بسم الله
 
EN

بازدیدها: 713

خاطرات واقعي يک حقوقدان(27)خدمت به خلق

  1392/10/6

يا قاسم الجبارين
در کتابي خوانده ام که:بزغاله اي برکوه يا جايگاهي بلند و رفيع ايستاده بود. شيري قوي از زير او مي‌گذشت. بزغاله خاک روي.... شير ميريخت و به او ناسزا مي‌گفت.

شير نگاهي به بز انداخت و گفت: :اين تو نيستي که ناسزا مي گويي، بلکه آن جايگاه رفيع است که به من ناسزا مي گويد.
 
امروز دنبال کاري رفته بودم. بر اثر لجاجت يا عناد شخصي ِ من با يک پير مرد و يک زن که موکلم بود، تا آخر وقت اداري آنجا در تهران بوديم؛ نهايتا" با دخالت مقام مافوق وي، کار ما که همان ساعت 9صبح مي‌بايست انجام مي‌شد 5/3 بعد ازظهر انجام شد.
 
خدايا کساني که به مردم خدمت مي‌کنند را از گزند حوادث و بلايا نگه دار و الا فلا.

ساعت 5 بعد از ظهر خسته و گرسنه به منزل رسيديم. از آن مقام مافوق که نگذاشت حقي پايمال کبر و يا کج فهمي شود، ممنونم.
 
اي که دستت مير سد کاري بکن
پيش از آن کز تو نيايد هيچ کار
 
تا تواني دلي بدست آور
دل شکستن هنر نمي با شد
 
اين جهان کوه است و فعل ما ندا
سوي ما آيد ندا ها را صدا







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان