بسم الله
 
EN

بازدیدها: 578

گستره حقوق حيوانات در اسلام و غرب- قسمت دوم

  1392/9/17
قسمت قبلي

تقدم حق حيات حيوان بر طهارت مائيه

در قانون، اسلام عبادات پس از اصول دين تقدم دارد و در ميان عبادت نماز چنان اهميتي دارد که فقها فرموده‌اند در هيچ احوالي از مردان ساقط نمي‌شود. يکي از مقدمات نماز طهارت است به طوري که نماز بدون طهارت را نمي‌توان نماز شمرد. حال اگر مقداري آب که کفاف طهارت و رفع تشنگي حيوان را بکند، موجود نباشد، بلکه براي يكي از اين دو عمل کفايت کند، در اين گونه مواقع مزاحمت ميان عبادت و حق حيوان ايجاد مي‌شود و به عبارتي دو واجب با هم مزاحمت پيدا مي‌كنند.
وجوب طهارت از جهت صلوه و وجوب آب دادن به حيوان. ولي فقها تماماً و بالاجماع در اين جا فتواي تبديل طهارت مائيه به ترابيه داده‌اند و فرموده‌اند آب را بايد براي حيوان استعمال کرد و براي نماز تيمم نمود. از جمله حضرت امام (ره) در زمينه مجوزات تيمم، مي‌فرمايند: «از آن جمله اينکه استعمال آب موجب خوف عطش بر حيوان محترمي (مثلاً گوسفند) باشد ...»
و همچنين در مسأله 11 مي‌فرمايند: «... در عطش که موجب هلاکت است، فرقي نيست بين آنکه خوف هلاکت بر خودش باشد يا ديگري، آن ديگري انسان باشد يا حيوان‌، مملوک باشد يا غير مملوک از آنچه که حفظ آن از هلاکت واجب است...» (اسلامي، بي تا،  ج 1، ص 185). 
اهميت دادن به نفقه حيوانات در سيره بزرگان
امام ششم(ع) مي‌فرمايد: عيسي بن مريم از کنار دريا عبور مي‌کردند. گرده نان خود را به آب انداخت. يارانش عرضه داشتند: يا روح الله چرا نان خود را به آب انداختي كه قوت روزانه شما بود؟
عيسي بن مريم فرمودند: براي حيوانات دريا کردم و ثواب آن نزد خداوند بزرگ است. همچنين در «مناقب» امام احمد بن حنبل روايت شده که وي را گفتند مردي در ماوراء النهر مي‌باشد که احاديث ثلاثيه (سه جمله‌اي) را داراست. احمد به جانب ماوراء النهر رفت و آن مرد را ديدار نمود. مردي کهنسال ديد كه سگي را غذا مي‌داد. سلامش کرد؛ پير جواب سلام بداد و باز به کار خود مشغول شد. امام احمد را گران آمد که چرا او به سگ توجه دارد اما به من التفات نمي‌كند. چون شيخ از غذا دادن سگ فارغ شد، به امام احمد اقبال نمود و گفت مثل اينکه ناراحت شدي که بر سگ توجه كردم و بر شما نه. احمد گفت: آري چنين است. شيخ گفت: ابوزناد از اعرج از ابي هريره مرا حديث نمود که پيغمبر فرمود: هر که آرزوي آرزومندي را قطع کند، خداوند آرزوي او را در روز قيامت قطع کند و در بهشت جاي ندهد. و در اين زمين ما سگ يافت نشود و اين سگ به اميد من به اين جا آمده است. من مي‌ترسيدم اميد اين سگ را قطع کنم و خداوند آرزوي مرا در   روز قيامت قطع کند. امام احمد حنبل گفت: اين حديث مرا کفايت است و برگشت (فريدوني, بي تا, ص283-382). 

حد مجاز تصرف انسان در حيات حيوانات

اينکه انسان از نظر اخلاقي و ديني تا چه حد مجاز به تصرف در حيات حيوانات و موجودات زنده است، مسأله مهمي است که در احاديث و روايات بدان توجه زيادي شده است. اهميت اين بحث در حال حاضر بيش از گذشته به چشم مي‌خورد چرا که استفاده از حيوانات در تحقيقات علوم پزشکي جايگاه ويژه‌اي را به خود اختصاص داده است.
امروزه بدون انجام دادن آزمايش‌هاي مقدماتي بر روي حيوانات، کمتر مي‌توان روشهاي جديد را درباره انسان بکار بست. در واقع حيوانات عصاي دست محققان علوم پزشکي و زيستي هستند. چنان كه در مورد بيماريهايي که براي آنها مدل حيواني وجود ندارد، تحقيقات با اشکال زيادي مواجه مي‌شود. اما حد مجاز اين تصرفات مسأله‌ مهمي است که از ديدگاه اخلاق در پژوهش بايد به آن توجه کرد. با توجه به اصل «عبث نبودن جهان خلقت» و احاديث منقول از ائمه معصومان و سيره آنان به نظر مي‌رسد تصرف انسان در حيات موجودات مطلق نيست و سلب حيات از آنان بايد در حد ضروريات باشد (نائيني، 1378، ش 26، ص 47). 

حق حيات حيوانات در حقوق اسلام

احاديث و رواياتي در نهي از کشتن بيهوده حيوانات نقل شده که به برخي از آنها اشاره مي‌شود:
من قتل عصفـوراً بغير حق سـأله الله عنه يوم القيامه؛ «کسي که گنجشکي را به غير حق بکشد، خداوند روز قيامت از او سؤال خواهد کرد» (همو).
عن النبي صلي الله عليه و آله انه نهي عن قتل کل ذي روح الا ان يوذي؛ «از رسول نقل شده که ايشان نهي مي‌فرمودند از قتل هر موجودي که روح دارد مگر آنکه جوازي براي آن کار باشد» (نائيني، 1378، ش 26، ص 47).
پيامبر(ع): لعن الله من مثل بالحيوان؛ «خداوند لعنت کند کسي را که حيوان را مثله کند» (همو).
همچنين از پيامبر (ع)نقل شده که فرمود «در شبي که به معراج رفته بودم بر آتش جهنم گذري داشتم. زني را در حال عذاب ديدم. از علت عذاب پرسيدم. گفته شد گربه‌اي را بسته بود و آب و غذايش نمي‌داد و اجازه استفاده از خس و ‌خاشاک زمين را هم به او نمي‌داد تا گربه به هلاکت رسيد. پس خدا به واسطه آن عمل ناشايست عذابش مي‌کند». بر طبق اين روايات به نظر مي‌رسد اگر ايذاء و آزاري از سوي حيوانات متوجه انسان نبوده يا ضرورتي متوقف بر آن نباشد، انسان مجاز به کشتار حيوانات نيست. بنابراين در آزمايشهاي پزشکي که ضرورت دارد آزمونهاي مقدماتي بر روي حيوانات آزمايشگاهي صورت گيرد بايد به نحوي برنامه‌ريزي شود که حداقل تلفات حيواني ايجاد گردد و از کشتار غير ضروري حيوانات جلوگيري به عمل آيد.
همچنين اگر به ناچار لازم باشد که حيواني کشته شود، بايد از مرگ توأم با قساوت و بي‌رحمي خودداري گردد و نيز بايد مراقب بود که کثرت کار با حيوانات در آزمايشگاه‌ها و ... سبب بي‌رحمي و قساوت انسان نشود و به مرگ بي‌رحمانه و مثله کردن حيوانات نينجامد (همو). 

محدوديت ها در بهره برداري از حيوانات

بشر از حيوانات در راه‌هاي گوناگون منتفع مي‌شود؛ از جمله در سواري، خوراک، پوشاک و ... اسلام حتي در اين نوع بهره‌برداريها هم حد و مرزي براي انسان قائل شده است. از جمله محدوديتهايي که در آنها رعايت حقوق حيوانات مد نظر واقع شده است، عبارتند از: 

الف ـ محدوديت در دوشيدن شير

1ـ اگر جاندار بچه شيرخوار داشته باشد بايد به اندازه کفايت تغذيه بچه شير در پستان مادر نگهداري شود. لذا اگر شير مادر فقط به اندازه احتياج تغذيه بچه‌اش باشد، دوشيدن شير مادر حرام است. بعضي از فقهاي اهل سنت گفته‌اند: آنچه که واجب است نگهداري شير به اندازه رمق بچه است؛ يعني فقط زنده ماندن بچه حيوان کافي است. صاحب جواهر مي‌گويد: ضعف اين فتوي روشن است.
2ـ اگر دوشيدن شير براي حيوان ضرر داشته باشد، مانند اينکه حيوان نتواند از تغذيه کافي اشباع شود، حرام است (جعفري, 1377, ج1, ص 119).

ب‌ـ محدوديت در برداشت عسل از کندو: 

بايد مقداري از عسل در کندو بماند تا زنبوران گرسنه نمانند و در صورت احتياج مانند فصل زمستان مستحب است که بيش از قوت او در کندو نگه دارند (همو, ص 118).

ج ـ محدوديت در سواري گرفتن و بارکشيدن:

ابوذر از پيامبر اکرم (ع) نقل کرده که هيچ حيواني نيست مگر آنکه هر صبحگاه از خداوند مي‌خواهد خدايا مالکي به من عطا کن که مرا به علف سير کند و از آب بنوشاند و بيش از طاقتم بر من تکليف نکند (فريدوني, بي تا, ص 150).
سکوني از امام ششم(س) نقل مي‌کند که حضرت فرمود: حيوان را بر صاحبش حق است] از جمله [بيش از طاقت بار نکند و پشت حيوان را کرسي گفتگو قرار ندهد
و باز از پيامبر اکرم (ع) نقل شده که حضرت فرمود: حيوان را بر صاحبش حقوقي است]از جمله[ بر پشت حيوان به جز براي خدا درنگ نکند و بيش از طاقت حيوان بر حيوان بار نکند و بيش از توانايي‌اش او را به سير و سفر وادار نکند .
ابوهريره از پيامبر(ع) نقل مي‌کند که حضرت فرمود: پشت حيوان را تخت قرار ندهيد چه خداوند حيوان را براي شما مسخر نموده است؛ بقدري سوار شويد که رفع حاجت شود، اگر کجاوه يا بار در پشت حيوان است، مواظب باشيد کج نشود.
حماد لحام گويد: قطار شتري بر امام صادق(س) گذشت. حضرت ديد بار شتر کج شده است؛ فرمود: يا غلام اعدل علي هذا الجمل ان الله يحب العدل؛ «اي غلام (پسر) با اين شتر به عدالت رفتار کن (يا بار را بر شتر استوار ساز) که خداوند عدل را دوست دارد».
از جمله دستورهاي اميرالمؤمنين به مأمور دريافت ماليات جانداران اين است که: «... ] مأمور [آنقدر پشت حيوان سوار نشود که حيوان به مشقّت بيفتد؛ لذا بايد براي سوار شدن از همه آن حيوانات با عدالت بهره‌برداري کند... اگر حيواني خسته و درمانده باشد، بايد براي آن حيوان آسايش بدهد... و در هر چند ساعت مناسب آنها را براي استراحت رها کند...» (شهيدي, 1374, ص 286).

دـ نهي از اذيت و آزار حيوانات: 

همان طور که قبلاً هم اشاره کرديم، قرآن به وجود شعور و درک در حيوانات معتقد است؛ به همين جهت اسلام علاوه بر نهي آزار و اذيت جسمي حيوانات، از آزار روحي آنها نيز به شدت نهي نموده است. از جمله مواردي که در احاديث و روايات در اين زمينه به چشم مي‌خورد، مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:
1ـ نهي از لعن کردن و زدن حيوان 
اميرالمؤمنين فرموده است: «خدا لعنت کننده کسي است که حيوان را لعنت کند».
همچنين، دشنام و لعنت به حيوان و زدن به صورت آن ممنوع است. لاتضـر بوا الدواب علي وجوهها فانها تسبح بحمدالله؛ «به صورت حيوانات نزنيد که همانا آنها پروردگارشان را تسبيح مي‌کنند» (جعفري, 1377, ج 1, ص 118).
همچنين نقل است امام چهارم با شتري بيست بار (برخي گفته‌اند چهل بار) به زيارت خانه‌ خدا رفتند و تازيانه‌اي به حيوان نزدند. از وصاياي امام چهارم به فرزند عزيزش امام باقر آن است که: «فرزند، من با اين شتر بسيار حج نموده‌ام   و يک تازيانه به او نزده‌ام، آن گاه که اين شتر بميرد، دفنش کن تا درندگان گوشت او را نخورند».
در سفر حج ناقه امام علي بن الحسين(س) سکندري خورد، حضرت تازيانه را بلند نمود، اما بر حيوان نزد و فرمود: «اگر قصاص نبود، تازيانه‌ام را مي‌زدم». اين امر به خوبي نشان مي‌دهد كه انسان به خاطر زدن حيوان به ناحق مؤاخذه مي‌شود (فريدوني, بي‌تا, ص‌158).
2ـ نهي از ذبح حيواني در مقابل حيوان ديگر
جايز نيست حيواني را در مقابل حيوان ديگري که او را مي‌بيند ذبح کنند (حلي, 1411 هـ , ج 3, ص 914).
امام علي(س) فرموده است: «گوسفندي را نزد گوسفند ديگر ذبح نکنيد».
3ـ نهي از جدا کردن بچه حيوان از مادرش
از جمله دستوراتي که اميرالمؤمنين(س) به متصديان دريافت ماليات جانداران فرموده، اين است که: «]مأمور[ ميان شتر و بچه او جدايي نيندازد...» (شهيدي,1374, ص 286).
ترديدي نيست در اينکه مثال شتر و بچه‌اش به عنوان مصداق است و با در نظر گرفتن علت، حکم شامل همه مادران و بچه‌هاي حيوانات مي‌شود.
«شکار جوجه پرندگان در آشيانه مادامي که به پرواز در نيامده است، حرام است زيرا جوجه در آشيانه در پناه خدا است» (جعفري, 1377, ج 1, ص 18).
به طور کلي در کتب فقهي، برداشت جوجه پرنده‌ها از آشيانه مکروه اعلام شده است (حلي، 1411هـ,ج3, ص 91؛ طوسي, 1343, ج 2, ص 594).
4ـ نهي از خشونت و اجحاف
اميرالمؤمنين (س) به متصدي دريافت ماليات جانداران فرمود: «کسي را براي تحويل گرفتن و آوردن حيوان وکيل کن که خشونت نداشته باشد و اجحاف و تعدي بر حيوان ننمايد و آنها را درمانده و خسته نکند .... و با حيواني که سم او شکافته يا در حرکت و راه رفتن خود را مي‌کشد، ملايمت کند» (شهيدي, 1374, ص 284).
سکونـي از امام ششم نقـل مي‌کند که از جملـه حقوق حيوان بـر صاحبش ايـن است که: «حيوان را داغ نکند و بر صورتش نزند...».
عبدا... بن جعفر گويد: حضرت رسول به خانه يکي از انصار داخل شد. شتري را مضطرب ديد. حضرت نزد آن شتر آمد و کوهان شتر را دست ماليد و نوازشش کرد تا آرام گرفت. سپس فرمود صاحب شتر کيست؟ جواني نزد حضرت آمد و عرضه داشت من صاحب شترم. حضرت فرمود آيا از خداوند درباره اين حيوان نمي‌ترسي؟ خداوند ترا مالک اين حيوان قرار داده، سيرش نمي کني و شکنجه‌اش مي‌داري؟
   همچنين نقل شده که پيامبر اکرم(ع) با يارانش از حرم گذر مي‌فرمود. آهويي خوابيده بود. حضرت يک نفر را حافظ او قرار داد تا آن حيوان را نترسانند و آزارش ندهند. (فريدوني, بي تا, ص 229).
5ـ نهي از ويران کردن پناهگاه و لانه حيوانات
از جمله نفقه‌هاي حيوان که بر صاحبش واجب است تهيه پناه‌گاه و لانه است. لانه يا پناه‌گاه محل آسايش هر جانداري است ويراني آن باعث آزار روحي و جسمي وي مي‌شود‌. علاوه بر احاديث و رواياتي که در زمينه نهي از خراب کردن لانه حيوانات وجود دارد، در کتب فقهي هم به اين مسأله پرداخته شده است:
از ادرار در لانه‌هاي خزندگان و در آب نهي شده است. شهيد در لمعه ضمن بيان اين مطلب، علت نهي از اين کار را نيز بيان مي‌کند: «يکره البول قائما ومطحا به في الهوا و للنهي عنه و في الماء جاريا و راکدا للتعليل في اخبار نهي بان للماء اهلا فلاتؤذوهم». (همو).
جاي شگفتي است که اسلام حتي به ريزترين موجوداتي که در هوا و آب هستند و حتي ديده نمي‌شوند، توجه دارد و راضي به آزار آنها نيست.
در سيره ائمه و پيامبر اکرم(ع) بسيار آمده که در خانه خود پرند‌ه نگهداري و به آنها رسيدگي مي‌کردند؛ از جمله: زيد گويد در محضر امام صادق(س) راجع به کبوتر صحبت داشتم. حضرت فرمود: در خانه خود نگهداريد چه، کبوتـر دوست داشتني است و بـا حضرت نوح هم کشتي بوده و مأنوس‌ترين پرنده در خانه است (كليني, بي تا, ج 6, ص 548).
ابان از امام ششم(س) روايت مي‌کند که حضرت فرمود: در خانه رسول  اکرم(ع) يک جفت کبوتر سرخ بود (كليني, بي تا, ج 6, ص 548).
6ـ نواهي در مورد شکار و ذبح
شکار در اسلام آداب و دستورهاي مفصلي دارد و در کتب فقهي، احاديث و روايات مباحثي هم چون حرمت شکار در حال احرام، زمان شکار، وسيله شکار، ضرورت شکار و.... را به خود اختصاص داده است. در اکثر اين روايات و دستورها رعايت حقوق حيوانات به خوبي ديده مي‌شود؛ از جمله:
الف‌ـ صيد يا ذبح حيوان در شب: در کتب فقهي صيد حيوانات وحشي و پرندگان يا ذبح حيوانات در شب مکروه اعلام شده است، مگر هنگامي که ضرورت اقتضا کند (طوسي, 1343, ج 2, ص 594). شايد فلسفه کراهت که در آيات متعددي از قرآن هم بيان شده، اين باشد که خداوند شب را مايه آرامش و استراحت قرار داده است، لذا به هم خوردن آسايش و آرامش هيچ موجودي حتي حيوانات در شب روا نخواهد بود.
ب ـ وسيله صيد: در مورد وسيله صيد و ذبح نيز دستورهايي هم چون برنده بودن وسيله (براي آزار نديدن حيوان)، نهي از قطع و بريدن و مثله کردن اندامي از حيوان قبل از ذبح، متناسب بودن وسيله صيد با شکار و... ديده مي‌شود. از جمله اينکه ذبح کردن بايد با وسيله آهني تيز باشد و گرنه جايز نيست مگر در هنگام ضرورت که آن هم بايد سعي شود وسيله حتي الامکان تيز و برنده باشد (حر عاملي،  1403ه‍، ج 8، ص 361).
ج ـ ضرورت شکار: در احاديث آمده است که شکار حيوانات براي تفريح و بدون احتياج حرام است (همو، ج 16، ص 241). به همين جهت کسي که براي تفريح به شکار مي‌رود، سفرش معصيت است و بايد نماز را در اين سفر تمام بخواند.
د ـ حرمت شکار جوجه: پرندگان در آشيانه مادامي که به پرواز در نيامده است، حرام است؛ زيرا جوجه در آشيانه در پناه خداست (اسلامي، بي تا, ج 2، ص 213 و 205).
هـ ـ حـرمت شکار در حال احـرام: در کتـب فقهي مي‌خوانيـم که از «محرمـات احرام، شکار صحراست، از حيث شکار نمودن و خوردن ولو اينکه کسي که محرم نيست آن را شکار کرده باشد. و نيز اشاره کردن و راهنمايي نمودن و بستن و سر بريدن و از جهت جوجه و تخم. پس اگر آن را سر ببرد، بنابر مشهور ميته مي‌شود و اين احوط است و پرنده‌ها حتي ملخ در حکم شکار صحرايي مي‌باشند. احتياط آن است که کشتن زنبور و مورچه در صورتي که قصد اذيت او را ندارند، ترک شود و کشتن جانوراني که در بدن سکونت مي‌گزينند از قبيل شپش و کک و مانند اينها و همچنين است حيواناتي که در بدن ديگر حيوانات مي‌باشند و انداختن آنها از بدن و انتقال دادن آنها از جايشان به جايي که از آن مي‌افتد جايز نيست بلکه احتياط آن است که آنها را به جايي که در معرض سقوط مي‌باشند، نيز انتقال ندهد... (اسلامي، بي تا, ج 2، ص 213 و 205).
 

فلسفه تحريم صيد در حال احرام

 در فلسفه تحريم صيد در حال احرام آمده است که در مراسم حج و عمره انسان به يک نوع رياضت مشروع الهي دست مي‌زند و به نظر مي‌رسد که تحريم صيد در حال احرام بهمين منظور است. از  اين گذشته با توجه به اين اگر صيد کردن براي زوار خانه خدا کار مشروعي بود اين همه رفت و آمدي که هر سال به اين سرزمينهاي مقدس مي‌شود، نسل بسياري از حيوانات در آن منطقه که به حکم خشکي و کم آبي حيواناتش نيز کم است، برچيده مي‌شد و اين دستور نوعي حفاظت و ضمانت براي بقاي نسل حيوانات آن منطقه است. مخصوصاً با توجه به اينکه در غير حال احرام نيز صيد حرام و هم چنين کندن درختان و گياهان آن جا ممنوع است. روشن مي‌شود که اين دستور ارتباط نزديکي با مسأله حفظ محيط زيست و نگهداري گياهان و حيوانات آن منطقه از نابودي و فنا دارد. اين حکم به قدري دقيق تشريح شده که حتي کمک کردن و نشان دادن و ارائه صيد به صياد نيز تحريم گرديده است (شيرازي، 1380، ج 5، ص 88).
اسلام احکام شکار را به طور يقين تشريح نموده است و سيره ائمه هم نشان مي‌دهـد که بـه طور كلـي شکار و صيـد حيوانات از نظـر ايشان چندان مطلـوب و پسنديده نبوده و آن را موجب سياهي قلب مي‌دانستند.
نهي از آزار حيوانات و رعايت حقوق آنان در احاديث و روايات بسيار مفصل و دقيق است و حتي کوچکترين مسائل از نظر دور نمانده است به طوري که در حديث آمده است: سزاوار است کسي که شير را مي‌دوشد، ناخن‌هاي انگشتان را بگيرد تا حيوان اذيت نشود. ذکر همين مقدار نشانگر اهميتي است که اسلام به حقوق حيوانات داده است. 

غيب گويي با توجه به رفتار حيوانات

بشر همواره به سرنوشت خود علاقه‌مند بود و وسيله‌اي مي‌جست تا از آن خبري يابد. لذا در اين راه به همه چيز اعم از ستارگان، زمين، رؤيا و حتي پرندگان و حيوانات توجه کرده و با آنها فال گرفته و غيب گويي کرده است. در اين راه براي پيش‌بيني سير بيماري و درمان نيز از درون و بيرون حيوانات ياري مي‌گرفته است. گاه اين پيشگوئي‌ها منجر به حوادث ناگوار و آزار و اذيت حيوانات هم مي‌شده است.
فال‌گيري از روي رفتار حيوانات، خطوط شانه گوسفند، ديدن دل و جگر حيوانات يا نگريستن پرواز طيور و... صورت مي‌گرفت (تاج بخش,1382, ج 1, ص 175).
مسلماً چگونگي پرواز پرندگان، جگر يا نشانه حيوانات و غيره به هيچ وجه تأثيري در اطلاع از آينده ندارد و اگر گاهي پيشگويي به حقيقت پيوسته است، يا برحسب تصادف بوده و يا توان نفساني و قوه واهمه ناشناخته گوينده است که نکته‌اي را بيان کرده و بعداً مصداق حقيقي پيدا کرده است.
 پيشگويي در ميان اعراب و ايرانيان به شدت رواج داشت. به قول جرجي زيدان اعراب پس از اسلام نيز همانند ساير ملتهاي معاصر از چنگ کهانه و عرافه يعني غيب‌گويي از گذشته و آينده و فال‌گيري از آهنگ پرواز پرندگان رهايي نيافتند.
در قرآن مجيد، آيات متعددي در مورد تطير و بيهـودگي آن ديده مي‌شـود؛ از جمله آيه 131 اعراف، آيه 47 نمل و 18 و 19 يس. در سوره مبارکه يس چنين آمده است:
قالوا انا تطيرنا بکم لئن لم تنتهوا لنرجمنکم و ليمسنکم منا عذاب اليم. قالوا طائرکم معکم ائن ذکرتم بل انتم قوم مسرفون؛ «گفتند: ما شما را به فال بد گرفته‌ايم، وجود شما شوم و مايه بدبختي شهر و ديار ماست. اگر از اين سخنان دست بر نداريد، مسلماً شما را سنگسار خواهيم کرد و مجازات دردناکي از ما به شما خواهد رسيد. (رسولان گفتند) شومي شما از خود شماست و اگر درست بينديشيد به اين حقيقت واقف خواهيد شد. شما گروهي اسرافکار و متجاوزيد».
«تطير» به معناي فال بد زدن است و ريشه اصلي کلمه «طير» به معناي پرنده مي‌باشد. عرب، فال بد را غالباً به وسيله پرندگان مي‌زد، مثلاًَ گاهي صدا کردن کلاغ را به فال بد مي‌گرفت و گاهي پريدن پرنده‌اي را از دست چپ نشانه تيره روزي مي‌پنداشت (مكارم شيرازي, 1380, ج 6, ص 316).
آل فرعون هرگاه دچار ناراحتي و مشکلي مي‌شدند فوراً به موسي(س) و پيروانش نسبت مي‌دادند و مي‌گفتند اين از شر قدم اينها است» (اعراف، 131).
اين طرز فکر مخصوص فرعونيان نبود، قرآن مجيد مي‌گويد دشمنان پيامبر اسلام(ع) نيز در برابر او چنين منطقي داشتند (نساء، 78) و در جاي ديگري مي‌گويد انسانهاي منحرف چنين هستند (فصلت،50).
همان‌طور که گفتيم فال نيک و بد در ميان انسان‌ها و اقوام مختلف رواج داشت اين امر اثر طبيعي ندارد اما بي‌ترديد اثر رواني مي‌تواند داشته باشد، فال نيک غالباً مايه اميدواري و حرکت، و فال بد موجب يأس و نوميدي است. شايد به همين دليل است که در روايات اسلامي از فال نيک نهي نشده، اما فال بد به شدت محکوم گرديده است. در حديث معروفي از پيامبر(ع) نقل شده: تفالوا بالخير تجدوه؛ «کارها را به فال نيک بنگريد تا به آن برسيد» در مورد فال بد كه شديداً مذمت شده از پيامبر(س) نقل شده است: «الطيره شرک» فال بد زدن يک نوع شرک به خداست.
از امام صادق(س) در مورد اثر فال چنين آمده است الطيره علي ما تجعلها ، ان تهونتها تهونت، وان شددتها، تشددت وان لم تجعلها شيئا لم تکن شيئاً؛ «و فال بد اثرش به همان اندازه است که آن را مي‌پذيري، اگر آن را سبک بگيري کم اثر خواهد بود و اگر آنرا محکم بگيري پر اثر و اگر به آن اعتنا نکني هيچ اثري نخواهد داشت» (مكارم شيرازي، 1380، ج 6، ص 318 ـ 319). 

نهي مسابقاتي كه منافي حقوق حيوانات باشند

تفريح با حيوانات همواره مورد توجه بشر بوده است. اسلام همان طور که تفريحات و مسابقات سالمي مثل اسب دواني و شتر سواري را  تشويق و حتي شرط‌بندي بر سر آنها را مجاز شمرده از تفريحاتي که باعث تضييع حقوق حيوانات مي‌شود، به شدت نهي کرده است.
در عصر جاهليت بعضي افراد در کشتن شتر‌هاي خويش با يکديگر مسابقه مي‌گذاشتند و هر کس تعداد بيشتري از شتر‌هاي خود را مي‌کشت، غلبه و پيروزي از آن وي بود. اين عمل را معاقره مي‌خواندند. در کتب لغت عقر به معناي قطع کردن پاي حيوان است و وجه تسميه کشتن شتر‌ها و معاقره اين بود که اول يکي از چهار‌پاي را با ضربه شمشير قطع مي‌نمودند و چون به زمين مي‌افتاد، نحرش مي‌کردند. گويي قطع پاي شتر پيش از کشتن يکي از شرايط اين مسابقه بود و اين خود نمونه واضح آزار و اذيت حيوان  پيش از قرباني کردن بود. ريشه رواني اين عمل، خود خواهي، تفوق طلبي، رياکاري و فخر فروشي بود. مسابقه‌دهندگان گوشت شتر‌هاي نحر شده را به رايگان در اختيار عموم  مي‌گذاردند، و در واقع با اين بذل و بخشش به کار خلاف اخلاق خود لباس فتوت و انفاق مي‌پوشاندند و عمل قبيح خود را زيبا نشان مي‌دادند. پيامبر(ع) اين مسابقه خلاف اخلاق را ممنوع كرد و جنبه انفاق و احسان آن را ناديده گرفت و پيروان خود را از چنين رقابت جاهلانه و زيانباري که مايه فساد اجتماعي و کينه‌توزي بود، بر حذر داشت. به علاوه از قطع کردن پاي حيوانات زنده که يک عمل غير انساني و از رسوم قبيح دوره جاهليت بود، نهي فرموده آن را غير مشروع اعلام کرد (فلسفي, 1397, ج 2, ص 201).
در لسان العرب آمده است: «في الحديث لاعقر في الاسلام. ان النبي(ع)  نهي عن معاقره الاعراب» (همو). از ديگر تفريحات مرسوم در زمان جاهليت که هنوز هم در جوامع و ملل گوناگون ديده مي‌شود، مسابقه از طريق به جنگ انداختن حيوانات بود. طرفين مسابقه دو حيوان نظير خروس يا سگ را وادار به جنگيدن با هم مي‌کردند و هر حيوان که مي‌برد، آن طرف برنده محسوب مي‌شد و تماشاچيان هم بر سر برد و باخت آنها شرط‌بندي مي‌کردند. پيامبر(ع) اين کار غير انساني را به شدت نهي و قدغن نمودند.
نهي رسول الله (ع) عن تجريش البهائم؛ «پيامبر(ع) از اينکه حيوانات را وا دارند که با هم بجنگند و زور آزمايي کنند نهي فرمود».
از امام ششم(س) در مورد جنگ انداختن ميان دو حيوان مي‌پرسند. فقال: کلّه مکروه؛ «تمام اينها را  مکروه مي‌دانم».
خداوند لعنت کند کسي را که يال و دم اسب را که وسيله دفاع اوست، قطع کند. همچنين در «وسايل الشيعه» آمده است شکار حيوانات براي تفريح و بدون احتياج حرام است. بنابراين سفر کسي که براي تفريح به شکار مي‌رود، سفر معصيت بوده و بايد نمازش را تمام بخواند (حر عاملي, 1403ه‍، ج 8, ص 361). ادامه اين بحث در تاريخ ايران و در حقوق بين‌الملل به نوشتار بعدي موكول گرديده است.
 
----------------
منابع و مآخذ: 
قرآن الکريم
نهج البلاغه
اميري، فاطمه، زيست شناسي پايه، تهران، انتشارات پيک دبيران، چاپ اول،1379
تاج بخش، حسن، تاريخ دامپزشکي و پزشکي ايران، تهران، انتشارات سازمان دامپزشکي کشور با همکاري دانشگاه تهران، 1382
جعفري، محمد تقي، رسائل  فقهي، بي‌جا، مؤسسه نشر کرامت، 1377
حجتي اشرفي، غلامرضا، مجموعه کامل قوانين و مقررات  جزايي، تهران، انتشارات گنج  دانش، چاپ 21، 1377
حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعة، بيروت، دار احياء لتراث العربي، چاپ پنجم، 1403ه‍
حلي، ابوالقاسم، شرايع الاسلام  في مسائل الحلال و الحرام، بيروت، دارالاضوا،   602 ه‍
حلي، محمد ابن ادريس، کتاب السرائر حاوي لتحرير الفتاوي، قم، موسسه النشر الاسلامي، 1411ه‍
سيوري، فاضل مقداد، التنقيح الرائع لمختصر الشرايع، قم، نشر کتابخانه آيت الله مرعشي، چاپ اول، 1404ه‍
شواليه، ژان ـ گربران، آلن، فرهنگ نمادها، ترجمه: سودابه فضائلي، تهران، انتشارات  جيحون، چاپ اول، 1378
شهيدي، سيد جعفر، ترجمه نهج البلاغه، تهران، شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ هفتم، 1374
طباطبايي، محمد حسين، تفسير الميزان، تهران، دفتر انتشارات اسلامي، بي تا
طوسي، محمد، النهايه في مجرد الفقه و الفتاوي، تهران، دانشگاه تهران،1343
فريدوني، حسين، «بررسي حقوق حيوانات در اسلام و قوانين روز»، پايان نامه دکتراي دانشگاه تهران، بي تا
فلسفي، محمد تقي، گفتار فلسفي اخلاق از نظر همزيستي و ارزش‌هاي انساني، هيات نشر معارف اسلامي،1397
کزازي، مير جلال الدين، از گونه‌اي ديگر جستارهايي در فرهنگ و ادب ايران، نشر مرکز، چاپ اول،1368
موسوي الخميني، تحرير الوسيله، ترجمه: علي اسلامي، قم، دفتر انتشارات اسلامي،  بي تا
مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، انتشارات دار الکتب الاسلاميه چاپ 18، 1380
نائيني، عليرضا، رباني، محمد، حقوق حيوانات از ديدگاه قرآن و احاديث، فصلنامه علمي پژوهشي دانشور، سال هفتم، دانشگاه شاهد، 1378
نجفي، محمد حسن، جواهر الکلام في مسائل الحلال و الحرام، بيروت، دار احيا، الثراث العربي، چاپ هفتم، بي تا


نويسنده: شيما پور محمدي- پژوهشگر



مشاوره حقوقی رایگان