بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,211

بررسي برنامه عمران ملل متحد (UNDP) در ساختار و عمل-قسمت اول

  1392/8/9
خلاصه: برنامه عمران ملل متحد 21 سال پس از تشكيل سازمان ملل با هدف توسعه كشورهاي جهان سوم تشكيل شد. زيرا در آن برهه احساس مي شد كه برخي كشورها در حال گذران توسعه اي سريع هستند ولي برخي هنوز مقدمات پيشرفت برايشان فراهم نشده، لذا نياز بر اين بود تا كمكي به اينگونه كشورها شود. از طرفي به اين نتيجه رسيده شد كه توسعه فقط به حوزه اقتصادي اطلاق نمي شود بلكه پيشرفت موضوعي همه جانبه و چند بعدي است. براي مثال آزادي هاي مدني، شركت زنان در امور اجتماعي و .. در آن دخيل هستند و يا برخي مسائل مانند بلاياي طبيعي و يا بيماري ها از توسعه جلوگيري مي كنند. برنامه عمران ملل متحد در روند عملكرد خود هر ساله با شيوه ها و كمك هاي جديد سعي بر اين دارد تا به تمامي زواياي توسعه از طرق مختلف كمك نمايد. سال 2000 و مطرح شدن آرمانهاي توسعه هزاره نقطه عطفي در برنامه عمران ملل متحد بود كه كشورها را ترغيب به روندي جديد در حوزه توسعه كرد. در اين پژوهش با بررسي اين آرمانها به زواياي پس از آن پرداخته مي شود.

تعريف مفاهيم: 

برنامه عمران ملل متحد(UNDP): 

برنامه عمران ملل متحد يكي از مجموعه سازمانهاي تخصصي زير نظر سازمان ملل متحد است كه با هدف توسعه كشورهاي توسعه نيافته يا همان جهان سوم در سال 1966 تشكيل شد. امروزه عمده فعاليت هاي اين سازمان تحت تأثير آرمانهاي توسعه هزاره قرار دارد و براي رسيدن به اين آرمانها تلاش مي كند. 

 آرمانهاي توسعه هزاره (MDGs): 

در سپتامبر سال 2000، 189 تن از سران دولت ها اعلاميه هزاره را تصويب کردند. كه طي آن مسائلي مطرح شد كه كشورها متعهد شدند تا سال 2015 به آن دست پيدا كنند اين اعلاميه يک تعهد جهاني بي سابقه و يکي از قابل اعتناترين اسناد سازمان ملل در چند سال أخير به شمار مي رود. اين اعلاميه قدرت ديد همگاني و مشترکي در چگونگي مقابله با برخي از چالشهاي بزرگي که جهان با آن روبروست عرضه مي کند. 

 چارچوب سازمان ملل متحد براي توسعه(UNDAF): 

يك چارچوب برنامه هاي استراتژيك است كه واكنش جمعي سيستم سازمان ملل متحد را به اولويت هاي توسعه ملي در بر مي گيرد. از طريق اين چارجوب اولويت ها مشخص شده و بر اساس آن برنامه ريزي مي شود. در واقع برنامه عمران ملل متحد از طريق اين چارچوب به كشورها كمك كرده و اين كمك ها را بررسي و ارزيابي مي كند. UNDAF موضوعاتي را مشخص مي كند و پس از آن با كشورها به توافق رسيده و آن را از طريق قراردادي به امضاء مي رساند سپس در درون كشورها نسبت به موضوع، دستگاه متولي را مشخص و سندي را با هر يك از دستگاهها امضاءمي كند و برنامه هاي خود را در آن موضوع مشخص با دستگاه مربوطه تعيين مي كند. 

مقدمه: 

زماني كه جنگ جهاني اول اتفاق افتاد آرمانگرايان وارد حوزه روابط بين الملل شده و تئوري هايي صلح محور را ارائه نمودند. آنها اولين گروهي بودند كه در حوزه فرا مرزي و روابط بين الملل شروع به نظريه پردازي كردند. آنها انسان را موجودي صلح طلب معرفي كرده و خواستار حذف جنگ از روابط ميان ملت ها شدند. در پي نظريات آنها جامعه ملل تشكيل شد. اما با رخ داد جنگ دوم جهاني تمامي نظريات آنها شكست خورد و از طرف گروه مخالف خود واقع گرايان به آرمان گرايان يا همان خيال پردازان تشبيه شدند. وقتي جنگ دوم جهاني به پايان رسيد آرمان گرايان به ليبراليسم ها تغير نام داده و مجدداً شروع به نظريه پردازي كردند.[2] سازمان ملل با هدف صلح و امنيت بين المللي تشكيل شد كه در پي همان تئوري ليبراليستي شكل گرفت. در واقع ليبراليسم ها به دنبال منافع بين المللي هستند ولي راه رسيدن به اين منافع بر خلاف واقع گرايان از خود دولت نيست بلكه از طريق روابط با ساير كشور هاست. حال مي توان گفت اگر مهمترين موضوع روابط بين الملل تا پايان جنگ جهاني دوم موضوع جنگ و صلح بود، با مشاهده و دقت عملي به نظر مي­رسد که اساسي­ترين موضوع نيمه دوم قرن بيستم و قرن بيست و يکم براي بسياري از کشورها از جمله آن دسته کشورهايي که ما تحت عنوان "جهان سوم"[3] از آنها ياد مي­کنيم، موضوع توسعه­ يافتگي مي باشد. 
تشكيل سازمان ملل متحد با هدف ايجاد صلح و امنيت بين المللي براي همه كشورها كارامدي يكساني نداشت لذا سازمان ملل متحد با ايجاد برخي از سازمان هاي تخصصي زير مجموعه خود سعي بر برداشتن شكاف ميان كشورها داشت يكي از اين سازمان ها برنامه عمران ملل متحد است كه هدف آن توسعه كشورهاي در حال توسعه از طريق كمك هاي فني و مالي است.  UNDP[4] (برنامه عمران سازمان ملل متحد) به کشورهاي در حال توسعه کمک مي کند و كشورها را تشويق به كاهش فقر،[5] توسعه ظرفيت،[6] توانمند سازي زنان،[7] ايجاد حكومت هاي دموكراتيك،[8] پيشگيري از بحران،[9] انرژي و محيط زيست[10] و كاهش بيماري هاي ايدز و هپاتيت مي كند و در اين راستا فعاليت هاي خود را برنامه ريزي مي كند. برنامه عمران ملل متحد، سازماني حامي براي تغيير و اتصال کشورها به دانش، تجربه و منابع براي کمک به انسانها در ايجاد يک زندگي بهتر است كه در اين زمينه با 177 كشور دنيا همكاري مي كند .(UNDP, January, 2013)                       
وظيفه برنامه عمران سازمان ملل متحد اعطاي كمك هاي فني چند جانبه و كمك به اجراي طرح هاي عمراني در كشورهاي در حال توسعه و رو به رشد است. هدف از تشكيل اين سازمان دستيابي كشورهاي در حال توسعه به رشد اقتصادي، كشاورزي، صنعتي، تجاري، بهداشت، امور فرهنگي و آموزشي، خانه سازي و مسكن، حمل و نقل و ارتباطات مي باشد(موسي زاده، 1379، صص 216- 215). 
UNDP 5 شاخص اصلي دارد كه بر اين اساس فعاليت هاي خود را برنامه ريزي ميكند: 
1- کاهش فقر و دستيابي به اهداف توسعه هزاره. 2-  حکومت هاي دموکراتيک. 3-  پيشگيري از بحران و بازيابي. 4-  محيط زيست و انرژي براي توسعه پايدار. 5- كاهش بيماري ايدز و ساير بيماري هاي واگير دار. 
مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال 1965 بنا به توصيه شوراي اقتصادي و اجتماعي، سازماني را به نام " برنامه عمران ملل متحد" ايجاد كرد اين سازمان رسماً كار خود را از اول ژانويه 1966 آغاز نمود(موسي زاده، 1379، صص 216- 215). 
UNDP  در سال 1966 به وجود آمد تا برنامه هاي مربوط به كمك هاي تكنيكي و كمك هاي مالي(صندوق) مخصوص ملل متحد را با هم تلفيق كند كه در سال 1971، اين دو سازمان به طور كامل با هم تلفيق شدند و UNDP مستقلي را شكل دادند((Wikipedia, January, 2012. 
در اين پژوهش سعي بر اين خواهد شد كه برنامه عمران ملل متحد  از دو زاويه عمل و ساختار مورد بررسي قرار گرفته و نحوه عملكرد UNDP با مدل ايران بيان شود و از طرفي اين فرضيه ثابت شود كه برنامه عمران ملل متحد به توسعه كمك كرده و چهارچوب عملكرد خود را در اين راستا برنامه ريزي مي كند. 

 اركان UNDP: 

اداره مركزي برنامه عمران ملل متحد در شهر نيويورگ است كه به اختيار كشور هاي عضو محل آن انتخاب شده است مدير برنامه اين سازمان سومين عضو ارشد سازمان ملل متحد پس از معاون سازمان ملل متحد و جانشين وي است((Wikipedia, January, 2012. 
1- شوراي حكام، 2-  سرپرست(مدير) برنامه عمران ملل متحد، 3-  برنامه هاي وابسته. 

شوراي حكام[11] 

اين شورا داراي 48 عضو است دوره عضويت دولت هاي عضو سه سال است اعضاي شوراي حكام به وسيله شوراي اقتصادي و اجتماعي انتخاب مي شوند اعضاي مذكور بر مبناي توزيع جغرافيايي مناسب به شرح زير انتخاب مي شوند: 
كشورهاي در حال توسعه: 27 كرسي (11 كرسي براي كشورهاي آفريقايي، 9 كرسي براي كشورهاي آسيايي و يوگوسلاوي و 7 كرسي براي كشورهاي آمريكاي لاتين). 
كشورهاي توسعه يافته: 21 كرسي (17 كرسي براي كشورهاي اروپاي غربي و 4 كرسي براي كشورهاي اروپاي شرقي). 

 سرپرست(مدير)[12] و مقر برنامه عمران ملل متحد: 

دبير كل سازمان ملل متحد ضمن مشورت با شوراي حكام مدير برنامه عمران ملل متحد را تعيين مي كند. اين انتصاب بايد به تأييد مجمع عمومي نيز برسد((Wikipedia, January, 2012. 
مدير UNDP داراي درجه ديپلماتيک و معاون دبير کل سازمان ملل است. وي اغلب عضو رسمي درجه سوم در سازمان پس از معاون کل و جانشين وي است (اين عنوانها هرگز به صورت رسمي رتبه بندي نشده‌اند.) علاوه بر اين مسئوليتها به عنوان رئيس ارشد سازمان و همچنين رئيس گروه توسعه نيز فعاليت مي‌کند. 
مديران(سرپرستان) سابق UNDP 
مدير يا همان سرپرست برنامه عمران ملل متحد توسط دبير کل مجمع عمومي براي مدت چهار سال منصوب و انتخاب مي شود. پل هافمن به عنوان مدير براي اولين بار در سال 1966 منصوب شد و تا زمان بازنشستگي در سال 1972 خدمت کرد. رودلف پترسون در سال 1972، برادفورد مورس در سال 1976، ويليام اچ دراپر 1986، جيمز گوستا در سال 1999-1993،  مارک مالوخ براون 2005-1999، کمال درويس 2009-2005، و نهايتاً خانم هلن  كلارك در 2013-2009 به اين سمت منصوب شدند( .(www.undp.org 
 برنامه عمران سازمان ملل متحد تلاش مي كند تا اطمينان حاصل شود استفاده از منابع سازمان ملل متحد در جهت كمك هاي بين المللي است.(UNDP.ir, January, 2013) 

نظام هماهنگ کننده مقيم (RC)[13] 

در بسياري از کشورها، نماينده مقيم برنامه عمران سازمان ملل متحد نيز به عنوان هماهنگ کننده مقيم تيم کشوري سازمان ملل متحد خدمت مي کند. هماهنگ کننده مقيم به عنوان نماينده دبير کل سازمان ملل متحد، مسئوليت کلي و هماهنگي فعاليت هاي عملياتي سازمان ملل متحد در سطح کشور را دارا مي باشد كه تحت نظارت هماهنگ کننده مقيم، در حال حاضر 18 آژانس سازمان ملل متحد و برنامه هاي ارائه شده در ايران تشکيل و فعاليت مي كنند  .(UNDP, January, 2013) 
نظام هماهنگ کننده مقيم تمامي سازمانهايي که با فعاليتهاي اجراي توسعه در اين زمينه سر و کار دارند را هماهنگ مي‌کند. هدف نظام RC، گردهم آوردن آژانسهاي مختلف UN براي بهبود و کارآمدي فعاليتهاي اجرايي سازمان در سطح کشور است. اين هماهنگ کننده‌ها توسط UNDP، زير نظر تيم‌هاي نظارتي کشوري UN در بيش از ??? کشور، مديريت مي‌شوند که به عنوان نمايندگان معاون کل سازمان ملل، براي اجراي توسعه، در نظر گرفته شده‌اند. همکاري نزديک اين اعضاء با دولتهاي ملي، هماهنگ کننده‌هاي ساکن در شهر و اطلاع رساني در مورد سودمندي قوانين سازمان در پشتيباني و راهنمايي تمامي کشورهاي عضو اين سازمان، از جمله کار اين اعضاء است. هم اكنون پس از خانم کنسوپلو ويدال بروس،[14] آقاي گري لوئيس(2013) نماينده مقيم سازمان ملل در ايران مي باشد 
.(UNDP, January, 2013) 

برنامه هاي وابسته: 

برنامه هاي وابسته سازمان عموماً تحت عنوان صندوق هاي ويژه فعاليت مي كنند، كه عبارتند از: 
صندوق توسعه ملل متحد؛ - صندوق ويژه ملل متحد براي کشورهاي در حال توسعه فاقد ساحل؛ - صندوق جمعيت ملل متحد؛ - صندوق توسعه ملل متحد براي زنان؛ - صندوق اماني براي کشورهاي مستعمره؛ - صندوق ملل متحد براي کاوش منابع طبيعي؛ - صندوق ملل متحد براي کمک به جبهه آزادي بخش؛ - گروه کاري بين الدولي ويژه براي همکاري هاي فني ميان کشورهاي در حال توسعه؛ - واحد داوطلبانه ملل متحد(موسي زاده، 1379، صص 216- 215). 

منابع تأمين بودجه UNDP: 

مخارج سازمان از طريق كمك هاي داوطلبانه اعضاي سازمان ملل متحد و كارگزاري هاي وابسته به آن تأمين          مي گردد(موسي زاده، 1379، صص 216- 215). در سال ????، بودجه UNDP به طور تقريبي بالغ بر 4/44 ميليارد دلار شد که از کل اين ميزان، ارزش مالي غيرانحصاري متمرکز آن به طور تقريبي به ??? ميليون دلار رسيد. مشارکتهاي اختصاصي و غير متمرکز به بيش از 2/5 ميليارد دلار رسيد و ديگر منابعي که به اين برنامه‌ها بطور اختصاصي کمک مي‌کردند به چيزي بالغ بر 02/1 ميليارد دلار رسيد. بزرگترين کشور اهدا کننده، بريتانيا بود که ??? ميليون دلار بطور منظم کمک و کشورهاي ديگر، امريكا، ژاپن، هلند، نروژ، سوئد، کانادا و آلمان بودند که هر کدام بيش از ??? ميليون دلار کمک کردند. برنامه عمران ملل متحد بزرگترين تاًمين كننده اعتبارات بلاعوض براي توسعه در نظام سازمان ملل متحد به شمار مي آيد. .(Wikipedia, January, 2012) 
CORE         3-1 يا همان برنامه هاي اصلي 
 كه منابع مالي براي فعاليتهاي اصلي UNDP را فراهم مي كنند اين منابع از محل سهميه داوطلبانه كشورهاي عضو تأمين مي شود كه شاهد دو منبع زير است: 
TRAC1,2[15] (هدف جهت تأمين منابع از بودجه اصلي)،  كه جزو منابع اصلي UNDP مي باشد و با تركيب با ديگر منابع مالي، حمايت لازم بر اجراي برنامه هاي ملي (CP)[16] را فراهم مي كند. 
TRAC3 منحصراً براي پروژه هايي در كشور هايي كه شرايط خاص توسعه را طي مي كنند اختصاص دارند و در جهت كمك براي جلوگيري از بروز بحران و بازيابي صدمات ناشي از آن بكار گرفته مي شود كه مدت آن نبايستي بيشتر از 12 ماه باشد 
2-3 منابع مشاركتي در امور مالي[17]  زماني صورت مي پذيرد كه حمايت از طرف دولت سومي صورت پذيرد. 
3-3 منابع موضوعي وجوه اماني[18] روشي كه براي دريافت حمايتها از يك يا چندين منبع دولتي و غير دولتي در حمايت از موضوعي خاص، پروژه، كشور و يا منطقه به كار برده مي شود.[19] 

 منابع بخش خصوصي[20] 

بخش خصوصي به عنوان بخش حقوقي غير دولتي است كه هميشه بصورت كمكئ مشاركتي براي پروژه يا برنامه اي بخصوص استفاده مي شود(NEX, TEHRAN: SEP 2004). 
زمينه هاي اصلي فعاليت: 
  1-  کاهش فقر و دستيابي به اهداف توسعه هزاره 2-  حکومت هاي دموکراتيک 3-  پيشگيري از بحران و بازيابي 4-  محيط زيست و انرژي براي توسعه پايدار.(UNDP, January, 2013) 
کاهش فقر: UNDP به کشورهاي در حال توسعه کمک مي‌کند تا استراتژيهايي را براي مقابله با فقر انجام دهند و اين کار را با دسترسي به فرصتهاي اقتصادي و منابع و متصل شدن به خط مشيء و اهداف کشورهاي پيشرفته در مورد برنامه‌هاي مبارزه با فقر، انجام مي‌دهد. اين سازمان همچنين فعاليتهايي را در سطح کلان در مورد اصلاحات تجاري، تشويق به سرمايه گذاري خارجي و معاف از ماليات با اين هدف که افراد فقير از برنامه‌هاي جهاني شدن نفع ببرند، انجام مي‌دهد. 
در سطح جهاني، UNDP از پروژه‌هاي مربوط به توسعه، ارتقاي نقش زنان در پيشرفت و آباداني کشور، ايجاد سازمانهاي مردم‌نهاد، همکاري بين دولتها و وامهاي خارجي حمايت مي‌کند و در اين راستا، با رهبران و دولتهاي محلي همکاري مي‌کند تا فرصتهايي را براي توانمند شدن افراد براي ايجاد شغل و بهبود وضعيت اقتصادي فراهم آورد. 
ايجاد دولت دموکراتيک: اين سازمان با تهيه و ارائه مشاوره و توصيه‌هاي سياسي و پشتيباني تکنيکي و آموزش افراد در اين ارتباط طرفداري خود را براي اصلاحات دموکراتيک و انجام مذاکرات و بحث هاي پيش رونده و استفاده از تجارت موفق ديگر کشورها و بهبود و افزايش ظرفيت پذيري نهادها و افراد اعلام کرده و کشورها را براي ايجاد چنين دولتي کمک مي‌کند. اين سازمان همچنين با تشويق اين کشورها براي افزايش مناظرات و مذاکرات در سطح ملي و کمک به احزاب براي رسيدن به توافق بر سر برنامه‌هاي ملي در کشورهايي با دولت دموکرات، به آنها نيز کمک مي‌کند. مقابله با بحران واصلاح و بازسازي: اين سازمان تلاشهايي نيز براي کاهش خطر درگيريهاي مسلحانه و يا فجايع و همچنين بازسازي شرايط پس از وقوع بحران، انجام مي‌دهد. از طرفي نيز تلاشهايي را براي حمايت از دولتهاي محلي و کمک به برنامه‌ريزي ها براي مشارکت با آنها، وضع استانداردها و مقررات و سياست ها، توسعه و ارزيابي امور انجام مي‌دهد. 
نمونه‌اي از برنامه‌هاي UNDP، شامل تلاش براي کاهش سلاح‌هاي کشتارجمعي، استفاده از ديپلماسي و ممانعت از برنامه‌هاي خشونت آميز و کاهش اثرات بلاياي طبيعي است. 
اصلاح و بازسازي امور شامل: خلع سلاح افراد مسلح، ايجاد صلح بين گروهها، هماهنگ سازي مبارزات سياسي و اجتماعي، تلاش براي اسکان افراد بي‌خانمان، بهبود و اصلاح مراکز خدماتي، اصلاح سيستم‌هاي قضايي براي کشورهايي که پس از جنگ نياز به بازسازي و اصلاح دارند از ديگر برنامه‌هاي اين سازمان است. 
بلاياي طبيعي[21] عاملي اساسي براي بازماندن از اهداف توسعه هزاره مي باشد و وقوع آن چشم اندازها را هر چه دورتر خواهد كرد به طور مثال زلزله رسيدن به آرمان كاهش فقر به نصف تا سال 2015 را عقب تر خواهد انداخت UNDP  به دنبال روشهاي جديد و نو براي پيشگيري از بحران است. 
UNDP ‌ نقشي اساسي در شناسايي كشورهاي حمايت كننده و حامي براي پشتيباني و بهبود شرايط اوليه بعد از بلاياي طبيعي را دارد 
ايران يكي از مستعدترين كشورها در جهان است كه در معرض بلاياي طبيعي قرار دارد و همواره با سيل، خشكسالي و زلزله مواجه است به طوري كه 97 درصد آن روي خطوط گسل لرزه اي قرار گرفته است نمونه بارز آن در زلزله بم بود كه تقريبا 30000 كشته به همراه داشت. 
لذا تقويت و افزايش مديريت بلاياي طبيعي[22] در ايران در دستور كار UNDP قرار گرفته و آن را به عنوان يك برنامه در رأس كار خود قرار داده است. 
اهم فعاليت هاي UNDP توسعه برنامه جامع مديريت بحران ملي بوده است كه يك برنامه پنج ساله ملي در خصوص مديريت ريسك بلاياي طبيعي و ايجاد دوره هاي آموزشي پس از زلزله منجيل در 1990 و حمايت از برنامه هاي بازسازي چهارچوب سازمان ملل متحد براي كمك به توسعه [23](UNDAF) مي باشد. 
انرژي و محيط زيست: از آنجايي که کشورهاي فقير و توسعه نيافته، تحت تأثير سوء تخريب محيط زيست هستند و کمبود و يا عدم دسترسي اين کشورها به مراکز و خدمات پاکسازي، اين سازمان را بر آن داشت تا به دنبال راهکارهاي زيست محيطي بگردد تا توانايي اين کشورها را براي افزايش و توسعه حفاظت از محيط زيست، افزايش دهد. اين سازمان به اين کشورها کمک مي‌کند تا ظرفيت خود را براي مقابله با اين اثرات با بکار بردن روشهاي ابتکاري و دعوت از ديگر احزاب براي پيشبرد پروژه‌هاي حساس زيست محيطي که به افراد فقير کمک مي‌کند تا زندگي و طول عمر خود را بهبود ببخشند بالا ببرد. 
استراتژي محيط زيستي اين سازمان روي جمع آوري و نظارت مؤثر آب، دستيابي به خدمات انرژي پايدار، مديريت       پايدار زمين براي مقابله با تخريب زمين و بيابان زايي، حفاظت از گونه‌ها و تنوع زيستي و سياست هايي براي کنترل انتشار آلوده کننده‌هاي مضر و مواد تخريب کننده لايه ازن، تمرکز دارد((Wikipedia, January, 2012. 
عهدنامه جهاني[24]    در مجمع جهاني اقتصاد[25] در داووس، و به تاريخ 31 ژانويه 1999، کوفي عنان دبير کل سازمان ملل با به چالش كشيدن رهبران تجاري جهان آنان را به  قبول و اجراي اصول جهاني حقوق بشر، معيارهاي کار و محيط زيست در هر يك از حوزه هاي نفوذ کاري خود فرا خواند: اصل اول: شرکتها، بنگاههاي اقتصادي و بازرگانان بايد در حوزه فعاليت و نفوذ خود از حقوق بشر حمايت كنند و به آن احترام بگذارند .   اصل دوم: تضمين نمايند که شرکتها و بنگاههاي اقتصادي، نقشي در نقض حقوق بشر ندارند. اصل سوم: معيارهاي کار شرکتها، بنگاهها و بطور كلي بخش خصوصي بايد از آزادي انجمن و شناسايي مؤثر حقوق مذاكره و معامله جمعي حمايت نمايد. اصل چهارم: منع هرگونه کار اجباري و به زور. اصل پنجم: لغو موثر کار کودکان. اصل ششم: منع تبعيض شغلي در کار. اصل هفتم : شرکتها و بنگاه هاي اقتصادي بايد حامي رويکرد پيشگيرانه در مقابله با مشکلات محيط زيست باشند. اصل هشتم: متعهد گردند که در ارتقاء مسئوليت بزرگتر خود يعني محافظت از محيط زيست پيشقدم شوند. اصل نهم: تشويق توسعه و گسترش فن آوري سازگار با محيط زيست (UNglobalcompact, DEC 2012). 6- آرمانهاي توسعه هزاره     در سپتامبر سال 2000، 189 تن از سران دولت ها اعلاميه هزاره[26] را تصويب کردند. اين اعلاميه يک تعهد جهاني   بي سابقه و يکي از قابل اعتناترين اسناد سازمان ملل در چند سال أخير به شمار مي رود. اين اعلاميه قدرت ديد همگاني و مشترکي در چگونگي مقابله با برخي از چالش هاي بزرگي که جهان با آن روبروست عرضه مي کند.(UN, DEC 2012) 
اين اعلاميه منجر به ارائه هشت آرمان توسعه هزاره[27] (MDGs) گرديد که تأکيد آن بر تلاش براي کاهش فقر، بالا بردن کيفيت زندگي مردم، تضمين پايداري محيط زيست و بنيان گذاري مشارکتهايي به منظور تضمين جهاني شدن به نيروي مثبت تري براي توده هاي مردم جهان است. در اين اعلاميه هدفها و يا شاخص هاي ويژه اي براي هر يک از اين آرمانها مقررگرديده است که تا سال 2015 بايد بدان دست يافت. برخي از اين آرمان ها و هدفها بر شرکتها و بخش خصوصي مستقيماً اثر مي گذارند و برخي ديگر به طور گسترده تري در توان بخشيدن به چارچوب و مرزبندي محيطي مربوط    مي شوند که شرکتها و بخش خصوصي بايد در آن عمل کنند البته مسئوليت اصلي دستيابي به اين آرمان ها به عهده دولتها مي باشد. ولي در اين زمان بايد گفت، نياز مبرمي به يک نظارت عالي، اصل حاکميت قانون، رعاين موازين و حقوق بشر، تلاش پي گيرانه مبارزه با نا سازگاري و فساد و اجراي هنجارها و معيارهاي بين المللي وجود دارد. همچنين، نياز به گسترش همکاري سخاوتمندانه تر و مؤثرتر دولتها، معافيت بدهي ها و دسترسي آسان تر به بازارهاي جهاني براي صدور کالا به چشم مي خورد و بديهي است فقط در چارچوب يک رهبري دولتي است که بخش خصوصي مي تواند نقش سازنده تر و موثرتري ايفا نمايد. بسياري از شرکتها مي پرسند آرمان هاي توسعه هزاره چگونه به نه اصل عهدنامه جهاني سازمان ملل[28]  كه درپي مي آيد مربوط مي شود. اين  عهد نامه يک شبکه آموزشي با مشارکت بخش هاي اصلي سازمان ملل متحد، شرکتها، مؤسسات بازرگاني، سازمان هاي غير دولتي حکومتي يا ان. جي. او و اتحاديه هاي صنفي، کارگري يا سنديکايي است. نه اصل آن بويژه معطوف به انجام فعاليتهاي مسئولانه تحت قلمرو و موازين حقوق بشر، معيارهاي کار و عملکردهاي همخوان با محيط زيست است. 
عهد نامه جهاني از شرکتها مي خواهد که در چارچوب حوزه تأثير شرکتي خود به اين اصول که تمامي آن مبتني بر معاهده نامه هاي بين المللي بين دولتها مي باشد پايبند باشند. اين تعهد جزئي سرنوشت ساز از چگونگي حمايت شرکتها و بخش خصوصي از آرمان هاي توسعه هزاره است. شرکتها با ارتقاء چنين ارزش هاي محوري پذيرفته شده جهاني و با کاهش تأثير منفي فعاليت هاي کاري خود مي توانند موفق به ايفاي نقش حياتي شوند. همزمان با اين عهدنامه جهاني، شمار روزافزون ساير فعاليت هاي ابتکاري مشوق شرکتها در پيوستن به مشارکتهاي مقطعي براي نيل به آرمانهايي گسترده تر از هشت آرمان توسعه هزاره نيز مطرح شده اند. اين آرمانها گاهي از محيط فعلي کار، بازار و زنجيره تأمين فراتر مي روند و مناظره فزاينده اي بر سر حدود مقابله شرکتها و بنگاههاي اقتصادي با اين چالش ها در مقابل دولتها و سازمان هاي جامعه مدني بوجود آورده اند، اما شکي نيست که بخش خصوصي مي تواند نقش سازنده و مفيدي ايفا نمايد. حداقل، بايد تضمين کرد که فعاليت هاي آن ها در چارچوب قانون انجام گرفته و اثر سوئي نخواهد داشت (Developmentgoals, DEC 2012) .. حال بايد گفت آرمانهاي توسعه از بخش هاي دولتي و خصوصي چه مي خواهد: 
 گرسنگي و فقر شديد را ريشه کن کنند. 
نسبت افرادي را که با روزي کمتر از يک دلار زندگي مي کنند به نصف کاهش دهند. 
 نسبت کساني را که دچار گرسنگي هستند به نصف برسانند. 
 نسبت افرادي را که از دسترسي مداوم به آب آشاميدني سالم محروم هستند به نصف کاهش دهند. 
 زندگي حداقل 100 ميليون زاغه نشين را تا سال 2020 به حد چشمگيري بهبود بخشند. 
 آموزش ابتدايي همگاني را محقق سازند. 
تضمين کنند که همه پسران و دختران دوره کامل تحصيلات ابتدايي را به پايان برسانند. 
 برابري جنسيتي را ارتقاء بخشند و زنان را توانمند سازند. 
نا برابري جنسيتي را در آموزش ابتدايي و متوسطه ترجيحاً تا 2005 و در تمام سطوح تا 2015 حذف کنند. 
 ميزان مرگ و مير کودکان را کم کنند. 
نسبت مرگ و مير کودکان زير 5 سال را تا دو سوم کاهش دهند. 
 بهداشت مادران را بهبود بخشند. 
 نسبت مرگ و مير مادران را تا سه چهارم کاهش دهند. 
 با گسترش بيماري ايدز و ويروس آن. مالاريا و ساير بيماري ها مبارزه کنند. 
 گسترش بيماري ايدز و ويروس آن را متوقف کرده و روند ابتلا به آن را كاهش دهند. 
 شيوع مالاريا و ساير بيماري هاي مهم را متوقف کرده و روند ابتلا به آنها را معکوس نمايند. 
 از پايداري محيط زيست اطمينان حاصل کنند. 
 اصول توسعه پايدار را در سياست ها و برنامه هاي کشوري ادغام کنند و روند از دست رفتن منابع محيط زيست را معکوس نمايند. 
 مشارکتي جهاني براي توسعه ايجاد کنند. 
به گسترش فزاينده تر نظام تجاري و مالي بپردازند که بر مبناي قانون، قابل پيش بيني و فارغ از تبعيض باشد. به نيازهاي ويژه کشورهاي کمتر توسعه يافته رسيدگي کنند. اين شامل دسترسي بدون سهميه و تعرفه براي صادرات آنان، بخشش بيشتر بدهي هاي کشورهاي فقير به شدت بدهکار، لغو بدهي دو جانبه رسمي و کمک توسعه اي رسمي سخاوتمندانه تر براي کشورهاي متعهد به کاهش فقر است. 
 به نيازهاي خاص کشورهاي فاقد دسترسي به درياي آزاد و کشورهاي کوچک جزيره اي در حال توسعه رسيدگي کنند. 
 با مسائل بدهي کشورهاي در حال توسعه از طريق اقدامات ملي و بين المللي براي تسهيل در بازپرداخت بدهي در دراز مدت به گونه اي همه جانبه برخورد کنند. 
با همکاري کشورهاي در حال توسعه، کار شرافتمندانه و مولّد براي جوانان ايجاد کنند. 
 با همکاري شرکت هاي داروسازي، امکان دسترسي به داروهاي حياتي ارزان قيمت را در کشورهاي در حال توسعه فراهم سازند. 
 با همکاري بخش خصوصي، مزاياي فن آوري جديد، مخصوصاً فن آوري هاي اطلاعات و ارتباطات را در دسترس همگان قرار دهند(UNCI, FEB 2013). 



نويسنده: رسول حاج احمدي



مشاوره حقوقی رایگان