بسم الله
 
EN

بازدیدها: 736

چگونه بنويسيم ؟- قسمت اول

  1392/9/17
همکارم جناب غفاري کوششي کردند کوتاه و فشرده پيرامون نگارش لايحه براي مراجع قانوني. اينک از ايشان و شما باز مي خواهم تا آنچه مي دانم بر آن بيافزايم.
هر نوشته اي که سه يا بيش از سه فراز (جمله) باشد بايد يک پيکره را تشکيل دهد. کمتر از سه فراز نيازي نيست که که يک پيکره باشند ولي براي سلاست و رواني نوشته هاي سه فرازي يا بيشتر بايد يک پيکره باشند. گرنه موجب بمباران ذهن خوانده مي شوند.
يعني اگر در سه فراز سه داده (اطلاعات) متفاوت به خواننده داده شود، خواننده از تراکم داده ها آزار مي شود. پس بايد دقت کرد که يا فراز ها را به بند پيشين سخن وصل کرد يا به بند پسين يا به بصورت تک فراز نگاشت. نمونه:
خوانده در هنگام تامين دليل به مقام اجراي کننده تامين دلايلي را ارايه داده است (1) که ربطي به موضوع تامين نداشته است(2). اين دلايل تنها موجب تشويش ذهن مقام قضايي است(3).
در اينجا  سه فراز داريم. هر کدام از اين سه فراز در بردارنده اطلاعاتي هستند که ذهن خواننده را به سويي مي برد. خوب است که اين سه فراز به بيش از سه فراز بخش شوند تا از فشار بر ذهن کاسته شود. مثلا چنين:
خوانده دعوي حاضر در هنگام تامين دليل که به موجب کلاسه .... در مورخه ..... انجام شد. دلايلي را به مقام مجري قرار تسليم نمود. اين دلايل عبارت بودند از ....... روشن است که اين دلايل ارتباطي به موضوع تآمين دليل نداشتند. زيرا موضوع تامين دليل عبارت بود از ..... در حالي که دلايل مزبور مربوط بودند به ...... به اين سان خوانده با اين دليل ذهن مقام قضايي را مشوش نموده است و موجب زحمت بي سبب شده است.
ببنيد بکار بردن برخي عبارت هاي کم اهميت ولي حاوي اطلاعات چگونه به روانتر شدن متن کمک کرده است. بي شک کلاسه پرونده و تاريخ امور خيلي مهمي براي يک قاضي يا وکيل نيستند زيرا در ذهن اين اشخاص هر چيزي شماره اي و تاريخي دارد. ولي همين ساده بودن اين واژگان موجب مي شود ذهن اين اشخاص رخصتي بيابدتا به کلمات پرمعني و ثقيل تر برسد. مثلا عبارت مجري قرار بي شک زايد است. چون دلايل را هنگام اجراي قرار تنها مي شود به مقام مجري قرار داد نه کس ديگري. اما همين کلمات مانوس ولي ساده به ذهن آسايش مي دهد تا بتواند آماده کلمات ثقيل وپر معني بشود.
پس از ياد نبريم هنگام نگارش با بکار بردن يک يا دو کلمه کمتر مهم و آسان و متعارف از خستگي ذهن مخاطب جلوگيري کنيم.
اين سبک را بايد در هر نوشته ي حقوقي رعايت کرد مگر در دادخواست. در دادخواست هيچ زيادي گفتني روا نيست. دادخواست بايد موجز و مختصر باشد.
وقتي در مقام بيان يک موضوع هستيم بايد فورا به اين نکات توجه کنيم:
چه کسي
چه کسي  را/ به  چه کسي
چه چيزي
کجا
چه زماني
چرا
چطور
چه مي شود  يا بشود
يعني عنصر فاعل، مفعول رايي، مفعول متممي، مکان، زمان و علت را بايد فورا در نظر داشته باشيم. با در نظر داشتن اين مولفه ها مي توانيم حدود يک متن را دريابيم.
استاندارد نگارش اين است که يک متن گويا بايد 300 واژه داشته باشد و همه مفاهيم بالا را پاسخ بدهد. 300 واژه با در نظر داشتن هر سطر تقريبا 12 واژه مي شود دو صفحه.
هر 3 تا 7 فراز بايد در يک بند بيان شود. اين گونه هم ذهن مي تواند آغاز و پايان يک بند را به اساني ببيند و آرامش داشته باشد. هم مطالب مرتبط به هم در يک بند متمرکز مي شود.
هر بند با يک فراز پايه آغاز و با چند فراز حمايتي و مثالي ادامه و با يک فراز پاياني و گاه فراز آبشاري براي بند بعدي پايان مي يابد. نمونه همان فراز بالايي را در قالب اخير در مي آوريم:
بوکالت از خواهان به تلاش خوانده براي تشويش ذهن مقام قضايي اعتراض دارم(1). به اين شرح که در اجراي قرار تامين دليل (2) در کلاسه ............... صادره شده بود (3) در تاريخ ............... (4) در معيت عضو مجري قرار (5) و خوانده (6) به زمين مورد اختلاف (7) رفتيم. خوانده دعوي حاضر که متوجه شد (8) عضو مجري قرار درصدد ثبت وضعيت تصرفات ايشان است (9)  ناگهان اشخاصي را بعنوان مطلع محلي تعرفه کرد (10) تا ذهن عضو مجري قرار از ثبت تصرفات خوانده منحرف گردد (11) . در حالي که اطلاعات مطلعين ربطي به حدود تصرفات ايشان نداشت (12). نهايت اين بود که اطلاعات مطلعين نحوه تصرف ايشان را مشروع نشان مي داد (13). به اين سان خوانده با اين ترفند اجازه نداد تآمين دليل به طور شايسته و بايسته انجام يابد (14) و اکنون ان مقام محترم با ابهامي که در هنگام تآمين دليل رخ داده است روبرو مي باشد (15). اين است درخواست تحقيق و معاينه محلي دارم (16).
دقت کنيم که فراز نخست فراز پايه است و همه بند در شرح اين فراز نگاشته شده است. هر فراز بعدي بايد يا شرحي براي اين فراز پايه باشد يا مثالي براي آن باشد. معمولا شرح يک فراز را با يک يا دو فراز ديگر بيان مي کنيم و موضوع روشن مي شود. معمولا براي هر فراز يک يا دو مثال مي زنيم و موضوع جا مي افتد.
فرازهاي 2 تا 10 فرازهاي شرحي و توصيفي هستند. فرازهاي 11 و 12و 13 و 14 مثالي هستند.
فراز 15 فراز پاياني است که نشان مي دهد فراز پايه چگونه تصديق شده است.
فراز 16 فراز آبشاري است که نياز به فراز بعدي يا پايان سخن را نشان مي دهد.
دقت کنيم در فراز بالا
چه کسي  (خوانده)
چه کسي را  (قاضي)/  به چه کسي (عضو  مجري قرار)
چه چيزي  (تامين  دليل/تشويش)
کجا (محل  اجراي قرار)
چه زماني  (هنگام  اجراي قرار تامين دليل)
چرا (براي  انحراف ذهن-نيل  به هدف)
چطور (با  تعرفه مطلعين)
چه شود يا  بشود (منحرف  کردن دعوي/ جلوي  انحراف دعوي را گرفتن)
در بند بالا همه پرسشهاي 8 گانه پاسخ داده شده اند. با خواندن اين بند ذهن در پي گرفتن اطلاعات ديگر نخواهد بود.
توجه1 بکار بردن واژگان هم معني ناپسند است.
توجه2 بکار بردن واژه احترام تنها براي مخاطب لايحه مجاز است. پس در ضمن لايحه خواهان نبايد بنويسم: خوانده محترم / وکيل محترم خوانده/ شاهد محترم ..... زيرا ما در مقام بيان منويات خودمان هستيد و اگر مخاطب اجازه بدهد ما رخص احترام و تکريم داريم و چون هنوز از رخصت مخاطب اگاه نيستيم احترام گذاري نوعي توهين به مخاطب است.
توجه3 اشخاص حقوقي صفات انساني نمي پذيرند. پس گفتن و نوشتن: شرکت محترم .../ اداره محترم ..../ وزارت محترم ...
توجه4 اسامي معني صفت نمي پذيرند: معاونت محترم/ رياست محترم/ مقام محترم / مقام عظماي ولايت/ ولايت محترم/
توجه5 احترام با فاصله کم توهين است پس:
رييس محترم شعبه 5 دادگاه عمومي حقوقي تهران
احتراماً
درست نيست. بهتر است چنين نوشته شود:
رييس محترم شعبه 5 دادگاه عمومي حقوقي تهران
توقيراً (با وقار)
در نوشتار بعدي به ترکيب کردن چند بند و نگارش يک يا چند صفحه مي پردازيم.


نويسنده: مسعود جواديه- وکيل پايه يک دادگستري و مديرعامل موسسه خانه حقوق آريا






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان