بسم الله
 
EN

بازدیدها: 709

بازسازي زنانه مفاهيم: اشتغال

  1392/9/6
چه کسي شاغل است؟ بي کار چه کسي است؟ مرز ميان شغل و کار -اگر وجود دارد- چيست؟ اين ها سئوالاتي است که پاسخ هاي يکساني در جامعه شناسي کار براي آن يافت نمي شود. اما شايد يکي از جامع ترين تعاريفي که براي کار ارائه شده است، اين باشد «کار به عنوان يک فونکسيون (کارکرد) اجتماعي، نوعي فعاليت ويژه است که توليد کننده ي ارزش ها (مالي يا خدماتي) است؛ و خود قادر است در خدمت توليد، مبادله، يا مصرف در آيد و در آن محو شود. بنابراين خدمات و کارهاي فکري بدون توليدات مادي که آنها را ميسر مي سازد، نمي تواند تحقق يابد.»[1] بر همين اساس اشتغال نيز کاري را شامل مي شود که در يک دوره ي معين در مقابل آن مزدي پرداخت مي شود.[2]

از سوي ديگر دولت ها به معيارهايي کاربردي تر براي ارزيابي ميزان اشتغال نياز دارند. معيارهايي که به سادگي قابل تعميم و اندازه گيري باشد. در ايران اين معيارها هر از گاهي دستخوش تغيير مي شوند، طبق آخرين تغييرات در ايران، کسي شاغل محسوب مي شود که حداقل يک ساعت در هفته در ازاي دستمزد کار کرده باشد.

آن چه که در بالا آمد تعاريف علمي و رسمي کار و شغل بود. در اين تعاريف وضعيت خانه داري به شدت مبهم است. گاهي علنا خانه داري نه تنها از دايره ي شغل بيرون گذاشته مي شود، بلکه حتي «کار» نيز محسوب نمي شود.[3] از سويي ديگر در برخي کشورها، با پرداخت دستمزد به خانه داري، عملا خانه داري نه تنها کار، که شغل نيز محسوب مي شود. اگر از تعاريف رسمي و علمي بگذريم، ديده مي شود که درک فردي انسانها- زن و مرد- از کار و شغل و ... نه تنها با هم همخوان نيست، بلکه گاه به حوزه هايي کاملا بيگانه با تعاريف مورد استناد، ارجاع مي دهد. شناخت اين درک متنوع مي تواند تصوير واقعي تري از شرايط اجتماعي به ما بدهد.

 آن چه که در ادامه مي آيد جمع بندي اي از چندين مصاحبه با زنان مختلف با خاستگاه هاي متفاوت است که ازمعيارهاي خود درباره ي اشتغال و خانه داري و مسايل پيرامون آن با ما گفته اند. اين مطلب حاصل تلاشي جمعي است براي درک اين که شغل چيست و شاغل کيست، درکي که نه با ارجاع به کتب علمي، که در گفتگو با زنان شکل گرفته است. بي ترديد تحليل فاصله ي معيارهايي که مصاحبه شوندگان پيرامون اين موضوع ارائه داده اند با تعاريف رسمي، خود مي تواند موضوع پژوهش جداگانه اي باشد که بسيار نيز راهگشا خواهد بود.

چه کسي شاغل است؟

به نظر مي رسد ميزان درآمد و ثبات آن، براي زنان مصاحبه شونده در تعريف اشتغال بسيار مهم است. ديده شده است زناني که نه تنها با تعاريف رسمي، بلکه با تعاريف علمي شاغلند، خود را شاغل شناسايي نمي کنند. مهناز که روزي سه يا چهار ساعت در سوپر مارکت همراه با همسرش کار مي کند خود را شاغل نمي داند. او مي گويد که تنها «به همسرش کمک مي کند» و شاغل نيست. زيرا شاغل کسي است که «حقوقي ثابت و يک سري مزايا کنارش داشته باشد و آينده شغلي مطمئني نيز داشته باشد.» تاکيد بر درآمد مکفي و مزايايي همچون بيمه در تعريف اشتغال، بخش ثابت پاسخي است که بسيار شنيده مي شود. اگر مهناز براي کمک به همسرش مشغول کاري است که آن را شغل به حساب نمي آورد، زنان ديگري نيز هستند که براي «در خانه نماندن» شاغلند، يا براي اينکه «از خانواده پول تو جيبي نگيرند». همچنان که سميرا که مربي مهد کودک است به اين مسئله در اين ارتباط معتقد است، گاهي زنان به علت علاقه شخصي کار مي کنند. مرضيه در خانه کيف هاي زيبايي درست مي کند و آن ها را به فروش مي رساند. او کار خود را شغل نمي داند اما با خنده مي گويد در کنار پول تو جيبي اي که از قِبل اين کار به دست مي آورد، برايش اين کار «لذت بخش» است. او ادامه مي دهد اگر اين کار درآمد کافي داشت، خود را شاغل مي دانست. زنان گاه براي کار بيرون از خانه فوايد ويژه اي نيز قايل هستند. مثل هيمه که زني است 26 ساله و فروشنده ي يک مغازه ي کفش فروشي در بوئين زهرا؛ و ماهي 150 هزار تومن دستمزد مي گيرد. معتقد است، «کار بيرون خيلي خوب است. اطلاعات آدم زياد مي شود. نشاط دارد.»

به نظر مي رسد زناني که مشاغل خانگي دارند، بيشتر احتمال دارد که خود را شاغل ندانند. به عبارت ديگر، اشتغال در ذهن اين زنان، آميخته شده است با «خروج از خانه». فرشته بيش از بيست سال است که آرايشگر است. او که پيش از اين سالني بيرون از خانه براي آرايشگاه اجاره کرده بود، چند ماهي است که به خاطر بالا رفتن هزينه ها مجبور شده، سالن را پس بدهد و در خانه آرايشگري کند. همين براي او کافي است که ديگر خود را شاغل نداند. زيرا «حالا خانه نشين» شده است. زهرا دختري 18 ساله که در بوئين زهرا کارمند يک دفتر پيشخوان است نيز، معتقد است زني شاغل محسوب مي شود که در بيرون از خانه کار کند. البته او معتقد است که زنان خانه دار کار مي کنند، گرچه شاغل نيستند زيرا دستمزدي در ازاي کارشان دريافت نمي کنند. 

به نظر مي رسد زنان به خوبي ميان شغل و کار تمايز مي گذارند و از اين منظر، همه ي مصاحبه شوندگان متفق القول اند که زنان خانه دار نيز کار مي کنند. گرچه ميان مصاحبه شوندگان درباره ي شاغل بودن زنان خانه دار اتفاق نظر مشاهده نمي شود. مثلا صبا که ديپلمه است مي گويد: «همه ي زنها شاغلند» و فرق زن کارمند با زن خانه دار را در اين مي بيند که حقوق زنان کارمند را «رئيس شان مي دهد يا اداره شان» اما «حقوق زني که توي خونه کار مي کند را شوهر مي دهد. خرجش را مي دهد و...» سهيلا که در غرفه اي در يک استراحت گاه بين راهي تهران – قزوين کار مي کند به نقش جامعه در شاغل نديدن زنان خانه دار اشاره مي کند. او معتقد است زنان خانه دار هم شاغلند، اما جامعه آنان را شاغل نمي داند. زيبا که خانه دار است در پاسخ به اين سئوال که آيا شاغل است؟ جواب مثبت مي دهد و خود را خانه دار معرفي مي کند. به باور او «کسي که کاري انجام مي دهد و انرژي صرف ميکند تا هدفي را دنبال کند و کارش نتيجه اي داشته باشد شاغل است.» او تفاوت چنداني بين کار در خانه و بيرون از خانه نمي بيند و معتقد است اين دو «تفاوت آنچناني ندارند و فقط مسئله حقوق و مزاياي کاري است، بالاخره هر دو تلاش مي کنند و انرژي مصرف مي کنند و هر دو کارشان نتيجه اي دارد.»

گرچه خانه داري از ديد اين زنان «کار» است اما اين کار، بدون دستمزد است. اگر از نظرات زناني که معتقدند خرجي اي که از همسران شان مي گيرند دستمزد کاري است که در منزل انجام مي دهند، صرف نظر کنيم؛ باقي مصاحبه کنندگان نظرات مختلفي درباره ي پرداخت دستمزد در ازاي خانه داري داشتند. سميرا که مربي مهد کودک است مخالف پرداخت دستمزد به خانه داري است، او نگران است که پرداخت دستمزد به خانه داري باعث شود تا «زنان را در چهارديواري خانه زنداني کنند». او مي گويد حاضر است فقط خرج رفت و آمدش را به دست بياورد اما باز بيرون از خانه کار کند. سارا و مريم، 33 ساله و 26 ساله، که هر دو کارمند هستند نيز حاضر نيستند حتي در صورت پرداخت دستمزد به خانه داري، در خانه بمانند. سارا مي گويد خانه داري جايي براي پيشرفت و ترفيع ندارد و مريم ادامه مي دهد که براي او در هر حال بودن در اجتماع مهم است و حتي در صورت پرداخت دستمزد به خانه داري باز در خانه نمي ماند. زناني هم هستند که با پرداخت دستمزد به خانه داري موافقند. اما اين دستمزد را چه کسي بايد بپردازد؟ شوهر يا دولت؟ مينا، زني که پنهان از چشم شوهرش چيزهايي براي فروش درست مي کند و مي فروشد، معتقد است که بايد براي خانه داري دستمزد تعلق گيرد، اما کسي که دستمزد مي دهد نبايد شوهر باشد زيرا «اگر شوهرم به من دستمزد بدهد من را دق خواهد داد». ناهيد که 32 سال دارد و کارمند بهزيستي است نيز معتقد است اگر شوهر دستمزد خانه داري را بدهد معني اش اين است که زن خدمتکار مرد است. او راه حل بهتر را در اجتماعي کردن خانه داري، همچون استفاده از آشپزخانه هاي عمومي، مهد کودک هاي دولتي و غيره مي داند.

 

آن چه که دربالا آمد، تنها نمونه ي کوچکي از پاسخ هايي بود که تعدادي از زنان درباره ي مسايلي چون اشتغال زنان، دوگانه ي خانه داري- اشتغال، پرداخت دستمزد به خانه داري و ديگر مسايل مربوط به اين حوزه ابراز داشته اند. از همين پاسخ هاي محدود مي توان دريافت که تا چه حد دريافت و درک اين موضوعات ميان زنان متنوع و البته ناشناخته اند و چه مرزي با تعاريف رسمي و علمي شناخته شده دارند. توجه به اهميتي که اين موضوعات در زندگي روزمره ي زنان دارد، يک بار ديگر خاطر نشان مي سازد که هنوز راه بسياري تا نقب زدن به زندگي واقعي زنان و گشودن راهي به سوي زيست بهتر و توام با رضايتمندي بيشتر براي زنان، وجود دارد. باشد که با همتي بيش از پيش براي تحقق اين امر بکوشيم.

----------------
[1]جامعه شناسي کار، غلامعباس توسلي 1381

[2]همان

[3]همان





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان