بسم الله
 
EN

بازدیدها: 772

فسخ ازدواج

  1392/9/29
 عيوب ديگري  که به عيوب اختصاصي بين  زن وشوهر قلمداد  مي شود  که در صورت بروز آن عيوب براي هر يک از زن و  مرد  حق فسخ  ايجاد مي کنند :
1- خصاء
2- عنن ( ناتواني جنسي مرد )
3-  مقطوع بودن  آلت تناسلي  که به اندازه اي که  قادر به عمل زناشويي  نباشد . در خصوص دومين عيب به نام "عنن "اگر علت فسخ نکاح عنن مرد  باشد و بين زن و شوهر   نزديکي  واقع  نشده باشد با وجود  فسخ نکاح  زن مستحق نصف مهريه  است و در غير اين صورت به زن هيچ گونه مهري تعلق نمي گيرد . 
همچنين عيوبي که در مرد  بوجود مي آيد و براي زن حق فسخ ايجاد مي کند :
1- جذام  
2- برص (پيدا شدن  سيفيدي در قسمتي از پوست  بدن  انسان )
3- افضاء
4- زمين گيري  
5- نا بينايي از هر دو چشم ، ((جالب آن است که اگر  مرد نا بينا و زمين گير شود  براي زن حق فسخ نکاح  ايجاد نمي کند اميدواريم قانونگذار تأمل و دقت  نظر بيشتري به اين موضوع داشته باشد )).

اين دو دسته عيوب را قانونگذار  منحصراً به آن اشاره کرده است غير از اين عيوب ،عيوب ديگري بوجود بيايد ، باعث حق فسخ نکاح نمي شود و اگر شوهر مبتلا به يکي از بيماريهاي مقاربتي گردد ، همانند ايدز و هپاتيت فقط  حقي که قانونگذار براي زن قائل شده اين است  که از نزديکي با شوهر امتناع نمايد و از طرفي از آنجائيکه  سالم بودن  از عيب هاي  خطرناک شرط ضمني عقد  نکاح است " چرا که قبل از ازدواج آزمايشهاي ايدز  و هپاتيت بنا به درخواست طرفين انجام مي گيرد " و تخلف از شرط صفت براي طرف مقابل  حق فسخ ايجاد مي کند ؛ البته نا گفته نماند يکي از اهداف  قانونگذار  استحکام  روابط خانوادگي است که قطعاً  به مصلحت جامعه و افراد است و تبعيض بارز موادقانوني فسخ نکاح بين زن و مرد ريشه در قدمت تصويب مواد دارد .

در خصوص عيوب مشترک زوجين از جمله  جنون که باعث  فسخ نکاح يا انحلال  ازدواج  مي شود اشاره شد ؛که در ادامه  بحث با توسل به ماده 1121 قانون مدني  به شرايطي که مد  نظر  قانونگذار  مي باشد مي پردازيم :
جنون هر يک از زوجين  به شرط  استقرار  اعم  از اينکه  مستمر يا ادواري باشد براي طرف مقابل بر حسب حق  فسخ است  براي فهم مطالب  ابتدا  استقرار و جنون  ادواري را تعريف  مي کنم ،
استقرار به معني پايداري و دوام  و جنون ادواري :ديوانگي موسمي و فصلي  ،متناوب است به گونه اي که هر چند وقت يکبار به فرد حالت  جنون دست مي دهد.  بنابر اين اينطور استنباط  مي گردد  که جنون  هر يک از زوجين  دائمي و ادواري به شرط اينکه پايدار و مستمر باشد موجب حق فسخ  نکاح مي گردد ؛ در نتيجه با آگاهي از اين  ماده  قانوني  پي خواهيم برد که داشتن  جنونهاي  موقت که تحت شرايط  خاص محيطي  و اجتماعي  رخ مي دهد  از موارد اتهامي بين زن و شوهر ها براي جدايي تلقّي  نمي شود . 
در اينجا  سوالي که مطرح مي شود اين است : با فرض اينکه شوهر يا زن جنون دارد مي توان از طريق  قانون به اثبات موضوع  فسخ ازدواج پرداخت ؟جنون مرد چه قبل و بعد از ازدواج  موجب حق فسخ براي  زن است  مشروط بر آنکه  زن  جاهل به جنون   باشد ،اما در مورد جنون  زن بدين نحو نيست  جنون زن در صورتي  باعث حق فسخ  براي مرد مي شود که در حين عقد و يا فبل از عقد وجود داشته باشد  بنابراين جنون زن پس از عقد ازدواج باعث  فسخ نکاح نمي شود مگر اينکه  مرد ثابت نمايد اين جنون قبل از عقد و يا در حين آن وجود داشته است که اثبات آن امري  مشکل  است و همچنين  اگر عقد ازدواج به دليل  جنون زن فسخ  گردد در خصوص  پرداخت  مهريه  دو حالت قابل تصور است : 1- اگر  بين زن و شوهر  روابط زناشوئي  برقرار  شده است به زن مهريه کامل تعلق مي گيرد 2- اگر بين  زن وشوهر روابط زناشوئي برقرار نشده  به اصطلاح (قبل از  نزديکي و يا در دوران عقد ) به زن مهريه تعلق نمي گيرد و منحصراً با يک استثنا  مواجه هستيم  که نصف  مهريه حق زن است .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان