بسم الله
 
EN

بازدیدها: 976

نقش و سهم بانوان در نظام اسلامي ممتاز و بي‌بديل است

  1390/10/18
خلاصه: رهبر معظم انقلاب در سومين نشست انديشه‌هاي راهبردي: زن و مرد در مسير تعالي يکسانند نقش و سهم بانوان در نظام اسلامي ممتاز و بي‌بديل است
صدها تن از انديشمندان، نخبگان، اساتيد حوزه و دانشگاه، پژوهشگران و مؤلفان‎ ‎آثار علمي، همراه با حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي رهبر انقلاب اسلامي، چهارشنبه شب در سومين نشست انديشه‌هاي راهبردي جمهوري اسلامي، به تعامل فکري و بررسي ابعاد‎ ‎مختلف موضوع زن و خانواده پرداختند‎.‎

در اين نشست چهار ساعته، 10 نفر از صاحب نظراني که مقالات و پژوهشهاي آنان از ميان 188 ‎مقاله رسيده به دبيرخانه نشست، به عنوان آثار برتر شناخته شده است، به بيان‎ ‎ديدگاه‌ها و طرح نظريات خود پرداختند‎.‎

بعد از ارائه مقالات علمي، حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب، در‎ سخناني، هدف از برگزاري سلسله نشست‌هاي انديشه‌هاي راهبردي با نخبگان و انديشمندان‎ ‎را، تبادل نظر عالمانه به منظور ايجاد زمينه استفاده از ديدگاههاي مختلف علمي و‎ ‎دستيابي به يک انديشه صحيح و جامع به عنوان قاعده برنامه‌ريزي و اجرا دانستند و‎ ‎تأکيد کردند: دستاورد اين نشست‌ها که در موضوعات اساسي ادامه خواهد يافت، بايد‏‎ ‎متين، عميق، ماندگار و قابل عرضه و دفاع باشد‎.‎ متن سخنان رهبر معظم انقلاب به اين شرح است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌

اللّهمّ سدّد السنتنا بالصّواب و الحکمه

خوشامد عرض مي‌کنم به همه‌ برادران و خواهران، و تشکر مي‌کنم از شرکت حضار محترم در اين کار دسته‌جمعىِ بسيار بااهميت. همچنين تشکر ويژه‌اى دارم از سخنرانان و سخنگويان؛ چه آنهائى که مطالبى را عرضه کردند، چه آن‌هايى که اعتراضاتى را بيان کردند. از رئيس و مدير برنامه، جناب آقاى دکتر واعظ‌زاده هم صميمانه تشکر مي‌کنم؛ هم به خاطر اداره‌ خوب اين جلسه، و هم بيشتر به خاطر تمهيد و سازماندهى اساسى‌اى که براى شکل و محتواى اين جلسه، ايشان به کمک يک جمعى در طول چند ماه انجام دادند.

هدف از اين جلسه و اين نشست‌ها، تبادل نظر عالمانه با جمع‌هاى نخبگانى است درباره‌ مسائل اساسى کشور. اگر گفته مي‌شود انديشه‌هاى راهبردى، بله، در واقع سعى بر اين است که به يک انديشه برسيم؛ منتها مي‌توان تقسيم کرد، تنويع کرد؛ انديشه در باب عدالت، انديشه در باب زن و خانواده؛ بعد فهرست طولانى‌اى داريم در حدود بيست و چند موضوع، که هر کدام از اين‌ها عنوان انديشه رويش دارد؛ انديشه‌ها به اين لحاظ است؛ والّا بنا بر اين است که اين جمع نخبگانى با زايش فکرى و معنوى و کمکى که به اسلام و نظام جمهورى اسلامى خواهند کرد، ان‌شاءالله در هر زمينه‌اى به يک نظر واحد و يک انديشه واحد برسيم.

البته در اين جلسات، غرض اين نيست که ما از صفر تا صدِ يک موضوع را بررسى کنيم - که عملى هم نيست - غرض، باز شدن راه مواجهه‌ با مسائلى است که براى يک کشور و براى آينده مطرح است. مي‌خواهيم به خصوص از جهات نظرى گشايشى بشود، راهى باز شود، تا نخبگان کشور، مغزهاى فعال کشور و مجربان در هر رشته‌اى بتوانند سهمى بر عهده بگيرند براى انعقاد يک فکر صحيح، که قاعده‌ اجرا و عمل و برنامه‌ريزى خواهد شد؛ قصد اين است. هم در عرصه‌ نظرى، ما نقاط ضعفى داريم، نقاط قوّتى داريم؛ هم در عرصه‌هاى کاربردى، نقاط ضعفى داريم، نقاط قوّتى داريم؛ اين‌ها در اين جلسات شناخته مي‌شود. با بحثى که صاحب‌نظران و مجربان هر رشته‌اى با تکيه‌ بر معلومات و دستاوردهاى علمى خود مي‌کنند، ما مي‌توانيم نقاط قوّت خودمان را تشخيص بدهيم و نقاط ضعف خودمان را هم تشخيص بدهيم و درصدد علاج بربيائيم. بخواهيم آن نقاط رخنه‌پذير يا نقاط سست را ترميم کنيم، اصلاح کنيم و ضعف‌ها را برطرف کنيم.

بايد بدانيم در حوزه‌ نظريه‌پردازى، کجا جلوئيم، کجا عقبيم. يک جاهائى واقعاً ما جلو هستيم، در يک مواردى هم واقعاً عقبيم. در همين زمينه‌ مسئله زن، اين همه منابع و تعاليم اسلامى در دسترس ماست: آيات کريمه‌ قرآن؛ چه آياتى که مستقيماً به اين مسئله ارتباط پيدا مي‌کند، و چه آياتى که با کليت خود، با عموم و اطلاقِ خود شامل اين مورد مي‌شود، در اختيار ماست؛ اينها را بايد تئوريزه کنيم؛ به شکل نظريه‌ها و مجموعه‌هاى قابل تشعب، قابل استفاده و قابل استنتاج در بياوريم و در اختيار همه بگذاريم؛ هم در اختيار خودمان براى برنامه‌ريزى، هم در اختيار مخالفين، هم در اختيار استفسارکنندگان؛ که اشاره کردند و درست است. امروز در دنيا استفسارکنندگان و سؤال کنندگان از نظرات جمهورى اسلامى - که تجربه‌ سى ساله‌اى را با خود دارد - زياد شده‌اند. البته شماها هم قاعدتاً اطلاع داريد، ما هم از کلانش اطلاع داريم؛ زياد مراجعه مي‌کنند، زياد مي‌پرسند، در موضوعات مختلف زياد مي‌خواهند بدانند، که در جمهورى اسلامى چه چيزى وجود دارد. خب، اينها را بايد براى آنها فراهم کرد.

قبلاً دو تا نشست داشتيم: يک نشست مربوط به الگوى اسلامى - ايرانى پيشرفت بود، يک نشست هم مربوط به عدالت بود؛ که اگرچه دو موضوع جداگانه هستند، اما در طول همند. کارهاى خوبى انجام گرفته. من مايلم برادران و خواهران اين را بدانند؛ چون در کارى که از حالا به بعد مي‌خواهيم نسبت به موضوعِ امشب داشته باشيم، تأثير مي‌گذارد. بدانيد کار با جديت پيش ميرود. آقاى دکتر واعظ‌زاده اشاره کردند. تفاصيل کارهائى که شده، بيش از آن مقدارى است که حتّى ايشان به عنوان گزارش گفتند؛ چون بناى بر اختصار داشتند. کارهاى جدىِ خوبى شده. بخصوص اين مرکزى که براى الگوى اسلامى - ايرانى پيشرفت تشکيل شد، با کمک محققين مشغول کارهاى بسيار خوبى است. در واقع اين جلسات هر کدام بذرى را در يک سرزمين مستعدى مي‌پاشد. آبيارى اين سرزمين به عهده‌ عواملى است که بعضى تا حالا تمهيد شده‌اند، بعضى هم در فکر هستيم که ان‌شاءالله تمهيد بشوند. البته فضاى عمومى جامعه هم کمک مي‌کند تا ببالد. ما خيلى عجله هم نداريم. البته مايليم کارها سريع پيش برود - يعنى با تنبلى و عقب‌ماندگى و اين‌ها هيچ موافق نيستيم - اما شتابزدگى در کار نيست. ما نمي‌خواهيم شتابزده کار کنيم؛ مي‌خواهيم کار، متين، عميق، ماندگار، قابل عرضه و قابل دفاع از آب دربيايد. ان‌شاءالله اين جلسات - هم اين جلسه، هم دو جلسه‌ قبلى - اين نقش را ايفاء خواهد کرد؛ من يک اطمينانى به اين معنا دارم.

مسئله‌ زن و خانواده براى کشور، جزو مسائل درجه‌ يک است. دوستان، خانمها و آقايانى که آمدند صحبت کردند، اين معنا را ثابت کردند. هيچ لزومى ندارد که ما بيش از آنچه شما گفتيد و خيلى وسيع و خوب بيان کرديد، چيزى بگوئيم. خود اين بيانات نشان داد که مسئله بسيار مهم است. اولاً نقش و سهم بانوان در نظام، يک نقش فوق‌العاده و ممتاز است؛ همچنان که در اصل انقلاب، نقش بانوان ممتاز بود. حالا شايد جوانهاى عزيزى که در جلسه هستند و در دوران مبارزات نبودند يا در دوران انقلاب نبودند، نميدانند آنجا چه اتفاقى افتاد؛ جز از طريق گزارش‌هايى که همه‌اش هم متأسفانه ناقص است. همه گزارش‌هايى که از دوران مبارزه و دوران انقلاب بيرون آمده، گزارش‌هاى ناقص و يک‌جانبه و کوتاه است. يک کار بزرگى هم در اين زمينه داريم، که اگرچه جزو انديشه‌هاى راهبردى نيست، اما جزو کارهاى راهبردى است و ان‌شاءالله بايد دنبال شود. آن کسانى که سابقه دارند، مي‌دانند که زنان، هم در دوران مبارزه نقش داشتند، هم به‌خصوص در همان دوران انقلاب - يعنى آن يک سال و نيمى که حرکت انقلابىِ عمومى شروع شد - نقش داشتند. زنان يک نقش مؤثر و بى‌جايگزين داشتند؛ که اگر نبودند زنان توى اين اجتماعات، بلاشک اين اجتماعات عظيم و اين تظاهرات عظيم، آن اثر را نمي‌بخشيد؛ علاوه بر اينکه در بعضى جاها مثل مشهد ما، اصلاً شروع اين تظاهرات، از زنان شد. يعنى اولين حرکت عمومىِ مردمى، يک حرکت زنانه بود. البته مورد تعرض پليس هم قرار گرفتند. بعد از آن بود که حرکت‌هاى مردانه راه افتاد. هم در مبارزات اينجور بود، هم در ايفاى نقش در تشکيل نظام، هم در دوران بسرعت پديد آمده‌ بعد از تشکيل نظام؛ يعنى دوران جنگ، دوران محنت، دوران امتحان سخت؛ «حتّى اذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت».1

اوضاع و احوال در دوران جنگ سخت شد. حالا بعضى‌ها جنگ را از تلويزيون و راديو و اين‌ها مي‌شنفتند، بعضى‌ها با جسم و جان و تنِ خودشان توى ميدان جنگ بودند. اين گزارش‌هاى پر از حماسه و شور که از جنگ داده مي‌شود، همه‌اش هم درست است - من چون خيلى از اين کتاب‌هاى مربوط به خاطرات رزمندگان را مي‌خوانم، مي‌دانم همه‌ اينها درست است - آن شور و شوق و آن عشق به مجاهدت و شوق به شهادت و عدم بيم از مرگ و اينها، همه‌اش همينى است که توى گزارش‌ها هست و درست است؛ ليکن نگاه کلان به جنگ، يک نگاه کاملاً محنت‌بار بود. خب، آن گردانى که جلو با شوق و ذوق دارد ميجنگد، او که نمي‌داند توى قرارگاه اصلى نسبت به مجموعه‌ جبهه چه حالتى وجود دارد، چه ضعف‌هايى هست، چه نگرانى‌ها و دغدغه‌هاى جدى‌اى هست؛ و پشت سر قرارگاه اصلى، در سطح کلان، در کشور، چه کمبودهايى، چه دلهره‌هايى وجود دارد. دوران سختى بود. در اين دوران سخت، نقش زنان، يک نقش فوق‌العاده بود؛ نقش مادران شهدا، نقش همسران شهدا، نقش زنان مباشر در ميدان جنگ، در کارهاى پشتيبانى و بعضاً بندرت در کارهاى عملياتى و نظامى - که من بخش کارهاى پشتيبانى‌اش را خودم از نزديک در اهواز ديدم - يک نقش فوق‌العاده بود. زن‌ها حتّى در بخش‌هاى نظامى هم فعال بودند؛ همين نوشته‌ خانم حسينى - دا - اين را نشان مي‌دهد. اين‌ها يک مجموعه‌ کارى است که واقعاً با هيچ معيارى، با هيچ ترازوئى قابل اندازه‌گيرى نيست. مادر، مادر شهيد، مادر دو شهيد، مادر سه شهيد، مادر چهار شهيد؛ شوخى نيست؛ اين‌ها به زبان آسان مى‌آيد. بچه انسان سرما مي‌خورد، دو تا سرفه مي‌کند، چقدر نگران مي‌شويم؟ يک بچه‌ انسان برود کشته بشود، دومى برود کشته بشود، سومى برود کشته بشود؛ شوخى است؟ و اين مادر با همان احساسات مادرانه‌ سالم و جوشان و پرفوران، آنچنان نقشى ايفاء کند که صد تا مادر ديگر تشويق بشوند بچه‌هاشان را بفرستند ميدان جنگ. اگر اين مادرها آن وقتى که جنازه‌ بچه‌هاشان مى‌آمد يا حتّى نمى‌آمد، آه و ناله مي‌کردند، گله مي‌کردند، يقه چاک ميزدند، اعتراض به امام و اعتراض به جنگ مي‌کردند، مطمئناً جنگ در همان سالهاى اول و در همان مراحل اول زمينگير مي‌شد. نقش مادران شهدا اين است. همسران صبور شهدا، زن‌هاى جوان، شوهران جوانِ خودشان را در آغاز زندگى شيرين خانوادگىِ مورد آرزو از دست بدهند. اولاً راضى بشوند اين شوهر جوان بلند شود برود جائى که ممکن است برنگردد؛ بعد هم شهادت او را تحمل کنند؛ بعد هم افتخار کنند، سرشان را بالا بگيرند. اين‌ها آن نقش‌هاى بى‌بديل است. بعد آنچه که تا امروز ادامه دارد، همسرى با جانبازان است. خانم‌هايى رفتند همسر جانبازان شدند. يک مرد ناقصِ معيوبِ احياناً بداخلاقِ به خاطر وضع جسمى يا اختلالات ناشى از موج‌گرفتگى و غيره را انسان به عنوان يک متعهد و يک مسئول، داوطلبانه و بدون هيچ اجبارى برود پذيرائى‌اش را به عهده بگيرد، خيلى فداکارى کرده است. يک وقت شما مي‌گوييد من مى‌آيم روزى دو ساعت از شما پذيرائى ميکنم. خب، هر روزى که شما مي‌رويد، او از شما تشکر مي‌کند. يک وقت هست که نخير، شما خودتان را به عنوان همسر او توى خانه‌ او مي‌گذاريد؛ شديد بدهکار! يعنى طبيعت کار اين است که بايد شما اين کار را بکنيد. اينها اين فداکارى را کردند. اصلاً نمي‌شود نقش زنان را محاسبه کرد.

و من اقرار کنم، اعتراف کنم؛ اول کسى که اين نقش را فهميد، امام بزرگوار ما بود - مثل خيلى چيزهاى ديگرى که اول او فهميد، در حالى که هيچکدام از ماها نمي‌فهميديم - همچنان که امام نقش مردم را فهميد. امام تأثير حضور مردم را درک کرد، آن وقتى که هيچ کس درک نمي‌کرد. بزرگانى با يک تعبيرات زشتى به ما مي‌گفتند که شما فکر مي‌کنيد با همين مردم مي‌شود کار بزرگى انجام داد؟! آنچنان با تحقير حرف مي‌زدند، کأنه اصلاً انسان نيست آن کسى که به او اشاره مي‌کنند! امام نه؛ امام قدر مردم را دانست، مردم را شناخت، توانايى‌هاى آنها را درک کرد، کشف کرد، فراخوان داد. امام چون صادق بود، چون سخن از آن دل پاکِ بزرگِ نورانى بيرون مى‌آمد، اثر گذاشت؛ لذا همه آمدند توى ميدان. آن روزى که روز تشکيل کميته بود، از همه‌ قشرها آمدند توى کميته؛ دانشجو آمد، استاد آمد، طلبه آمد، عالم طراز بالا آمد، مردم کوچه و بازار آمدند؛ آمدند عضو کميته شدند. آن روزى که نوبت جنگ شد، همه به دستور امام رفتند داخل ميدان جنگ شدند. آن روزى که امام در اواخر عمرش فرمود بايد برويد، بسازيد، درست کنيد - استغناء - آمدند وارد ميدان سازندگى شدند. آن راهگشائى‌ها تا امروز هم ادامه دارد. به نظر من الان هم هرچه ما داريم پيش مي‌رويم، ضرب دست امام است. ايشان آنچنان اين گوى را محکم پرتاب کرده، که حالا حالاها امثال بنده بايد دنبالش بدويم. اين مردم حرکت کردند. نسل به نسل هم دارد دست به دست مي‌شود.

امام در زمينه‌ زن هم همين جور بود. امام نقش زنان را فهميد؛ والّا بودند بزرگانى از علما که ما با اينها بگومگو داشتيم، که اصلاً زن‌ها در تظاهرات شرکت بکنند يا نکنند! آنها مي‌گفتند زنها در تظاهرات شرکت نکنند. آن حصار محکمى که انسان به او تکيه مي‌داد، خاطرجمع مي‌شد، تا بتواند در مقابل اينجور نظراتى که از مراکز مهمى هم ارائه مي‌شد، بايستد، حصار رأى امام و فکر امام و عزم امام بود. رحمت خداى متعال تا ابدالآبدين بر اين مرد بزرگ باد.

به هر حال نقش زنان، يک نقش بى‌بديلى است. پس خود اين نقش، اقتضاء مي‌کند؛ چون آينده دارد. تازه از عمر انقلاب، سى و دو سال گذشته. سى دو سال براى يک انسان هم عمر جوانى است، چه برسد براى يک تاريخ. اين نظام الهى بايد صدها سال عمر کند. ما هنوز در اول جوانى‌اش هستيم. آينده احتياج دارد به اين حضور زنانه در مجموعه‌ حضور ملى. پس بايستى ما راجع به مسئله‌ زن و حفظ اين ظرفيت که در جامعه‌ ما وجود دارد، تلاش کنيم. اين دليل اول است براى اينکه بايد به مسئله‌ زن بپردازيم. دليل دوم، مسئله خانواده است. گويندگان محترمِ امشب درباره‌ خانواده بسيار بحث‌هاى خوبى کردند. حقيقتاً بحثها خوب بود. من اگر بخواهم داورى کنم، خواهم گفت که متوسطِ بحث‌ها از سطح خوب بالاتر بود؛ حرفهاى درست، آمارهاى خوب، استنباطهاى خوب، استنتاج‌هاى خوب، از زواياى مختلف. يک قضيه‌ چندبعدى را، از هر بعدى، يک صاحب‌نظرى، يک انديشمندى بررسى کرد. نورافکن‌ها را انداختيد به پيکره‌ اين موضوع حساس و مهم. انسان مي‌تواند اين زوايا را ببيند. ما واقعاً استفاده کرديم.

بنابراين مسئله‌ خانواده، مسئله‌ بسيار مهمى است؛ پايه‌ اصلى در جامعه است، سلول اصلى در جامعه است. نه اينکه اگر اين سلول سالم شد، سلامت به ديگرها سرايت مي‌کند؛ يا اگر ناسالم شد، عدم سلامت به ديگرها سرايت مي‌کند؛ بلکه به اين معناست که اگر سالم شد، يعنى بدن سالم است. بدن که غير از سلول‌ها چيز ديگرى نيست. هر جهازى، مجموعه‌ سلول‌هاست. اگر ما توانستيم سلول‌ها را سالم کنيم، پس سلامت آن جهاز را داريم. مسئله اينقدر اهميت دارد.

جامعه‌ اسلامى، بدون بهره‌مندى کشور از نهاد خانواده‌ سالم، سرزنده و بانشاط، اصلاً امکان ندارد پيشرفت کند. بالخصوص در زمينه‌هاى فرهنگى و البته در زمينه‌هاى غير فرهنگى، بدون خانواده‌هاى خوب، امکان پيشرفت نيست. پس خانواده لازم است. حالا نقض نشود که شما مي‌گوييد در غرب خانواده نيست، پيشرفت هم هست. آنچه که امروز در ويرانى بنياد خانواده در غرب روزبه‌روز بيشتر دارد نمودارهايش ظاهر مي‌شود، اينها اثرش را خواهد بخشيد؛ هيچ عجله‌اى نبايد داشت. حوادث جهانى و حوادث تاريخى اينجور نيست که زودبازده و زوداثر باشد؛ اينها بتدريج اثر خواهد گذاشت؛ کمااينکه تا حالا هم اثر گذاشته. آن روزى که غرب به اين پيشرفت‌ها دست پيدا کرد، در آنجا هنوز خانواده سر جاى خودش بود؛ حتّى مسئله‌ جنسيت با همان رعايت‌هاى اخلاقىِ جنسى - البته نه به شکل اسلامى، بلکه به شکل خاص خودش - وجود داشت. اگر کسى با معارف غربى آشنا باشد، هم در اروپا و هم بعداً در آمريکا اين را مى‌بيند و مشاهده ميکند. اين مسئله‌ رعايت‌هاى اخلاقىِ دو جنس نسبت به يکديگر، مسئله‌ حيا، پرهيز از تهمت، اينها چيزهايى بود که آن روز وجود داشت. اين بى‌بندوبارى‌ها و اباحيگرى‌ها به تدريج در آنجا به وجود آمده. آن روز يک زمينه‌هايى فراهم شد و به اينجا رسيد. وضع امروز هم فرداى بسيار تلخ و سختى را براى آنها رقم مي‌زند. اين هم جهت دوم.

جهت سوم هم اين است که در اين سى و دو سال، مسئله‌ زن از نظر جبهه‌ دشمنان ما، در يکى از بالانشين‌هاى جدول اعتراض‌ها به ماست. از اول انقلاب روى مسئله‌ زن تکيه کردند، به ما اعتراض کردند، در رديف تروريسم و در رديف نقض حقوق بشر قلمداد کردند. هنوز هيچ خبرى هم نبود. معلوم هم نبود که جامعه‌ اسلامى با جنس زن چه کار خواهد کرد. آنها شروع کردند که: اسلام عليه زن است، اسلام چنين است. البته اين مسئله تا امروز هم ادامه دارد. خب، ما در اين زمينه بايستى مواجهه کنيم، مقابله کنيم. افکار عمومى جهان را نمي‌شود دست‌کم گرفت. همه که مغرض نيستند، همه که خباثت ندارند؛ خباثت مال يک عده‌ خاص است، مال سياستگران و سياست‌سازان و برنامه‌ريزان و اينهاست؛ ما نبايد اجازه بدهيم که عامه‌ مردم دچار اين اغواى بزرگ قرار بگيرند؛ لذا بايد وارد شويم.

البته اين را هم بگوئيم؛ غرب رندانه از زير بار طرح مسئله‌ خانواده در مي‌رود. توى همه بحث‌هايى که اينها مي‌کنند، بحث زن هست، اما اصلاً بحث خانواده نيست. خانواده، نقطه‌ ضعف غرب است. مسئله‌ زن را مطرح مي‌کنند، اما اصلاً اسم خانواده را نمى‌آورند؛ با اينکه زن از خانواده جدا نيست. بنابراين رسيدن به اين مسئله، لازم است.

خب، اين جلسه هم که خيلى خوب بود. آنچه که ما در اين جلسه فهميديم، علاوه بر استفاده‌اى که از محتواى مطالب دوستان کرديم، مهم اين بود که فهميديم در حوزه‌ زن و خانواده، از لحاظ علمى - کارشناسى، کارهاى برزمين‌مانده الى ماشاءالله داريم. اينقدر کار بر زمين مانده داريم که بعضى از همين پيشنهادهائى که دوستان کردند - که مرکزِ چنينى تشکيل شود، مرکزِ چنانى تشکيل شود - همه‌اش درست است؛ بايد واقعاً بشود. البته ما قبلاً با دوستانى که در دفتر هستند، آقاى ‌واعظ‌زاده و ديگران، درباره‌ ادامه‌ کار اين نشست در مورد مسئله‌ زن و خانواده صحبت کرديم؛ کارهائى در ذهن دارند. هم در زمينه‌ مسائل نظريه‌پردازى کارهاى مهمى ان‌شاءالله انجام خواهد گرفت، هم در زمينه‌ گفتمان‌سازى، و هم در زمينه‌ نزديک کردن اين گفتمان به اجرا؛ که البته اگر به صورت گفتمان در آمد، اجراى آن ديگر کار دشوارى نيست. يعنى همان اشکالاتى که به مجلس و شوراى نگهبان و دولت و غيره دارند، همه‌ آنها برطرف مي‌شود. گفتمان يک جامعه مثل هواست، همه تنفسش مي‌کنند؛ چه بدانند، چه ندانند؛ چه بخواهند، چه نخواهند. بايد اين گفتمان‌سازى انجام بگيرد؛ که البته نقش رسانه‌ها و بالخصوص نقش روحانيون و نقش بزرگان و اساتيد دانشگاهى حتماً نقش بارز و مهمى است.

خب، ما بايد در اين زمينه، خلأهاى نظرى را پر کنيم. نتيجه اين خواهد شد که سرمايه‌گذارى پژوهشى در حد طاقت لازم است؛ اين را ما تصديق ميکنيم. ما با مراجعه‌ به مقاله‌هاى دوستان - که چکيده‌ مقاله‌ها و خود مقاله‌ها را قبلاً به من دادند، من هم يک مرورى کرده‌ام - به اين نتيجه مي‌رسيم که بايستى مجموعه‌ نظام، سرمايه‌گذارى مهمى در حد طاقت و امکانات خود در زمينه‌ پژوهش در اين مسئله بکند.

دوم: بررسى و نقد نظريه‌هاى رائج دنيا، بدون انفعال. اين مسئله بدون انفعال، خيلى مسئله‌ مهمى است. البته من امشب از اولين سخنران که مطالبى را بيان کردند، تا آخر، اين روح را ديدم؛ ديدم نگاه، نگاه انتقادى است به وضعى که در غرب در مورد زن و بخصوص در مورد خانواده وجود دارد. البته انتقادهايى که شما به غرب کرديد، بيشتر در زمينه‌ خانواده بود؛ اما عقيده‌ من اين است که بيشترين جريمه‌ غرب در مسئله‌ زن و خانواده، در نگاهش به زن است؛ و اين را با يک جمله و دو جمله نمي‌شود توصيف کرد. بزرگترين ضربه و اهانت به کرامت زن را همين سياست غربى دارد انجام مي‌دهد. همين فمينيست‌هاى افراطى هم - که خب، لايه‌هاى متعددى دارند - من حيث لايشعر دارند به زن ضربه مي‌زنند. حالا من حيث لايشعر که مي‌گوييم، نگاه خوشبينانه است - يعنى اين‌هايى که دست‌اندرکارند، ظاهراً نمي‌فهمند چه کار دارند مي‌کنند - احتمال دارد سياستگذارانى، برنامه‌ريزانى در پشت صحنه هستند که آنها مي‌فهمند دارند چه کار مي‌کنند؛ کمااينکه اين احتمال در همان پروتکل‌هاى صهيونيسم کاملاً پيش‌بينى شده. يعنى ضايع کردن جنس زن و او را مظهرى براى استفاده‌ شهوانى مرد قراردادن، در مواد آن پروتکل‌ها هست. حالا ممکن است کسى در اعتبار و صحت سند آن پروتکل خدشه کند، ليکن وقتى آدم دستگاه صهيونيسم و شبکه‌ تبليغاتى صهيونيسم را ملاحظه مي‌کند، مى‌بيند عملاً همين کار را مي‌کنند؛ حالا اگر هم برايشان واجب نشده، به نحو مستحب دارند انجام مي‌دهند؛ ملتزمند اين کار را بکنند، و دارند مي‌کنند. زن را ضايع مي‌کنند. يعنى آنچنان رسم و عرف و عادتِ لايتخلف شده که کسانى جرأت نمي‌کنند برخلاف آن رفتار کنند. در يک مجلس رسمى، يک مرد بايد با لباس رسمى بيايد؛ پاپيون بزند، يقه‌اش بسته باشد، آستينش هم تا سر مچ باشد؛ نه اجازه دارد شلوارک بپوشد، نه اجازه دارد تى‌شرت بپوشد؛ اما يک خانم در همان جلسه‌ رسمى، حتماً بايستى بخش‌هاى مهمى از بدنش عريان باشد؛ اگر پوشيده‌ کامل بيايد، محل اشکال است؛ اگر بدون جذابيت‌ها بيايد، محل اشکال است؛ اگر آرايش‌نکرده بيايد، محل اشکال است! اين شده عرف. افتخار هم مي‌کنند. در غرب، به خصوص در آمريکا و در شمال اروپا - کشورهاى اسکانديناوى - مراکز مهمى وجود دارد که اصلاً بناى کارش بر عرضه‌ جنسى زن در مقابل مرد است؛ در روزنامه‌ها و مجلات هم تبليغ مي‌شود، هيچ کس هم اعتراض نمي‌کند! اين شده عرف، اين شده عادت. چه ضربه‌اى براى زن از اين بالاتر؟ الگو درست کردن براى زنان به اين شکل - زنانِ خودشان را مي‌گويم، و کشورهايى که دنباله‌رو آن‌هايند، نه زنان ما را - يکى از بزرگترين ضربه‌هايى است که دارند مي‌زنند. بنابراين نبايد در مقابل اين فرهنگ غلط انفعال داشت. غرب در قضيه‌ زن و خانواده، در يک گمراهى و ضلالت عميقى به سر مي‌برد. فقط خانواده نيست؛ بلکه در مورد شخصيت زن، هويت زن، غرب در يک گمراهى عجيبى است.

ما بايد در اين بررسى‌ها، از دارايى‌هاى علمى خودمان - که کم هم نيست - استفاده کنيم. ده‌ها نظريه و الگوى مترقى در همين زمينه‌ زن و خانواده مي‌شود استخراج کرد. اين‌ها نظريه‌پردازى بشود، تئوريزه بشود، با جوانبش، با اجزايش، تدوين بشود و ارائه بشود. اين‌ها کارهاى ميان‌مدت و بلندمدتى است که حتماً بايستى انجام بگيرد. تعاليم ناب و مترقى اسلام در قرآن و حديث بايد مورد استفاده قرار بگيرد.

البته من يک چند تا يادداشت اينجا نوشته‌ام، اما هم وقت کم است، هم خيلى از حرف‌ها همين جا زده شد؛ بنابراين نيازى نيست که حالا بنده هم آنها را تکرار کنم. از مجموع اين چيزهايى که من نوشتم، آنچه که مايلم اينجا عرض کنم، اين است که فى‌الجمله نگاه اسلام به زن - به حيث جنس - يک نگاه فوق‌العاده متعالى است. به نظر من خيلى از اين مشکلات مربوط به بانوان، ناشى است از مشکلات حيات جمعى خانواده، به حيثى که زن در آن محور است. ما خلأهاى قانونى و عادتى و سنتىِ عجيب و فراوانى داريم. گاهى اوقات خانم‌هايى با ما تماس ميگيرند - يا از مجلس، يا از حوزه، يا از مراجعات گوناگون مردمى، يا از مراکز ديگر - و مشکلاتشان را مي‌گويند؛ اين مشکلات عمدتاً مربوط مي‌شود به مشکلات داخل خانواده. اگر زن داخل خانواده امنيت روانى داشته باشد، امنيت اخلاقى داشته باشد، آسايش داشته باشد، سَکَن داشته باشد، حقيقتاً شوهر براى او لباس محسوب شود - همچنان که او لباس شوهر است - و همچنان که قرآن خواسته، مودّت و رحمت بين اينها باشد، و اگر «و لهنّ مثل الّذى عليهن»2 در خانواده رعايت شود - اين چيزهائى که اصول کلى و اساسى است - آنگاه مشکلات بيرون خانواده براى زن قابل تحمل خواهد شد؛ اصلاً بر اينها فائق مى‌آيد. اگر زن در آسايشگاه خود، در سنگر اصلى خود، بتواند مشکلات خودش را کاهش بدهد، بلاشک در عرصه‌ اجتماع هم خواهد توانست.

هم در مسئله‌ خود زن، هم در مسئله‌ خانواده، اسلام حرفهاى جالب، برجسته و مهم دارد. اولاً نگاه اسلام به جنسيت، يک نگاه درجه‌ دو است؛ نگاه اول و درجه يک، حيث انسانيت است؛ که در آن، جنسيت اصلاً نقشى ندارد. خطاب، انسان است. البته «يا ايّها الّذين امنوا» است، «يا ايّها الّذين ءامنّ» نيست؛ يعنى صيغه‌ ءامنوا، صيغه‌ مردانه است، نه صيغه‌ زنانه؛ اما اين به هيچ وجه به معناى اين نيست که در اين خطاب، مرد بر زن ترجيح دارد؛ اين ناشى از عوامل ديگر است؛ آن عوامل هم براى ما روشن است. حالا نمي‌خواهيم وارد آن بشويم که چرا ما مثلاً در زبان فارسى جمعيت را ميگوئيم مردم؛ از مرد ميگيريم، نمي‌گوئيم زنُم؛ در انگليسى «‏HUMAN‏»، چرا «‏MAN‏»؟ اين نشانه اين نيست که غلبه‌ فرهنگ مردانه اين را به وجود آورده و در لغت يک چنين تصرفى کرده؛ نه، اين يک عوامل ديگرى دارد. بالاخره در داخل خانواده، مرد نماى بيرونى است، زن نماى داخلى است. بخواهيد يک خرده ذوقى‌تر بگوييد، مرد پوست بادام است، زن مغز بادام است. از اين قبيل تعبيرات مي‌شود کرد. مرد ظاهرتر است، ساختمان او اينجورى است؛ خداى متعال او را براى اين کار ساخته و پرداخته، زن را براى يک کار ديگرى؛ بنابراين بروز و ظهور و نمايش و نمودداشتن در مرد بيشتر است؛ به خاطر همين خصوصيات، نه به خاطر ترجيح. اما در زمينه‌ مسائل اصلى انسان - که مربوط به انسان است - زن و مرد هيچ فرقى ندارند. خب، شما ببينيد در تقرب الى‌الله، يک زنى مثل حضرت زهرا، مثل حضرت زينب، مثل حضرت مريم هستند؛ رتبه‌شان، رتبه‌هاى فوق تصور امثال ماهاست. در آيه‌ شريفه‌ سوره‌ احزاب، زن و مرد هيچ فرقى با هم ندارند؛ شايد اصلاً اين هم به خاطر همين است که خواستند آن تصورات جاهلى مربوط به زن را بکوبند: «انّ المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنات و القانتين و القانتات و الصّادقين و الصّادقات و الصّابرين و الصّابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدّقين و المتصدّقات و الصّائمين و الصّائمات و الحافظين فروجهم و الحافظات و الذّاکرين الله کثيرا و الذّاکرات». از اسلام تا ذکر، يک فاصله‌اى است. يک سلسله مدارک متدرّجى هم وجود دارد. آدم در اين تعبيرات دقت کند، اين را پيدا مي‌کند. «اعدّالله لهم مغفرة و اجرا عظيما».3 همه جا مرد، زن: مردِ خاشع، زنِ خاشع؛ مردِ متصدق، زن متصدق؛ با هم هيچ فرقى ندارند.

در سوره‌ مبارکه‌ آل‌عمران، بعد از آن «ربّنا»ها مي‌گويد: «فاستجاب لهم ربّهم انّى لا اضيع عمل عامل منکم من ذکر او انثى بعضکم من بعض»4. مرد و زن هيچ تفاوتى ندارند. حتّى يک جا براى کوبيدن همين انديشه‌هاى جاهلى که عرض کردم، زن را از مرد بالا مي‌کشد؛ که يک چنين حالتى را جز در مورد اشخاص، انسان در قرآن ديگر پيدا نمي‌کند: «ضرب الله مثلا للّذين کفروا امرأت نوح و امرأت لوط».5 نمودار کفار، اين دو تا زنند: «امرأت نوح و امرأت لوط». نه نمودار براى زن‌ها؛ نه، براى زن و مرد. «کانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين فخانتاهما»6 تا آخر. «و ضرب الله مثلا للّذين ءامنوا امرأت فرعون»؛ خداى متعال اينجا هم براى مؤمنين دو تا زن را اسم مى‌آورد. حالا شما ببينيد از اول تاريخ تا آخر دنيا، چه تعداد مؤمن، اعم از بزرگان، صلحا، اولياء، انبياء آمدند و رفتند. وقتى ميخواهد براى اين‌ها يک نمودار، يک مجسمه، يک نماد معرفى کند، دو تا زن را معرفى مي‌کند: يکى «امرأت فرعون» - اذ قالت ربّ ابن لى عندک بيتا فى الجنّة و نجّنى من فرعون و عمله»7 تا آخر - دوم «و مريم ابنت عمران الّتى احصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا و صدّقت بکلمات ربّها».8 اصلاً چيز عجيبى است. بنابراين جنسيت يک امر ثانوى است، يک امر عارضى است؛ در کارکردهاى زندگى معنا پيدا مي‌کند، در سير اصلى بشر هيچ تأثيرى ندارد و معنائى پيدا نميکند. حتّى کارهايشان با هم متفاوت است. «جهاد المرأة حسن التّبعّل»؛9 يعنى ثواب مجاهدت آن جوانى را که رفته توى ميدان جنگ و جان خودش را کف دستش گرفته، به خاطر اين کار، به اين زن ميدهند؛ چون اين کار هم زحمتش کمتر از آن نيست. البته شوهردارى خيلى سخت است. با توقعاتشان، با انتظاراتشان، با بداخلاقى‌هاشان، با صداى کلفتشان، با قد بلندترشان؛ خب، زنى بتواند با اين شرائط، محيط خانه را گرم و گيرا و صميمى و داراى سکينه و آرامش - سَکَن - قرار بدهد، خيلى هنر بزرگى است؛ اين واقعاً جهاد است؛ اين شعبه‌اى از همان جهاد اکبرى است که فرموده‌اند؛ جهاد با نفس است.

حالا در مورد خانواده، حرف خيلى زياد است. مسئله‌ همسرى، مسئله‌ مادرى، اينها همه‌اش بايد تفکيک شود. زن در خانواده يک نقش همسرى دارد؛ اين نقش همسرى، فوق‌العاده است؛ ولو اصلاً مادرى‌اى وجود نداشته باشد. فرض کنيد زنى است؛ يا مايل نيست به زايمان، يا به هر دليلى امکان زايمان برايش وجود ندارد؛ اما همسر است. نقش همسرى را نبايد دست‌کم گرفت. ما اگر مي‌خواهيم اين مرد در داخل جامعه يک موجود مفيدى باشد، بايد اين زن در داخل خانه همسر خوبى باشد؛ والّا نمي‌شود.

ما در دوران مبارزه و بعد از دوران مبارزه، دوران پيروزى انقلاب، آزمايش کرديم؛ مردانى که همسران همراه داشتند، هم در مبارزه توانستند پايدار بمانند، هم بعد از انقلاب توانستند خط درست را ادامه بدهند. البته عکسش هم بود. من گاهى به اين دخترها و پسرهايى که مى‌آمدند خطبه‌ عقدشان را مي‌خواندم - آن وقت‌هايى که مي‌خواندم؛ حالا که توفيق ندارم – مي‌گفتم خيلى از خانم‌ها هستند که شوهرهاشان را اهل بهشت مي‌کنند؛ خيلى خانم‌ها هم هستند که شوهرانشان را اهل جهنم مي‌کنند؛ دست آنهاست. البته مردها هم عيناً همين نقش را دارند. در باب خانواده، نقش مردها را هم بايستى ناديده نگرفت. بنابراين نقش همسرى، يک نقش بسيار مهمى است. بعد هم نقش مادرى است؛ که خب، اينجا مفصل بياناتى کردند و خيلى بحث زياد است.

از جمله مسائلى که مطرح مي‌شود، مسئله‌ اشتغال بانوان است. اشتغال بانوان از جمله‌ چيزهائى است که ما با آن موافقيم. بنده با انواع مشارکت‌هاى اجتماعى موافقم؛ حالا چه از نوع اشتغال اقتصادى باشد، چه از نوع اشتغالات سياسى و اجتماعى و فعاليت‌هاى خيرخواهانه و از اين قبيل باشد؛ اين‌ها هم خوب است. زنها نصف جامعه‌اند و خيلى خوب است که اگر ما بتوانيم از اين نيمِ جامعه در زمينه اينگونه مسائل استفاده کنيم؛ منتها دو سه تا اصل را بايد نديده نگرفت. يک اصل اين است که اين کار اساسى را - که کارِ خانه و خانواده و همسر و کدبانويى و مادرى است - تحت‌الشعاع قرار ندهد. ميشود هم. به نظرم ميرسد مواردى داشتيم که خانم‌هايى اينطور عمل مي‌کردند. البته يک قدرى به آن‌ها سخت مي‌گذرد؛ هم درس خواندند، هم درس دادند، هم خانه‌دارى کردند، بچه آوردند، بزرگ کردند، تربيت کردند. پس ما با آن اشتغال و مشارکتى کاملاً موافق هستيم که به اين قضيه‌ اصلى ضربه و صدمه نزند؛ چون اين جايگزين ندارد. شما اگر بچه‌ خودتان را در خانه تربيت نکرديد، يا اگر بچه نياورديد، يا اگر تارهاى فوق‌العاده ظريف عواطف او را - که از نخ‌هاى ابريشم ظريف‌تر است - با سرانگشتان خودتان باز نکرديد تا دچار عقده‌ [عاطفي] نشود، هيچ کس ديگر نمي‌تواند اين کار را بکند؛ نه پدرش، و نه به طريق اولى‌ ديگران؛ فقط کار مادر است. اين کارها، کار مادر است؛ اما آن شغلى که شما بيرون داريد، اگر شما نکرديد، ده نفر ديگر آنجا ايستاده‌اند و آن کار را انجام خواهند داد. بنابراين اولويت با اين کارى است که بديل ندارد؛ تعيّن با اين است.

آن وقت همين جا وظيفه‌اى بر دوش دولت است. بايد به آن خانم‌هايى که حالا به هر دليلى، به هر جهتى، با هر ضرورتى، کار تمام‌وقت يا نيمه‌وقت را قبول کرده‌اند، کمک بشود تا بتوانند به مسئله‌ مادرى برسند، به مسئله خانه‌دارى برسند. با مرخصى‌ها، با زمان بازنشستگى، با مدت کار روزانه، به نحوى بايستى دولت کمک کند تا اين خانمى که حالا به هر دليلى آمده اينجا شاغل شده، بتواند به آن قضيه هم برسد.

دومين مسئله، مسئله‌ محرم و نامحرم است. مسئله‌ محرم و نامحرم در اسلام جدى است. البته بخش عمده‌اى از اين قضيه‌ محرم و نامحرم باز برميگردد به خانواده. يعنى چشم پاک و دل بى‌وسوسه و ريب براى هر يک از زوجين موجب ميشود که محيط خانواده از طرف او تقويت و گرم شود؛ مثل يک کانون گرمابخشى، محيط را گرم مي‌کند. اگر آن طرف مقابل هم همين چشم پاک و دل خالى از وسوسه را داشت، طبعاً اين دوجانبه خواهد شد و محيط مي‌شود محيط کانون خانوادگىِ گرم و بامحبت. اگر چنانچه نه، چشم خائن، دست خائن، زبان دو وجه، دل بى‌محبت و بى‌اعتقاد به همسر و همسرى وجود داشت، ولو ظاهرسازى‌هائى هم باشد، محيط خانواده سرد مي‌شود.

در مقالات دوستان خواندم که همين بيرون رفتن‌ها و همين اشتغالات و اين‌ها موجب مي‌شود که گاهى سوءظن‌هاى بيجا به وجود بيايد. ليکن فرقى نمي‌کند؛ بالاخره اگر سوءظن پيدا شد، چه سوءظن، مستند درستى داشته باشد، چه نداشته باشد، اثر خودش را مي‌بخشد؛ مثل گلوله‌اى است که از اين لوله بيرون مى‌آيد؛ اگر توى سينه‌ کسى خورد، ميکُشد؛ چه اين شخص عامد باشد، چه اشتباهاً دستش رفته باشد روى ماشه. گلوله فرقى نمي‌گذارد. گلوله نخواهد گفت چون کسى که من را شليک کرد، عامد نبود، پس من سينه‌ اين طرف مقابل را ندرم؛ نه، گلوله ميدرد. اين سوءظن کار خودش را ميکند؛ چه منشأ درستى داشته باشد، چه ناشى از وسواس و مثلاً تصورات و توهماتِ بيجا باشد.

يک نکته هم مسئله‌ ازدواج است. ازدواج يک تقدسى دارد از نظر اديانى که حالا من مي‌شناسم. من در اين خصوص، تفحص زيادى نکردم. بد هم نيست که بعضى از دوستانِ آماده‌ به کار در اين زمينه تفحص کنند. غالباً مراسم ازدواج، يک مراسم مذهبى است؛ مسيحى‌ها آن را توى کليسا انجام مي‌دهند، يهودى‌ها آن را در کنائسشان انجام ميدهند؛ مسلمان‌ها هم اگرچه در مسجد انجام نمي‌دهند، اما اگر بتوانند، در مشاهد مشرفه، والّا در ايام متبرک دينى و عمدتاً به وسيله‌ رجال دين، اين را انجام مي‌دهند. رجل دينى هم وقتى براى ازدواج نشست، مبلغي دين بيان مي‌کند. بنابراين صبغه، کاملاً صبغه‌ دينى است. ازدواج يک جنبه‌ قدسى دارد؛ اين جنبه قدسى را نبايد از آن گرفت. گرفتن جنبه‌ قدسى به همين کارهاى زشتى است که متأسفانه در جامعه‌ ما رائج شده. اين مهريه‌هاى سنگين به خيال اينکه مي‌تواند پشتوانه‌ حفظ خانواده و حفظ زوجيت باشد، تعيين مي‌شود؛ در حالى که اينجور نيست. حداکثر اين است که شوهر از دادن امتناع مي‌کند، مي‌برندش زندان؛ يک سال، دو سال زندان مي‌ماند. در اين اقدام، به زن چيزى نمي‌رسد؛ او بهره‌اى نمي‌برد، جز اينکه کانون خانواده‌اش هم متلاشى مي‌شود. اينکه در اسلام از حضرت امام حسين (عليه‌السّلام) نقل شده که فرمود ما دخترانمان و خواهرانمان و همسرانمان را جز با مهرالسّنه عقد نکرديم، به خاطر اين است؛ والّا مي‌توانستند. اگر امام حسين مي‌خواست مثلاً با هزار دينار هم عقد بکند، مي‌توانست؛ لازم نبود مثلاً با پانصد درهم - دوازده و نيم اوقيه - مقيد به اين کار بشود. آنها مي‌توانستند، اما کمش کردند. اين کم کردن، با يک محاسبه است؛ اين خيلى خوب است.

يا همين تشريفات زائد ازدواج – خرج‌هاى زياد، مجالس متعدد - که واقعاً انسان دلش مي‌گيرد وقتى مي‌شنود. اينها از آن مواردى است که گفتمان‌سازى مي‌خواهد. خانم‌هاى مؤثر، آقايان مؤثر، اساتيد دانشگاه، روحانيون، بخصوص صدا و سيما و رسانه‌ها بايد در اين زمينه‌ها کار کنند؛ اين را از اين حالت بيرون بياورند.

يک کلمه هم درباره‌ نقش مردان عرض کنيم. در خانواده هى گفته مي‌شود نقش زن. دليلش هم واضح است؛ چون زن در خانواده عنصر محورى است. اما اينجور نيست که مرد در خانواده وظيفه و مسئوليت و نقشى نداشته باشد. مردهاى بى‌خيال، مردهاى بى‌عاطفه، مردهاى عياش، مردهاى قدرنشناس زحمات زن خانه، اينها به محيط خانه لطمه ميزنند. مرد بايد قدردان باشد. جامعه بايد قدردان باشد. حتماً بايستى بر روى کار زن‌هاى خانه‌دار ارزش‌گذارى ويژه بشود. بعضى مي‌توانستند بروند کار بگيرند، بعضى مي‌توانستند تحصيلات عاليه بکنند، بعضى تحصيلات عاليه هم داشتند - من ديدم زنانى را از اين قبيل - گفتند ما مي‌خواهيم اين بچه را بزرگ کنيم، خوب تربيت کنيم، نرفتيم کار بگيريم. زن نرفته کار بگيرد، آن کار هم زمين نمانده؛ آن ده نفر ديگر رفتند آن کار را گرفتند. بايد از اينجور زنى قدردانى شود. در بياناتى که حضرات فرمودند، اين بود که مثلاً بيمه‌هائى براى اينها در نظر گرفته شود. بله، تأمين اقتصادى‌شان، بيمه‌شان، بقيه‌ى چيزهائى که لازم است، بايد در نظر گرفته شود.

فرزندان هم نقش دارند. يکى از مهمترين بخش‌هاى خانواده، فرزندانند؛ نقش آنها هم احترام به والدين است. که ديگر حالا اين هم داستان مفصلى است.

به هر حال از شما تشکر مي‌کنيم. من از اين جلسه راضى هستم. الحمدلله جلسه‌ خوبى بود. ان‌شاءالله خداوند هم از همه‌ى ما راضى باشد و زحماتى که کشيديد، منظور نظر حضرت بقيةالله (ارواحنا فداه) باشد و کار هم ان‌شاءالله دنبال شود و دنبال مي‌شود. يک طرح خوبى هم در زمينه‌ يک کار بين‌المللى در خصوص زن مطرح شد، که حالا مجال نشد درباره آن صحبت کنيم. من آن طرح را ديدم و آن را تأييد مي‌کنم. از نظرات خانمى هم که درباره‌ مسائل بين‌المللى صحبت کردند، مي‌شود استفاده کرد. خوب است يک کار بين‌المللى در زمينه‌ زنان انجام بگيرد.

خداوند متعال به همه‌ شماها خير بدهد. پروردگارا! رحمت و فضل و هدايت خودت را بر اين جمع نازل کن. پروردگارا! آنچه گفتيم و شنيديم و انجام داديم و خواهيم داد، براى خودت و در راه خودت و خالصاً و مخلصاً قرار بده. پروردگارا! آن را از ما قبول بفرما. پروردگارا! توفيقات خودت را بر اين جمع و بر همه‌ ملت ايران و به خصوص بر مسئولينى که در اين زمينه مسئوليت‌هاى زيادى دارند، نازل بفرما.

والسّلام عليکم و رحمه الله و برکاته‌

در اين ديدار قبل از سخنان رهبر معظّم انقلاب آقايان و خانم‌ها‎:‎

‎ - ‎خانم دکتر نوابي نژاد استاد دانشگاه تربيت معلم

‎ - ‎آقاي دکتر بانکي پور فرد استاديار دانشگاه اصفهان

‎- ‎ خانم علاسوند استاد حوزه و دانشگاه‎ ‎

‎ - ‎حجت الاسلام پيروزمند محقق حوزه و دانشگاه

‎ - ‎خانم دکتر ميرخاني عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس

‎- ‎ خانم دکتر عظيم زاده عضو هيأت علمي دانشگاه امام صادق(ع‎)

‎- ‎ خانم دکتر علم الهدي دانشيار دانشگاه شهيد بهشتي‎ ‎

‎ - ‎خانم زعفرانچي سرپرست گروه بررسي مسائل زنان در پژوهشگاه علوم انساني و‎ ‎مطالعات فرهنگي‎ ‎

‎- ‎ خانم صابري محقق دانشگاه

‎- ‎ و حجت الاسلام زيبايي نژاد مسئول دفتر مطالعات و تحقيقات زنان در حوزه علميه‎ ‎قم

در سخنان خود بر اين محورها تمرکز و تأکيد کردند‎:‎

‎* ‎ضرورت آسيب شناسي وضع موجود و ارائه الگوي مطلوب خانواده‎ ‎

‎* ‎رابطه معنادار‎ ‎دين و معنويت با سلامت رواني فردي، خانوادگي و اجتماعي‎ ‎

‎* ‎تفاوت مقوله خانواده در الگوي اسلامي ايراني پيشرفت و «الگوي توسعه‎ ‎غربي» ‎

‎* ‎ضرورت بررسي علل افزايش نسبي سن ازدواج

‎* ‎توجه به ريشه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي موانع ازدواج‎ ‎

‎* ‎لزوم وضع و اجراي قوانين تسهيل‌کننده ازدواج

‎* ‎ارائه الگوي مطلوب براي تعامل صحيح خانواده و دولت در نظام اسلامي‎ ‎

‎* ‎انتخاب نظريه برتر در کارکرد اجتماعي زنان

‎* ‎حمايت‌هاي قانوني از فرصت‌هاي شغلي مناسب با ويژگي‌هاي طبيعي زن و مرد

‎* ‎تلاش منسجم و برنامه ريزي شده براي تحقق رسالت عظيم مادر و نهاد‎ ‎خانواده

‎* ‎روشنگري در‎ ‎زمينه تقابل فمينسيم با کارکردهاي حقيقي خانواده

‎* ‎تغيير اصول سياستگذاري در حوزه آموزش زنان

‎* ‎شيوه‌هاي تأثيرگذاري زنان مسلمان در نظام‌هاي حقوقي زنان در جامعه بين‌المللي

‎* ‎ارائه گفتمان جذاب اسلامي براي جلب افکار زنان جهان‎ ‎

‎* آسيب شناسي وضعيت امنيت اقتصادي زنان و چاره‌جويي براي آن

‎* ‎استفاده از ظرفيت فقه حکومتي براي الگوسازي در عرصه زن و‎ ‎خانواده‎ .

1) توبه: 118-2) بقره: 228-3) احزاب: 35-4) آل‌عمران: 195-5) تحريم: 10-6) تحريم: 10-7) تحريم: 11-8) تحريم: 12-9) کافى، ج 5، ص 9‏





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان