بسم الله
 
EN

بازدیدها: 698

حدود قانوني آزادي بيان و عقيده

  1392/9/7
خلاصه: انسان داراي برخي حقوق ذاتي است كه به دليل انسان متولد شدن، از آن ها برخوردار مي‌باشد. قوانين كشورها اين حقوق را به وجود نمي‌آورند، بلكه انسان از اين حقوق برخوردار است و قوانين داخلي و مقررات بين‌المللي ساز و كار حمايت از آن را بيان مي‌كنند.
ز حقوق بشر، مي‌توان به حق آزادي بيان و آزادي عقيده اشاره كرد كه در گزارش پيش‌رو به بررسي مفهوم و نسبت آن ها پرداخته‌ايم. در اين خصوص دکتر رضا اسلامي‌، عضو هيئت علمي ‌دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي و مدرس حقوق بشر به سوالات «حمايت» پاسخ داده است.  

اهميت آزادي عقيده و آزادي بيان در حيات سياسي و اجتماعي کشورها چيست؟ 

اهميت آزادي بيان و عقيده کاملا واضح است. در جوامع انساني و در زندگي شهروندان و در ارتباط شهروندان با نهاد قدرت، آزادي بيان اهميت به سزايي دارد. در واقع مي‌شود گفت که بسياري از آزادي‌هايي که در جوامع انساني و در جامعه شهروندي براي شهروندان مي‌توان در نظر گرفت، برخاسته از آزادي بيان است.

بسياري از آزادي‌هايي که براي افراد تحت عنوان آزادي‌هاي عمومي ‌در نظر گرفته مي‌شود مانند آزادي سخن، آزادي سخن سياسي، آزادي نقد و آزادي مذهب و آزادي عقيده و همين‌طور آزادي‌هايي که در ارتباط با ديگران اتفاق مي‌افتد، مانند آزادي اجتماعات و آزادي تشکيلات و همين‌طور در نهايت، آزادي انتخاب يا شرکت در انتخابات که نتيجه بهره‌مندي از تمام اين آزادي‌هاست، همه اين‌ها ريشه در آزادي بيان دارند.

در واقع بدون آزادي بيان، ساير آزادي‌هاي عمومي ‌هم بي‌معنا خواهد بود. آزادي بيان يک آزادي معنادار و بسيار مهم است و با برخورداري از آزادي بيان است که شهروندان مي‌توانند هم حقوق شان را مطالبه کنند و هم از آزادي‌هايشان بهره‌مند شوند و يک جامعه شهروندي فعال، پويا و ديناميک به وجود بيايد. در واقع با آزادي بيان فرصت تشکيل فکر و عقيده و همچنين فرصت ابراز افکار چه به صورت فردي و چه به صورت جمعي به وجود مي‌آيد و امكان نقد قدرت فراهم مي‌شود. 


نقد دولت در واقع در جهت دموکراتيک کردن جامعه تلاش مي‌کند و از استبداد و فساد جلوگيري مي‌کند. به هر حال آزادي بيان اهميت بسيار والايي دارد. در نظام بين‌المللي حقوق بشر، آزادي بيان به شدت مورد حمايت بوده و در بسياري از اسناد ذکر شده است. آزادي عقيده هم يکي از مصاديق بارز آزادي بيان است و اهميت بسيار زيادي دارد، چرا که آزادي عقيده يک آزادي مدني است براي افراد انساني و يک آزادي سياسي است براي شهروندان که آزادي عقيده خود را از نهاد قدرت طلب مي‌کنند.

در کنار اين، آزادي مذهب از يک سو يک آزادي فردي است، يعني فرد به تنهايي آزادي عقيده دارد و از سوي ديگر يک آزادي جمعي است به خاطر اين که پيروان يک فکر، عقيده و مذهب هم مي‌توانند به صورت جمعي از عقيده خودشان بهره مند باشند و آزادي اعتقاد و عقيده را داشته باشند. همچنين آزادي مذهب يک آزادي شخصي است و مربوط به خود شخص و در چارچوب حريم خصوصي فرد است و ما نبايد از عقيده افراد پرسشي کنيم چون جزو حريم خصوصي افراد است و تفتيش عقايد ممنوع است.

درضمن آزادي عمومي ‌هم هست براي اين که در فضاي عمومي‌ هم شهروندان حق دارند که از آزادي مذهب و آزادي عقيده برخوردار باشند. بنابراين آزادي عقيده در نظام بين‌المللي حقوق بشر هم جايگاه بسيار بالايي دارد. 

تعريف شما از آزادي بيان و آزادي عقيده چيست؟ 

آزادي بيان در واقع به اين دو معنا است : 
الف)حق داشتن عقيده بدون دخالت خارجي 

ّب)ابراز آن فکر و نظر بدون ترس و سرکوب خارجي 


معناي آزادي بيان اين است که افراد بتوانند هر فکري را که دارند، بدون مانع و دخالت خارجي ابراز کنند. طبيعتا براي داشتن يک فکر، لازم است براي اين كه انسان بتواند به جست‌و‌جوي اطلاعات و ديگر عقايد بپردازد و همين‌طور بتواند با ديگران اطلاعات و معلومات خودش را به اشتراک بگذارد و از نظرات ديگران بهره‌مند شود و در نهايت اين حق را داشته باشد که فکر و نظر و موضوعي را در ذهن خودش داشته باشد و البته تا زماني که بيان نشده است اين آزادي مطلق است و هيچ محدوديتي ندارد. به همين دليل حمايت از داشتن يک فکر و عقيده براي جلوگيري از تفتيش عقايد است که ممنوع شده است و در قانون اساسي ما هم ممنوع اعلام شده و در واقع تفتيش عقايد نقض آشکار داشتن يک فکر و عقيده است و ما نبايد در مورد نظرات افراد جست‌و‌جو کنيم.

بنابراين آزادي بيان، حق داشتن عقيده و حق ابراز آن را تضمين مي‌کند. ابراز هم به معناي اين هست که کسي بتواند نظرات خودش را به هر شکل و وسيله اي و به هر طريقي بيان بکند و شرط ابراز هم قصد انتشار است. يادداشت‌هاي خصوصي، صحبت‌هاي بسيار خصوصي، مطلبي که فرد در دفترچه‌ها و کامپيوتر خودش دارد و قصد انتشار آن‌ها را ندارد، بيان محسوب نمي‌شود و جزو حريم خصوصي افراد است و به عنوان بياني که بخواهد محدود شود قابل استناد نيست. 


آزادي عقيده و مذهب هم به اين معناست که هر فردي بتواند به هر دين و مذهبي که مايل است اعتقاد داشته باشد و اعتقادات خودش را ابراز کند و به مرور زمان اعتقادات خودش را اصلاح کند. انسان حق دارد هر ديني را داشته باشد و از دين به تنهايي يا با ديگران پيروي کند. آزادي عقيده در واقع داشتن يک عقيده و مذهب و همين طور عمل به آن مذهب به شکل فردي يا جمعي در حالت شخصي يا عمومي ‌است. 

اين آزادي براي افراد تضمين شده است. همين‌طور آزادي اماکن مذهبي، آزادي آموزش مذهبي، همه اين‌ها از مولفه‌هاي آزادي مذهب است. داشتن يک فکر و عقيده، آزادي مطلقي است که هيچ محدوديتي ندارد. منتها وقتي مذهبي بيان و ابراز مي‌شود، طبيعتا چون در فضاي عمومي‌ دارد ابراز مي‌شود، يک محدوديت‌هايي دارد که در ادامه به آن مي‌ پردازيم.  

چه نسبتي بين اين دو نوع آزادي وجود دارد؟ 

نسبت آزادي بيان و آزادي عقيده را مي‌توان عموم و خصوص مطلق دانست، يعني آزادي عقيده يکي از مصاديق بيان است و هر فردي حق دارد آزادي مذهبي را داشته باشد و آن را ابراز کند . اما به دليل اهميت موضوع و اين که بسياري از پيروان اديان و مذاهب در طول تاريخ با محدوديت‌ها و مشکلاتي در اعتقادات و ابراز اعتقادات خود مواجه بوده‌اند و اغلب جنگ‌ها هم توسط همين پيروان در جهت سركوب ساير اديان اتفاق افتاده است، بنابراين به طور جداگانه برجسته شده است و دليل ديگر اين است كه افراد بسيار زيادي بر روي زمين، تعلقي به يکي از اديان دارند، بنابراين در زندگي روزمره افراد، آزادي عقيده بسيار مهم است. 

پس در واقع مي‌توان گفت که آزادي بيان، شامل آزادي عقيده هم مي‌شود، اما به خاطر اهميت آزادي عقيده و مخاطرات و مظالمي ‌که در طول تاريخ نسبت به پيروان اديان رفته است، آزادي عقيده در اسناد و معاهدات حقوق بشري از جمله در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق حقوق مدني و سياسي به صورت جداگانه مورد تاکيد قرار گرفته است.  

آيا آزادي عقيده مرز پذير است؟ 

اگر منظور اين است که آيا مرزهاي جغرافيايي که کشورها را از هم جدا مي‌کند در شکل‌گيري عقيده و ابراز عقيده نقش ايفا مي‌کنند؟ پاسخ منفي است. به اين معنا که آزادي عقيده مرز نمي‌شناسد و مرز‌بردار نيست و افراد انساني در هر کجاي دنيا که به مکتب و مذهب و دين علاقه و اعتقادي پيدا مي‌کنند، مي‌توانند در واقع پيرو آن مذهب باشند. 


عقيده درست را مي‌شود از هر کجا اخذ کرد و نبايد مانعي در رسيدن به عقايد ديگران براي ما ايجاد شود و مرزها نبايد در تبادل آزاد اطلاعات و ارتباط آزاد شهروندان، در جست‌و‌‌جوي عقايد و دستيابي به اطلاعات مربوط به عقايد و مذهب نقش ايفا کنند تا شهروندان جوامع و کشورهاي مختلف بتوانند آزادانه به عقايد ديگران دسترسي داشته و در صورت تمايل به آن اعتقادات، گرايش پيدا کنند. 

همان‌طوري که مي‌بينيم بسياري از مسلمانان در دنيا افرادي هستند که از خانواده‌هاي مسلمان زاده نشده‌اند، ولي به خاطر دسترسي به معلومات مذهبي در ساير کشورها، به دين اسلام علاقه‌مند مي‌شوند و به اسلام گرايش پيدا مي‌کنند. 

آيا محدوديت‌هايي هم بر اين نوع آزادي‌ها وارد است؟ 

آزادي بيان و عقيده وقتي که ابراز مي‌شوند، مطلق نيستند و محدوديت‌هايي براي آزادي بيان و آزادي عقيده وجود دارد. از جمله محدوديت‌هاي مهم و قابل قبول مي توان به امنيت ملي، امنيت عمومي‌ و نظم عمومي‌ و نيز اخلاق و بهداشت عمومي ‌و همين طور حقوق و آزادي‌هاي ديگران اشاره کرد.

يعني آزادي‌هاي بسيار مهمي‌ همچون آزادي بيان و عقيده به دلايل‌ قابل قبول مي توانند محدود شوند که در آن صورت، آن بيان يا عقيده مورد حمايت نخواهد بود. به عنوان مثال، بياني که امنيت عمومي ‌را خدشه‌دار کند، بيان مورد حمايت نيست يا بياني که نظم عمومي‌را به خطر بيندازد يا حقوق و آزادي‌هاي ديگران را به مخاطره بياندازد، آزادي بيان مورد حمايت نيست. 

عقيده‌اي هم اگر بخواهد نسبت به ساير اقوام و نژادها و ديگران آسيب برساند يا تحريک قومي‌ و نژادي ايجاد کند يا ترويج خشونت و جنگ را در پي‌داشته باشد، اين بيانات و عقايد هم مورد حمايت نيستند. بنابراين محدوديت‌هايي براي آزادي بيان و آزادي عقيده وجود دارد، اما صرف نظر از اين محدوديت‌ها، آزادي بيان ممكن است با عناوين غيرقابل قبول، نقض شود که مقابله با نقض آزادي ها بايد در قوانين کشورها ديده بشود.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان