و در مقابل اموري از قبيل نكاح، طلاق، قصاص، دين، قرض، غصب، وكالت، نسب و وصيت "حق الناس" محسوب مي شوند. حق به اين معنا اصطلاح خاص فقهي در ابواب قضا، شهادت و حدود است. حق الناس يعني آنچه از جانب خداوند براي مردم جعل شده است و امر آن در چارچوب شرع بدست مردم سپرده شده است. حق چه در حق الله و چه در حق الناس آن بخشي از احكام شرعي است كه زير پا گذاشتن آن شرعا جرم محسوب مي شود و مجازات دنيوي در پي دارد. حال آنكه حق در معناي دوم چنين التزامي به دنبال نداشت به عبارت ديگر حق در معناي سوم (حق الله و حق الناس) حيثيتي حقوقي (به معناي مصطلح در علم حقوق) دارد و در موازين اخلاقي خلاصه نمي شود. اين دو از اصطلاحات حقوقي جزايي در اسلام هستند و از اعتباريات و مجعولات شرعي و به عبارت ديگر از "احكام شرعيه" به حساب مي آيند.
- حق در مقابل حكم، حق به اين معني اصطلاحي فقهي است و در ابواب معاملات استعمال مي شود. حق مالكيت،‌ حق حضانت، حق شفعه، حق خيار، حق اولويت از مثال هاي اين معني از حق به حساب مي آيند. حق در اين معنا سه ويژگي دارد: اول، قابل استفاده است، دوم، قابل انتقال است. سوم، قابل توريث است، حال آنكه حكم وضعي نه قابل اسقاط است،‌نه قابل انتقال و نه قابل به ارث گذاشتن. حق به اين معني نوعي مجعول شرعي است و اضافه آن همواره اضافه بياني است يعني حقي كه جنس آن ملكيت يا حضانت است.
- حق در مقابل تكليف. حق حيات، حق مقاومت در مقابل ظلم، حق مساوات در برابر قانون، حق تصرف و تعيين سرنوشت، حق انتخاب عقيده و دين، حق برخورداري از دادرسي عادلانه، حق انتخاب شغل ومسكن، حق امنيت، حق آزادي، حق تأمين اجتماعي از جمله مصاديق حق به معناي پنجم است. اين حقوق در آغاز به عنوان حقوق فطري يا حقوق طبيعي معرفي مي شدند. اما به تدريج ماهيتي كاملا عرفي، وضعي و قراردادي يافت و از لوازم انسان از حيث انسان بودن او شمرده شد. اين حقوق فراتر از عقيده، دين و ايدئولوژي خاصي تعريف مي شود. منشاء اين حقوق بشري و قراردادهاي انساني است. وظايف و تكاليف فردي و اجتماعي زاييده حقوق است. هيچ مقام و قانوني نمي تواند اين حقوق را از انسان سلب كند. مراد از حق (به اين معني) اموري است كه حداقل يك زندگي سالم انساني را ممكن مي سازد. اموري كه اگر از سوي كسي زير پا گذاشته شد"جرم" محسوب مي شود و مي توان از متجاوز به اين حريم به دادگاه شكايت كرد نه اينكه ناقض حق تنها مرتكب معصيت ديني شده باشد و در آخرت مؤاخذه شود. مجموعه اين حقها "علم حقوق" را شكل مي دهد كه با علم اخلاق مرز مشخصي دارد. زير پا گذاشتن معيارهاي اخلاقي لزوما مجازات دنيوي در پي ندارد. حال آنكه نقض حقوق جرم است و مستوجب مجازات دنيوي است. هر گاه در علم حقوق، فلسفه حقوق و فلسفه سياست از "حق" بحث مي شود مراد اين معناي پنجم است. مراد از حق در حقوق بشر نيز همين معناست.
حق (به اين معنا) در متون ديني به كار نرفته است، اما با عنايت به اينكه اكثر حقوق ياد شده نه تنها با تعاليم اسلامي منافاتي نداشته بلكه در راستاي اهداف متعالي دين نيز قرار گرفته وعقلايي هستند و مي توانند در زمره امضائيات دين به حساب آيند. ريشه الهي قائل شدن براي حقوق بشر نه تنها از قدر و قيمت اين حقوق نمي كاهد بلكه بر عكس ضمانت اجرايي آن را بيشتر مي كند، چرا كه با ضميمه شدن عقاب اخروي به مجازات دنيوي براي ناقض و ثواب اخروي به پاداش دنيوي براي رعايت كننده آنها پشتوانه اين حقوق مضاعف مي شود.
اكنون نوبت پاسخگويي به سؤال اصلي اين بخش رسيده است: مراد از "حق" در رساله حقوق امام سجاد (ع) چيست؟ كداميك از معاني پنجگانه حق مورد نظر امام زين العابدين (ع) بوده است؟ مراد امام سجاد (ع) از حق، حق به معناي دوم است. حقوق الهي در اين رساله يعني احكام، وظايف و تكاليف الهي و آنچه از جانب خداوند نسبت به اصناف مختلف بر انسان واجب شده است. اين رساله در بردارنده وظايف شرعي يك مؤمن نسبت به خداوند، اعضاء ، اعمال، اقربا، اصناف اجتماعي و مال خود است واژه حق را در رساله مي توان بدون هيچ اشكالي به حكم، يا وظيفه يا تكليف تبديل كرد. اين حقوق منحصر به وظايف الزامي مؤمن نيست، بلكه احكام غير الزامي (استحبابي) را نيز در بر مي گيرد.
حقوق مورد بحث رساله به احكامي كه نقض آنها معصيت (مستوجب مجازات اخروي) بوده ، يا نيازمند اجراي حد و تعزير دنيوي باشد ، منحصر نمي شود بلكه رساله حقوق در بردارنده "وظايف اخلاقي" يك مؤمن و تكيه بر اين نكته است كه صبغه غالب رساله فقهي نه حقوقي که اخلاقي- تربيتي است. حقوق و وظايف اخلاقي مورد نظر رساله به طور پراكنده در روايات ديگر معصومان مورد بحث قرار گرفته، اما گرد آوري و بيان مضبوط و مرتب اين حقوق در يك رساله مستقل بي سابقه است.
با توجه به نقش كارساز و تعيين كننده ضوابط اخلاقي در جامعه ديني ، رساله حقوق مي تواند در تكوين وجدان اخلاقي جامعه مذهبي سهمي به سزا داشته باشد. مطمئن باشيم بدون رعايت ظرائف مطرح شده در رساله حقوق امام سجاد (ع)‌ هرگز نمي توانيم شاهد جامعه أي پيامبر پسند باشيم. اگر جامعه خود را در رعايت حقوق پنجاه گانه امام سجاد بيگانه و غريب بيابيم، اطمينان داشته باشيم تنها در نام و ظاهر مسلمان و شيعه ايم به فرموده امام سجاد (ع):
"الا وان ابغض الناس الي الله من يقتدي بسنتة امام و لا يقتدي بعمله" آگاه باشيد مبغوض ترين مردم نزد خداوند كسي است كه به سنت امامي اقتدا مي كند بي آنكه به عملش اقتدا كرده باشد.

حقوق سلطان و مردم در رساله حقوق

از جمله حقوق مورد بحث در رساله حقوق متقابل سلطان مردم است :
"حق فرمانروا اين است كه بداني تو وسيله آزمايش او هستي  و او با قدرتي كه خدا به او داده است آزموده مي شود، و بر تو است كه خود را گرفتار خشم او نسازي، و بدست خود او را به هلاكت نيندازي و در بدي كه به تو مي كند، شريك او نشوي" .
" اما حق رعيت هايي كه تو بر آنان سلطه داري، اين است كه بداني آنان به خاطر ناتواني خود و قدرت تو رعيت تواند. پس واجب است كه با آنان به عدالت رفتار كني ، و براي ايشان پدري مهربان باشي و نادانيشان را ببخشي و در كيفر شان شتاب نكني و قدرتي را كه خداوند بتو عطا فرموده سپاس گويي."
سلطان مورد بحث رساله حقوق منحصر به امام معصوم و حاكم عادل نيست، سلطاني كه نبايد خود را در معرض خشم او قرار داد، حكمرانان و رهبران متعارف جوامع هستند. به عبارتي ديگر امام سجاد (ع) واقع بينانه به فرمانروايان نگريسته نه آرماني و ايده آلي. در زمينه حقوق سلطان بر رعيت (وظايف اخلاقي مردم نسبت به فرمانروايان) دو نكته مطرح شده است:
1-مردم وسيله آزمايش فرمانروايان هستند. رهبران با قدرتي كه در اختيار دارند آزموده مي شوند؛ نهايت ناداني است كه كسي به ابزار آزمايش فريفته شود.
2-مردم حتي الامكان خود را گرفتار غضب فرمانروايان نكنند، چرا كه مخالفت با رهبران غالبا به محروميت مردم از حقوق و مزاياي اجتماعي مي انجامد اين نيز توصيه اي واقع بينانه به غالب مردمي است كه تاب تحمل شدائد و مشكلات را ندارند. اما در معرض غضب سلطان قرار ندادن مساوي مماشات با سياست هاي نادرست و انفعالي در مقابل ظلم نيست. مبارزه منفي و تقيه نيز با توصيه اخلاقي ياد شده قابل جمع است. بعلاوه اگر مسير حكومت به بيراهه باطل افتاد وظيفه عالمان دين و مصلحان همان است كه پدر بزرگوار امام سجاد (ع)‌ اعلام كرد و عمل كرد.
اما در زمينه حق رعيت بر سلطان (وظائف فرمانروايان نسبت به مردم) اين نكات از رساله به دست مي آيد:
1-  اينكه تو سلطاني و آنان رعيت واين ناشي از "زور" و سلطه تو است، نه لزوما لياقت و فضل تو و بي كفايتي آنان. هر قدرت و قوتي به صورت تکويني از خداوند است، خدا را بر اين عطا سپاس گو. واضح است كه مراد اين نيست كه قدرت هر جائر و ستمگري تشريعا از خداست تا به جبر و توجيه ظلم منجر شود.
2-فرمانروا موظف است با مردم خود با عدالت رفتار كند. كه "العدل اساس الحكم" عدالت مبناي كشور داري است.
3-فرمانروا مي بايد براي مردم به مثابه پدري مهربان باشد. ازخطاهاي آنان در گذرد و در مجازاتشان شتاب نكند. نسبت به مردم سعه صدر داشته باشد و اهل مدارا و گذشت باشد و از سياست هاي خشن بپرهيزد. مقايسه اين بخش از رساله حقوق با حقوق متقابل والي و رعيت درخطبه هاي 34 و 216 نهج البلاغه نشان مي دهد كه در رساله حقوق تنها بخشي از اين حقوق متقابل – و نه همه حقوق ملت بر دولت و دولت بر ملت و نه اهم آنها – به تناسب شرايط خاص زمان و مخاطب مورد بحث قرار گرفته است.

خلاصه بحث:

1.ميراث علمي امام علي بن الحسين (ع) بر سه قسم است:
الف- ادعيه به ويژه در صحيفه سجاديه؛
 ب- رساله حقوق؛
ج- ديگر روايات كه غالبا تعاليم اخلاقي است.
2. متن رساله حقوق در تحف العقول شرح و بسط بيشتري دارد و صحيح ترين نسخ رساله حقوق ، منقولات شيخ صدوق به ويژه نسخه خصال است.
3. در رساله حقوق، پنجاه و يك حق الهي در هفت دسته طبقه بندي شده است. اول: حق خداوند ، دوم: حق نفس و اعضاي بدن، سوم: حق افعال عبادي ،چهارم: حق سائسان و رعايا، پنجم: حقوق خويشاوندان، ششم: حقوق برخي اصناف اجتماعي، هفتم: حق مالي.
4. در آيات و روايات و علوم ديني (فلسفه كلام، اخلاق و فقه) و نيز برخي علوم انساني حق به پنج معني و اصطلاح مختلف به كار رفته است.
اول: حق به معناي موجود، ثابت و صادق، نقيض باطل (اصطلاح قرآني، فلسفي و كلامي)
دوم: حق الله مرادف حكم الله به معناي تكليف الهي و وظيفه اخلاقي انسان اعم از الزامي و غير الزامي (اصطلاح روايي)
سوم: حق الله و حق الناس، اصطلاح حقوق جزايي اسلام در ابواب فقهي قضا، شهادات و حدود.
چهارم: حق در مقابل حكم اصطلاح خاص فقهي در ابواب معاملات با سه ويژگي قابليت اسقاط، انتقال و توريث.
پنجم: حق در مقابل تكليف، اصطلاح رايج در علوم انساني و حقوق بشر، آنچه از لوازم انسانيت انسان است و زير پا گذاشتن آنها جرم محسوب مي شود و رعايت آنها حداقل شرايط يك زندگي سالم اجتماعي است.
5. مراد از حق در رساله حقوق معناي دوم حق است. يعني احكام و وظايفي كه از سوي خداوند نسبت به اصناف مختلف بر انسان جعل شده است. اين حقوق منحصر به وظايف الزامي مؤمن نيست و شامل احكام استحبابي نيز مي شود. به علاوه اين حقوق منحصر به احكامي نيست كه نقض آنها معصيت (مستوجب مجازات اخروي) محسوب شود يا موجب اجراي مجازات دنيوي (حد و تعزير شرعي) گردد، بلكه رساله حقوق در بردارنده وظايف اخلاقي يك مؤمن است.
6. رساله حقوق در بردارنده اهم حقوق الهي و وظايف اخلاقي است نه همه حقوق و وظايف و در هر حق نيز اهم جوانب آن بيان شده نه لزوما همه ابعاد هر حق و وظيفه.
7. با توجه به نقش كارساز و تعيين كننده معيارها و ضوابط اخلاقي در جامعه ديني، رساله حقوق امام سجاد (ع) در تكوين وجدان اخلاقي جامعه مذهبي مي تواند سهمي بسزا داشته باشد.
8.  از جمله حقوق مطرح شده در رساله حقوق، حق سلطان بر مردم و مردم بر سلطان است. سلطان مورد بحث رساله، حكمران متعارف جوامع است نه لزوما امام معصوم و حاكم عادل. به دو مورد از حقوق سلطان بر مردم اشاره شده، يكي: مردم وسيله آزمايش فرمانروايان هستند و ديگر اينكه مردم نبايد خود را گرفتار خشم فرمانروايان كنند. از جمله حقوق مردم بر سلطان: يكي اينكه سلطان موظف است عدالت پيشه كند و ديگر آنكه نسبت به مردم همچون پدري مهربان نسبت به فرزندان خود باشد.
9.  حقوق سلطان و رعيت در رساله حقوق در مقايسه با حقوق مشابه در نهج البلاغه و ديگر متون ديني، بخشي از اين حقوق متقابل است نه حتي اهم آن كه به تناسب شرايط زمان و مخاطب مطرح شده است.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان