بسم الله
 
EN

بازدیدها: 674

قصاص و زندگي- قسمت چهارم

  1392/8/15
قسمت قبلي


9ـ گفته شده است كه كشتن قاتل، مقتول را زنده نمي‏كند بلكه يكي ديگر از اعضاي جامعه را از آن مي‏گيرد و خانواده ديگري را داغدار مي‏كند پس چه بهتر كه به همان قتل اوّل، اكتفا شود.
پاسخ: كشتن قاتل هر چند در ظاهر، موجب فقدان عضوي ديگر از اعضاي جامعه مي‏شود و با دست خود به كاري اقدام مي‏كنيم كه از آن بيزار بوديم. ولي در واقع، قصاص از وقوع قتل‏هاي ديگري در جامعه، جلوگيري مي‏كند و مجازات قاتل، موجب مي‏شود كه انسان‏هاي شرور به فكر كشتن ديگران نيفتند و آمار آدمكشي در جامعه كاهش يابد و به همين خاطر قرآن مي‏فرمايد: «قصاص، موجب حيات است اي صاحبان درك.» 10ـ ادّعا شده است كه آدمكشي، گناهي نيست كه از اشخاص عادي و سالم سربزند و قاتل حتما گرفتار جنون و ديوانگي است و بايد معالجه شود.
پاسخ: اگر مقصود اين است كه هر قاتلي، قدرت تشخيص خوب و بد را ندارد، صحيح نيست و ادّعاي گزافه است. بسياري آدمكش‏ها كه اگر قدرت تشخيصشان از افرادي عادي بيشتر نباشد مسلما كمتر نيست. آري برخي از قاتلان ديوانه هستند و آنها در فقه اسلام، قصاص نمي‏شوند. و اگر مقصود، اين است كه جنايت كار، انسانيت خود را از دست داده و همانند گرگ درنده است و از اين حالات به جنون، تعبير مي‏شود، اين صحيح است زيرا اگر كسي از انسانيت برخوردار باشد به عمد اقدام به كشتن بي‏گناهان نمي‏كند ولي بايد دانست كه چنين كسي را نمي‏توان با محبت و عطوفت، درمان كرد بلكه نرمش به قول حضرت علي(ع) او را جسورتر و بي‏باك‏تر مي‏كند بعلاوه كه همه امراض جسمي نيز قابل معالجه نيستند.
11ـ گفته شده كه قصاص و حكم اعدام با قوانين بين‏المللي، منافات داد.
پاسخ: چنين ادّعايي اوّلاً صحّت ندارد. در ماده 5 اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است: «احدي را نمي‏توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد كه ظالمانه و يا برخلاف انسانيت بشري يا موهن باشد»، واضح است كه قصاص، ظالمانه نيست بلكه مجازاتي عادلانه است و اما اينكه بر خلاف انسانيت و موهن باشد، مورد اتفاق همگان نيست بلكه در نظر اسلام، قصاص، زنده كننده و احياگر انسانيت است زيرا اسلام آن چنان براي انسانيت احترام قايل است كه هر متجاوزي را كه به حريم انسان، تجاوز كند به همان اندازه، مجازات و كيفر مي‏دهد تا كسي به فكر تجاوز به حريم ديگران نيفتد. علاوه بر آنكه در ميثاق بين‏المللي حقوق مدني و سياسي ماده 6 بند 2 آمده‏است:
«در كشورهايي كه مجازات اعدام، لغو نشده، صدور حكم اعدم جايز نيست مگر در مورد مهمترين جنايات طبق قانون لازم‏الاجراء در زمان ارتكاب جنايت.» اين ماده خود دليل بر قانون بودن حكم اعدام از نظر مجامع غربي است.

علت عدم قصاص پدر در مقابل فرزند

آنچه تاكنون بحث شد در پاسخ به اشكالاتي بود كه به اجراي قصاص شده است. اينك به اشكالي مي‏پردازيم كه به عدم قصاص در مورد خاصّي شده است، فقه شيعه مي‏گويد اگر پدري فرزند خود را بكشد، قصاص نخواهد شد. مرحوم محقّق در شرايع‏الاسلام مي‏فرمايد:
«سومين شرط (از شرايط قصاص) اين است كه قاتل، پدر نباشد و در اين صورت كشته نخواهد شد و بايد كفّاره و ديه بپردازد و حاكم او را تعزير مي‏نمايد.» هيچكس با اين حكم مخالفت نكرده14 و مرحوم صاحب جواهر در توضيح سخن مرحوم محقق ابتدا به احاديثي چند از امامان معصوم(ع) اشاره مي‏كند و در ادامه مي‏افزايد:
«علاوه بر احاديثي كه ذكر شد، احاديثي وجود دارد كه از آنها يقين به حكم حاصل مي‏شود... البتّه‏كفاره‏اي كه بايد بپردازد كفاره جمع است».15 برهمين اساس، در ماده 220 قانون مجازات اسلامي مصوب 17 آذرماه 1370 كميسيون امور قضايي و حقوق آمده است:
«پدر يا جدّ پدري كه فرزند خود را بكشد، قصاص نمي‏شود و به پرداخت ديه به ورثه مقتول و نيز به تعزير، محكوم خواهد شد».
اين قانون از سوي روزنامه‏نگاري مورد اشكال قرار گرفته است. وي اين حكم را به منزله اجازه قانوني براي اعمال خشونت در قبال كودكان خوانده است. به عنوان مثال اگر مردي كودكي را بكشد، قصاص مي‏شود اما اگر فرزند خود را بكشد از معافيت قانون اسفاده مي‏كند و به پرداخت ديه و 10 سال زندان محكوم مي‏شود.16 درباره سخنان وي شايسته است، نكاتي را گوشزد كنيم:
1ـ مجازات، عامل بازدارنده يكي از ويژگيهاي مجازات خوب اين است كه در حدّ ممكن بازدارنده باشد از اين رو مجازات مهثري كه براي قتل عمد مي‏توان در نظر گرفت همان قصاص است كه بهترين عامل بازدارنده قتل عمد در جامعه است. ولي در باره بازداشتن پدر نسبت به قتل فرزند بايد گفت: پدر و مادر بيشترين علاقه، دلبستگي، مهر و عطوفت را به فرزند خود دارند. به گونه‏اي كه پدران و مادران ـ مگر مواردي استثنائي ـ حاضرند، براي آسايش، راحتي، شادي و خوشبختي كودكان خود، انواع رنج و زحمات را تحمل كنند. بزرگترين لذت و شادكامي براي پدر و مادر هنگامي ديگران نيز بايد گفت همان مهر و محبت پدري بهترين عامل بازدارنده است و نيازي نيست كه براي مجرم مجازات‏هاي سنگين وضع شود تا موجب عبرت ديگران گردد و از وقوع حوادث مشابه جلوگيري نمايد. زيرا علاقه و محبت پدر به فرزند خود عامل بسيار قوي و نيرومندي براي كاهش آمار اين جنايت هولناك در جامعه است. لذا آمار قتل فرزند نسبت به كل قتل‏هايي كه در جامعه اتفاق مي‏افتد بسيار اندك و ناچيز است.
2ـ جبران‏كنندگي بدون مجازات يكي ديگر از ويژگي‏هاي يك مجازات خوب، اين است كه تا حدّ ممكن، صدمات و زيان‏هايي را كه بر اثر آن جنايت به ديگران وارد شده، جبران نمايد. از اين نظر نيز قصاص، بهترين مجازات براي قتل عمد است زيرا در حدّ ممكن از فشارهاي روحي و غم و اندوه بستگان مقتول مي‏كاهد و خاطر آنان را تسلي مي‏دهد.
ولي در قصاص و كشتن پدري كه بر اثر فوران شعله‏هاي آتش خشم در وجودش اقدام به كشتن فرزند خود نموده است، نه تنها موجب تسلّاي خاطر خواهر، برادر، مادر و ديگر بستگان مقتول نخواهد شد بلكه داغ ديگري بر داغ آنان خواهد افزود. همه ما شاهد بوديم كه در حادثه‏اي كه دختري با همكاري پسر همسايه، خواهر خود را به قتل رسانده بود، پدر آنان به اين دليل كه قصاص، اندوهي ديگر بر اندوه‏هاي گذشته او خواهد افزود، از تقاضاي قصاص صرف‏نظر كرد. آيا اگر ـ خدانخواسته ـ يكي از ما برادر يا خواهر كودكي بوديم كه قرباني خشم و غضب پدر گرديده است، از كشته شدن پدر خود تسلي‏خاطر مي‏يافتيم يا بيشتر بر غم و اندوهمان افزوده مي‏گرديد؟ البته حساب موارد استثنايي را بايد از موارد غالب جدا كرد. در اسلام براي اين موارد نيز چاره‏انديشي گرديده است و در مواردي كه لازم باشد، حكومت از حق خود كه جدا از حقّ قصاصِ اولياء دم است، استفاده كرده و مي‏تواند مجازات‏هاي سنگيني ـ حتي اعدام ـ را مقرّر كند.
3ـ موقعيت پدر يكي از عواملي كه در مسئله قتل فرزند به دست پدر مطرح است، مسئله حرمت پدر است و شايد تخفيف مجازات او نيز به همين جهت باشد. بايد توجه داشت كه استيفاي حقوق كودك و حفظ شادابي و نشاط او جز در سايه خانواده‏اي مستحكم، شاداب، با نشاط و سرشار از مهر و عطوفت تحقق خواهد يافت از همين رو اسلام به تقويت پايه‏هاي بنيان خانواده اهميت فراواني مي‏دهد و مسلمين را به آنچه موجب گرمي كانون خانواده مي‏شود، تشويق مي‏كند و از هر چه فضاي خانواده را تاريك نمايد، برحذر مي‏دارد. پيامبر اكرم(ص) محبوب‏ترين بنيان را نزد خداوند متعال در اسلام ازدواج مي‏داند.17 اگر بنيان خانواده در جامعه متزلزل گردد، بيشترين زيان متوجه كودكان خواهد گرديد. عوامل بيشماري در استحكام خانواده، دخالت دارد كه بدون شك، حفظ موقعيت پدر يكي از آنهاست. از اين رو اگر اسلام براي مجازات پدر تخفيفي داده شده است، شايد يكي از علت‏هاي آن همين امر باشد. اگر ما به خاطر حمايت از كودكان عملي انجام دهيم كه خداي ناكرده ـ كمترين آسيبي به كانون خانواده در جامعه وارد كند، بايد بدانيم كه ناخودآگاه حقوق كودكان را زير پا قرار داده‏ايم و از مصاديق دوست نادان شده‏ايم.
4 ـ خداوند، سعادت انسان را مي‏داند هيچيك از مطالبي كه تاكنون درباره عدم قصاص پدر در مقابل فرزند گفته شد، نمي‏توان به طور قطع و يقين، علت اين حكم دانست. زيرا براساس جهان‏بيني اسلامي، تنها خداست كه مي‏تواند همه اجزاء برنامه سعادت انسان را تنظيم كند. اين مدعا در محل مناسب با دليل و برهان به اثبات رسيده است و پرداختن به آن در گنجايش اين نوشتار نيست ولي آنچه به طور فشرده مي‏توان گفت: «اين است كه در تشريع هر حكم و قانون براي زندگي فردي يا اجتماعي انسان هزاران عامل و پارامتر دخالت دارد كه احاطه كامل به همه اين عوامل و محاسبه دقيق آنان و مقايسه آنها از حيطه قدرت و توان انسان خارج است. از اينجاست كه مطالب گذشته صرفا براي رفع استبعاد تفاوت ميان پدر و غير پدر در مجازات گفته شد و محصور كردن فلسفه حكم خدا در مطالب گفته شده مقصود نيست. توجه به اين نكته عقل انسان به تنهايي و بدون راهنمايي و ارشاد وحي قادر نيست، برنامه سعادت و خوشبختي انسان را تنظيم و تدوين كند، كليد حل بسياري از اشكالات و شبهاتي است كه به احكام و دستورات اسلام وارد مي‏شود؛ زيرا:
از يكسو انسان از نظر ساختمان وجودي از ابعاد و روحيات مختلف و گوناگوني تشكيل شده است. به طوري كه زواياي وجودش در ابعاد گوناگون هنوز براي خود انسان ناشناخته و مجهول مانده است. در نگاه ديگر، انسان موجودي اجتماعي است. از جامعه تأثير مي‏پذيرد و در آن اثر مي‏گذارد، لذا اعمال، رفتار و خلقيات او در اعمال و رفتار و صفات ديگر افراد جامعه اثر مي‏گذارد.



نويسنده:محمدحسين مهوري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان