بسم الله
 
EN

بازدیدها: 481

رقص آتش-قسمت بيست و هفتم

  1392/10/25
قسمت قبلي

مسافرت به خارج از کشور (3)

 
 
سفرسوم من به کشور مالزي بود.دراوايل تابستان سال هشتاد و شش با دريافت طلبي که از موکلي داشتم وجه دريافتي راصرف هزينه اين مسافرت نمودم. اين بار با تور مسافرتي رفتم تصورنمي کردم راه اين قدر دور باشد هشت ساعت پروازبه سمت شرق آنهم برفراز اقيانوس ها. کشور مالزي داراي آب وهواي منطقه استوائي است با رطوبت بالا و درختان بسيار زيباي مناطق استوائي. موتور سوار درسطح شهر فراوان ديده مي شود که کاپشن خود را برعکس بر تن کرده تا مانع آسيب رطوبت شود. 

باران هاي ناگهاني وشديد گاه آرامش همه را بهم مي ريزد .از خط مترو زميني چيزي نديدم ولي خط منوريل هوائي با صداي آزار دهنده گاه از فضاي بالا رد مي شد اتوبوس ها بيشترين سرويس حمل ونقل را انجام مي دهند. کرايه تاکسي ها با رانندگان هندي وخوش برخورد ارزان بود واحد پول مالزي "رينگت" است که اسکناس هاي جالبي دارد.

محل اقامت ما شهر کوالامپور پايتخت مالزي بود که شهر بزرگ با اتوبان هاي وسيع و طولاني است.مردم مالزي از سه ملت تشکيل شده است بوميان که به آنها ماليائي مي گويند، چينيان ، و هنديان. مهاجرين ديگر کشورها ازجمله اندونزي وايران براي کارو تجارت وتحصيل به اين کشور مي روند که با آنها بصورت اتفاقي برخورد و گفتگو داشتم . شنيدم که مسکن هم آنجا ارزان بود.

 اين کشور به عنوان کشور مسلمان شناخته مي شود ولي آنچه که من ديدم بيشترآثار بودائي خودنمائي مي کرد. دختران مسلمان که درهتل وبه هنگام صبحانه پذيرائي مي کردند ازحجابشان شناخته مي شدند. درسر بسياري از کوچه ها يک دکه چوبي بود که داخل آن مجسمه بودا تزئين شده ولبخندي برلب با مقداري غذاي تازه جلوي او.دونوع ميوه خوشمزه که قبلا نديده بودم به اندازه کيوي وبا همان تيره در چرخ هاي دستي عرضه مي شد.غذاي سنتي بسيار ارزان شامل برنج و ماهي با مزه تند و ديگر غذاهاي گياهي. 

مغازه ها مانند مغازه هاي خودمان با انواع بنشن ودانه هاي گياهي.ماساژهاي حرفه اي کف پا که مدتي مرابه تماشا مشغول کرد."جکي جان" بازيگر رزمي کار باشگاه بزرگي درآنجا داشت.يک پادشاه انتخابي دارند که هر چند وقت يکبار توسط شوراعوض مي شود. مالزي قبلا مستعمره انگليس بوده است که ورود ما مصادف بود با سالگرد جشن استقلال آنها لذا عکس هاي شاه و ملکه بصورت پلاکارد برميله ها آويزان شده بود ولي مردم به کسب و کار خود مشغول بودند.

کوالالامپور جاهاي ديدني بسياري دارد که مهمترين آن برج دوقلو است که در مرکز شهر است وشب ها با چراغاني زيبا به شهر جلوه خاصي مي بخشد ويا برج مخابراتي.برج دو قلو در طبقات مافوق بصورت دفاتر تجاري استفاده مي شود ولي طبقات هم کف وپائين بصورت فروشگاه هاي بزرگ و مراکز ديدني براي عموم توريست ها فعال است . تور درهمان محل با گرفتن وجهي مثلا  سي دلار به بعضي ازمراکز ديدني که عموما در اين چند دهه اخير ساخته شده است مسافران را سرويس مي دهد. مثلا شهرکي ساخته اند که سمبل هاي کشورهاي ديگر را بصورت کوچک تر در آنجا بصورت خيلي دقيق ساخته اند واز کشورما سي وسه پل اصفهان را بنا کرده اند.

بتخانه اي از بودائيان هندي بسيار ديدني است با مجسمه بسيار بلندي از بودا که بصورت ايستاده با روکشي از طلا و در کنار آن که عبادتگاه بودائيان است و در جوار آن پلکاني بسيار طولاني که از دامنه تپه اي سرسبز که براي برآوردن حاجت از آن بالا مي روند قراردارد.و فروشگاهي بزرگ از صنا يع دستي.راهنماي ما دختر خانم دانشجوئي ايراني بود به همرا يک خانم مسن چيني.که يکي از روزها با اتوبوس ما را به محله "گنتينگ" بردند منطقه اي مرتفع در دامنه تپه هاي جنگلي وسر سبز شامل هتل ها وتفريح گاههاي بسيار ديدني و شهر بازي و حتي قمار خانه اي بزرگ(کازينو)! با سرويس هاي بهداشتي ونمازخانه مخصوص مسلمانان که برايم تعجب آور بود.

در مورد قمار خانه ها شنيدم که گاه بعضي تمام ثروت خود را درآنجا مي بازند ودست به خود کشي مي زنند.و مسئولين آنجا اتاقي ازيک هتل مجاني به پاک باختگان مي دهند که خود را باز يابند.همانطور که گفته شد کوالالامپور جاهاي ديدني بسياري دارد که زمان و وقت بيشتري را براي ديدن مي طلبيد مثلا يک مرکز خريد بزرگي ساخته بودند در چند طبقه با فرهنگ معماري مصر و مجسمه هاي بزرگ مصري ومجسمه ابوالهول در جلوي درب ورودي. وهنوز هم در گوشه وکنار مشغول ساخت وساز بودند.

محله چيني ها در مرکز شهر محلي بسيار مناسبي براي خريد است با اين توضيح که فقط بايد "چونه" زد چرا که اجناس را تا يک سوم قيمت پيشنهادي فروشنده مي توان خريد. کيف دستي اي که معادل شصت هزار تومان پيشنهاد داده بودند به هجده هزار تومان خريدم. هزينه بليط رفت وبرگشت با هتل ويک وعده صبحانه که بسيار مفصل  و از انواع غذاها بود ششصد هزار تومان.ومجموع هزينه هشتصد هزار تومان برايم خرج برداشت.مدت اقامت يک هفته وبا زمان رفت وبرگشت 9 روز طول کشيد.

مجموع سه مسافرت برايم بسيارغني بود وبا گشت وگذاري که دربين مردم داشتم تجاربي حتي با نگاه کردن به آنها برايم به ارمغان آورد. انسان ها با تمام اختلافاتي که در دين ، حکومت ، منطقه جغرافيائي ،خورد و خوراک ، آئين ازدواج ، اعتقادات عرفي با هم دارند همگي مخلوق خداي واحدند وسايه "محبت" خداوند بر سر همه آنها جاريست.ومعرفت به اين امر جهان بيني انسان را گسترش مي دهد.شايد مطالعه کتاب " ماهي سياه کوچولو" در دوره نوجواني يکي از محرکهائي بود که بعدها مرا به اين مسافرت ها کشاند و بقول حافظ: 

 به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست            عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.


نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان