بسم الله
 
EN

بازدیدها: 849

شهادت در امور مدني و کيفري- قسمت دوم

  1392/9/6
قسمت قبلي

عوامل مؤثر در پيدايش شهادت

عواملي که موجب خطا و اشتباهات انسان در اداي شهادت ميشود بقدري زياد است که اين مقاله گنجايش آنرا بنحو تفصيل نخواهد داشت فقط بذکر اسامي و نواقص پاره از آنها اکتفا ميشود. عوامل مزبور از قرار زيرند:
1-بغض 2-حسد 3-کينه 4-نفع شخصي 5- افکار سياسي 6-افکار 7- علاقه 8- اکراه وتنفر 9- اختلاف مزاج 10- القائات 11- اضطراب و هيجان روحي 12- عدم دقت 13- کمي حافظه 14- بعدزمان 15- بعدمکان 16- سن 17- اختلاف نوع 18- طفوليتوبزرگي 19- ضعفحواس 20- امراضعارضهبرحواس
21- ضعف جسم 22- ضعف و اختلافات روحي 23- ضعف فهم 24- تخيل زياد 25- عادت 26- توهم 27- محيط زندگي 28-مفاهيم اعمال باعتبار زمان ومکان از نظر حسن و قبح 29-اختلاف صفات و روحيه اشخاص 30- تربيت 31-تعليم 32-اختلال درقسمت تناسلي 33- استمناء 34- اختلال در رفتار و حرکات 35-ضعف تدريجي يک نژاد و يا يک عضو 36- اختلال در تفکر و قضاوت 37- اختلال در احساسات و هيجانات 38- اختلال در تاثير و ادراک 39- اختلاف زبان 40- اختلاف نژاد و مشرب 41-ترس 42- تأثير رنگها 43- جنون دروغ گوئي.

خطاها و اشتباهات

بيشتر احساسات خارجي ما از طريق چشم و گوش است و اين دو عضو هميشه در معرض خطاهاي بيشماري بعلت نقص يا طرز ساختاني آنها مشهود ميگردد.
بينائي در نتيجه عبور نور از جليديه يا زجاجيه (Cristallin) که بشکل عدسي است و ترسيم در شبکيه (Retine) چشم (که بوسيله عصب باصره بمغز منتقل ميگردد) صورت ميگيرد ولي در نتيجه تحدب کم و زياد عدسي و تصاوير بزرگ و کوچک نشان دادهشده مثلاًاگر عدسي را که طرفين آن محدب باشد جلوي چشم قراردهيم اشياء را بزرگ نمايش داده و اگر بر عکس عدسي که دو طرف آن مقعر باشد جلوي چشم قرارگيرد اجسام را کوچک جلوه ميدهد کوچک و بزرگي خاصيت عدسيها است شيئي مورد بينائي بزرگ و کوچک نبوده است.
اگر چوبي را بطور مايل در آب فروبريم چوب بنظر منکسر يا شکسته ميآيد اين اشتباه هميشه در نتيجه انکسارنور برطبق قاعده ارشميدس بمادست ميدهد.
ته حوض يا استخر و يا درياچه يک ربع عمق آن کمتر بنظر ميآيد در صورتي که اينطور نيست.
ماهيگيران هميشه آن محلي راکه بنظر آنان ماهي هست هدف قرار نميدهند زيرا بنظر بالاتر ميآيد در صورتي که درپائينتر قرار گرفته است و هدف را هميشه بپائينمورد نظر قرار ميدهند تا بتوانند ماهي را صيد نمايند.
در شبکيه چشم تمام تصاوير معکوس ميافتد و حال آنکه ما آنها را مستقيم ميبينيم اين درک روي عادات است زيرا هم آهنگ شدن تدريجي تاثيرات چشم با تاثرات حواس ظاهري ديگر شخص را کمکم بمستقيم تصور کردن تصاوير معکوس عادت ميدهد.
اشخاصي که احول وچپ هستند که آنرا (استرابيسم Strabisme) يا لوش (Louch) ميگويند اشياء را از نظر ساختماني چشم خود دوتا تصور نموده وحال آنکه يکي ميباشد و اين اشتباه از طرز ساختمان چشم آنان ايجاد ميشود.
تشخيص رنگها بواسطه وجود مخروطات عصبي صورت ميگيرد ومرض دالتونيسم (Daltonisme) که نسبت به دالتون دانشمند انگليسي ميدهند عبارت از فقدان بينائي رنگ قرمز است براي اين قبيل اشخاص آلوبالو و گيلاس بهيچوجه رسيده بنظر نميآيد بعضيها علاوه بر کوري رنگ قرمز مبتلي بکوري رنگ سبز نيز ميباشند اين اشخاص نميتوانند سوزن بان يا راهنماي راهآهن وياکشتي بشوند ترديدي نيست که در نتيجه خطاي حس باصره آنا در تشخيص رنگ سبز و قرمز منتهي بهلاکت جمعي خواهدشد.
اختلاف رنگها علتش کمي وزيادي شماره امواج در زمان معين ميباشد چنانکه زير وبمي اصوات بسته بعده ارتعاشات هواميباشد حداقل ارتعاشات اثر که شبکيه چشم انسان را متاثر ميسازد بالغ بر سيصد و پنجاه تريليون موج در ثانيه است که رنگ قرمز توليد ميشود و حداکثر امواج که محسوس واقع ميشود در حدود هفتصد تريليون موج است که رنگ بنفش پيدا ميشود.
قرمز – بنفش-زرد-سبز-آبي-نيلي-نارنجي طيف شمسي را تشکيل ميدهند و چون اين رنگها از تجزيه نور سفيد آفتاب بدست ميآيد ترکيب آنها هم رنگ سفيد را نتيجه ميدهد واگر بوسيله منشور نور آفتاب را نگاه کنيم تجزيه کاملاً تحقق پيدا کرده و اين هفت رنگ را مشاهده مينمائيم. نيوتون انگليسي روي قرصي از مقوا اين هفت رنگ را بترتيب زيرکه بنفش-نيلي-آبي-سبز-زرد-نارنجي وقرمز است ترسيم نموده و آنرا بوسيله ماشيني تندميچر خاند و نمايش رنگ سفيد ميداد.
در کوهستان بواسطه صافي هوا و نبودن گرد و غبار تمام اشياء نزديکتر از فاصله حقيقي خود جلوه ميکند.
اگر از خيابان مشجري عبور نمائيم بنظر ميآيد که دو طرف خيابان در يک نقطه يکديگر را قطع و تشکيل مثلثي ميدهند اين تصور از خطاهاي حواسها است.
اشخاصي که داراي لباس سفيد و يا دستکش سفيد هستند از لحاظ دست قويتر و از لحاظ بدن چاق تر از ديگران بنظر ميرسند برعکس کساني که لباس سياه در بردارند اين لباس آنانرا کمي لاغر جلوه ميدهد براي همين است که خياطها و اساتيد هميشه بافرادي که چاق هستند لباس سياه توصيه کرده و بافراد لاغر لباس سفيد ميپوشانند.
رنگ آبي بانسان تاثير سردي داده و برعکس رنگ قرمز در انسان ايجاد حرارت مينمايد براي همين است که زير زمينها را براي نشستن در تابستان با کاشي آبي ميپوشانند يا آب را در کاسه بدل چيني آبي مينوشتند و در اروپا رسم است در بخاريهاي ديواري شيشههائي برنگ قرمز مانند ذغال گذاشته و با برق روشن مينمايند که نمايش آتش را بدهد و در آنان کمي ايجاد گرمي نمايد.
رنگ نارنجي ايجاد سرور و بهجت در انسان نموده وکليه اطاقهاي نشين را براي رفع خستگيهاي حاصله از کار نارنجي مينمايند رنگ قهوه کم رنگ ايجاد تمرکز قواي دماغي نموده واطاق کار و دفتر را با اين رنگ، رنگ مينمايند.
رنگ قرمز تحريک اشتها کرده و موجب تهيج اعصاب نيز ميشود از اين جهت اطاق نهارخوري را باين رنگ در ميآورند.
اشخاصي که مبتلا به يرقان هستند و يا سانتونين (جوهر کرم) استعمال کردهاند محيط و مشهودات خود را به رنگ زرد ميبينيد.
خورشيد صبح وعصر بزرگتر از وسط روز جلوه ميکند در اغلب بيابانها که سرابي بنظر ميرسد چيزي نيست جز توهم بشر. فردي که پابند شهوات است هدف خود را چنانکه ديگران ميبينند نميبيند بلکه در شخص يا شيئي محبوب نيکوئيها و زيبائيهائي ادراک ميکند و در شخص و شيئي منفور بديها و زشتيها ملاحظه ميکند که از نظر ديگران مستور است چنانکه وحشي شاعر معروف ميگويد:
اگر برديده مجنون نشيني ------------ بغير از خوبي ليلي نبيني
در جوامع بشري افرادي پيدا ميشود که اشياء آرايش و يا گفتار زنان ومردان زيبا موجب تحريک اعضاء قناسلي آنان شده و بالنتيجه اختلالي در دماغ و افکار و گفتار آنان پيدا گرديده وموازنه و اعتدال را از دست ميدهند اين قبيل اشخاص نبايد در مقام شهادت نسبت بشاهد يا دلبر خود برآيند (درزبان عربي شاهد بمعني معشوقه و دلبر نيز آمده است) و حافظ ميگويد:
شاهد آن نيست که موئي و مياني دارد ---------- بنده طلعت آن باش که آني دارد
اين مرض و جنون را فتي شيسم (Fetichisme) ميگويند.
اگر سنگ ريزه در کف دست قراردهيم و با دوانگشت وسطي وسبابه دست ديگر روي هم سوار کرده وباهر دوانگشت سنگ را لمس کنيم در سنگ ريزه ادراک خواهيم نمود زيرا سنگ ريزه درسر انگشت دو اثر مينمايد و چون در اثر وجود دو علت موثر است شخص اشتباهاًدو سنگ را درک مينمايد.
اگر شخصي ناظر يک جنايت باشد مثلاً ببيند که فردي فرد ديگر را ميکشد هر زنداني را که ببيند فوراً او را با قاتل اشتباه ميکند اين نکته اهميت زيادي در اجراي عدالت دارد.
در سنه 1309 شخصي بنام محمود زني را با دو بچهاش در قنات آباد در جلوي مادرش سربريد و متواري شد پس از آنکه اشخاص مظنون بقتل را دستگير کردند و در پين زندانيان قراردادند مادر مقتوله را بزندان بردند و باو گفتند که کدام يک از اين زندانيها قاتل دختر شما است از هر ده نفر که ميديد يکي دو نفر را درمقابل خود من که دراين امر سمت دادستاني داشتم انتخاب ميکرد و ميگفت مانند سيبي است که دو نصف کرده باشند و روي همين اصرار پيرزن مرد بچاره بنام اکبر سلاخ مدتي زنداني و بازداشت شد واز لحاظ احساسات بد مردم بياندازه در زحمت بود تا قاتل واقعي که محمود بود پيدا شد و پس از تعقيب بکيفر اعمال خود رسيد.
حکايت و وقايعي را که سه نفر تعريف ميکنند از دهان سومي بصورت واقعه و تاريخچه ديگري در ميآيد که با اولي خيلي فرق دارد.
هرکس که بتماشاي تآتر ميرود از جزئيات پيسي که بازيگران بازي ميکنند ميتواند مدت مديدي عين آن پيس رز براي ديگران که نشنيدهاند حکايت کند ولي رنگ و لباس بازيگران و نوع و سن و سالن وتزئينات آن که عمل باصره است فوراًمحو ميشود و چيزي در مغز آنان باقي نميماند.
همچنين بيانات خطيب وواعظ در گوش ميماند ولي رنگ و نوع لباس او ابداً در حافظه باقي نميماند و چشم آنرا بوادي فراموشي ميفرستد.
توهم باتجسم خيال که آنرا هاللوسيناسيون (Hallucination) ميگويند همانطور که شخصي در رؤيا صور ذهني خود را داراي حقيقت خارجي ميداند هنگام بيداري هم نسبت به خيالات خود همين حس را پيدا ميکند و اغلب اموات يا هياکل شيطان وغول و ديو را که مولود تخيلات آنانست ميبيند.
شنوائي در نتيجه اهتزار امواج اتر بعمل آيد که متوجه پرده صماخ از گوش خارجي ميشود و بوسيله استخوانهاي کوچک بگوش داخلي ميرسد و با لياف کورتي(Corti) که بالغ بر سه هزار ميشود مثل ديابازون آنرا مرتعش مينمايد. اغلب افراد در نتيجه کسالت وعوارض حاصله اين اهتزازات امواج درست وارد گوش داخلي نشده و عمل خود را انجام نميدهند و يا بواسطه سنگيني يک گوش نميتوانند بخوبي جهت صوت و يا شدت آنرا درک نمايند و بالنتيجه در شنوائي آنان اشتباهات و خطاهائي ايجاد ميشود.
پس از جنگ بين المللي يکي از روزهاي تابستان بعدازظهر غواصي در کنار درياچه لوهنس (Loch ness) روي آب جسم عظيمي مشاهده ميکند که امواج درياچه اورا بالا و پائين ميبرد فوراً قوه تخيلات او تحريک شده و اين منظره را جانور آدمخوار دريائي ميداند تمام افراد ساکنين اطراف درياچه دچار اين توهم ميشوند ومنعکس درجرايد داخلي و خارجي ميگردد از هر طرف مخبرين جرايد و سياحان از امريکا و اروپا و افريقا و آسيا و استراليا براي ديدن حيوان آدم خوار بطرف اسکاتلند مسافرت مينمايند مدارس اطفال را ميبندند ومردم عبور و مرور را درکنار درياچه تامدتي قطع مينمايند دنيا را مدت چند ماه اين توهم مشغول ميسازد تا اينکه روزي يکنفر ماهيگير ميبيند که اين توهم حيوان آدمخوار نبوده و دو بال طياره بوده که در جنگ بينالمللي اول در آب افتاده و امواج آنهارا بالاو پائين ميبردند و بصورت جانور آدم خوار جلوه ميداده است.
والتررالي (Walter Raleigh) يکي از مورخين درجه اول انگلستان طرف توجه اليزابت ملکه انگليس واقع شده و درعين حال مورخ مزبور نويسنده وديپلمات و بحرپيما بود مامور جمعآوري و تدوين تاريخ عالم شد بخشنامه از طرف ملکه اليزابت صادر گرديد که تمام اسناد موجوده در آرشيو امپراطوري را در اختيار او بگذارند تا بطور بيطرفانه و قطع و يقين تاريخ خود را بنويسد يک روز در برج لندن که درحال سکوت مشغول کار بود متوجه يک صداي خارجي شد عدهاي را ديد که نزاع ميکردند و همديگر را ميزدند حس کنجکاوي مورخ را وادار کرد از قصر آن برج بيرون آيد و خود شخصاً شاهد آن واقعه بود پس از گذشتن دوسه ساعت جرايدي روي ميز خود ديد و هر يک از آنها بيک نحو آنرا شرح دادهن که بااستماع بيانات دوستان و صحنهاي که در آن واقعه مشاهده نموده بود باندازه متبابن و مخالف يکديگر بود که نتوانست تشابهي براي دو گوينده يا مندرجات جرايد قائل شود فوراً از اين منظرهو اختلافگوئيها عصباني شده و نتايج زحمات نه ساله خودرا در بخاري سوزاند و پيش خود ميگفت واقعه که بيش از سه ساعت از آن نگذشته است اينقدر اختلافگوئي در آن وجودداشته باشد چطور من ميتوانم نسبت بتدوين تاريخ عالم آنهم نسبت بقرون گذشته قلمفرسائي و اظهار عقيده نمايم.
نسبيت – کليه احکام قضا و تهائي که مامينمائيم خواه چيزهائي که با حس ادراک ميکنيم و خواه قضايائي که باستدلال علمي و رياضي بانبات ميرسانيم همه نسبي است يعني نسبت به حس و عقل که داريم ونسبت به محيطي که در آن هستيم ونسبت بحالت حرکتي که واجد ميباشيم قضاوتها واحکام مزبور آنطور است که مينمائيم ولي هرگاه کسي ديگر در محيط ديگر با حالت ديگر در همان چيزي که ما قضاوت کردهايم قضاوت خواهد کرد و آنچه مابا استدلال رياضي ثابت نمودهايم براي اوطور ديگر ثابت خواهدشد.
کوتاه شدن جسم- جسم در حال حرکت حجمش در آن جهتي که حرکت ميکند کوتاه ميشود مثلاًاگر از جهت پهنا حرکت نمايد پهنايش کوتاه ميگردد و اگر در جهت طول حرکت کند طولش کوتاه ميشود زيرا دانه مرکزي اتوم که آنرا پرتون خوانند در محيط خود الکترومانيتيک ايجاد ميکند وعلت کوتاه شدن اجسام اينست که هر جسمي از اتومها تشکيل يافته اگر چه ذرات جسم در نظر مابهم پيوسته ميآيد ولي چنين نيست بلکه ميان اتومها مسافتهادي است که نسبت به حجم آنها دوري اتومها از يکديگر بيک نسبت متساويست در نتيجه توازع دو قوه يکي قوه جاذبه ميان اتومها وديگري قوه دافعه که در نتيجه حرکت پيدا گشته وميخواهد اتومها را از يکديگر دور سازد فاصله اتومها و فضائي که در آن حرکت ميکند هميشه بيک نسبت محفوظ ميماند اما اين توازن تا وقتي برقراراست که ذرهها ساکن باشند لکن هرگاه حرکت کنند يا حرکت آنها سريعتر شود توازن قوا بهم ميخورد وامواج الکترومانيتيک پيدا ميشود و توازن جديدي پيدا ميشود و سرکوتاه شدن اجسام مربوط بهمين امواج است که در نتيجه حرکت يا سريع شدن حرکت بوجود ميآيد.
هر عضوي درنتيجه کار و فعاليت زياد دچارخستگي شده ومبتلي به بيماري موسوم به Surmenage ميشود وهمچنين درنتيجه اختلال درترشحات غدد مترشحه داخلي در فهم و حواس انسان ضعف و فتوري حاصل ميشود که نتيجتاًممکن است شخص را باشتباهات و خطاهاي زيادي دچار نمايد.
سعدي عليه الرحمه حکيم سخنور ما در چند بيت اين معني را تشريح کرده است.
يکي پرسيد از آن گم کرده فرزند که اي روشن روان پيرخردمند
ز مصرش بوي پيراهن شنيدي چرا در چاه کنعانش نديدي
بگفت احوال ما برق جهانست گهي پيدا و ديگر دم نهانست
گهي بر طارم اعلي نشينيم گهي تا پشت پاي خود نه بينيم
اگر درويش بريک حال ماندي سر و دست از دو عالم بافشاندي
عدهاي رسيدن بحقيقت را از طريق کشف وشهود دانسته و اکتساب اطلاعات ديگر را استراق سمع و بصر ميدانند چنانکه يکي از عرفا ميگويد: علمي که نه کشفي وشهودي باشد پيداست که استراق سمع و بصر است و ميگويند آن کسي که آئينه قلمش از هر گونه زنگار خباثت و رذائل باشد ودر مقام تزکمه نفس برآيد قلب او بصورت جام جم درآمده وبمرحله کشف وشهود ميرسد.
واين درحالت را انتوئي سيون (Intuition) ويا ايللومناسيون (Illumination) ميگويند که خلسه و جذبه يکي از اين احوال ميباشد. شيخ عطار جلالالدين رومي و جامي از سالکمن اين طريق بودند که بمشاهده جلال و جمال و کمال مطلق نائل شده اند.
موضوع ديگر اينکه آنچه در حس نقش ميشود ار کسي که اورا از دور ميبيند فقط درمييابد که جسم است ولي تميز انسان ويا حيوان بودن آنرا نداده در اين مورد آن شيئي يا شخص مشهود را شخص منتشر گويند.







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان