بسم الله
 
EN

بازدیدها: 656

وصيت- قسمت ششم

  1392/9/29
قسمت قبلي

روايات و وصيت‏


حضرت صادق (ع) از پدران بزرگوارش از رسول خدا روايت ميكند كه آن حضرت فرمود:
«من لم يحسن الوصية عند موته كان نقصاً فى عقله و مروته» كسى كه هنگام مرگش نيكو وصيت نكند، در عقل و جوانمردي اش كمبود وجود دارد، به پيامبر گفتند: وصيت چگونه است؟ فرمود: چون زمان مرگش برسد و مردم گرداگردش جمع باشد بگويد:

«اللهم فاطرالسماوات والارض، عالم الغيب والشهادة الرحمن [الرحيم‏] انى اعهد اليك انى اشهد ان لا اله الا انت وحدك لاشريك لك، وان محمداً عبدك و رسولك، و ان الساعة آتية لاريب فيها، وانك تبعث من فى القبور، وان الحساب حق، وان الجنة حق، وما وعدالله فيها من النعيم و من المأكل والمشرب والنكاح حق، وان النار حق، وان الايمان [حق‏] وان الدين كما وصفت وان الاسلام كما شرعت، وان القول كما قلت، وان القرآن كما انزلت وانك انت الله الحق المبين.

وانى اعهد اليك فى دارالدنيا انى رضيت بك ربا وبالاسلام دنيا و بمحمد صلى الله عليه وآله نبيا و بعلى (ع) اماما، وبالقرآن كتابا وان اهل بيت نبيك عليه و عليهم السلام ائمتى، اللهم انت ثقتى عند شدتى، و رجائى عند كربتى و عدتى عند الامور التى تنزل بى وانت ولييى فى نعمتى والهى و آله آبائى صل على محمد وآله، ولاتكلنى الى نفسى طرفة عين ابداً وآنس فى قبرى وحشتى واجعل لى عندك عهداً يوم القاك منشوراً.»

اين است عهديت روزى كه به خاطر نيازش به اين حقايق وصيت ميكند، و وصيت حق هر مسلمانى است.
پيامبر به اميرمؤمنان فرمود: اين وصيت را فراگير، و به اهل بيت و شيعيانت بياموز كه اين متن را جبرئيل به من آموخته است. «1» رسول خدا فرمود:
«ماينبغى لامرء مسلم ان يبيت ليلة الا و وصيته تحت رأسه.» «2»

براى هيچ مسلمانى سزاوار نيست كه شبى بخوابد جز اين كه وصيت مكتوبش زير سرش باشد.
از حضرت صادق (ع) روايت شده:
«ما من ميت تحضره الوفاة الاردّالله عليه من سمعه وبصره وعقله للوصيته، اخذالوصية او ترك، وهى الراحة التى يقال لها: راحة الموت، فهى حق على كل مسلم:» «3»
هيچ ميتى نيست جز اين كه وقتى مرگش فرا ميرسد، خداوند تا اندازهاى گوش و چشم و عقلش را براى وصيت به او باز ميگرداند، چه وصيت كند، چه وصيت نكند، اين مهلت همان چيزى است كه ميگويند مرگ راحت، وصيت حق هر مسلمانى است.

و نيز از آن حضرت روايت شده است:
«من عدل فى وصيته كان منزلة من تصدق بها فى حياته، ومن جار فى وصيته لقى الله يوم القيامة وهو عنه معرض:» «4»
كسى كه در وصيتش نسبت به ما تركش عدالت و انصاف به خرج دهد، مانند كسى است كه همه مالش را در حياتش صدقه داده باشد، و كسى كه در وصيتش ستم ورزد، خدا را در قيامت در حالى كه از او روى گردان است ملاقات كند.

پذيرفتن وصايت از طرف وصيت كننده كارى بس نيكو، و در حقيقت يارى دادن به برادر دينى و خوشحال كردن اوست، چه كارى از اين بهتر كه انسان به شخصى اطمينان دهد كه پس از مرگ او از جانب او به انجام وظايف لازم و عمل به وصيت، و تمشيت دادن به امور ورثه بپردازد و همه امورش را به صورتى كه از او خواسته شده سر و سامان دهد.
وصى بر اساس آيات و روايات بايد بداند كه به عهده گرفتن وصيت برادر مؤمن، و اجراى مفاد آن از ثواب عظيمى برخوردار است، و معطل گزاردن وصيت، و شانه خالى كردن از عمل كردن به آن، و انحراف در مسائل وصيت گناه پس بزرگى است، در اين زمينه به روايت بسيار مهمى كه از رسول خدا روايت شده دقت نمائيد:

«من ضمن وصية الميت ثم عجز عنها من غير عذر لايقبل منه صرف ولاعدل، ولعنه كل ملك بين السماء والارض، ويصبح ويمسى فى سخط الله، وكلما قال يا رب نزلت عليه اللعنة وكتب الله ثواب حسناته كله كذلك الميت فان مات على حاله دخل النار، فان قام به كتب له كل يوم وليلة عتق رقبة، وله عندالله بكل درهم مدينة وستون حوراء ويمسى ويصبح وله بابان مفتوحتان الى الجنة فان مات بينه وبين القابل مات مغفوراً له واعطاه الله يوم القيامة مثل ثواب من حج واعتمر ويكون فى الجنة رفيق يحيى بن زكريا:» «5»

كسى كه اجراى وصيت ميتى را ضامن شود، سپس بدون عذر از عمل به وصيت دست بردارد، خداوند واجب و مستحبى را از او نخواهد پذيرفت، و همه فرشتگان ميان آسمان او را لعنت كنند، و روز و شب را در خشم خدا بسر ميبرد، و هر وقت بگويد: يا رب، لعنت بر او نازل ميشود، و خدا همه حسناتش را براى آن ميت مينويسد، و اگر بر آن حال بميرد وارد دوزخ ميشود، ولى اگر به انجام وصيت قيام كند به هر روز و شبى ثواب آزاد كردن يك برده براى او ثبت ميشود، و به هر درهمى كه از وصيت هزينه ميكند شهرى در بهشت به او ميدهند، و شصت حوريه در اختيارش ميگذارند، و شب را به روز ميآورد و صبح را به شب، در حاليكه دو در به سوى بهشت به رويش باز ميشود، و اگر ميان عمل به وصيت و آينده از زمان بميرد آمرزيده از دنيا ميرود، و خدا در قيامت مانند ثواب كسى كه حج و عمره بجا آورده به او عنايت مينمايد، و فرداى قيامت در بهشت رفيق يحيى بن زكريا خواهد بود.

از حضرت باقر (ع) روايت شده است:
«ان الله تبارك وتعالى يقول: ابن آدم تطولت عليك بثلاث: سترت عليك مالو يعلم به اهلك ما واروك، واوسعت عليك فاستقرضت منك فلم تقدم خيراً، وجعلت لك نظرة عند موتك فى ثلثك فلم تقدم خيراً:» «6»
خداوند ميفرمايد: اى فرزند آدم با سه چيز به تو احسان و محبت كردم: گناهانى را بر تو پوشاندم كه اگر خاندانت از آن آگاه ميشدند بر تو نميپوشانيدند، در ثروت و مال به تو گشايش و وسعت دادم، و از تو خواستم بخشى از آن را به قرض دهى، ولى تو به اين كار خير برنخاستى، و به تو هنگام مرگ براى وصيت به ثلث مال و ثروتت مهلت دادم ولى تو براى خود خيرى پيش نفرستادى.
از حضرت صادق (ع) روايت شده:

«ان رجلا من الانصار توفى وله صبية صغار وله ستة من الرقيق فاعتقهم عند موته وليس له مال غيرهم فاتى النبى فاخبر، فقال: ما صنعتم بصاحبكم؟ قالو: دفنّاه قال: لو علمت مادفتنه مع اهل الاسلام، ترك ولده يتكفنون الناس:» «7»
مردى از انصار كه داراى دخترانى كوچك بود و از دارائى دنيا جز شش غلام نداشت، هنگام مرگش همه غلامان را آزاد كرد و مرد، نزد پيامبر آمدند و حضرت را از اين داستان خبر دادند، فرمود با دوستتان چه كرديد؟ گفتند: او را دفن كرديم، فرمود اگر خبر مرگش به من ميرسيد او را در ميان مسلمانان دفن نميكردم فرزندانش را بدون مال و منال رها كرد، تا ديگر از مردم متكفل مخارج آنان شوند.

از رسول خدا روايت شده:
«من مات على وصيته حسنة مات شهيداً وقال: من لم يحسن الوصية عند موته كان ذلك نقصا فى عقله و مروته و الوصية حق على كل مسلم:» «8»
كسى كه بر وصيت خوب و نيكوئى بميرد، شهيد از دنيا رفته، و كسى كه هنگام مرگش وصيت خوبى نكند، دليل بر نقص عقل و جوانمردى اوست، وصيت حق هر مسلمانى است.

---------------
پي نوشت:
(1)- بحار، ج 103، ص 193.
(2)- روضة الواعظين، ص.
(3)- بحار، ج 103، ص 195.
(4)- قرب الاسناد، ص 30.
(5)- جامع الاخبار، ص 90.
(6)- بحار، ج 103، ص 198.
(7)- علل الشرايع 566.
(8)- بحار، ج 103، ص 200.

منابع: 
انصاريان،تفسير حكيم، ج‏5، ص: 335







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان