بسم الله
 
EN

بازدیدها: 680

اقليت هاي ديني- قسمت اول

  1392/8/11
خلاصه: اميرمؤمنان علي(ع) با تأكيد بر رعايت اصول اخلاقي و انساني در معاشرت با اقليت‌هاي ديني، به حقوق متقابل آنان و حكومت اسلامي توجه بسيار دارند. از منظر ايشان،‌ اقليت‌هاي ديني در برابر حكومت از حقوق زير برخوردارند: 1- حقوق سياسي و مدني شامل: حق برخورداري از امنيت، استقلال در احوال شخصي،‌ تساوي در برابر قانون و … 2- حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي شامل: آزادي در انجام مراسم ديني، حق دارا بودن شغل، مسكن و … . در كنار امتيازات بالا،‌ وظايف اقليت‌هاي غير مسلمان به اختصار عبارتند از: پرداخت حقوق شهروندي همچون ماليات، پذيرش مقررات حاكم بر كشورهاي اسلامي، عدم اختلال در امنيت ملي، عدم تظاهر به منكرات در جامعه و زيان نرساندن به مسلمانان. همچنين در صورت پايمال كردن حق‌ا… توسط هر يك از آنان، مجازات بر عهده همكيشان مجرم بوده و اگر مرتكب حق‌الناس شوند، طبق احكام اسلامي مجازات خواهند شد. كتاب حاضر كه از مجموعه “از چشم‌انداز امام علي (ع)” مي‌باشد، به بررسي نحوه معاشرت با اقليت‌هاي ديني و حقوق متقابل اقليت‌ها و حكومت‌ اسلامي از ديدگاه امام علي (ع) مي‌پردازد.

مقدمه


اميرمؤمنان علي(ع) با تأكيد بر رعايت اصول اخلاقي و انساني در معاشرت با اقليت‌هاي ديني، به حقوق متقابل آنان و حكومت اسلامي توجه بسيار دارند. از منظر ايشان،‌ اقليت‌هاي ديني در برابر حكومت از حقوق زير برخوردارند:

1- حقوق سياسي و مدني شامل: حق برخورداري از امنيت، استقلال در احوال شخصي،‌ تساوي در برابر قانون و … 

2- حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي شامل: آزادي در انجام مراسم ديني، حق دارا بودن شغل، مسكن و … .

در كنار امتيازات بالا،‌ وظايف اقليت‌هاي غير مسلمان به اختصار عبارتند از:

پرداخت  حقوق شهروندي همچون ماليات، پذيرش مقررات حاكم بر كشورهاي اسلامي، عدم اختلال در امنيت ملي، عدم تظاهر به منكرات در جامعه و  زيان نرساندن به مسلمانان.

همچنين در صورت پايمال كردن حق‌ا… توسط هر يك از آنان، مجازات بر عهده همكيشان مجرم بوده و اگر مرتكب حق‌الناس شوند، طبق احكام اسلامي مجازات خواهند شد.

كتاب حاضر كه از مجموعه “از چشم‌انداز امام علي (ع)” مي‌باشد، به بررسي نحوه معاشرت با اقليت‌هاي ديني و حقوق متقابل اقليت‌ها و حكومت‌ اسلامي از ديدگاه امام علي (ع) مي‌پردازد.

بخش اول-حقوق متقابل اقليت ها و حکومت

 فصل اول: حقوق اقليت ها در برابر حکومت

 چنان‌كه‌ گفته‌ شد، اقليت‌ها در برابر حكومت‌ از حقوقي‌ برخوردارند. اين‌حقوق از زوايه‌هاي‌ مختلف‌ سياسي‌ مدني‌، اقتصادي‌، اجتماعي‌ و فرهنگي‌ قابل‌ بحث‌ است‌..

الف‌) حقوق سياسي‌ مدني‌

زندگي‌ جمعي‌، افزون‌ بر وظايف‌ و مسؤوليت‌هاي‌ فردي‌ و اجتماعي‌، حقوقي‌ نيز براي‌ فرد به‌ ارمغان‌ مي‌آورد كه‌ حقوق سياسي‌ مدني‌ يكي‌ از آن‌ها است‌. در نگاه‌ حضرت‌ علي‌(ع)، رهاورد زندگي‌ در جامعه‌ اسلامي‌ براي‌ اقليت‌هاي‌ مذهبي‌، در گستره‌ حقوق سياسي‌ مدني‌ عبارت‌ است‌ از:

1. حق‌ برخورداري‌ از امنيت‌

اقليت‌هاي‌ غير مسلمان‌ با پذيرش‌ِ قوانين‌ كشور اسلامي‌، تبعه‌ آن‌ كشور شمرده‌ مي‌شوند؛ جان‌، مال‌ و حيثيت‌شان‌، چون‌ مسلمانان‌، در پناه‌ حكومت ‌قرار مي‌گيرد و هيچ‌ كس‌ حتي‌ رئيس‌ كشور حق‌ ندارد ظالمانه‌ و غير قانوني‌ با آنان‌ رفتار كند. حضرت‌ علي‌ درباره‌ برخورداري‌ آنان‌ از حق‌ امنيت‌مي‌فرمايد:

اموالهم‌ كأموالنا و دمائهم‌ كدمائنا(2)؛ آنان (از قبول‌ شرائط‌ ذمه‌ (اموالشان‌ چون‌ اموال‌ ما )مسلمانان( و خون‌هاشان‌ مانند خون‌هاي‌ ست‌.

حضرت‌ چنان‌ بدين‌ مهم‌ توجه‌ داشت‌ كه‌ وقتي‌ دريافت‌ سپاه‌ معاويه‌، به‌ نام ‌دفاع‌ از اسلام‌ به‌ زنان‌ غير مسلمان‌ ساكن‌ در كشور اسلامي‌ حمله‌ كردند و زيورآلات‌ آنان‌ را به‌ غارت‌ بردند، اندوهگين‌ شد و فرمود: اگر مسلماني‌ بعداز شنيدن‌ اين‌ واقعه‌ ) از شدت‌ ناراحتي‌( بميرد، قابل‌ سرزنش‌ نيست‌؛ بلكه‌ نزد من‌ سزاوار است‌(3). ظاهراً پس‌ از همين‌ جريان‌ ـ معاويه‌ به‌ بهانه‌ خون‌ خواهي‌عثمان‌ به‌ اين‌ افراد حمله‌ مي‌كرد و به‌ قتل‌ و غارت‌ مي‌پرداخت‌ ـ در نامه‌اي ‌عتاب‌آميز به‌ معاويه‌ چنين‌ نگاشت‌: واي‌ بر تو، گناه‌ اهل‌ ذمه‌ در كشته‌ شدن‌ عثمان‌ چه‌ بود؟(4)

اين‌ دو جمله‌ حضرت‌ نشان‌ مي‌دهد تأمين‌ امنيت‌ جاني‌ و مالي‌ اهل‌ ذمه‌اي‌كه‌ در پناه‌ حكومت‌ اسلامي‌ برسر مي‌برند، از وظايف‌ حاكم‌ و حكومت‌ است‌.

در نگاه‌ حضرت‌، حتي‌ كفاري‌ كه‌ با مسلمانان‌ مي‌جنگند، مي‌توانند با گرفتن‌ امان‌ از حاكم‌ يا يكي‌ از مسلمانان‌، آزادانه‌ به‌ كشور اسلامي‌ وارد شوند و تا وقتي‌ در قلمرو مسلمانان‌ به‌ سر مي‌برند، هيچ‌ كس‌ حق‌ تعرض‌ به‌ آنان‌ راندارد؛ به‌ عبارت‌ ديگر، حتي‌ فردي‌ كه‌ در جنگ‌ ده‌ها رزمنده‌ مسلمان‌ را كشته‌است‌، وقتي‌ با امان‌ حاكم‌ يا يكي‌ از مسلمانان‌ به‌ كشور اسلامي‌ گام‌ مي‌نهد، بايد از امنيت‌ كامل‌ برخوردار شود. در اين‌ موقعيت‌، چنانچه‌ امان‌ دهنده‌ نيز امانش‌ را پايان‌ يافته‌ بداند، بايد به‌ وي‌ اجازه‌ دهد به‌ كشورش‌ باز گردد. حضرت ‌درباره‌ اهميت‌ وفاداري‌ به‌ اين‌ پيمان‌ها مي‌فرمايد:

ما أيقن‌ بالله‌ من‌ لم‌ يرع‌ عهوده‌ و ذمته‌؛ كسي‌ كه‌ به‌ عهد و ذمه‌ خود وفا نكند، به‌ خداوند يقين‌ ندارد.(5)

من‌ ائتمن‌ رجلاً علي‌ دمه‌ ثم‌ خان‌ به‌ فأنا من‌ القاتل‌ بري‌ء و ان‌ كان‌ المقتول ‌في‌النار؛ كسي‌ كه‌ جان‌ فردي‌ را در پناه‌ خود قرار دهد، سپس‌ پيمانش‌ رانقض‌ كند) و فرد را بكشد(، من‌ از قاتل‌ بيزارم‌ حتي‌ اگر مقتول‌ (به‌سبب‌ كفرش‌( در آتش‌ باشد.(6)

حضرت‌ كارگزارانش‌ را به‌ پايبندي‌ به‌ پيمان‌ و تأمين‌ امنيت‌ شهروندان‌ غيرمسلمان‌ فرا مي‌خواند؛ چنان‌كه‌ هنگام‌ انتصاب‌ مالك‌ به‌ استانداري‌ مصرفرمود:

فلا تغدرن‌ّ بذمّتك‌ و لا تحبسن‌ّ بعهدك‌ و لا تختلن‌ّ عدوّك‌؛ هيچ‌گاه‌ به‌ پيمانت‌ خيانت‌ مكن‌، هرگز آن‌ را نقض‌ مكن‌ و دشمنت‌ را فريب‌ مده‌ .(7)

2. تساوي‌ افراد در برابر قانون‌

اجتماع‌ با افرادي‌ كه‌ خواست‌ها، عقايد، اخلاق‌ و گرايش‌هاي‌ متفاوت‌دارند و به‌ جلب‌ منافع‌ خود مي‌انديشند، شكل‌ مي‌گيرد. بي‌ترديد، رعايت‌ عدل ‌و انصاف‌ و اصل‌ تساوي‌ در برابر قانون‌ در روابط‌ افراد ضرورت‌ دارد. جلوگيري‌ از ستم‌ و اجحاف‌ و گسترش‌ عدالت‌ از مهم‌ترين‌ دغدغه‌هاي‌حضرت‌ بود. در نگاه‌ حضرت‌، ستم‌ به‌ هر كس‌ و از هر كس‌ قبيح‌ است‌. آن‌ امام‌ راستين‌ ستم‌ به‌ ضعيف‌ را فاحش‌ترين‌ ستم‌ مي‌داند(8) و زير پا گذاشتن‌ عدالت‌ را هرگز روا نمي‌شمارد. امام‌ در گفتارهاي‌ خويش‌ براين‌ نكته‌ بسيار پاي‌ مي‌فشارد كه‌ هر جامعه‌اي‌ به‌ حاكم‌ و حكومت‌ نيازمند است‌ تا افراد در پناه‌ آن‌ به‌ حقوق خويش‌ نائل‌ آيند؛ يعني‌ هدف‌ از حكومت‌ را بهره‌مندي‌ شهروندان‌ از حقوِق قانوني خود مي‌داند:

و أنّه‌ لابدّ للناس‌ من‌ امير، بَرٍّ أو فاجر يعمل‌ في‌ اِمرته‌ المومن‌ و يستمتع‌ فيها الكافر؛ مردم‌ ناگزير بايد اميري‌ نيكوكار يا بدكار داشته‌ باشند؛ اميري‌كه‌ مؤمن‌ در حكومت‌ وي‌ به‌ كار خود) عبادت‌ و بندگي‌(  پردازد و كافر نيز بهره‌ برد.(9)

حضرت‌ حق‌ استفاده‌ كافر از حكومت‌ و حقوق  فراهم‌ شده‌ از سوي‌ حاكم ‌را يادآور مي‌شود. بنابراين‌ غيرمسلمانان‌ ساكن‌ در كشور اسلامي‌ نيز حق‌دارند، از بهترين‌ رهاورد حكومت‌ كه‌ همان‌ عدالت‌ اجتماعي‌ است‌، بهره‌مند شوند؛ چنان‌كه‌ در دستورالعمل‌ حكومتي‌ امام‌ به‌ مالك‌ اشتر آمده‌ است‌:

أشعر قلبك‌ الرحمه‌ للرعيه‌ و المحبه‌ لهم‌ و اللطف‌ بهم‌ و لاتكونن‌ّ عليهم‌ سبعاًضارياً تغتنم‌ أكلهم‌ فانهم‌ صنفان‌: اِمّا اخ‌ لك‌ في‌ الدين‌ و اِمّا نظير لك‌ في‌الخلق‌؛ قلبت‌ را بر مهرباني‌ با مردم‌ متمايل‌ كن‌ و عليه‌ آنان‌ چون‌ حيواني ‌درنده‌ كه‌ براي‌ خوردن‌ آن‌ها درپي‌فرصت‌ است‌ مباش‌. به‌ درستي‌ كه‌مردم‌ دو گروه‌اند: گروهي‌ برادر ديني‌ات‌ شمرده‌ مي‌شوند و گروهي‌ درخلقت‌ با تو همانندند.(10)

در اين‌ جملات‌، حضرت‌ دو گروه‌ مسلمان‌ و غيرمسلمان‌ را رعاياي‌ حاكم‌ مي‌داند و يادآور مي‌شود كه‌ غيرمسلمانان‌ نيز در حقوق  انساني‌ مانندمسلمانانند و بايد در سايه‌ حكومت‌ اسلامي‌ به‌ حقوق  انساني‌ خويش‌ دست‌يافته‌، از رحمت‌ ويژه‌ فرمانروايي‌ مسلمانان‌ برخوردار شوند؛ چنان‌ كه‌ درسفارش‌ به‌ مالك‌ ـ بي‌آن‌كه‌ از گروهي‌ خاص‌ نام‌ برد ـ همه‌ انسان‌ها را سزاوار رحمت‌ مي‌داند: «چون‌ مردم‌ معصوم‌ نيستند لغزش‌ها و مشكلاتي‌ براي‌ آنان ‌پيش‌ مي‌آيد و به‌ عمد يا خطا گناه‌ مي‌كنند، تو بايد گذشت‌ و عفوت‌ را نصيب‌ آنان‌ سازي‌ چونان‌ كه‌ دوست‌ داري‌ خدا از گذشت‌ و بخشش‌ خويش‌ بهره‌مندت‌ كند.»(11)

3. حق‌ اعتراض‌ به‌ عملكرد حاكمان‌

حاكم‌، در برخورد با غير مسلماناني‌ كه‌ در پناه‌ كشور اسلامي‌ زندگي‌مي‌كنند، بايد ميانه‌رو باشد. در نهج‌البلاغه‌ چنين‌ مي‌خوانيم‌: كشاورزان‌ غيرمسلمان‌ يكي‌ از شهرها از برخورد خشن‌ و تند حاكم‌ به‌ اميرمؤمنان‌ شكايت بردند. علي‌(ع)، در نامه‌اي‌ به‌ حاكم‌، او را به‌ اعتدال‌ فرا خواند و چنين‌ نگاشت‌: اما بعد، به‌ درستي‌ كه‌ كشاورزان‌ اهالي‌ شهرت‌ از رفتار خشن‌، قساوت‌آميز، خشك‌ و خواركننده‌ات‌ شكايت‌ كرده‌اند. من‌ در اين‌ زمينه‌ انديشيده‌ام‌ و آنان‌را چنان‌ يافتم‌ كه‌ از يك‌ سو، به‌ دليل‌ شرك‌، شايسته‌ نزديك‌ شدن‌ ) مهرباني( نيستند و از سوي‌ ديگر، چون‌ با ما هم‌پيمانند، شايسته‌ رانده‌ شدن‌ نيز شمرده‌ نمي‌شوند. پس‌ با آنان‌ برخوردي‌ نرم‌ با درشتي‌ پيشه‌كن‌؛ در روابط‌ با آن‌ها ميانگيني‌ از خشونت‌ و مهرباني‌ برگزين‌ و  نزديكي‌ و فراخواني‌ را با فاصله‌گرفتن‌ و دوري‌ در آميز.(12)

حضرت‌ در اين‌ جملات‌، ضمن‌ پذيرش‌ اعتراض‌ آنان‌ به‌ عملكرد بدحاكم‌، به‌ حاكم‌ سفارش‌ مي‌كند نرمش‌ و سختي‌ را تار و پود سياست‌ خويش‌سازد. آري‌، درمواردي‌ قاطعيت‌ و خشونت‌ ضرورت‌ دارد؛ ولي‌ هرگز نبايد اعتدال‌ و ميانه‌روي‌ فراموش‌ شود.

4. حق‌ دادخواهي‌

حق‌ دادخواهي‌ از مهم‌ترين‌ حقوق  فرد است‌. در ديدگاه‌ حضرت‌، اهل‌كتاب‌ نيز مي‌توانند همچون‌ مسلمانان‌ از دادگاه‌ اسلامي‌ بخواهند به‌ دعاوي‌شان‌رسيدگي‌ كند. در اين‌ دعاوي‌، چنانچه‌ يكي‌ از دو طرف‌ مسلمان‌ باشد، قاضي‌موظف‌ به‌ رسيدگي‌ است‌؛ و چنانچه‌ دو طرف‌ اهل‌ كتاب‌ باشند، قاضي‌ مي‌تواند رسيدگي‌ را بپذيرد. حضرت‌ در اين‌ باره‌ مي‌فرمايد:

هنگامي‌ كه‌ اهل‌ كتاب‌ براي‌ حل‌ اختلاف‌ خود به‌ قاضي رجوع‌ كردند، وي‌ ميان‌ آن‌ها طبق‌ وحي‌ الاهي‌ داوري‌ مي‌كند: چنان‌كه‌ خداوند در قرآن‌ مجيد فرموده‌ است‌.(13)

خداوند در قرآن‌ كريم‌ مي‌فرمايد «فاحكم‌ بينهم‌ بما انزل‌ اللّه‌...»(14). اين‌آيه‌، افزون‌ بر پذيرش‌ دعوا توسط‌ دادگاه‌ اسلامي‌، مبناي‌ رسيدگي‌ قضايي‌ به‌دعاوي‌ اهل‌كتاب‌ را نيز احكام‌ اسلامي‌ مي‌داند. امام‌ صادق(ع) مي‌فرمايد:«همانا اميرمومنان‌(ع) مي‌فرمود: مسيحي‌، يهودي‌ و زرتشتي‌ نيز (مانندمسلمانان‌( بعضي‌ از آن‌ها در برابر بعضي‌ ديگر قصاص‌ مي‌شود(15). چنانچه‌ يكي‌از آنان‌ ديگري‌ را بكشد، قاتل‌ قصاص‌ مي‌شود. همچنين‌ از امام‌ صادق(ع)روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: حضرت‌ امير(ع) براي‌ سقط‌ جنين‌ زن‌ يهودي‌ يا مسيحي‌ به‌ پرداخت‌ يك‌ دهم‌ ديه‌ مادرش‌ حكم‌ كرد(16). پس‌ اهل‌ كتاب ‌مي‌توانند مانند مسلمانان‌ به‌ دادگاه‌ اسلامي‌ رجوع‌ كنند و خواستار رسيدگي‌ به‌دعاوي‌ خود شوند.

5. تساوي‌ افراد در برابر دادگاه‌ها

تساوي‌ افراد در برابر دادگاه‌ها به‌ معناي‌ رعايت‌ عدالت‌ در احقاق‌ حق‌ و رسيدگي‌ به‌ جرائم‌ است‌. حضرت‌ بر اجراي‌ اصل‌ تساوي‌ افراد در برابر دادگاه‌سخت‌ پاي‌ مي‌فشرد و حتي‌ در مواردي‌ كه‌ خود طرف‌ دعوا بود، با توجه‌ به‌احتمال‌ توجه‌ فزون‌تر قاضي‌ به‌ حضرت‌، وظيفه‌ قاضي‌ را تذكر مي‌داد؛ براي‌مثال‌ در تاريخ‌ چنان‌ مي‌خوانيم‌ كه‌ فردي‌ يهودي‌ نزد خليفه‌ عمر از حضرت ‌شكايت‌ كرد. وقتي‌ دو طرف‌ دعوا در دادگاه‌ حاضر شدند، عمر به‌ حضرت‌گفت‌: ابا الحسن‌، برخيز و كنار شاكي‌ بنشين‌. حضرت‌، در حالي‌ كه‌ در چهره‌اش ‌آثار ناخشنودي‌ مشاهده‌ مي‌شد، نزد مرد يهودي‌ نشست‌. عمر پس‌ از اتمام‌دادگاه‌ به‌ امام‌(ع) گفت‌: علي‌، از اين‌كه‌ با شاكي‌ يكسان‌ شمرده‌ شدي‌ و كنارش ‌قرار گرفتي‌ ناخشنود گشتي‌؟ حضرت‌ فرمود: «خير، بدان‌ سبب‌ ناخشنود شدم‌كه‌ او را به‌ نام‌ و مرا به‌ كنيه‌ (ابا الحسن‌) خواندي‌(17) و در اين‌ جهت‌، ميان‌ ما تساوي‌ برقرار  نساختي‌. ترسيدم‌ اين‌ يهودي‌ گمان‌ برد عدل‌ از جامعه‌ مسلمانان ‌رخت‌ بربسته‌ است(18)‌. در زمان‌ حكومت‌ امام‌ صادق(ع) تمام‌ شهروندان‌ مسلمان‌ و غيرمسلمان‌ به‌ حقوق  قضايي خويش‌ دست‌ مي‌يافتند و چنانچه‌ خود امام‌ نيز از فردي‌ شكايت‌ داشت‌، از قاضي‌ مي‌خواست‌ با چشم‌پوشي‌ از مقام‌ و شخصيت‌ اجتماعي‌ وي‌ داوري‌ كرده‌، اجراي‌ عدالت‌ را فداي‌ شخصيت‌ اجتماعي‌ حضرت‌ نكند. اين‌ توصيه‌ها به‌ قاضي‌ جرأت‌ مي‌داد بي‌هيچ ‌هراسي‌ عليه‌ بالاترين‌ مقام‌ كشور اسلامي‌ حكم‌ دهد.

در منابع‌ تاريخ‌ چنين‌ آمده‌ است‌: زره‌ حضرت‌ مفقود شده‌ بود، روزي ‌حضرت‌ آن‌ را بر پيكر يكي‌ از مسيحيان‌ يافت‌ و به‌ او گفت‌: اين‌ زره‌ از آن‌ِ من ‌است‌ نه‌ آن‌ را به‌ كسي‌ فروخته‌ام‌ و نه‌ به‌ كسي‌ بخشيده‌ام‌. مرد مسيحي‌ منكر شد و دو طرف‌ به‌ دادگاه‌ شتافتند. شريح‌ كه‌ از سوي‌ حضرت‌ به‌ داوري‌ منصوب‌ شده ‌بود، از امام‌(ع) خواست‌ براي‌ مدعايش‌ دليل‌ آورد. حضرت‌ دليلي‌ قابل‌ قبول ‌ارائه‌ نداد(19) و شريح‌ به‌ سود مسيحي‌ حكم‌ كرد. پس‌ از دادرسي‌، مرد مسيحي‌ شگفت‌زده‌ از دادگاه‌ خارج‌ شد و  به‌ انتظار حضرت‌ امير(ع) ايستاد. چون‌ علي‌ از دادگاه‌ خارج‌ شد، نزدش‌ شتافت‌ و گفت‌: گواهي‌ مي‌دهم‌ اين‌ گونه‌ حكم‌دادن‌ روش‌ پيامبران‌ است‌؛ اميرمومنان‌ نزد قاضي‌ منصوب‌ خود رفت‌ و محكوم‌ شد. به‌ خدا سوگند، اين‌ زره‌ از آن‌ شما است‌. در صفين‌ از اسبتان ‌افتاده‌ بود، برداشتم‌. حضرت‌ فرمود: چون‌ مسلمان‌ شدي‌ از آن‌ِ تو باشد(20)(21). 

6. حق‌ استقلال‌ در احوال‌ شخصي‌

مبناي‌ رسيدگي‌ قضايي‌ در همه‌ موارد، احكام‌ اسلام‌ نيست‌. در مواردي‌ حتي‌ مطابق‌ با دين‌ فرد نيز حكم‌ صادر مي‌شود؛ براي‌ مثال‌ صدور حكم‌ در احوال‌ شخصي‌ اهل‌كتاب‌ طبق‌ مذهب‌ خود آنان‌ انجام‌ مي‌گيرد. ازدواج‌، طلاق‌، ارث‌ و وصيت‌ از موارد اموال‌ شخصي‌ شمرده‌ مي‌شود. در اين‌ موارد، دادگاه‌ بايد:

1. احوال‌ شخصي‌ مطابق‌ با مذهب‌ آن‌ها را صحيح‌ تلقي‌ كند.

2. طبق‌ دين‌ خود آنان‌ حكم‌ صادر كند. اين‌ رفتار با اهل‌ كتاب‌ به‌ معناي ‌استقلال‌ آنان‌ در احوال‌ شخصي‌ است‌. حضرت‌ در اين‌ باره‌ مي‌فرمايد:

هنگامي‌ كه‌ زن‌ و مردي‌ مسلمان‌ شدند، بر همان‌ ازدواج‌ سابق‌ خود باقي ‌مي‌مانند و چنانچه‌ زن‌ مسلمان‌ شده‌ باشد، مرد نمي‌تواند بر ازدواج‌ باوي‌ باقي‌ بماند.(22)

افزون‌ بر اين‌ حضرت‌ در محفلي‌ چنان‌ حكم‌ كرد كه‌ خانواده‌اي‌ زرتشتي‌ طبق‌ مذهب‌ خود از ارث‌ برخوردار شوند.(23)

نكته‌ مهم‌ در اين‌ گستره‌، شيوه‌ سوگند خوردن‌ اهل‌كتاب‌ در دادگاه‌ است‌. بر اساس‌ قوانين‌ اسلامي‌، سوگند خوردن‌ منكر  يا مدعي‌ فقط‌ به‌ نام‌ خداوند انجام‌ مي‌شود و قسم‌ به‌ غير اين‌ كافي‌ نيست‌. ولي‌ حضرت‌ اهل‌كتاب‌ را به‌ كتاب ‌مقدسشان‌ سوگند مي‌داد. امام‌ صادق(ع) مي‌فرمايد:

حضرت‌ امير(ع) فردي‌ يهودي‌ را به‌ توراتي‌ كه‌ بر موسي‌(ع) نازل‌ شده‌است‌، سوگند داد.(24)

براساس‌ حديثي‌ ديگر، حضرت‌ امير(ع) يهوديان‌ و مسيحيان‌ را دركنيسه‌ها و كليساها و زرتشتيان‌ را در آتشكده‌ها (معبدشان‌) سوگند مي‌داد.(25)

ناگفته‌ پيداست‌ اين‌ امر به‌ تساوي‌ افراد در برابر دادگاه‌ خللي‌ وارد نمي‌سازد. بي‌ترديد سوگند به‌ چيزي‌ كه‌ فرد بدان‌ معتقد است‌ از سوگند به‌چيزي‌ كه‌ باور ندارد، بازدارنده‌تر است(26)‌. حضرت‌ آنان‌ را در معبدشان‌ سوگند مي‌داد و داوران‌ را بدين‌ كار سفارش‌ مي‌كرد.

ب‌) حقوق  اقتصادي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌

1. حقوق  مربوط‌ به‌ امور مالي‌

حقوق  مربوط‌ به‌ اموال‌ و مالكيت‌ افراد را حقوق  مالي‌ مي‌خوانند؛ مانند حق‌ دارا شدن‌ مال‌ و تصرف‌ در آن‌. اين‌ دو حق‌ از حقوق  طبيعي‌ انسان‌ است‌ و هرحكومتي‌ بايد آن‌ها را به‌ رسميت‌ بشناسد. حقوقي‌ كه‌ در اين‌ دو حق‌ ريشه‌دارند، مانند حق‌ معامله‌ و خريد و فروش‌، هبه‌ و قرض‌ نيز از حقوق  مالي‌ و اقتصادي‌ شمرده‌ مي‌شوند. اسلام‌ همه‌ اين‌ حقوق را براي‌ اقليت‌هاي‌ مذهبي ‌ساكن‌ در كشور اسلامي‌ به‌ رسميت‌ شناخته‌ است‌. افزون‌ بر اين‌، امام‌ علي‌(ع) آنان‌ را از حقوقي‌ چون‌ استفاده‌ از بيت‌المال‌ در موارد لزوم‌ و تخفيف‌ و عدم‌ سخت‌گيري‌ در پرداخت‌ ماليات‌ برخوردار مي‌دانست‌..

2. حق‌ دارا بودن‌ شغل‌، مسكن‌، و...

غيرمسلماني‌ كه‌ در پناه‌ حكومت‌ اسلامي‌ زندگي‌ مي‌كند، همچون‌ مسلمانان‌ مطابق‌ قانون‌ از حق‌ دارا بودن‌ شغل‌، مسكن‌ و ... برخوردار مي‌شود. در عصرامام‌(ع)، همه‌ شهروندان‌ بي‌توجه‌ به‌ مذهبشان‌ از اين‌ حقوق  بهره‌مند بودند.

3. حق‌ برخورداري‌ از تأمين‌ اجتماعي‌

فقر، گاه‌ انسان‌ را به‌ حدي‌ مي‌رساند كه‌ حاضر به‌ تكدي‌ و درخواست‌ كمك‌ از ديگران‌ مي‌شود ولي‌ از ديدگاه‌ حضرت‌ حتي‌ به‌ فقير غيرمسلمان‌ نيز بايد از بيت‌المال‌ كمك‌ كرد. در اينجا بهتر است‌ به‌ داستاني‌ از زندگي‌ حضرت‌ در اين‌ زمينه‌ اشاره‌ كنيم‌. در نقل‌ است‌ كه‌ روزي‌ حضرت‌ با گروهي‌ از اصحاب‌ خود گرد هم‌ جمع‌ شده‌ بودند كه‌ پيرمردي‌ فرتوت‌ و از كار افتاده‌ در حالي‌ كه‌ از مردم‌ درخواست‌ كمك‌ مي‌كرد از آنجا گذشت‌، حضرت‌ با ديدن‌ چنين‌ صحنه‌اي‌ به‌ زيردستان‌ خود كه‌ ظاهراً مسؤول‌ بيت‌ المال‌ نيز بوده‌اند مي‌فرمايد:«اين‌ چيست‌ كه‌ مي‌بينم‌؟». گفتند: فردي‌ مسيحي‌ است‌.

حضرت‌ فرمود: او را به‌ كار گرفتيد و چون‌ به‌ پيري‌ رسيد، رهايش‌ساختيد؟! از بيت‌المال‌ برخوردارش‌ سازيد.(27)

در اين‌ فراز، علاوه‌ بر اين‌كه‌ به‌ بيمه‌ از كار افتادگي‌ غيرمسلمانان‌ اشاره‌شده‌، نكته‌ مهم‌ رسيدگي‌ به‌ فقراي‌ غيرمسلمان‌ نيز به‌ چشم‌ مي‌خورد.

4. حق‌ داشتن‌ معبد و آزادي‌ در انجام‌ مناسك‌ ديني‌

امام‌ (ع) اهل‌ كتاب‌ را از حق‌ داشتن‌ معبد و انجام‌ دادن‌ آشكار مراسم‌ عبادي‌ و نيز حق‌ِ آموزش‌ دين‌ خود به‌ فرزندانشان‌ برخوردار مي‌دانست‌.

يكي‌ از ياران‌ حضرت‌ داستان‌ رفتار نيك‌ وي‌ با اهل‌ كتاب‌ را چنين‌ نقل‌مي‌كند: وقتي‌ كه‌ با اميرمؤمنان‌ از صفين‌ برمي‌گشتيم‌، لشگر نزديك‌ معبد راهبي‌ مسيحي‌ منزل‌ گرفت‌. در اين‌ هنگام‌، كهنسالي‌ خوش‌ سيما از معبد خارج‌شد؛ به‌ طرف‌ ما آمد؛ در حالي‌ كه‌ كتابي‌ به‌ دست‌ داشت‌، نزد حضرت‌ شتافت‌ و او را ـ با اشاره‌ به‌ مقام‌ خلافتش‌ ـ سلام‌ داد. حضرت‌ فرمود: آفرين‌، اي‌ برادرم ‌شمعون‌ بن‌ حمون‌، حالت‌ چطور است‌؟ خدايت‌ رحمت‌ كند... (28).

اين‌ روايت‌ نشان‌ مي‌دهد:

1. در زمان‌ حضرت‌، معابد اهل‌ كتاب‌ در كشور اسلامي‌ وجود داشت‌ و لشگريان‌ اسلام‌ به‌ آن‌ها تعرض‌ نمي‌كردند.

2. افراد از آزادي‌ انجام‌ عبادت‌ و استفاده‌ از كتاب‌ ديني‌ خود برخوردار بوده‌اند.

اين‌كه‌ فرد به‌ خود جرأت‌ مي‌دهد با در دست‌ داشتن‌ كتاب‌ ديني‌اش‌ نزد خليفه‌ مسلمانان‌ برود، نشان‌ مي‌دهد حضرت‌(ع) اين‌ حقوق  را براي‌ آن‌ها به‌ رسميت‌ مي‌شناخت‌.

3. برخورد خوب‌ حضرت‌ با وي‌ با توجه‌ به‌ قدرت‌ و فرمانروايي‌اش‌ قابل‌ تأمل‌است‌ و در آينده‌ از آن‌ بحث‌ خواهيم‌ كرد.

البته‌ حضرت‌ گسترش‌ اين‌ اديان‌ در كشور اسلامي‌ را صلاح‌ نمي‌دانست‌. شايد به‌ همين‌ دليل‌ احداث‌ معابد جديد در كشور اسلامي‌ را كه‌ نوعي‌ تبليغ‌ دين‌آنان‌ به‌ شمار مي‌آيد، ممنوع‌ مي‌شمرد و مي‌فرمود: «در اسلام‌ احداث‌ كنيسه ‌نوبنياد  پذيرفته‌ نمي‌شود.»(29)




نويسنده : روح الله شريعتي



مشاوره حقوقی رایگان