بسم الله
 
EN

بازدیدها: 673

آسيب شناسي وکالت دادگستري-قسمت دهم

  1392/9/3
قسمت قبلي

ت ـ آسيب هاي انتخاباتي

1-    طرح مسأله و کليات

در يک سيستم مديريت انتخابي، به ويژه وقتي مديران مجاناً و تبرعاً کار مي کنند، سير طبيعي قضايا بايد چنين باشد که وقتي کس يا کساني شايستگي مديريت دارندف انتخاب کنندگان، آن ها را پيدا کنند و به سراغشان بروند و حتي با التماس و الحاح از ايشان بخواهند که مديريت را بر عهده گيرند. حداکثر حرکت و اقدامي که از اين افراد شايسته انتظار مي رود اين است که آمادگي خود را اعلام کنند و بس. شناساندن کامل تر ايشان به ديگر انتخاب کنندگان و ايجاد موجبات گفت و گوي آن ها با مخاطبين و خلاصه آن چه را که تبليغات انتخاباتي ناميده مي شود،  از نظر منطقي، بايد کساني به عهده بگيرند که مي خواهند اين بار مسؤوليت را بر دوش اين نامزد يا کانديدا بگذارند. اقدام پي گير و مجدّانه کانديدا براي انتخاب شدن به ويژه براي خدمات مجاني، خواه و ناخواه، تا حدّي، پرسش برانگيز است. پاسخ اين چرا مي تواند در زمينه هاي مختلفي جست و جو داده شود. با تصريح به اين که ما صرفاً از انتخابات هيأت هاي مديره کانون هاي وکلا صحبت مي کنيم و بس:

اولاً- ما نمي توانيم و نبايد خودخواهي خود را، که از طبايع بشري است، انکار کنيم. اين که بپنداريم در همه چيز از همگان بهتر و برتر هستيم، شگفت انگيز نيست، ولو اين که از بيان اين مطلب خودداري يا در نحوه ابراز احتياط کنيم، که ظاهراً از آغاز جهان چنين بوده است.

بنابراين يکي از تحليل هاي قابل عرضه در مقابل پرسش مطروحه اين است که فعاليت افراد براي ورود به هيأت مديره کانون شان به خاطر اين است که خود را از ديگران شايسته تر و بهتر مي دانند و برنامه ها و اهدافي عالي دارند که براي اجراي آن ها و رسيدن به آن ها ناچار بايد در رده مديريت قرار بگيرند.

ثانياً- ممکن است بنده با چنين اقدامي در پي ايجاد هويت و شخصيت مطلوب تر و جامعه پسندتري از آن چه دارم باشم. انسان ها بدون عناوين شغلي و مناصب اجتماعي شان «چيز» ديگري مي شوند. حتي حالاتي وجود دارد که اگر اين اوصاف و عناوين از فردي گرفته شود، در عالم معني از او چيزي باقي نمي ماند.

در اين فض بحث اهداف و برنامه ها و اين گونه چيزها منتفي است و نفس قرارگرفتن در موضعي خاص و استفاده از عناويني خاص به عنوان سند هويت و شخصيت مطرح است.

ثالثاً- ممکن است بنده از اين طريق در صدد رونق بازار و تسهيل کار خود باشم. از آن جا که عملاً راه قضاوت به وکالت ختم مي شود، اين که من در موضعي باشم که رسيدگي کنندگان به دعاوي موکلين ام بدانند در سرعت يا کندي رسيدگي به کار و تعيين محل وکالت و- در پاره اي موارد- رد يا قبول اصل تقاضايشان مؤثر خواهد بود، ناچار در نحوه رسيدگي، نتيجه کار و حتي جذب و جلب کارهاي ديگر و بيش تر، تأثيرگذار است.

البته در اين حالت ناچار بايد دائماً مشغول گشت و گذار در شعب دادگاه هاي بدوي و تجديد نظر و ديوان عالي کشور و...باشم. که اين خود اگر حالت استمراري پيدا کند، موجب وهن عضو هيأت مديره است.

رابعاً- حتي اين احتمال را هم نمي توان نفي کرد که من نماينده گروهي يا سازماني يا وزارتخانه اي يا فرد يا افرادي باشم که مايل اند کانون وکلا در مسير خاصي حرکت کند. بهترين روش براي رسيدن به اين خواسته و تمايل تأثيرگذاري در هيأت مديره خواهد بود.

به خودم اجازه نمي دهم در اين موارد، درباره خود و ديگران قضاوت کنم. چه اصولاً در اين کتاب در پي گردآوري و بيان مفاهيم هستيم نه مصداق ها.

2-    سندرم هاي قبل از عمل و بعد از عمل

برگزاري انتخابات هيأت مديره در کانونها شور و نشاط و تحرک ايجاد مي کند. اين قسمت خوب قضيه است. اما در عين حال، انتخابات همواره مسائل و مطالبي را با خود دارد که مطبوع و مطلوب نيست.

اولاً- در مرحله تعيين هيأت نظارت بر انتخابات ممکن است افرادي به خاطر رفاقت يا ارتباط با فرد يا گروهي خاص، علي رغم داشتن شايستگي، و علي رغم عنوان شدن نام شان به عنوان کانديداي عضويت در هيأت نظارت، کنار گذاشته و بالعکس افرادي دقيقاً به همان دلايل – النهايه با زيرکي و تمهيدات قبلي- وارد اين هيأت شوند. اين سندرم که با توجه به طبع انتخابات در کانون هاي وکلا و نظارت همگاني که عملاً اعمال مي شود و تعصبي که وکلا نسبت به انتخابات هيأت مديره شان دارند، معمولاً آثار بدخيمي نمي تواند داشته باشد، از جهت ذهني اما و اگرهايي را مطرح مي کند که «آسيب» تلقي مي شود.

ثانياً- اين که به موجب آيين نامه رئيس وقت هر کانون رئيس هيأت نظارت است، وقتي که رئيس کانون، خود، نامزد عضويت در هيأت مديره باشد، آسيب ديگري است که متأسفانه فعلاً چاره اي هم ندارد.

منکر تأثير سلام و عليک ها و احوالپرسي ها و اصطلاح «چشم تو چشم» بودن در جلب آراء براي رئيس هيأت نظارت- و احياناً دوستان و اطرافيان اش- نمي توان شد. اما اصطلاح اين وضع محتاج تغيير آيين نامه است و فعلاً راه حل عملي مي تواند اين باشد که رئيس هيأت نظارت وقتي خود کانديدا است در موقع رأي گيري زياد جلوي چشم نباشد.

ثالثاً- بحث صلاحيت کانديداها و تأييد و ردّ آن ها ماجرا و داستان ديگري است.

برخي افراد شايسته براي آن که در معرض چنين پرس و جو وقضاوتي قرار نگيرند، اصلاً کانديدا نمي شوند.ردّ صلاحيت برخي کانديداها که وکلا آن ها را خوب مي شناسند، باعث شگفتي و اعتراض و انتقاد مي شود و تأييد صلاحيت بعضي ديگر که آن ها را هم وکلا خوب مي شناسند ايضاً موجب تعجب و عکس العمل منفي وکلا مي گردد. تأييد صلاحيت برخي از مردودين و ابقاء مردوديّت بعضي ديگر ايضاً بحث و نقل هاي فراوان ايجاد مي کند: اين سوال مطرح مي شود که در فاصله ردّ قبلي و تأييد بعدي چه اتفاقي افتاد که موجبات رد بعضي را زايل و علل مردوديّت ديگران را تشييد و ابقاء کرد؟ مردودان تأييد شده در اين فاصله چه کردند که مردودان مردود باقي مانده نکردند؟ چنين مجموعه اي آن هم در صنفي که ذاتاً اهل بحث و فحص و جدل و احتجاج هستند، خواه ناخواه ايجاد شک و ترديد و نااميدي مي کند، که اين آخري آسيبي جدّي است.

رابعاً- در انواع انتخابات- من جمله انتخابات کانون هاي خودمان- شنيده ايم و شنيده ايد گفته مي شود: «تبليغات بايد مثبت و در راستاي بيان عقايد و برنامه هاي خوب و سازنده کانديدا باشد نه در پي تخريب و بيان اشکالات و ايرادات رقيب به منظور تخريب شخصيت و تضعيف موقعيّت او».

در مقابل نظر ديگري هم وجود دارد:«قسمتي از تبليغات اين است که به چه کسي رأي بدهيم اما قسمت ديگر آن مربوط به آن است که به چه کسي رأي ندهيم».

در اعمال روش اول اگر کسي راه افراط بپيمايد و کارهاي نکرده و صفات نداشته را به خود نسبت بدهد، چون-به هر حال- تبليغات انتخاباتي مطرح است، نمي توان اغماض کرد.

اما در مورد دوم، اين گونه تبليغات تا آن جا که به توضيح خواستن در مورد کوتاهي ها و قصورها و تقصيرهاي مسلّم عضو هيأت مديره در دوره تصدّي قبلي اش مربوط مي شود، قابل قبول و مجاز است. اما نسبت دادن کارهاي نکرده، سخنان نگفته و چيزهاي نداشته به افراد، آن هم به صورت صحبت هاي درگوشي که آن طرف از آن آگاه نمي شود و طبعاً مجال پاسخ گويي يا روشن گري پيدا نمي کند، درست نيست.

اين پچ و پچ ها خيلي سريع شايع مي شود و غير اخلاقي ترين و نامردانه ترين روش مبارزه انتخاباتي است. اين روش ها متأسفانه در مبارزات انتخاباتي کانون ها متروک و مردود نيست.

آن چه افسوس و دريغ بيش تر را باعث مي شود، اين است که اين زمزمه ها، ناچار، به گوش اغيار و به ويژه دشمنان و معاندين وکلا و کانون ها مي رسد و ناگاه آن را از زبان کس يا کساني که نبايد، مي شنويم.

اين رويدادها آثار سوء و منفي گوناگوني دارد: به نام و شخصيت افراد، بدون اين که حق دفاع داشته باشند، ضربه مي زند. اين افراد را که خود را با ضربه اي غيراخلاقي و ظالمانه مواجه مي بينند در موضعي قرار مي دهد که حرکات و اقدامات مشابه را درقبال طرف مقابل مجاز و مباح تلقي کنند. مجموع اين حرکات بي گمان دشمن شاد کن است و در عين حال سطح اخلاق و مروّت و تقوي را در کل حرفه و صنف پايين مي آورد.

در نتيجه اگر اين نحوه عمل تحقق يابد، رويدادي که بايد زيباترين و پرنشاط ترين براي وکلا باشد به واقعه اي تفرقه افکن و دلسرد کننده و موجد تقابل و معارضه ناجوانمردانه تبديل مي شود که به ارکان و اجزاء حرفه و صنف آسيب مي رساند.

جلوه ديگري از اين آسيب مشکل «منيّت» است. با اين که بدون ترديد هر کار نماياني که در کانون ها انجام مي شود، حاصل تلاش جمعي اعضاي هيأت مديره و در امور کلان با آثار ملي و کشوري نتيجه همکاري همه وکلاي کشور است. اما «من» و «من ها» همواره علاقه‌مند اند هر کار مثبتي را تنها به خود و همه عوارض منفي را به هر کس غير از خود نسبت دهند. اين حرکت نيز طرف يا طرف ها را به اقدام متقابل وادار مي کند و در نتيجه حقايق به آساني قلب و دگرگون مي شوند.


نويسنده:بهمن کشاورز






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان