بسم الله
 
EN

بازدیدها: 588

جرم انگاري در برخورد با وکيل دادگستري

  1392/10/14
چندي پيش ،جهت  پي گيري پرونده اي در يکي از مجتمع هاي قضايي تهران ، به شعبه مربوطه مراجعه کرده و با ارائه شماره پرونده، تقاضاي مطالعه پرونده را جهت رويت اخرين اوراق پرونده واقدام مقتضي ، از دفتر شعبه  نمودم .اعلام شد که ضرورت دارد ، تقاضاي مطالعه پرونده را کتبا نوشته واز دفتر شعبه در اين خصوص، دستور اخذ نمايم .
با توجه به اينکه رويه محاکمي که تاکنون به انها مراجعه مي نمودم ،همواره چنين بوده که در خواست کتبي جهت مطالعه پرونده تنها در هنگام اعلام وکالت ضرورت داشته ودر باقي موارد چنانچه وکيلي که در پرونده وکالت دارد  صرفا جهت پيگيري خواستار  مطالعه اخرين اوراق  پرونده باشد  بدون نياز  به  تقاضاي کتبي پرونده در اختيار وي گذاشته ميشد، علت را جويا شدم.پاسخ شنيدم ،که چون مشاهده شده  وکلاي دادگستري ،به بهانه مطالعه پرونده اوراقي را از پرونده خارج نموده اند ، ارائه تقاضاي کتبي ،ضرورت دارد .شگفت زده شدم و گفتم در مدت وکالتم ،  در ميان  همکاران و دوستانم نشنيدم وکيلي مر تکب چنين عملي شده باشد  ، ضمن  اينکه متوجه نشدم ارائه تقاضاي کتبي در اين خصوص،چگونه مي تواند تضميني براي جلوگيري از مفقود شدن اوراق پرونده باشد.
با اين وجود تقاضاي کتبي خود را نوشته وتقديم رياست شعبه نمودم .با رويت تقاضا، رييس شعبه با لحن محترمانه اي اعلام کرد که چون در پرونده وکالت داريد، نيازي به اخذ دستور مطالعه نيست و وقتي تذکر دفتر شعبه را در اين خصوص ياداور شدم ،مکثي کرد وگفت متا سفانه چنين مواردي مشاهده شده ولذا دفاتر  اخذ دستور را در خصوص مطالعه پرونده رويه خود قرار داده اند .پس از اخذ دستور پرونده جهت مطالعه در اختيارم گذاشته شد. 
هنگام مطالعه پرونده، متوجه شدم پرونده اي که ماه ها از تشکيل ان مي گذرد برگ شماري نشده است .اين نکته را به مدير دفتر شعبه ياد اور شدم. پيدا بود که اين تذکر به مذاقشان خوش نيامد .روي در هم کشيدند و دستوري هم به همکاران خود در اين خصوص حداقل تا زماني که در دفتر شعبه بودم ندادند .پرونده را مطالعه کرده و از شعبه خارج شدم .
قطعا نوشتن يک تقاضا، در يکي دو سطر، جهت مطالعه پرونده ،براي وکيل دادگستري کار طاقت فرسايي نيست: ليکن پرسش اينجاست که چرا شاغلين دستگاه قضايي، تنها در برخورد با وکلاي دادگستري حساسيت ها و وظايف شغلي خود را به ياد مي اورند ودر باقي موارد انجام امور دفتري را به مسامحه بر گزار مي کنند ؟ و اساسا اين نوع برخورد جرم انگارانه با وکلاي دادگستري چه  معنا ومفهومي دارد؟ 
اگر چنانچه انطور  که اعلام شد مواردي بوده که وکلاي دادگستري مرتکب چنين اعمالي شدند قطعا ان موارد ،موارد نادر و استثنايي بوده و قابل تعميم به عموم وکلا نيست دادسراها و دادگاههاي انتظامي در کانون وکلا هم براي رسيدگي به چنين تخلفاتي پيش بيني شده اند و ضمانت اجراهاي  قوي هم در مورد چنين اعمالي لحاظ شده که در صورت احراز امر در دادگاه انتظامي کانون وکلا ، مي تواندشديدترين مجازات انتظامي ،يعني ابطال پروانه وکالت را نيز به دنبال داشته باشد.
اصل صحت به ما حکم مي کند  ،فرض را بر اين بگيريم  فردي که  جهت مطالعه پرونده به شعبه مراجعه مي کند قصد واقعي  مطالعه و پي گيري پرونده را دارد خصوصا اگر اين فرد ،وکيل دادگستري باشد. در برخورد با ارباب رجوع عادي نيز ،هيچ مقام قضايي و اداري حق ندارد اصل را بر مجرميت بگذارد و رفتاري مبتني بر ان در پيش گيرد چه رسد به وکلاي دادگستري که  رعايت شان انها از وظايف  شاغلين دستگاه قضاست .
تفاوت وکيل دادگستري با ارباب رجوع عادي نيز، علاوه بر  برتري تخصص علمي و فني  وکيل دادگستري ،  در اين است که وي در لحظه اخذ پروانه وکالت خود به خداوند قادر متعال سوگند ياد مي کند که شئون وکالت را رعايت نموده وشرافت خود را وثيقه سوگندش قرار مي دهد.
چنين فردي بايد لزوما معتمد ترين فرد در دستگاه قضايي باشد وصرف وجود  چند وکيل متخلف، نبايد سبب شود سبک وسياق رفتار با وکلاي دادگستري  در هر مراجعه اي به مثابه برخورد با مجرمان وخاطيان باشد و  شان وکيل دادگستري وسوگندي که  در لحظه اخذ پروانه وکالت خود ياد نموده است ناديده انگاشته شود. خصوصا اينکه نظارت بر جريان مطالعه پرونده ونيز برگ شماري اوراق پرونده ،از وظايف دفتر شعبه است ودر هر صورت ،چنانچه اوراقي از پرونده مفقود شود: به قطع ويقين دفتر شعبه به وظايف خود انطور که بايد وشايد عمل ننموده است .

از طرفي ممکن است روند رسيدگي به پرونده اي در دادگستري، سالها به طول انجامد و در طول مدتي که پرونده در جريان است ،چنانچه مراجعات مکرر به پرونده هر بار نيازمند اخذ دستور مطالعه باشد ودر غياب دادرس پرونده ،به هر دليلي اين امکان فراهم نشود وقت وهزينه اي که جهت مراجعه به شعبه صرف شده فوت خواهد شد و اين بوروکراسي اداري بي جهت به قطور شدن پرونده منتهي خواهد شد که  نگهداري ان را براي د فتر شعبه و مطالعه ان را براي قاضي رسيدگي کننده واصحاب دعوي مشکل تر خواهد کرد و هيچ فايده عملي بر ان مترتب نخواهد بود .ضمن اينکه اگر وکيل دادگستري با اخذ دستور موفق به مطالعه پرونده شده باشد و  در زماني پس از ان به هر دليلي، اوراقي از پرونده  مفقود شود با چه دليل ومدرکي مي توان مسئوليت مفقود شدن اوراق  پرونده را به دوش وکيل دادگستري انداخت؟
موردي که بدان اشاره شد: متاسفانه  نمونه اي از موارد بي شمار جرم انگاري در برخورد با وکلاي دادگستري است  و مواردي از اين دست فراوان است در مجتمع هاي قضايي به هنگام تفتيش بدني وکلا و بازرسي کيف دستي انها ،که چندي است رويه رايج شده است نحوه تفتيش وبازرسي بنا به تجربه همکاران گاه به گونه اي است که توهين اميز بوده و در برخورد با وکيل دادگستري در مقايسه با ارباب رجوع عادي گاه با شدت وحدت بيشتري نيز اجرا مي شود و اعتراض وکلا هم به جايي نمي رسد. 
گويي اصل بر اين است که وکيل دادگستري به قطع و يقين ريگي به کفشش دارد :مگر اينکه خلافش ثابت شود.هر وکيل دادگستري در هر مراجعه اي که به مراجع قضايي دارد با بيشمار از اين برخوردها مواجه مي شود که بدون شک در دراز مدت دلسردي وکسالت در انجام وظيفه را برايش به دنبال دارد .اين در حالي است که کانون وکلا همواره به اعضاي خود گوشزد مي کند که برخوردي محترمانه با شاغلين دستگاه قضا داشته باشند و تعامل سازنده با قوه قضاييه را سرلوحه کار خود قرار دهند اين نکته در متن سوگندنامه وکالت نيز امده است ليکن حقيقت اين است تا زماني که اين احترام از ناحيه دستگاه قضا وشاغلين ان پاسخي در خور نداشته باشد تعامل ميان قوه قضاييه و وکلا نيز عاقبت به خير نخواهد شد.
 وکلاي دادگستري به دشواري حرفه شان واقفند و سنگيني بار مشکلات را بخاطر مردم ودر جهت نيل به هدف نهايي احقاق حق تاب مي اورند  به اين اميد که روزي دستگاه قضايي بپذيرد که انان به واقع دلسوزان قوه قضاييه اند و هدفي جز احقاق حقوق موکلينشان  ندارند. انها به قصد ضربه زدن به قوه قضاييه پاي در محاکم نمي گذارند بلکه مي خواهند يار و ياور دستگاه قضايي باشند و گوشه اي از بار سنگين دادرسي را به دوش بکشند. اعتبار دستگاه قضا اعتبار انهاست و در جهت حفظ ان مي کوشند منافع انها در ثضاد با منافع دستگاه قضا نيست بلکه در راستاي ان است  . سال هاست که کانون وکلا وعموم وکلاي دادگستري با رفتار و کردار خود در القاي اين معاني مي کوشند ليکن تنها خدا مي داند که اين تلاش چه زماني و به چه کيفيتي به منصه ظهور مي رسد .


نويسنده: الهام نجفي- وکيل دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان