بسم الله
 
EN

بازدیدها: 601

صلح جهاني

  1392/9/11
ترجمه ي افشين اشکور کيايي  صلح جهاني، آرمانِ آزادي، صلح و شادي در بين و درون همه کشورها و ملتها مي باشد. صلح جهاني، انديشة جهاني بدون خشونت است که کشورها مشتاقانه يا به طور داوطلبانه و يا به واسطه يک سيستم حکومتي با هم همکاري مي کنند تا از جنگ جلوگيري کنند. اين اصطلاح گاهي اوقات براي توقف تمام خصومت‌ها در ميان تمام بشريت مورد استفاده قرار مي گيرد.

صلح جهاني (World peace)

صلح جهاني، آرمانِ آزادي، صلح و شادي در بين و درون همه کشورها و ملتها مي باشد. صلح جهاني، انديشة جهاني بدون خشونت است که کشورها مشتاقانه يا به طور داوطلبانه و يا به واسطه يک سيستم حکومتي با هم همکاري مي کنند تا از جنگ جلوگيري کنند. اين اصطلاح گاهي اوقات براي توقف تمام خصومت‌ها در ميان تمام بشريت مورد استفاده قرار مي گيرد. به عنوان مثال، صلح جهاني مي تواند عبور از مرزهاي از طريق حقوق بشر، حقوق حيوانات، فن آوري، آموزش و پرورش، مهندسي، پزشکي، ديپلماسي و يا اينکه پايان دادن به تمام اشکال مبارزه و جنگ باشد. از سال 1945، سازمان ملل متحد و 5 عضو دائم شوراي امنيت (آمريکا، روسيه، چين، فرانسه و انگلستان) کارشان حل و فصل مناقشات بدون اعلان جنگ مي باشد. با اين حال، از آن زمان به بعد، کشورها وارد چندين درگيري نظامي شدند.

امکان صلح

در حالي که صلح جهاني به لحاظ نظري امکان پذير مي باشد، برخي معتقدند که طبيعت و فطرت انسان ذاتاً مانع اين امر مي شود. اين باور ناشي از اين تفکر است که انسان‌ها به طور طبيعي خشن مي باشند يا اين که براي ارتکاب اعمال خشونت آميز در شرايط خاص، عوامل منطقي را انتخاب خواهند کرد. با اين حال، عدة ديگر معتقدند که جنگ کاملاً يک بخش ذاتي از طبيعت انسان نيست، بلکه يک اختراع انساني است و در واقع اين اسطوره مانع از رسيدن مردم به صلح جهاني مي شود.

نظريه هاي صلح جهاني

نظريه هاي بسياري در مورد اينکه «چگونه صلح جهاني مي تواند به دست بيايد؟» پيشنهادهاي داده ند. تعدادي از آن‌ها را در ادامه توضيح خواهيم داد. صلح جهاني، وقتي که ديگر مناقشه طولاني بر سر منابع وجود نداشته باشد، دست يافتني خواهد شد. براي مثال نفت يکي از اين منابع است که بر سر عرضه آن درگيرهاي معروفي صورت گرفته است؛ بنابراين، توسعه فناوري هاي که از منابع سوخت قابل استفاده مجدد به کار بگيرند، ممکن است يکي از راه هاي دستيابي به صلح در جهان باشد.

ايدئولوژي هاي مختلف سياسي

گاهي اوقات بيان مي شود که صلح جهاني نتيجه اجتناب ناپذير يک ايدئولوژي خاص سياسي مي باشد. بنا به گفته رئيس جمهور سابق آمريکا جورج دبليو بوش: «پيشرفت دموکراسي منجر به صلح جهاني مي شود». لئون تروتسکي (Leon Trotsky)، نظريه پرداز مارکسيست، مي پنداشت که انقلاب جهاني مي توانست منتهي به صلح جهاني کمونيست شود.

نظريه صلح دموکراتيک (Democratic peace theory)

طرفداران نظريهِ بحث برانگيز «صلح دموکراتيک» ادعا مي کنند که شواهد تجربي محکمي وجود دارد که دموکراسي‌ها هرگز يا به ندرت بر عليه يکديگر دست به جنگ مي زنند (تنها استثنا مربوط به جنگ کاد، جنگ هاي توربوتو عمليات فارک مي باشد- که همه آن‌ها تلفاتي نداشتند). جک لوي (1988) بارها ادعا مي کرد که اين نظريه: «نزديک‌تر از هر نظرية ديگري به قانون تجربي در روابط بين المللي مي باشد».

تعداد زيادي از کشورها، از انقلاب صنعتي به بعد دمکراتيک شدند. در صورتي که نظريه صلح دموکراتيک درست باشد، در نتيجه صلح جهاني امکان پذير خواهد بود و اين روند ادامه پيدا خواهد کرد. با اين حال در مورد اين نظريه ممکن است چند استثنا وجود داشته باشد.

نظريه صلح سرمايه داري (Capitalism peace theory)

آين رند (Ayn Rand) در نظريه «صلح سرمايه داري» (capitalism peace theory) خود عقيده داشت که جنگ هاي بزرگ تاريخ را اقتصاد کنترل شدهِ زمان در برابر آن‌هايي که اقتصادشان آزادتر است، آغاز مي کنند و اينکه سرمايه داري به انسان‌ها طولاني‌ترين دوره صلح در تاريخ را داده است- دورة که در طي آن جنگ در سرتاسر جهان متمدن وجود نداشت- از پايان جنگ هاي ناپلئوني در سال 1815 تا وقوع جنگ جهاني اول در سال 1914، با استثناي جنگ فرانسه و پروس (1870)، جنگ آمريکا و اسپانيا (1898)، وجنگ هاي داخلي آمريکا (1860-1863) که به ويژه شايد بتوان گفت در ليبرال ترين اقتصاد هاي جهان در اوج انقلاب صنعتي رخ داده است.

نبايد از ياد برد که از قرن نوزدهم نظام هاي سياسي، سرمايه داري خالص نبودند بلکه همراه با اقتصاد مختلط (mixed economies) (ترکيبي از اقتصاد سرمايه داري و سوسيالستي، مالکيت خصوصي و مالکيت دولتي) بودند. با اين حال، اساس سرمايه داري مسلط بوده و نزديک به يک قرن سرمايه داري در حُکمِ بشريت آمده بود؛ اما اساس دولت محوري (statism) در طول قرن نوزدهم به رشد خود ادامه داد و با آغاز بمباران جنگ جهاني اول در 1914، دولت‌هاي درگير جنگ سياست‌هاي دولتي را در پيش گرفتند.

با اين حال اين نظريه جنگ وحشيانه استعماري توسط کشورهاي غربي عليه کشورهاي خارج از اروپا و همچنين جنگ هاي آلمان و ايتاليا، جنگ فرانسه و پروس، جنگ کريمه و درگيري هاي ديگر در اروپا را ناديده مي گيرد. همچنين اين نظريه عدم جنگ را به عنوان شاخص براي صلح فرض مي کند، اين درحالي است که واقعيتِ تضاد طبقاتي هميشه حاضر بوده است.

مي‌توان استدلال کرد که بحث هاي آن‌ها بر مبناي غلطي قرار دارد چونکه ممکن نيست خود سرمايه علت باشد بلکه بيش‌تر قدرت کم دولت است که معمولاً بحث آن در آنارشيسم -اعم از آنارکو-کاپيتاليسم در برابر آنارکو-کمونيسم که لزوماً سرمايه داري نيست- قرار دارد.

کوبدنيسم (Cobdenism)(سيستم آزادي تجارت)

کوبدنيسم مدعي است که با حذف تعرفه ها و ايجاد تجارت آزاد بين المللي، جنگ مي تواند امکان ناپذير شود، به خاطر اينکه تجارت آزاد کشورها را از خودکفا شدن (self-sufficient)-که يکي از شرايط لازم جنگ هاي طولاني مدت مي باشد-جلوگيري مي کند. به عنوان مثال اگر کشوري سلاح و کشور ديگري مهمات توليد کند، اين دو کشور نمي توانند با يکديگر مبارزه کنند چونکه کشور اول قادر به توليد مهمات نمي باشد و دومي قادر به تهيه سلاح.

منتقدان استدلال مي کنند که تجارت آزاد جلوي کشورها را از تأسيس نوعي طرح اضطراري به طور موقت براي خودکفايي شدن در مورد جنگ را نمي گيرد يا اينکه کشوري مي تواند آنچه از کشورهاي مختلف نياز دارد را به سادگي بدست آورد. يک مثال خوب در اين زمينه آلمان و بريتانيا در جنگ جهاني اول مي باشد که هر دو کشور در طول جنگ تا حدودي موفق به خودکفايي شدند. نکته مهم در اين واقيت است که آلمان برنامه يي براي اقتصاد جنگي (War Economy) نداشت.

به طور کلي طرفداران ديگر اين نظريه استدلال مي کنند که تجارت آزاد-اگر چه جنگ را غير ممکن نمي سازد- ولي خود موجب جنگ مي شود و جنگ باعث محدوديت هاي در مورد تجارت مي شود و همچنين هزينه هاي زيادي براي شرکت هاي بين المللي با توليد، تحقيق و فروش در ميان کشورها مختلف دارد؛ بنابراين لابي هاي قدرتمدند-در صورتي که فقط شرکت‌هاي ملي وجود نداشته باشد-بر عليه جنگ وارد مي شوند.

 نابودي قطعي متقابل (Mutual assured destruction)

نابودي قطعي متقابل (که گاهي به اختصار به عنوان MAD شناخته مي شود) دکترين نظامي استراتژيک مي باشد که در اين استراتژي، استفاده تمام عيار از سلاح هاي هسته اي دو طرف درگير مي تواند به طور مؤثري منتج به انهدام هم مدافع و هم مهاجم شود. در طول جنگ سرد به طرفداران سياست نابودي قطعي متقابل، اين را نسبت مي دادند که افزايش مرگبار جنگ به نقطة که در آن امکان پيشنهاد طولاني مدتي که به دو طرف سود برساند، وجود نداشته باشد، در نتيجه جنگ بي معني مي شود.

جهاني شدن

بعضي‌ها روندي را در سياست بين الملل مي بينند که به وسيله آن دولت-شهرها و دولت-ملت ها با هم متحد مي شوند و مدعي هستند که در نهايت در عرصه بين المللي همين کار خواهند شد. بسياري از کشورهاي مثل چين، ايتاليا، آمريکا، آلمان، هند و بريتانيا در يک دولت-ملت، مثل متحد شدن اتحاديه اروپا، متحد شده اند و مدعي اين امر هستند که جهاني شدن بيش‌تر موجب يک نظم واحد جهاني خواهد شد.

انزواطلبي و عدم تجاوزگرايان (Isolationism and non-interventionism)

طرفداران انزواطلبي و اصل عدم تجاوزگرايي مدعي هستند که جهان متشکل از کشورهاي متعدد، زماني مي توانند همزيستي مسالت آميزي داشته باشند که هر کدام از آن‌ها تمرکز بيش‌تري بر امور داخلي داشته باشند و سعي در تحميل اراده خود بر کشورهاي ديگر نداشته باشند.

عدم تجاوزگرايان را نبايد با انزواطلبان اشتباه گرفت. انزواطلبي مانند عدم تجاوزگرايي توصيه به اجتناب از مداخله در امور داخلي کشورها مي کند اما همچنين تأکيدي بر حمايت از توليدات داخلي و تجارت بين المللي مي کند. از سوي ديگر عدم تجاوزگرايان، طرفدار تجارت آزاد (مانند کوبدنيسم) همراه با سياست عدم مداخله سياسي و نظامي مي باشند.

کشوري مانند ژاپن شايد شناخته شدترين کشور در زمينه سياست انزواطلبي در گذشته مي باشد. در دوره Edo Tokugawa ژاپن شروع به سياست انزواطلبي کرد که رابطه خود را کاملاً از جهان قطع کرد. اين دوره به نام «انزواطلبي» شناخته شده است و در بسياري از بخش‌ها ثبت شده است.

صلح خود سازمان يافته (Self-organized peace)

صلح جهاني را به عنوان پيامد محلي (local) مي دانند و رفتارهاي خود رأي (self-determined) را مانع از نهادينه شدن قدرت و موجب خشونت هاي بعدي مي دانند. راه حل صلح را بر اساس دستور توافق شده و يا بهره برداري از مقامات بلند پايه اعم از ديني و سياسي قرار نمي دهند بلکه بيش‌تر (بر اساس) شبکه هاي خودسازمان يافته با مکانيسم هاي حمايتي متقابل مي دانند که حاصل يک بنياد اجتماعي-سياسي و اقتصادي کارآمد مي باشد. روش اصلي براي ترقيب به همگرايي را آزمايش هاي فکري Thought Experiment مي دانند مانند پس نگري Back Casting، اجازه دادن براي مشارکت بدون در نظر گرفتن زمينه هاي فرهنگي، آموزهاي مذهبي، وابستگي هاي سياسي يا سن جمعيتي. مکانيسم هاي يکسان گروهي از طريق پروژه اينترنتي متن‌باز (open source) از جمله ويکيپديا، Need4Peace و رشد و تکامل شبکه هاي اجتماعي در حال شکل گيري هستند.

نظريه هنجارهاي اقتصادي (Economic norms theory)

نظريه هنجارهاي اقتصادي، شرايط اقتصادي را با نهادهاي حکومت و تضاد متصل مي کند و اقتصاد شخصي حمايتگر (personal clientelist economies) را از غير شخصي بازارگرا (impersonal market-oriented) تشخيص مي دهد که شناساي دومي (غير شخصي) به صلح دائم در داخل و ميان ملت‌ها منجر مي شود.

در ميان موارد بسياري از تاريخ جوامع بشري، اساس کار بر روي روابط شخصي مي باشد که افراد در گروه ها از همديگر شناخت دارند و به تبادل نفع‌ها و سودها مي پردازند. امروزه در بسياري از جوامع کم درآمد، سلسه مراتب گروهي، توزيع ثروت بر اساس روابط شخصي ميان رهبران گروه مي باشد، روندي که اغلب با مريد پروري و رشوه خواري در ارتباط است. مايکل موسيو (Michael Mousseau) استدلال مي کند که اين نوع درگيري اقتصادي-اجتماعي، هميشه -پنهان يا آشکار- حضور دارد به خاطر اينکه افراد براي امنيت فيزيکي و اقتصاديشان وابسته به گروه هايشان هستند و در نتيجه به جاي دولتشان به گروه هاي خود وفادار هستند و بنابراين گروه ها در يک حالت دائم براي دسترسي به خزانه دولت درگير هستند. از طريق روندهاي عقلانيت محدود Bounded Rationality، مردم را در جهت هويت‌هاي نيرومند گروهي پرورش مي دهند و مي توانند به راحتي آن‌ها را به ترس از بيگانه حرکت دهند، زمينه هاي رواني که امکان خشونت هاي فرقة، نسل کشي و تروريسم را امکان پذير مي کند.

اقتصادهاي اجتماعي بازار محور (Market-oriented socio-economies) منسجم هستند اما نه با روابط شخصي بلکه با نيروهاي غير شخصي بازار که بيش‌تر افراد از لحاظ اقتصادي در قراردادهاي دولت، وابسته به خارج هاي قابل اعتماد هستند. اين کار باعث وفاداري به دولتي مي شود که به اجراي حاکميت قانون و قراردادهاي بي طرفانه و قابل اعتماد مي پردازد و موجب تأمين آزادي در قراردادها مي شود که به آن ليبرال دمکراسي مي گويند. جنگ نمي تواند در بين يا داخل کشورها با اقتصاد بازار يکپارچه رخ بدهد، زيرا جنگ نياز به آسيب رساندن به ديگران دارد و در اين نوع اقتصادها هر کسي از لحاظ اقتصادي به دنبال اين است که وضع مالي بهتري داشته باشد و همچنين در بازار هم به دنبال بهتر شدن وضع ماليشان هستند و نه بدتر شدنش. شهروندان در اقتصادهاي اجتماعي بازار محور، به جاي مبارزه، به شدت مراقب رفاه و حقوق همه هستند به طوري که آن‌ها خواهان رشد اقتصادي در داخل کشور خود و حقوق بشر در خارج هستند. در واقع کشورها با اقتصاد اجتماعي بازار محور تمايل به توافق در مسائل جهاني دارند و در هر اختلافي بين آن‌ها، فقط مرگ و مير اتفاق نمي افتد.

نظريه هنجارهاي اقتصادي نبايد با نظريه هاي ليبرال کلاسيک اشتباه گرفته شود. نظريه هاي ليبرال کلاسيک فرض را بر اين مي گذارند که بازارها طبيعي هستند و بازار آزاد موجب ثروت مي شود. در مقابل، نظريه هنجار اقتصادي، بيانگر آن است که بازارهاي متعهد، هنجارها اکتسابي هستند و بودجه، نظارت و توزيع دولت ضروري است زيرا اطمينان حاصل مي شود که هر کسي مي تواند در اقتصاد «بازار اجتماعي» شرکت کند که اين به نفع همه مي باشد.

نگرش هاي مذهبي


بسياري از اديان و رهبران مذهبي، خواسته هاي به منظور پايان دادن به خشونت‌ها و يا صلح جهاني بيان کرده اند.

دين بودا (Buddhism)


بسياري از بودايي‌ها معتقدند که صلح جهاني زماني بدست مي آيد که اول در ذهنمان صلح را بناء بنهيم. سيدارتا گوتاما (Siddhartha Gautama)، مؤسس بودايسم، مي گفت: «صلح از درون مي آيد. دنبال صلح در بيرون نباشيد». منظورش اين است که خشم و ديگر حالات منفي ذهن، علت جنگ و مبارزه هستند. بودايي‌ها، معتقدند زماني مردم در صلح و آرامش مي توانند زندگي کنند که احساسات منفي مانند خشم را از ذهنشان رها کنند و احساسات مثبتي مانند عشق و شفقت را پرورش دهند.

مسيحيت (Christianity)


اساس ايده مسيحيت، ترويج صلح از طريق حسن نيت از راه ِ تقسيم کردن ايمان به ديگران و همچنين عفو کساني که سعي در هم شکستن صلح را دارند. بر اين اساس، در زير متن دو انجيل انتخاب شده است:

«امّا من به شما مي‌گويم دشمنان خود را محبت نماييد و براي آنان که به شما آزار مي‌رسانند، دعاي خير کنيد، تا پدر خود را که در آسمان است، فرزندان باشيد. زيرا او آفتاب خود را بر بدان و نيکان مي‌تاباند و باران خود را بر پارسايان و بدکاران مي‌باراند»(انجيل متي 5: 44- 45).

«حکمي تازه به شما مي‌دهم، و آن اين که يکديگر را محبت کنيد. همانگونه که من شما را محبت کردم، شما نيز بايد يکديگر را محبت نماييد. از همين محبت شما به يکديگر، همه پيخواهند برد که شاگرد من هستيد»(انجيل يوحنا 13: 34 – 35).

با توجه به سخنان عيسي مسيح که در يوحنا 14: 6 مي گويد: «من راه و راستي و حيات هستم؛ هيچ‌کس جز به‌واسط? من، نزد پدر نمي‌آيد.»، بسياري از مسيحيان راه ديگري به خدا به غير از عيسي مسيح را قبول نمي کنند؛ بنابراين، عمل واقعي عاشق مسيحيت مي بايستي اين را نشان دهد که تنها يک خدا و يک نجات دهنده وجود دارد. مسيحيان را عاشق دشمنانشان مي نامند و انجيل، آن‌ها را موعظه به بشارت کرده است.

پيروان مشيتگرايي پيش هزاره گرايي (Premillennial Dispensationalism ) بر اين باورند که صلح جهاني دست نيافتني خواهد بود تا زمان ظهور دوبارة مسيح و هزار سال حکمراني دوران ِمسيح بعد از دوران فلاکت (Tribulation)؛ بنابراين اگرچه مسيحيان بايد در جهت گسترش پيام هايِ رستگاري و نجات تنها از طريق عيسي تلاش کنند، اما آخرت شناسي شان، افزايش نهايي (غايي) جنگ و بلاياي طبيعي را از طريق هفت سال رنج آموزش مي دهند که در آن قوانيني ضد مسيح (Anti-christ) تا شروع فرماندهي (سلطنت) هزار ساله مسيح رواج خواهد داشت.

آيين هندو (Hinduism)


هندوها به طور سنتي، اين جمله قديمي [سانسکريت] را مي پذيرند که مي گويد: «Vasudha eva kutumbakam» به معناي: «جهان يک خانواده است». جوهر اين جمله «مشاهده» است که اساس ديدنِ ذهن فقط تناقض و اختلاف‌ها مي باشد. هر چقدر ما بيش‌تر دنبال عقل و خرد باشيم، بيش‌تر روح باطني‌مان فراگير و آزادتر از توهمات و مايا (Maya) مي شود؛ بنابراين صلح جهاني از نظر هندوها، تنها از راهِ باطني بدست مي آيد. به اين معني که خودمان را از مرزهاي ساختگي رهايي به بخشيم که ما را از هم جدا کرده و خوب است که صلح را بدست آوريم.

اسلام


بر طبق نظر اسلام، ايمان به تنها خدا واحد و داشتن پدر و مادر مشترک آدم و حوا، بزرگ‌ترين دليل براي انسان‌ها است که با يکديگر با صلح و برادري زندگي کنند. ديدگاه صلح جهاني اسلام در قرآن ذکر شده که در آن، تمام بشريت به عنوان يک خانواده شناخته مي شود. همه مردم فرزندان آدم هستند. هدفِ دين اسلام اين است که مردم تمايلات طبيعي خودشان را نسبت به برادر خود تشخيص دهند. بر طبق آخرت شناسيِ اسلامي، کل جهان تحت رهبري حضرت محمد در ظهور دوبارشان متحد خواهد شد. در آن زمان عشق، عدالت و صلح آنقدر فراوان خواهد بود که جهان شبيه بهشت خواهد شد.

در اکتبر 2009 مرکز تحقيقات آموزشي و فرهنگي اسلامي- IECRC- تحقيقي درباره خشونت مذهبي در صلح جهاني صورت داد و در آخرين چاپ کتاب، مفهوم «نظم جهاني» را در جزئيات بيش‌تري تحت عنوان «نظم جهاني صلح – پيش به سوي يک دولت جهاني» گسترش داد.

يهوديت (Judaism)


به طور سنتي يهوديت آموزش مي دهد که در زمان آينده، رهبري بزرگ به پا مي خيزد تا مردم اسرائيل را متحد کند که منتج به صلح و رفاه جهاني مي شود. اين ايده ريشه در عبارت هاي در تفاسير تنخ (Tanakh) و خاخامي دارد.

علاوه بر ايده معروفِ «ماشيح» (MESSIAH)، ايده ديگري از تيکون اولام (Tikun Olam)‌ وجود دارد (که در صدد اصلاح جهان است). تيکون اولام از طريق مختلفي مانند انجام ثابت دستورات خداوند (مانند سَبَت Sabbath : روز تعطيل و عبادت، شنبه نزد يهوديان) را انجام مي دهند و همچنين بقيه جهان را به اين راه و روش ترغيب مي کنند. همچنين تيکون اولام از طريق موسسات خيريه و عدالت اجتماعي اين امور را انجام مي دهد.

بسياري از يهوديان معتقدند وقتي تيکون اولام اين امور را انجام داد و جهان اصلاح شد، عصر مسيحايي (Messianic Age) آغاز خواهد شد.

جاينيزم (Jainism)


همدردي و شفقت براي تمام زندگي- انسان و غيرانسان- مفهوم اساسي جاينيزم مي باشد. زندگي بشري ارزش هاي از قبيل فرصت‌هاي نادر و منحصر به فرد براي رسيدن به روشنگري، کشتن هر فردي، بدون توجه به اينکه چه جرمي ممکن است مرتکب شده است، به گونه اي باور نکردني از نظر آنان نفرت انگيز تصور شده است. مذهبي است که نياز به راهبان و مردم عادي دارد که از تمام فرقه ها و سنت‌هايش گياه خواري باشند. بعضي مناطق هند، مانند گجرات (gujarat)، به شدت تحت تأثير آيين جاين (Jaina) قرار گرفته اند و همچنين اکثر هندوهاي محلي -از هر فرقه ي-گياه خوار شده اند.

آئين سيک (Sikhism)


«تمام انسان ها و موجودات زنده با هم هستند و همه متعلق به يکديگرند»(گورو گرانت صاحب،425). علاوه بر اين گرو نصيحت مي کند که: «ستايش کن پروردگار معصوم را که در درون همه موجودات است» (گورو گرانت صاحب،706). ويژگي هاي خاصِ سيکِ گرو است که او را فراتر از چارچوب هاي نظام طبقاتي کاستي مي برد و به سمت تواضع و فروتني حرکت مي کند.

اثرات و پيامدهاي اقتصادي


گزارشي در ماه مه سال 2011 در مورد شاخص هاي صلح جهاني نشان داد که جهان در سال گذشته، 25? صلح آميز تر شده است، اقتصاد جهاني 2 تريليون دلار اضافي بهره برده است که توانست 2? از توليد ناخالص داخلي مورد نياز جهاني را در سال گذشته، براي کاهش گرم شدن کره زمين اختصاص دهند، همه هزينه را براي رسيدن به اهداف توسعه هزاره پوشش دهند، تمام بدهي هاي عمومي يونان، ايرلند و پرتغال لغو کنند و به هزينه هاي بازسازيِ زلزله 2011 توکويو و سونامي را پوشش دهند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان