بسم الله
 
EN

بازدیدها: 740

آيين دادرسي مدني-قسمت چهاردهم

  1392/8/14
قسمت قبلي

باب پنجم - فرجام خواهي 

فصل اول - فرجام خواهي در امور مدني 

مبحث اول - فرجام خواهي و آراي قابل فرجام 

ماده 366 - رسيدگي فرجامي عبارت است از تشخيص انطباق يا عدم انطباق راي مورد در خواست فرجامي با موازين شرعي و مقررات قانوني 
ماده 367 - آراي دادگاههاي بدوي که به علت عدم در خواست تجديد نظر قطعيت يافته قابل فرجام خواهي نيست مگر در موارد زير : 
الف - احکام : 
1 - احکامي که خواسته آن بيش از مبلغ بيست ميليون (000/000/20) ريال باشد . 
2 - احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن ، طلاق ، نسب ، حجر ، وقف ، ثلث ، حبس و توليت 
ب - قرار هاي زير مشروط به اين که اصل حکم راجع به آنها قابل رسيدگي فرجامي باشد 
1 - قرار ابطال يا رد دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد . 
2 - قرار سقوط دعوا يا عدم اهليت يکي از طرفين دعوا 
ماده 368 - آراي دادگاههاي تجديد نظر استان قابل فرجام خواهي نيست مگر در موارد زير : 
الف - احکام 
احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن ، طلاق ، نسب ، حجر و وقف 
ب - قرارهاي زير مشروط به اين که اصل حکم راجع به آنها قابل رسيدگي فرجامي باشد. 
1 - قرار ابطال يا رد دادخواست که از دادگاه تجديد نظر صادر شده باشد . 
2 - قرار سقوط دعوا يا عدم اهليت يکي از طرفين دعوا 
ماده 369 - احکام زير اگر چه از مصاديق بندهاي الف در دو ماده قبل باشد حسب مورد قابل رسيدگي فرجامي نخواهد بود. 
1 - احکام مستند به اقرار قاطع دعوا در دادگاه 
2 - احکام مستند به نظريه يک يا چند نفر کارشناس که طرفين به طور کتبي راي آنها را قاطع دعوا قرار داده باشند . 
3 - احکام مستند به سوگند که قاطع دعوا باشد 
4 - احکامي که طرفين حق فرجام خواهي خود را نسبت به آن ساقط کرده باشند. 
5 - احکامي که ضمن يا بعد از رسيدگي به دعاوي اصلي راجع به متفرعات آن صادر مي شود ، در صورتي که حکم راجع به اصل دعوا قابل رسيدگي فرجامي نباشد. 
6 - احکامي که به موجب قوانين خاص غير قابل فرجام خواهي است . 

مبحث دوم - موارد نقض 

ماده 370 - شعبه رسيدگي کننده پس از رسيدگي با نظر اکثريت اعضا در ابرام يا نقض راي فرجام خواسته اتخاذ تصميم مي نمايد. چنانچه راي مطابق قانون و دلايل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن ، پرونده را به دادگاه صادر کنننده اعاده مي نمايد و الا طبق مقررات آتي اقدام خواهد شد. 
ماده 371 - در موارد زير حکم يا قرار نقض مي گردد: 
1 - دادگاه صادر کننده راي ، صلاحيت ذاتي براي رسيدگي به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم رعايت صلاحيت محلي ، وقتي که نسبت به آن ايراد شده باشد . 
2 - راي صادره خلاف موازين شرعي و مقررات قانوني شناخته شود. 
3 - عدم رعايت اصول دادرسي و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا در صورتي که به درجه اي از اهميت باشد که راي را از اعتبار قانوني بيندازد. 
4 - آراي مغاير با يکديگر ، بدون سبب قانوني در يک موضوع و بين همان اصحاب دعوا صادر شده باشد . 
5 - تحقيقات انجام شده ناقص بوده و با به دلايل و مدافعات طرفين توجه نشده باشد . 
ماده 372 - چنانچه راي صادره با قوانين حاکم در زمان صدور آن مخالف نباشد ، نقض نمي گردد. 
ماده 373 - چنانچه مفاد راي صادره با يکي از مواد قانوني مطابقت داشته باشد ، لکن اسباب توجيهي آن با ماده اي که داراي معناي ديگري است تطبيق شده ، راي ياد شده نقض مي گردد. 
ماده 374 - در مواردي که دعوا ناشي از قرار دادباشد ، چنانچه به مفاد صريح سند يا قانون يا آيين نامه مربوط به آن قرارداد معناي ديگري غير از معناي مورد نظر دادگاه صادر کننده راي داده شود ، راي صادره در آن خصوص نقض مي گردد. 
ماده 375 - چنانچه عدم صحت مدارک ، اسناد ونوشته هاي مبناي راي که طرفين در جريان دادرسي ارايه نموده اند ثابت شود ، راي صادره نقض مي گردد. 
ماده 376 - چنانچه در موضوع يک دعوا اراي مغايري صادر شده باشد بدون اين که طرفين و يا صورت اختلاف تغيير نمايد و يا به سبب تجديد نظر يا اعاده دادرسي راي دادگاه نقض شود ، راي موخر بي اعتبار بوده و به در خواست ذينفع بي اعتباري آن اعلام مي گردد. همچنين راي اول در صورت مخالفت با قانون نقض خواهد شد ، اعم از اين که آراي يادشده از يک دادگاه و يا دادگاههاي متعدد صادر شده باشند. 
ماده 377 - در صورت وجود يکي از موجبات نقض ، راي مورد تقاضي فرجام نقض مي شود اگر چه فرحام خواهي به آن جهت که مورد نقض قرار گرفته استناد نکرده باشد. 

مبحث سوم - ترتيب فرجام خواهي 

ماده 378 - افراد زير مي توانند با رعايت مواد آتي در خواست رسيدگي فرجامي نمايند : 
1 - طرفين دعوا ، قائم مقام ، نمايندگان قانوني ووکلاي آنان . 
2 - دادستان کل کشور 
ماده 379 - فرجام خواهي با تقديم دادخواست به دادگاه صادر کننده راي به عمل مي ايد. مدير دفتر دادگاه مذکور بايد دادخواست را در دفتر ثبت و رسيدي مشتمل بر نام فرجام خواه و طرف او و تاريخ تقديم دادخواست با شماره ثبت به تقديم کننده تسليم و در روي کليه برگهاي دادخواست تاريخ تقديم را قيد نمايد . تاريخ تقديم دادخواست ابتداي فرجام خواهي محسوب ميشود . 
ماده 380 - در دادخواست بايد نکات زير قيد شود : 
1 - نام و نام خانوادگي و اقامتگاه و ساير مشخصات فرجام خواه ووکيل او در صورتي که دادخواست را وکيل داده باشد . 
2 - نام و نام خانوادگي و اقامتگاه و ساير مشخصات فرجام خوانده . 
3 - حکم يا قراري که از ان در خواست فرجام شده است . 
4 - دادگاه صادر کننده راي 
4 - تاريخ ابلاغ راي 
6 - دلايل فرجام خواهي 
ماده 381 - به دادخواست فرجامي بايد برگهاي زير پيوست شود: 
1 - رونوشت يا تصوير مصدق حکم يا قراري که از آن فرجام خواسته مي شود. 
2 - لايحه متضمن اعتراضات فرجامي 
3 - وکالتنامه وکيل يا مدرک مثبت سمت تقديم کننده دادخواست فرجامي در صورتي که خود فرجام خواه دادخواست را نداده باشد . 
ماده 382 - دادخواست و برگهاي پيوست آن بايد در دو نسخه و در صورت متعدد بودن طرف دعوا به تعداد آنها به علاوه يک نسخه باشد ، به استثناي مدرک مثبت سمت که فقط به نسخه اول ضميمه مي شود. 
ماده 383 - دادخواستي که برابر مقررات يادشده در دوماه قبل تقديم نشده و يا هزينه دادرسي آن پرداخت نگرديده باشد به جريان نمي افتد. 
مدير دفتر دادکاه در موارد يادشده ظرف دو روز از تاريخ رسيد دادخواست ، نقايص آن را به طور مشخص به دادخواست دهنده اخطار مي نمايد و از روز ابلاغ ده روز به او مهلت مي دهد که نقايص را رفع کند. 
در صورتي که دادخواست خارج از مهلت داده شده ، يا در مدت يادشده تکميل نشود ، به موجب قرار دادگاهي که دادخواست به آن تسليم گرديده رد ميشود. 
اين قرار ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل شکايت در ديوان عالي مي باشد. راي ديوان قطعي است . 
ماده 384 - اگر مشخصات فرجام خواه در دادخواست فرجامي معين نشده و در نتيجه هويت دادخواست دهنده معلوم نباشد ، دادخواست بلااثر مي ماند و پس از انقضاي مهلت فرجام خواهي به موجب قرار دادگاهي که دادخواست به آن جا داده شد ، رد مي شود. قرار يادشده ظرف بيست روز از تاريخ الصاق به ديوار دفتر دادگاه صادر کننده ، قابل شکايت در ديوان عالي کشور مي باشد .راي ديوان قطعي است . 
ماده 385 - در صورتي که دادخواست فرجام خواهي تکميل باشد ، مدير دفتر دادگاه يک نسخه از دادخواست و پيوستهاي آن را براي طرف دعوا ، ارسال مي دارد تا ظرف بيست روز به طور کتبي پاسخ دهد. پس از انقضاي مهلت يادشده اعم از اين که پاسخي رسيده يا نرسيده باشد ، پرونده را همراه با پرونده مربوط به راي فرجام خواسته ، به ديوان عالي کشور مي فرستد. 
ماده 386 - در خواست فرجام ، اجراي حکم را تازماني که حکم نقض نشده است به تاخير نمي اندازد و لکن به ترتيب زير عمل مي گردد: 
الف - چنانچه محکوم به مالي باشد ، در صورت لزوم به تشخيص دادگاه قبل از اجرا از محکوم له تامين مناسب اخذ خواهد شد. 
ب - چنانچه محکوم به غير مالي باشد و به تشخيص دادگاه صادر کننده حکم محکوم عليه تامين مناسب بدهد اجراي حکم تا صدور راي فرجامي به تاخير خواهد افتاد. 
ماده 387 - هر گاه از راي قابل فرجام در مهلت قانوني فرجام خواهي نشده ، يا به هر علت در آن موارد قرار رد دادخواست فرجامي صادر و قطعي شده باشد و ذينفع مدعي خلاف شرع يا قانون بودن آن راي باشد ، مي تواند از طريق دادستان کل کشور تقاضاي رسيدگي فرجامي بنمايد. تقاضاي يادشده مستلزم تقديم دادخواست و پرداخت هزينه دادرسي فرجامي است . 
تبصره - مهلت تقديم دادخواست يک ماه حسب مورد از تاريخ انقضا مهلت فرجام خواهي يا قطعي شدن قرار رد دادخواست فرجامي يا بلاغ راي ديوان عالي کشور در خصوص تاييد قرار رد دادخواست فرجامي مي باشد. 
ماده 388 - دفتر دادستان کل کشور دادخواست رسيدگي فرجامي را در يافت و در صورت تکميل بودن آن از جهت ضمائم و مستندات و هزينه دادرسي برابر مقررات ، آن را ثبت و به ضميمه پرونده اصلي به نظر دادستان کل کشور مي رساند. 
دادستان کل چنانچه ادعاي آنها را در خصوص مخالفت بين راي با موازين شرع يا قانون ، مقرون به صحت تشخيص دهد ، از ديوان عالي کشور در خواست نقض آن را مي نمايد. در صورت نقض راي در ديوان عالي کشور ، برابر مقررات مندرج در مبحث ششم اين قانون اقدام خواهد شد. 
تبصره - چنانچه دادخواست تقديمي ناقص باشد دفتر دادستان کل کشور به تقديم کننده دادخواست ابلاغ مي نمايد که ظرف ده روز از آن نقص کند. هر گاه در مهلت مذکور اقدام به رفع نقص نشود دادخواست قابل ترتيب اثر نخواهد بود. دادخواست خارج از مهلت نيز قابل ترتيب اثر نيست . 
ماده 389 - پس از درخواست نقض از طرف دادستان کل ، محکوم عليه راي ياد شده مي تواند با ارايه گواهي لازم به دادگاه اجرا کننده راي ، تقاضاي توقف اجراي آن را بنمايد. 
دادگاه مکلف است پس از اخذ تامين مناسب دستور توقف اجرا را تا پايان رسيدگي ديوان عالي کشور صادر نمايد.

مبحث چهارم - ترتيب رسيدگي 

ماده 390 - پس از وصول پرونده به ديوان عالي کشور ، رئيس دئيوان يا يکي از معاونان وي پرونده را با رعايت نوبت و ترتيب وصول به يک ي از شعب ديوان ارجاع مي نمايد شعبه مرجوع اليه به نوبت رسيدگي ميکند مگر در مواردي که به موجب قانون يا به تشخيص رئيس ديوان عالي کشور ، رسيدگي خارج از نوبت ضروري باشد. 
ماده 391 - پس از ارجاع پرونده نمي توان آن را از شعبه مرجوع اليه اخذ و به شعبه ديگر ارجاع کرد مگر به تجويز قانون ، رعايت مفاد اين ماده در مورد رسيدگي کليه دادگاهها نيز الزامي است . 
ماده 392 - رئيس شعبه ، موضوع دادخواست فرجامي را مطالعه و گزارش تهيه مي کند يا به نوبت ، به يکي از اعضاي شعبه براي تهيه گزارش ارجاع مي نمايد. 
گزارش بايد جامع يعني حاوي جريان ماهيت دعوا و بررسي کامل در اطراف اعتراضات فرجام خواه و جهات قانوني مورد رسيدگي فرجامي با ذکر استدلال باشد. 
عضو شعبه مکلف است ضمن مراجعه به پرو.نده براي تهيه گزارش ، چنانچه از هر يک از قضات که در آن پرونده دخالت داشته اند تخلف از مواد قانوني ، يا اعمال غرض و بي اطلاعي از مباني قضايي مشاهده نمود ، ان را به طور مشروح و با استدلال در گزارش خود تذکر دهد. به دستور رئيس شعبه رونوشتي از گزارش يادشده به دادگاه عالي انتظامي قضات ارسال خواهد شد. 
ماده 393 - رسيدگي در ديوان عالي کشور بدون حضور اصحاب دعوا صورت مي گيرد مگر در مواردي که شعبه رسيدگي کننده ديوان ، حضور آنان را لازم بداند. 
ماده 394 - برگهاي احضاريه به دادگاه بدوي محل اقامت هر يک از طرفين فرستاده ميشود. آن گاه دادگاه مکلف است احضاريه را به محض وصول ، ابلاغ و رسيد ان را به ديوان عالي کشور ارسال نمايد . 
ماده 395 - در موقع رسيدگي ، عضو مميز گزارش پرونده و مفاد اوراقي را که لازم است قرائت مي نمايد و طرفين يا وکلاي آنان در صورت حضور مي توانند با اجازه رئيس شعبه مطالب خود را اظهار نمايند و همچنين نماينده دادستان کل در موارد قانوني نظر خود را اظهار مي نمايد. 
اظهارات اشخاص فوق الذکر در صورت جلسه قيد و به امضاي آنان مي رسد. عضو مميز با توجه به اظهارات آنان مي تواند قبل از صدور راي ، گزارش خود را اصلاح نمايد. 
ماده 396 - پس از اقدام طبق مقررات مواد فوق ، شعبه رسيدگي کننده طبق نظر اکثريت در ابرام يا نقض راي فرجام خواسته اتخاذ تصميم مي نمايد اگر راي مطابق قانون و دلايل موجود در پرونده باشد ضمن ابرام آن ، پرونده را به دادگاه صادر کننده اعاده مي نمايد و الا طبق مقررات آتي اقدام خواهد شد. 

مبحث پنجم - مهلت فرجام خواهي 

ماده 397 - مهلت در خواست فرجام خواهي براي اشخاص ساکن ايران بيست روز و براي اشخاص مقيم خارج دو ماه مي باشد . 
ماده 398 - ابتداي مهلت فرجام خواهي به قرار زير است : 
الف - براي احکام و قرارهاي قابل فرجام خواهي دادگاه تجديد نظر استان از روز ابلاغ . 
ب - براي احکام و قرارهاي قابل تجديد نظر دادگاه بدوي که نسبت به آن تجديد نظر خواهي نشده از تاريخ انقضاي مهلت تجديد نظر . 
ماده 399 - اگر فرجام خواهي به واسطه مغاير بودن دو حکم باشد ابتداي مهلت ، تاريخ آخرين ابلاغ هر يک از دو حکم خواهد بود. 
ماده 400 - مقررات مواد 337 و 338 اين قانون در مورد فرجام خواهي از احکام و قرارها نيز لازم الرعايه مي باشد.







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان