بسم الله
 
EN

بازدیدها: 806

کپي برابر اصل نيست!

  1392/9/11


گمان که اين عبارت زير يک برگ کپي يا بفرموده فرهنگستان روگرفتي باشد:
«روگرفت برابر اصل است»
1-از اين فراز چه مي فهميم؟ آيا اين فراز دلالت دارد بر اين که روگرفتي که روي آن اين فراز «روگرفت برابر اصل است» درج شده است، برابر اصل است؟ بله اين احتمال هست. اما فراز کلي روگرفت برابر اصل است که نشان نمي دهد کدام روگرفت برابر اصل است. لابد که بايد ضمير اشاره اين به آن افزوده شود تا معنا رسا باشد. يعني نوشته شود: «اين روگرفت برابر اصل است»
2-اکنون پرسش مي شود اين که «اين روگرفت برابر اصل است» به کدام روگرفت اشاره دارد؟ چون نويسنده اين وقتي نوشت «اين» ديگر اين اثر اشاره اي خود را از دست مي دهد. ولي حقيقتا هنوز روگرفت نزد ماست و نمي توان به آن گفت آن. آيا با مسامحه بپذيريم که واژه اين در فراز «اين روگرفت برابر اصل است» دارد بيرون از نوشته به خود نوشته و روگرفت (تصوير=کپي) اشاره مي کند. لابد راه ديگري براي بيرون شدن از اين بن بست نداريم. 
3- اما با درج فراز « اين روگرفت برابر اصل است» ديگر اين روگرفت برابر اصل نيست، چون اکنون فراز مزبور روي آن درج شده است. 
يعني اگر فراز مزبور مفيد معنايي باشد (که بايد باشد) ديگر رخصتي براي برابر اصل بودن روگرفت نمي گذارد. زيرا اکنون تفاوتي ميان اصل با روگرفت ايجاد شده است و آن حک شدن فراز مزبور است. اگر فراز مزبور بي معنا باشد، خب براي چه اين فراز را روي تصويري يا کپي يا روگرفتي مي نويسيم؟
4-اگر بخواهيم معناي روگرفت برابر اصل است را به گونه اي ديگر افاده کنيم که روگرفت خدشه اي نبايد، لابد است که برگه اي پيوست روگرفت کنيم و به آن منگنه کنيم و روي برگه بنويسيم تصوير=کپي=روگرفت که پيوست نوشته حاضر است برابر است با اصل آن. اما وقتي هنوز نوشته به پايان نرسيده باشد ما چگونه مي توانيم از پيوست بودن برگه اطمينان يابيم؟ به هيچ وجه امکان ندارد مطمئن شويم. لابد که مي بايست مي نوشتيم : برگه اي که پيوست اين نوشته کرده ام، برابر با اصل است. اما هنگام نگارش نامه پيوست شدن روگرفت به نوشته پايان يافته است و استفاده از ماضي نقلي خطاي آشکار است. آيا بايد مي نوشتيم : برگه اي که پيوست اين نوشته کردم، برابر اصل است؟ اما اين هم ممتنع است. چون اگر من برگه را پيش از نوشتن پيوست کرده باشم، فراز پيوشت اين نوشته کردم حقيقت ندارد. و اگر پس نوشتنم پيوست کنم بازهم نوشته ام حقيقت ندارد. 
لابد که بايد بنويسم: روگرفتي که به اين نوشته پيوست خواهم کرد، برابر اصل است. ولي که مي داند (حتي خودم هم نمي دانم) چه روگرفتي را پيوست نوشته ام خواهم کرد. پس اين هم حقيقت ندارد.
5-اما اصل چيست؟ من چگونه مي توانم بگويم روگرفتي که پيوست نوشته ام برابر اصل است. اين که اصل در ياد و ذهن من است کافي است که روگرفت برابر اصل باشد؟ شايد شما به من اعتماد مي کنيد که من اصلي را ديده ام و اکنون مي گويم روگرفت برابر با آن را دارم. اما چگونه مي شود روگرفتي برابر اصلي باشد؟ آيا آن اصل کدام است که اين روگرفت برابر با آن است؟

اين را نوشتم تا بدانيم نقاشي «اين يک چپق نيست» اثر رنه ماگريت چقدر مي تواند مستاصل کننده باشد.
هر روز بسيار از اين معماها برايمان پيش مي آيد. ما چگونه از اين دورها بيرون مي رويم؟



نويسنده: مسعود جواديه- وكيل پايه يك دادگستري و مديرعامل موسسه خانه حقوق آريا





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان