بسم الله
 
EN

بازدیدها: 808

رقص آتش-قسمت بيست و پنجم

  1392/8/29
قسمت قبلي

مسافرت به خارج از کشور (1)

 تا سال هشتاد وسه درطول مشاغل قبلي و فعلي حسب ماموريت هاي اداري و کاري و ذوق شخصي تقريبا تمام ايران را گشته بودم و مايل بودم سري به خارج از کشور بزنم. تاسال هشتاد وشش ،سه مسافرات بخارج از کشور رفتم. وسوسه مسافرت بخارج ازدوره جواني درذهنم بود.دوران جواني نسل ما به انقلاب وجنگ گذشت در دوره وکالت و با آرام شدن اوضاع و نياز به شناخت ديگر مليتها فرصتي شد تا به اين حس کنجکاوي بقدر توان جامه عمل بپوشم. کنجکاوي يکي ازخصلت هاي فطري انسان است و تا به تجسس درامورديگران کشيده نشود ايرادي نداردکه قرآن هم فرموده"ولا تجسسوا" آنچنانکه فرموده"سيروا في الارض" در روي زمين سير و سياحت کنيد.

ديدن تصاوير از کشورها و خواندن سفر نامه ها، تا زماني که انسان ،ملموس محيط وانسانها را احساس نکند پاسخي به اين حس کنجکاوي نخواهد داد. معرفت به انسان ها وديدن محيط ها وکشيدن وچشيدن سردي وگرمي مسافرت، جهان بيني وکيل را افزايش داده و وقتي درمملکت خود قرارمي گيرد کاستي ها و و افزونيها را بهتر مي بيند.اينکه چرا بعضي ملتها خشن ترهستند و بعضي مهربان تر. چرا بعضي ملتها مبادي آداب هستند وبعضي باري بهرجهت.چرا بعضي ملت ها ازرنگ هاي شاد وزنده براي پوششان استفاده مي کنند و بعضي از رنگ هاي سرد و مرده.چرا موسيقي بعضي ملت ها نشان ازسر زندگي واميد دارد و بعضي ناله وگلايه سرمي دهند و مويه مي کنند.تفاوت معماري ملت ها خصوصا معماري هاي سنتي درچيست؟ شرايط جغرافيائي تا چه حد درانسانهاو خلق وخويشان موثر است؟ تمدن جديد چقدر انسانها را بهم نزديک کرده است؟وبسياري از کنجکاوي ها وچراهاي ديگر.

اولين مسافرتم به شهر استانبول ترکيه درتابستان هشتاد وسه بود. تجربه اي در اين زمينه نداشتم پس از اخذ پاسپورت به جهت ديدن مسير مسافرت ،سفرزميني را انتخاب کردم.قيمت رفت و برگشت زميني هنوز هم ارزان است آنموقع بليط رفت وبرگشت پنجاه هزار تومان شد.وچون نياز به ويزا نداشت فرداي روزتهيه بليط با اتوبوس عازم مرز بازرگان واز آنجا وارد خاک ترکيه شدم درسر مرز درخاک ايران معطلي زيادي جهت کنترل پاسپورت وبازرسي انجام گرفت. درطول رفت هم که چهل وسه ساعت تا مقصد طول کشيد اتوبوس ازجاده هاي کمربندي خارج از شهرها عبور کرد وموفق به ديدن شهرهاي مسير نشدم خستگي راه هم مزيد برعلت شد تا هيچگاه با سفرزميني به جائي نروم. هنگامي که پا را آنطرف مرز مي گذاري تنها بواسطه يک خط! دنيا عوض مي شود.

قبل از مسافرت تمهيدات لازم ازجهت تهيه داروي مورد نياز احتمالي ولباس مناسب ومقداري غذاي کنسروي ومختصري پول اضافي براي مواقع پيش بيني نشده انجام داده بودم.با رسيدن به محله آکساراي استانبول اطاقي از يک هتل اجاره کردم. پنج شب که ماندم به دلارحدود 90دلار شد واحد پول ترکيه ليراست که بانکهاي نزديک محل اقامت براحتي پول ايراني يا دلار را تبديل به لير مي کردند.کل هزينه هاي اين مسافرت با مقدار زيادي سوغاتي که بيشتر لباس بود جمعا چهارصد هزارتومان شد.قيمت غذا نسبت به ايران،هم گرانتر بود وهم مقدارآن کمتر ولي تنوع غذائي با همين موادي که ما استفاده مي کنيم بسيار بيشتر ، درآنجا غذا را در پيش دستي سرو مي کنند(پشقابهاي کوچک که ما به عنوان پشقاب ميوه خوري مي شناسيم)بطوريکه يک شب مجبور شدم سه وعده غذا بخورم تا سير شوم.اين است که کنسروها که هر کدام يک وعده غذائي کامل بود در موقع خودش موجب کاهش هزينه غذائي شد.شرح کامل مسافرت را در ياد داشتهاي شخصيم نوشته ام ودراينجا تنها نکات مهم را توضيح مي دهم.ازفرداي رسيدن به استانبول کفش هاي راحتي پوشيدم وبسياري از کوچه پس کوچه هاي استانبول را گشتم. سرلوحه هدفم از اين مسافرت سير در آفاق وانفس بود.

استانبول از دوقسمت اروپائي وآسيائي تشکيل مي شود ومن در قسمت اروپائي آن بودم خصوصيات مردمش از اين دوفرهنگ تاثير گرفته با گرايش به شرق، سالها پيش کتاب "سفر نامه "ناصر خسرو راخوانده بودم ناصر خسرو توضيح داده بود که براي هزينه سفر با نقاشي و طراحي و کارهاي قلمي در شهرهاي مسيرهزينه خود را تامين مي کرده است.اگر چه وضعيت مسافرت در آنزمان با زمان ما بسيار متفاوت بوده است ليکن اين موضوع مورد توجه من قرار گرفت وتعدادي قلم ويک دوات ومرکب (وسائل خطاطي) همراه خودم برده بودم که نه ازجهت کسب درآمد ولي يادگار باقي گذاشتن ازخودم موثر واقع شد .

همان روز اول اقامت يک تابلو به زبان فارسي براي هتل محل اقامتم نوشتم. که جلوي هتل نصب شد.و بعد از آن هم به مناسبت ها خط هائي يادگاري براي ديگران نوشتم .خط  ترکيه لا تين است.ولي اشعار به زبان فارسي در کاشي نوشته هاي چند صد سال پيش يا خطوط فارسي بر روي عمارت هاي قديمي هنوز خود نمائي مي کند.استانبول هم شهري مذهبي وهم مملو از خلاف کاران است به طوريکه درآن چند روز بنا به شنيده ها از ايرانيان پول بسياري را در مترو يا مکان هاي عمومي سرقت کرده بودند. خودم با موردي برخورد کردم .که نزديک بود که کار به درگيري بکشد. با زور پول انسان را مي گيرند.درجيبم نقشه شهر بود جيب برها با تصور اينکه دسته اسکناس است مرا تعقيب کردند تا بجاي خلوتي رسيدم محاصره ام کردند و بزور دست درجيبم کردند و وقتي متوجه شدند نقشه است دست از سرم برداشتند . وقتي موضوع را به پليس گفتم گفت درگير نشوي بهتراست فقط پول زياد با خودت حمل نکن.

در مرکز شهر استانبول يک خط متروي رو زميني است که شرق وغرب يک منطقه وسيعي را بهم وصل مي کند ، آن موقع هزينه يک سفر مترو حدود هفتصد تومان مي شد.اتوبوس هاي حمل ونقل عمومي هم بوفور وجود دارد ولي قيمت تاکسي هاي آن نسبت به ايران بسيار گران است.چون بدون تور مسافرتي رفته بودم نماينده فروش بليط اتوبوس ايراني مقيم در استانبول که يک هندي الاصل ايراني بود در دفترش راهنماي خوبي برايم بود، بسيار خونگرم وکار راه انداز. شهر استانبول درآن فصل مملو بود از مليتها مختلف شرق وغرب عالم که بعضي براي استراحت در کنار درياي مرمره با خانه هاي ويلائي اجاره اي آمده بودند وبعضي براي تجارت و بعضي براي سير وسفر وديدن آثار باستاني ،شامل عمارت هاي باستاني بسياري که بيشتر مساجد قديمي و وسيع بود.

استانبول بازار مرکزي و سنتي بسيار زيبائي دارد همانند بازار سنتي خودمان که همه چيز درآن فروخته مي شود و درکنار آن يک بازار مدرن جديد با سنگ فرش هاي مرمري، فروش شيريني جات، قهوه، مجسمه هاي کوچک سمبوليک و پوشاک از رونق خوبي برخوردار است .شب ها پس از بسته شدن مغازه ها و فروشگاه ها ،دست فروشان کنار خيابان بساط پهن مي کنند وخصوصا پوشاک با قيمت بسيار ارزان عرضه مي کنند. درجلوي بازار هندوانه را به صورت قاچ شده وبلال را بصورت پخته مي فروشند. در موقع نهار وشام چرخ دستيهاي سياري در پياده رو برنج پخته توام با نخود وگاه يک ليوان دوغ با قيمت ارزان وبا روي گشاده عرضه مي کنند که فکرمي کني با رستورانهاي گران وکم فروش رقابت مي کنند.نکته قابل توجه اينکه در جلوي ورودي تمامي ادارات مجسمه نيم تنه آتاتورک بنيان گذار ترکيه نوين به رنگ طلائي وروي يک پايه ستون يک متري قرارداشت. ولي فرهنگ دروني مردم چيز ديگري مي گفت. سواحل مرمره بسيار دلپذير وبراي شنا و آفتاب گرفتن بسيارمناسب است.و مسافران با يک کشتي از قسمت دريائي استانبول به آنجا حمل ونقل مي شوند.و پرندگان دريائي براي قاپيدن غذائي که توسط مسافران براي آنان پرتاب مي شود پرواز کنان بدنبال کشتي روانند. جمع زمان مسافرتم 9 روز طول کشيد که تقريبا 4روز آن صرف رفت و برگشت شد.موقعي که به خاک ايران رسيدم ازخستگي مسافرت و غربت مطلق و فراز و نشيبهائي که دراين مدت ديده بودم بر خاک وطن بوسه زدم.

سفر دوم من در زمستان همان سال به دبي بود ...



نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان