بسم الله
 
EN

بازدیدها: 600

اقليت هاي ديني- قسمت سوم (قسمت پاياني)

  1392/10/7
قسمت قبلي

بخش دوم/ رفتار و معاشرت با غيرمسلمانان در جامعه اسلامي

فصل اول: اصول رفتار با غير مسلمانان

 رفتار با غير مسلمانان‌ تابع‌ اصولي‌ است‌ كه‌ سرپيچي‌ از آن‌ها امكان‌پذير نيست‌. اين‌ اصول‌، افزون‌ بر تبيين‌ رفتار مسلمانان‌ با غير مسلمانان‌، در مشخص ‌ساختن‌ حقوق‌ متقابل‌ حكومت‌ و غيرمسلمانان‌ نيز سودمند است‌.

برخي‌ از اصول‌ حاكم‌ بر رفتار با غير مسلمانان‌ در جامعه‌ اسلامي‌ چنين ‌است‌: 1. دعوت‌ 2. وفاي‌ به‌ عقود 3. احسان‌ و نيكوكاري‌ 4. تأليف‌ قلوب 5. نفي‌سبيل‌

1. دعوت‌


دعوت‌ افراد به‌ پذيرش‌ اسلام‌ و هدايت‌ آنان‌، در روابط‌ مسلمانان‌ و غيرمسلمانان‌، مهم‌ترين‌ اصل‌ به‌ شمار مي‌آيد. اسلام‌ بيش‌تر در پي‌ هدايت ‌افراد است‌ تا به‌ جنگ‌ و خشونت‌. امام‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد: زماني‌ كه‌ پيامبر مرا براي‌ تبليغ‌ اسلام‌ به‌ يمن‌ فرستاد، فرمود: قبل‌ از آن‌كه‌ افراد را به‌ اسلام‌ دعوت‌كني‌، با آن‌ها جنگ‌ مكن‌؛ و به‌ خدا سوگند چنانچه‌ خداوند به‌ دست‌ تو فردي‌ راهدايت‌ كند، برايت‌ از آنچه‌ خورشيد بر آن‌ مي‌تابد، بهتر است‌(44). افزون‌ براين‌، ياران‌ حضرت‌ چنان‌ گزارش‌ كرده‌اند كه‌ امام‌ در جنگ‌ها نخست‌ دشمن‌ را با موعظه‌ و خطابه‌ به‌ دين‌ و صلح‌ فرا مي‌خواند و در صورت‌ عدم‌ پذيرش‌، صبر مي‌كرد تا دشمن‌ شروع‌ كننده‌ جنگ‌ باشد.

به‌ گواهي‌ تاريخ‌، رفتار حضرت‌ با غيرمسلمانان‌ بر اين‌ اصل‌ بنياد شده‌ بود و امام‌(ع) مي‌كوشيد حتي‌ در مواردي‌ كه‌ احتمال‌ موفقيت‌ اندك‌ بود، بدان‌ پايبند باشد.

2. وفاي‌ به‌ عقود

اين‌ اصل‌ از آيه‌ «يا ايها الذين‌ آمنوا اوفوا باالعقود...»(45) و آيات‌ ديگرگرفته‌ شده‌ است‌. بر اساس‌ اين‌ اصل‌، انسان‌ بايد با بي‌توجهي‌ به‌ طرف‌ قرارداد، به‌ همه‌ قراردادهايش‌ پايبند باشد. حضرت‌ در گفتارها و نوشتارهايش‌ مسلمانان‌و واليان‌ را به‌ رعايت‌ اين‌ اصل‌ سفارش‌ مي‌كرد. چنان‌ كه‌ در گفتاري‌ كوتاه‌مي‌فرمايد: «اصل‌ دين‌ رد امانت‌ و وفاي‌ به‌ عقود است‌.»(46)

همچنين‌ در فرازي‌ از دستورالعمل‌ حكومتي‌اش به‌ مالك‌ مي‌فرمايد:چنانچه‌ با دشمنت‌ پيماني‌ بستي‌ يا او را در پناه‌ خود گرفتي‌، عهد خود را با وفا حفظ‌ كن‌ و ذمه‌ خود را با امانت‌ مراعات‌ كن‌ و خود را سپري‌ وراي‌ آنچه‌ (عهدكردي) به‌ ديگران‌ داده‌اي‌ قرار ده‌. پس‌ به‌ درستي‌ كه‌ هيچ‌ يك‌ از واجبات‌الاهي‌ بيش‌تر از وفاي‌ به‌ عقود مورد توافق‌ مردم‌ ـ با آن‌ كه‌ خواسته‌ها و نظرات‌متعدد دارند ــ قرار نگرفته‌ است‌؛ حتي‌ مشركان‌ نيز، به‌ دليل‌ مشكلات‌ و گرفتاري‌هايي‌ كه‌ فريب‌ و عدم‌ وفاي‌ به‌ عقود برايشان‌ پديد آورد، به‌ رعايت‌عقود و وفاي‌ به‌ آن‌ ملزم‌ بوده‌اند.(47)

حضرت‌ در اين‌ فراز از نامه‌، وفاي‌ به‌ عقود را از سنت‌هايي‌ مي‌شمارد كه ‌خداوند براي‌ بهبود زندگي‌ بشر مقرر ساخته‌ است‌ و هر انساني‌ فارغ‌ از دين‌ و مذهبش‌، بايد بدان‌ پايبند باشد.(48)

3. احسان‌ و نيكوكاري‌

اسلام‌ در پي‌ ترغيب‌ مسلمانان‌ به‌ انجام‌دادن‌ كردار نيك‌ و رواج‌ اين‌ پديده‌ در جامعه‌ اسلامي‌ است‌. رهبران‌ ديني‌ همواره‌ مردم‌ را به‌ كردار نيك‌ سفارش‌كرده‌اند. حضرت‌ علي‌(ع) مي‌فرمايد: عمل‌ نيك‌ خود را بر همه‌ مردم‌ روا دار.به‌ درستي‌ كه‌ نزد خدا هيچ‌ چيز با فضيلت‌ انجام‌دادن‌ كردار نيك‌ برابر نيست(49)‌. در اين‌ حديث‌، حضرت‌ كردار نيك‌ به‌ همه‌ مردم‌ را سفارش‌ مي‌كند. در مباحث‌ پيشين‌، درباره‌ رفتار نيك‌ حضرت‌ با راهب‌ مسيحي‌ سخن‌ گفتيم‌. امام‌(ع) چنان‌ به‌ كردار نيك‌ اهميت‌ مي‌داد كه‌ فرزند گرانقدرش‌ امام‌ حسن‌(ع)را به‌ خوش‌ رفتاري‌ با قاتلش‌ ابن‌ ملجم‌ فرا خواند و فرمود: با دشمنت‌ با بزرگ‌منشي‌ (فضل‌) رفتار كن‌؛ زيرا اين‌ گونه‌ رفتار يكي‌ از راه‌هاي‌ پيروزي‌ بر اوست‌(50). حضرت‌ در جمله‌اي‌ ديگر مي‌فرمايد: «مصلحت‌ خواهي‌ براي‌ دشمن‌ باگفتار نيك‌ و كردار زيبا آسان‌تر از ملاقات‌ و غلبه‌ بر او با جنگ‌ است‌».(51)

4. تأليف‌ قلوب‌

تأليف‌ قلوب‌ به‌ معناي‌ ايجاد الفت‌ و مهرباني‌ در دل‌ها است‌. انسان‌ها به‌طرق‌ مختلف‌ به‌ عقيده‌ و روش‌ افراد يا گروه‌ها متمايل‌ مي‌شوند. كمك‌ مالي‌، محبت‌ و كردار نيك‌ بخشي‌ از راه‌هاي‌ جلب‌ افراد به‌ شمار مي‌آيد. حضرت‌ درجمله‌اي‌ زيبا مي‌فرمايد: من‌ از افرادي‌ كه‌ با اموالشان‌ برده‌ مي‌خرند در شگفتم‌؛ در حالي‌ كه‌ مي‌توانند با كردار نيكشان‌ انسان‌هاي‌ آزاد بخرند(52). خداوند يكي‌از مصارف‌ زكات‌ را تأليف‌ قلوب‌ ذكر مي‌كند(53). فقيهان‌ معتقدند اين‌ كار درباره‌ كفار هم‌مرز با كشور اسلامي‌ يا مسلماناني‌ كه‌ از نظر اعتقاد ضعيف ‌شمرده‌ مي‌شوند، انجام‌ مي‌گيرد.

5. نفي‌ سبيل‌

نفي‌ سبيل‌ به‌ معناي‌ نفي‌ هرگونه‌ سلطه‌ كفار بر مسلمانان‌ است‌ و از آيه‌ زير ريشه‌ دارد:

ولن‌ يجعل‌ الله‌ للكافرين‌ علي‌ المؤمنين‌ سبيلاً.(54)

بر اساس‌ اين‌ اصل‌، هر رفتاري‌ كه‌ سبب‌ سلطه‌ كفار بر مسلمانان‌ شود، مطرود و ممنوع‌ است‌.


فصل دوم: رفتار و معاشرت با اقليت هاي غيرمسلمان در جامعه اسلامي 


معاشرت‌ با غير مسلمانان‌ در جامعه‌ اسلامي‌ در عرصه‌هاي‌ مختلف‌ِاجتماعي‌، خانوادگي‌ و فردي‌ قابل‌ بررسي‌ مي‌نمايد.

الف‌) عرصه‌ اجتماعي‌

انسان‌ چنان‌ آفريده‌ شده‌ است‌ كه‌ زندگي‌ اجتماعي‌ و معاشرت‌ با همنوعانش ‌را دوست‌ دارد. نياز بشر به‌ ارتباط‌ با ديگر انسان‌ها به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ گاه‌ كناره‌گيري‌ از آشنايان‌ و بستگان‌ به‌ افسردگي‌ و بيماري‌ مي‌انجامد. از سوي‌ديگر، پيوند با مردم‌ به‌ برآورده‌ شدن‌ نيازهاي‌ جسماني‌ و آسودگي‌ و رفاه‌ فزون‌تر مي‌انجامد. ناگفته‌ پيدا است‌، معاشرت‌ با غيرمسلمانان‌ از نظر معيارهاي ‌انساني‌ با آمد و شد با مسلمانان‌ تفاوت‌ ندارد؛ همه‌ انسانند و بايد حقوق ‌اوليه‌شان‌ به‌ عنوان‌ انسان‌ رعايت‌ شود. امام‌ علي‌(ع) افزون‌ بر حقوق‌ انساني‌افراد نيكي‌ به‌ آن‌ها را نيز مورد توجه‌ قرار مي‌دهد. برخي‌ از اصول‌ حضرت‌ در معاشرت‌ با غيرمسلمانان‌ عبارت‌ است‌ از: 

1. احترام‌ به‌ شخصيت‌، مذهب‌ و مقدسات‌ افراد

امام‌(ع) شخصيت‌، دين‌ آداب‌ و رسوم‌ و موقعيت‌ افراد را ارج‌ مي‌نهاد. ماجراي‌ رفتار حضرت‌ با راهب‌ مسيحي‌ بر درستي‌ اين‌ سخن‌ گواهي‌ مي‌دهد. آن‌ بزرگوار به‌ يارانش‌ چنين‌ سفارش‌ كرده‌ است‌: با مردم‌ طبق‌ سنت‌ و دينشان ‌رفتار كن‌... و مرزها و جوانب‌ (شخصيت) آنان‌ را متعهد شو.(55) 

2. احترام‌ به‌ معاملات‌ و عقود فرد

هر كس‌ حق‌ دارد به‌ صورت‌ِ مجاز از اموالش‌ بهره‌ برد. معامله‌ باغيرمسلمانان‌، جز در موارد حرام‌ مانند شراب‌ و آلات‌ لهو، جايز است‌. عنوان‌ معاملات‌ عام‌ شمرده‌ مي‌شود و اموري‌ چون‌ خريد و فروش‌، قرض‌، اجاره‌، مضاربه‌ و هبه‌ را در بر مي‌گيرد. حضرت‌ امير(ع) آبياري‌ نخلستان‌ گروهي‌ ازيهوديان‌ را به‌ عهده‌ گرفت‌ و دستمزدش‌ را صدقه‌ داد(56). امام‌ صادق(ع) چنان‌نقل‌ كرده‌ است‌ كه‌ مردي‌ مسلمان‌ به‌ سبب‌ خريد قطعه‌اي‌ از زمين‌هاي‌ خراجي ‌نزد حضرت‌ امير(ع) برده‌ شد. حضرت‌ فرمود:

له‌ مالنا و عليه‌ ماعلينا مسلماً كان‌ او كافراً.(57) آنچه‌ براي‌ ما است‌ براي‌ او نيز هست‌ و و هر چه‌ بر ما است‌ بر او نيز خواهد بود، مسلمان‌ باشد يا كافر.

مراد از اين‌ سخن‌ آن‌ است‌ كه‌ زمين‌دار بايد خراج‌ زمين‌ را بپردازد و مسلمان‌ يا كافر بودنش‌ در اين‌ امر تأثير ندارد. از سوي‌ ديگر، اجازه‌ سكونت‌ غيرمسلمانان‌ در كشور اسلامي‌ با ممنوعيت‌ داد و ستد با آنان‌ سازگار نيست‌؛ زيرا وقتي‌ حق‌ خريد و فروش‌ با مسلمانان‌ را نداشته‌ باشند، نمي‌توانند درجامعه‌ زندگي‌ كنند. در اين‌ موقعيت‌، مجاز دانستن‌ اقامت‌ آنان‌ بيهوده‌ و لغو مي‌نمايد و آن‌ها در عمل‌ به‌ ترك‌ ناگزير مي‌شوند. 

3. كمك‌ و مشاركت‌هاي‌ اجتماعي‌

موقعيت‌ اقتصادي‌ افراد يكسان‌ نيست‌ و نمي‌توان‌ جامعه‌ را از نيازمندان‌ تهي‌ دانست‌. امام‌ علي‌(ع) به‌ دستگيري‌ از نيازمندان‌ و ريشه‌ كن‌ ساختن‌ فقر بسيار اهميت‌ مي‌داد. چنان‌ كه‌ گذشت‌، حضرتش‌ به‌ امام‌ حسن‌(ع) فرمود: كردار نيكت‌ را درباره‌ همه‌ مردم‌ روا دان(58)‌. امام‌(ع) كمك‌ مسلمانان‌ به‌ غير مسلمانان‌ را جايز مي‌شمرد. در نگاه‌ وي‌، وصيت‌ مسلمانان‌ به‌ سود اهل‌ ذمه‌ روا است‌؛ چنان‌ كه‌ مي‌فرمايد:

وصيت‌ فرد در يك‌ سوم‌ اموالش‌ نافذ است‌، گرچه‌ به‌ سود يهودي‌ يا مسيحي‌ باشد.(59)

ب‌. عرصه‌ خانوادگي‌

رفتار فرد در گستره‌ خانواده‌ اموري‌ چون‌ ازدواج‌، طلاق‌، چگونگي‌ روابط‌ زوجين‌، ارث‌ و پيوند با خويشاوندان‌ را شامل‌ مي‌شود. در اين‌ بخش‌ برخي‌ از موارد ياد شده‌ از ديدگاه‌ حضرت‌(ع) بررسي‌ مي‌گردد. 

1. ازدواج‌

فقيهان‌ درباره‌ ازدواج‌ مرد مسلمان‌ با زن‌ غيرمسلمان‌ سه‌ نظر متفاوت‌ ارائه‌داده‌اند. اين‌ آرا عبارت‌ است‌ از: جواز، حرمت‌، حرمت‌ ازدواج‌دائم‌ و جواز ازدواج‌ موقت‌. امام‌(ع) در اين‌ باره‌ مي‌فرمايد: هنگامي‌ كه‌ زنان‌ مسلمان‌ كم بودند، خداوند زنان‌ اهل‌ كتاب‌ را بر مسلمانان‌ حلال‌ ساخت‌. وقتي‌ زنان‌مسلمان‌ فراوان‌ شدند، خداوند فرمود: با زنان‌ مشرك‌ تا وقتي‌ مؤمن‌ نشده‌اند، ازدواج‌ نكنيد. همچنين‌ فرمود: به‌ گره‌هاي‌ (عقود) زنان‌ كافر چنگ‌ نزنيد.(60)

ناگفته‌ پيدا است‌، وجود روايات‌ ديگر در اين‌ زمينه‌ ناممكن‌ نيست‌. نگارنده‌ تنها بدين‌ حديث‌ دست‌ يافته‌ و بيان‌ كرده‌ است‌.

در اين‌ باره‌، بايد افزود چنانچه‌ زن‌ و شوهري‌ نامسلمان‌ باشند و تنها مرد اسلام‌ را بپذيرد، مي‌تواند بر ازدواج‌ سابق‌ باقي‌ بماند.

البته‌ ازدواج‌ زن‌ مسلمان‌ با مرد غيرمسلمان‌ جايز نيست‌ زيرا به‌ سلطه‌ كافر بر زن‌ مسلمان‌ مي‌انجامد. حضرت‌ در ارتباط‌ با زن‌ زرتشتي‌ِ تازه‌ مسلماني‌ كه‌شوهرش‌ از پذيرش‌ اسلام‌ خودداري‌ مي‌كرد(61) و همچنين‌ درباره‌ زن‌ مشركي‌كه‌ اسلام‌  پذيرفته‌ بود، فرمودند: «بايد جدا شوند». چنانچه‌ در زمان‌ عده‌جدايي‌، شوهر نيز مسلمان‌ شود، ازدواج‌ آنان‌ باقي‌ است‌؛ وگرنه‌ جدايي‌شان‌ قطعي‌ مي‌گردد. چنانچه‌ شوهر پس‌ از عده‌ مسلمان‌ شد، نمي‌تواند بر ازدواج‌ سابق‌ باقي‌ باشد. اگر بخواهند، مي‌توانند دوباره‌ با يكديگر ازدواج‌ كنند.(62)

2. پيوند با خويشاوندان‌ (صله‌ رحم‌)

اسلام‌ بر پيوند با خويشاوندان‌، به‌ ويژه‌ پدر و مادر، بسيار تأكيد مي‌ورزد. سخنان‌ امام‌ علي‌(ع) نشان‌ مي‌دهد صله‌ رحم‌ اثر طبيعي‌ دارد و به‌ فراواني‌دارايي‌ افراد مي‌انجامد(63). از طرفي‌ قطع‌ خويشاوندي‌ نيز آثاري‌ دارد كه‌گريبانگير افراد مي‌شود. 

3. حقوق‌ ديگر خانواده‌

رهبران‌ ديني‌ بر رعايت‌ حقوق‌ خانوادگي‌ افراد نيز تأكيد ورزيده‌اند؛ نفقه‌(مخارج‌ زندگي‌ زن‌ و فرزندان‌) و مهريه‌ دو نمونه‌ از اين‌ حقوق‌ به‌ شمار مي‌رود. از ديدگاه‌ اسلام‌ حتي‌ اگر زن‌ كافر باشد شوهر بايد نفقه‌ و مهريه‌اش‌ را بپردازد.

ج‌) عرصه‌ فردي‌

اموري‌ مانند همراهي‌ در سفر، غذا خوردن‌، دوستي‌، احوال‌ پرسي ‌روزمره‌ در اين‌ گستره‌ مي‌گنجد. رفتار فردي‌ امام‌ علي‌(ع) با غير مسلمانان‌ بسيار قابل‌ توجه‌ است‌؛ براي‌ مثال‌ در تاريخ‌ چنين‌ مي‌خوانيم‌. روزي‌ حضرت‌ با مردي‌ ذمي‌ همراه‌ شد. آن‌ فرد پرسيد: بنده‌ خدا، كجا مي‌روي‌؟ حضرت‌ پاسخ‌داد: كوفه‌. در مسير به‌ جايي‌ رسيدند كه‌ راه‌ فرد ذمي‌ جدا مي‌شد. حضرت‌ همراه‌ ذمي‌ به‌ راه‌ افتاد. مرد گفت‌: گمان‌ نمي‌كنم‌ به‌ كوفه‌ بروي‌. حضرت‌ فرمود: به‌ كوفه‌ مي‌روم‌. مرد گفت‌: پس‌ راه‌ را اشتباه‌ آمدي‌. امام‌(ع) فرمود: مي‌دانم‌. مرد پرسيد: پس‌ چرا با من‌ مي‌آيي‌؟ حضرت‌ فرمود: همراهي‌ كامل‌ و تام‌ آن ‌است‌ كه‌ انسان‌ همسفرش‌ را چند قدم‌ مشايعت‌ كند و با خوش‌آيندي‌ از وي‌ جداشود، پيامبر ما اين‌ گونه‌ دستور داده‌ است‌. ذمي‌ گفت‌: اين‌گونه‌؟ حضرت‌فرمود: آري‌. مرد گفت‌: بي‌ترديد پيروانش‌ به‌ سبب‌ رفتار بزرگوارانه‌اش‌ از وي‌پيروي‌ مي‌كنند. من‌ نيز طبق‌ عقيده‌ تو همراهت‌ مي‌آيم‌. بنابراين‌، چند گام‌ حضرت‌ را همراهي‌ كرد.(64)

اين‌ كردار حضرت‌ سبب‌ شد، مرد ذمي‌ اسلام‌ را بپذيرد و در شمار مؤمنان‌جاي‌ گيرد. اين‌ رفتار حضرت‌ با توجه‌ به‌ آن‌ كه‌ از مقام‌ خلافت‌ برخوردار بود، روش‌ برخورد با غيرمسلمانان‌ را آشكار مي‌سازد.

موضوع‌ ديگري‌ كه‌ در معاشرت‌ فردي‌ با غير مسلمانان‌ مطرح‌ مي‌شود پاكي ‌يا ناپاكي‌ آن‌ها است‌. امام‌ صادق(ع) مي‌فرمايد: «حضرت‌ امير(ع) نمازخواندن‌ در لباس‌ خريداري‌ شده‌ از مسيحيان‌، زرتشتيان‌ و يهوديان‌ را، قبل‌ ازشستن‌، مجاز مي‌دانست‌».(65) حضرت‌ همچنين‌ خوردن‌ غذاي‌ اهل‌ كتاب‌ را جايز مي‌شمرد. البته‌ آن‌ بزرگوار از خوردن‌ گوشت‌ حيوان‌ ذبح‌ شده‌ توسط‌ آنان‌ نهي‌كرده‌ است‌: از غذاي‌ زرتشتيان‌ بخوريد، جز ذبايح‌ آن‌ها كه‌ حلال‌ نيست‌؛ گرچه‌ نام‌ خدا را بر آن‌ برده‌ باشند(66). از طرفي‌ در صدر اسلام‌، وقتي‌ با گروهي‌غيرمسلمان‌ قرارداد مي‌بستند، شرط‌ مي‌كردند چنانچه‌ لشكريان‌ اسلام‌ از آن‌جاگذشتند، مهمانشان‌ گردند. چنانچه‌ غذا يا پيكر اهل‌ كتاب‌ نجس‌ باشد، گنجاندن ‌اين‌ شرط‌ در قرارداد درست‌ نمي‌نمايد. پس‌ مي‌توان‌ گفت‌، از ديدگاه‌ حضرت‌ هم‌غذا شدن‌ با آنان‌ مجاز است‌.

احوال‌ پرسي‌ روزمره‌ با غيرمسلمانان‌ نيز اشكال‌ ندارد. رفتار حضرت‌ با راهب‌مسيحي‌ و نيز كردارش‌ با همسفر راه‌ كوفه‌ بر درستي‌ اين‌ سخن‌ گواهي‌ مي‌دهد.


-----------------------
پي نوشت ها:

1- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 11، ص 101 و 102. (چنان که مي فرمايد: ... قد انزل الله عليهم کتاباً و بعث اليهم نبياً.)
2- حر عاملي: وسائل الشيعه، ج 11، ص 119.
3- نهج البلاغه، خطبه 27.
4- ابراهيم بن محمد ثقفي: الغارات، ص 489.
5- عبدالواحد بن محمد آمدي: غررالحکم و دررالکلم، شماره ي 9577.
6- حر عاملي: وسائل الشيعه، ج 11، ص 51.
7- نهج البلاغه، نامه 53.
8- عبدالواحد بن محمد آمدي: غررالحکم و دررالکلم، شماره ي 865.
9- نهج البلاغه، خطبه 40.
10- نهج البلاغه، نامه 53.
11- نهج البلاغه، نامه 53.
12- نهج البلاغه، نامه 19.
13- مائده (5): 48.
14- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 17، ص 400.
15- محمد بن يعقوب کليني: کافي، جلد 7، ص 309.
16- همان، ص 310.
17- در زبان عربي، براي احترام به افراد، آن ها را به کنيه مي خوانند. اين شبيه گفتن فاميل در زبان فارسي است.
18- حسن القبانچي: شرح رساله الحقوق امام سجا(ع)، جلد 2.
19- در برخي از کتب تاريخي چنان نقل شده است که حضرت، امام حسين(ع) را به عنوان شاهد با خود برد، ولي شريح-  به دليل آن که شهادت فرزند به نفع پدر نافع نيست – آن را نپذيرفت.
20 - ابراهيم بن محمد ثقفي: الغارات، ص 124.
21- برخي از منابع، فردي يهودي را طرف ديگر آن ماجرا داشته اند.
22- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 14، ص 435.
23- شيخ صدوق: من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 249.
24- محمد بن يعقوب کليني: کافي، جلد 7، ص 451.
25- حر عاملي: وسائل الشيعه، ج 16، ص 166.
26- محم حسن نجفي: جواهر الکلام، ج 4، ص 228.
27- حر عاملي: وسائل الشيعه، ج 11، ص 49.
28- محمد باقر مجلسي: بحارالانوار، ج 15، ص 226.
29- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 11، ص 101.
30- چون وظايف اقتصادي توضيح بيشتر نياز دارد، پيش از وظايف ديگر آورده شد.
31- نهج البلاغه، نامه 53.
32- ابن قدامه: المغني، ج 8، ص 445.
33- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 11، ص 121.
34- محمد باقر مجلسي: بحارالانوار، ج 41، ص 128.
35- نهج البلاغه، نامه 51.
36- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 11، ص 121.
37- اين تقسيم بندي از کتاب هاي فقهي گرفته شده است.
38- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 18، ص 30.
39- حر عاملي: وسائل الشيعه، ج 18، ص 361.
40- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 18، ص 30.
41- محمد بن يعقوب کليني: کافي، جلد 7، ص 309.
42- تعزير مجازاتي است که مقدار آن نامشخص است و به نظر قاضي بستگي دارد؛ بر خلاف حدود که مقدار آن مشخص و مقرر است.
43- حر عاملي: وسائل الشيعه، ج 11، ص 119.( باب 71، جهاد العدو، حديث 6)
44- محمد بن يعقوب کليني: کافي، جلد 5، ص 36.
45- مائده (5): 1.
46- عبدالواحد بن محمد آمدي: غررالحکم و دررالکلم، شماره ي 1762.
47- نهج البلاغه، نامه 53.
48- به دليل اختصار به اين مقدار بسنده مي کنيم. درباره، روايات بسيار از حضرت وارد شده است.
49- عبدالواحد بن محمد آمدي: غررالحکم و دررالکلم، شماره ي 8685.
50- همان، شماره 8703
51- هادي مدرسي: اخلاقيات اميرالمومنين(ع)، ص 400.
52- محمد باقر مجلسي: بحارالانوار، ج 71، ص 408.
53- توبه (9)، 60.
54- نساء (4): 141.
55- حر عبدالواحد بن محمد آمدي: غررالحکم و دررالکلم، شماره ي 2419.
56- محمد باقر مجلسي: بحارالانوار، ج 41، ص 144.
57- حر عاملي: وسائل الشيعه، ج 11، ص 119.
58- عبدالواحد بن محمد آمدي: غررالحکم و دررالکلم، شماره ي 8685.
59- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 14، ص 118.
60- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 14، ص 433.
61- همان، ص 438.
62- همان.
63- ميرزا حسين نوري: مستدرک الوسائل، ج 14، ص 134.
64- محمد بن يعقوب کليني: کافي، جلد 2، ص 670؛ محسن فيض کاشاني: الوافي، ج 5، ص 532.
65- محمد باقر مجلسي: بحارالانوار، ج 77، ص 464.
66- حر عاملي: وسائل الشيعه، ج 16، ص 285.
 

? منابع‌ و مآخذ
* قرآن‌ مجيد
* نهج‌ البلاغه‌، فيض‌ الاسلام‌.
1. آمدي‌، عبدالواحد بن‌ محمد: غررالحكم‌ و دررالكلم‌، مكتبه‌الاعلام‌ الاسلامي‌،چاپ‌ اول‌، قم‌.
2. ابن‌ قدامه‌: المغني‌، ج‌ 8، نشر هجر، چاپ‌ اول‌، بيروت‌، 1407 ق.
3. القبانچي‌، حسن‌: شرح‌ رساله‌ الحقوق امام‌ سجاد7، ج‌ 2، اسماعيليان‌، چاپ‌دوم‌، قم‌، 1365.
4. ثقفي‌، ابراهيم‌ بن‌ محمد: الغارات‌، انجمن‌ آثار ملي‌، تهران‌، 1355.
5. خوانساري‌، جمال‌الدين‌ محمد: شرح‌ غررالحكم‌ و دررالكلم‌، انتشارات‌ دانشگاه‌تهران‌.
6. درايتي‌، مصطفي‌: معجم‌ المفهرس‌ لألفاظ‌ غررالحكم‌ و دررالكلم‌، مركزالابحاث‌و الدراسات‌ الاسلاميه‌، چاپ‌ اول‌، قم‌، 1413 ق.
7. صدوق، محمدبن‌ بابويه‌: من‌ لا يحضره‌ الفقيه‌، ج‌ 4، انتشارات‌ جامعه‌ مدرسين‌،چاپ‌ دوم‌، قم‌، 1404 ق.
8. عاملي‌، شيخ‌ حرّ: وسائل‌ الشيعه‌، ج‌ 11، 16 و 18، انتشارات‌ اسلاميه‌، چاپ‌سوم‌، تهران‌، 1395ق.
9. فيض‌ كاشاني‌، محسن‌: الوافي‌، مكتبه‌ اميرالمؤمنين‌، چاپ‌ اول‌، اصفهان‌،1406ق.
10. كليني‌، محمد بن‌ يعقوب‌: كافي‌، ج‌ 2، 5 و 7، دارالاضواء، بيروت‌.
11. مجلسي‌، محمدباقر: بحارالانوار، ج‌ 15، 41، 71 و 77، دار احياءالتراث‌،چاپ‌ سوم‌، بيروت‌، 1403ق.
12. محمدي‌، كاظم‌ و دشتي‌، محمد: المعجم‌المفهرس‌ لالفاظ‌ نهج‌ البلاغه‌،دارالاضواء، بيروت‌، 1406ق.
13. مدرسي‌، هادي‌: اخلاقيات‌ اميرالمومنين‌7، مؤسسه‌ الأعلمي‌، چاپ‌ اول‌،1411 ق.
14. نجفي‌، محمدحسن‌: جواهرالكلام‌، ج‌ 40.
15. نوري‌، ميرزا حسين‌: مستدرك‌ الوسائل‌، ج‌ 11، 14، 17 و 18، انتشارات‌اسلاميه‌، تهران‌، 1338 ق. 



نويسنده : روح الله شريعتي


مشاوره حقوقی رایگان