بسم الله
 
EN

بازدیدها: 589

عدالت كيفري از ديدگاه حمورابي-قسمت دوم

  1392/7/27
قسمت قبلي


طبقات سه گانه مردم بابل 

همانطوريكه در بالا اشاره شد در صورت فقدان طبقات اجتماعي در بابل برابري كليه افراد در مقابل قانون بطوريكه برخي آنرا مدعي شده اند , قابل تصور تواند بود. اما تحقيقات پژوهشگران از يكسو , مطالعه دقيق مواد كيفري قانون حمورابي, بطوريكه در صفحاتآينده خواهد آمد, از سوي ديگر حكايت از وجود طبقات و در نتيجه امتيازات طبقاتي در بابل دارد. مشيرالدوله پير نيا در تاريخ مشرق قديم(22) صريحاً متذكر اين مطلب گرديده مي نويسد... در بابل مردم از سه زمره اند, آزاد, آزاد شده و برده... ساير محققين (23) نيز با بيانات مختلف وجود طبقات و بدنبال آن حقوق و تكاليفي را كه بعهده هر يك از افراد در بابل قرار داشته مورد بحث قرار داده اند كه ذيلاً بنحو اجمال مورد بررسي قرار ميگيرد. 

الف _ بردگان 

مادام كه برده ام هيچ نامي نمي توانم بر خورد نهم بردگان كه بر خلاف تصور برخي از مولفين تعداد آنها در بابل زياد بوده به هيچ وجه از حقوق و مزاياي سايرين برخوردار نبوده اند. بدون ترديد برده در قانون حورابي از حقوقي بر خوردار بوده كه صدها و بلكه هزاران سال بعد هم براي اوايل حقوق در برخي جاهاي ديگر ملحوظ نگرديده است, بعنوان مثال برده اگر چه جزو, اموال مولاي خود محسوب ميشده معهذا خود او حق تملك داشته و در صورت بيماري مداوا و پرداخت حق الزحمه پزشك و غيره بعهده ارباب او بوده است. كنيزان نيز بنونه خود از حقوقي بر خوردار بوده اند مثلاً هرگاه زني آزاد به شوهر خود كنيزي مي بخشيد و آن كنيز از شوهر خود بچه دار ميشد ديگر امكان فروش او براي اربابش وجود نداشت (24) و بالاخره فرزندان زن عقدي و فرزاندان كنيز طي شرايطي بطور يكسان در ماترك پدر متوفاي خود شريك سهم بوده, و پس از مرك مولا كنيز و فرزندان او آزاد شده و حق داشتند تا زمانيكه در منطل متوفي بشر برند. عليهذا اين گفته تئوگ بكاري (Theognis) شاعر يوناني كه گل سرخ از پياز نميرسد و آزاده فرد از كنيز نميزايد در بابل آن روزگار مطرود بوده است. 
با اينهمه , اين قبيل امتيازات جزئي, و حقوقي كه بمنظور جلب علاقه كنيزان و تلطيف احساسات آنان از سوي اربابان بابل بآنان تعلق مي گرفت بمعناي تساوي بردگان با سايرين نبوده و بخصوص در مسائل كيفري بهيچ وجه اصل تساوي افراد در مقابل مجازاتها رعايت نميگرديده است. 
اين موضوع را در صفحات بعد تحت عنوان اصل تساوي يا عدم تساوي كيفري در قانون حمورابي مورد مطالعه قرار خواهيم داد و بمنظور اجتناب از تكرار مطلب خواننده محترم رابه بحث مذكور احاله ميدهيم. 

ب _ طبقه عملو 

طبقه عملو: Amalu و يا مار عملو Mar Amelou به معني مرد يا پسر مرد بوده و برخي نيز آن را اولو (Avalu) (25) و يا آويلوم Awilum ذكر كرده اند (26). اين طبقه شامل پادشاه درباريان, روحانيون, تحصيلداران مالياتي ,حكام محلي و نظاميان ميشده كه در حقيقت نجبا و اشراف بابل را تشكيل ميداده اند و اگر چه در ابتداء فاتحين آموري را در بر ميگرفته ولي بتدريج اين طبقه گسترش يافته و ثروتمندان بومي نيز بعلت موقعيت خاص احتمالي خود بآن پيوسته و بتدريج جزو اين طبقه شده اند. 

ج _ طبقه مسكينو 

طبقه ديگر كه بنام مسكينوم (Muskinum) يا مشكينوم Maushinum به معناي بيمقدار خوانده شده شامل افراد پائين تر و بي چيز بوده كه گويا كلمه مسكين نيز بعدها از همين ريشه باقي مانده و شامل كارگران, كشاورزان, صنعتگران و كارگران موسمي جوامع اشتراكي كه در زمان حمورابي هنوز بقايائي از آن در بابل مشهود بوده و كسبه مي شده است و بعبارت ديگر طبقه مسكينو شامل غير ثرونمندان بومي مغلوب اموريها بوده و سرانجام بردگاني كه بطرقي از طرق آزادي خود را بدست مي آوردند را نيز بايد جزو اين طبقه محسوب داشت. 
آيا افراد اين دو طبقه كه از لحاظ ثروت و استفاده از امكانات با يكديگر مساوي نبوده اند در مقابل قوانين و بخصوص قوانين جزائي يكسان بودند و يا همانطوريكه در مورد بردگان مشاهده گرديد امتياز طبقاتي موجب امتيازات خاص حقوقي انها ميشده است؟ اگر چه برخي از نويسندگان امتياز طبقه عملو را بر طبقه مسكينو محدود به امور مربوط به اشخاص و نه اموال نموده و معتقدند امتياز تعلق به طبقه عملو فقط در مقام احترام و ادب بكار ميرفته و جنبه تشريفاتي داشته (27) معهذا چنين تفكيكي منطبق با واقعيت امر و مواد موجود قانون حمورابي نبوده و بخصوص در امور كيفري طبقه اشراف بر سارين امتيازاتي داشته اند. مثلاً افراد متعلق به طبقه عملو حق اعمال قصاص داشته و حال آنكه در مورد كسانيكه متعلقه به طبقه مسكينو هستند غالباً پرداخت ديه جايگزين قصاص مي گرديده است. در اين مورد نيز در صفحات بعد در بحث مربوط به تساوي افراد در مقابل مجازاتها مفصلاً سخت رفته است. 
با آشنائي مختصري كه تا كنون نسبت به وضع اجتماعي مردم بابل بدست آورديم ذيلاً سعي ما بر اين است كه با توجه به تقسيم بندي متداول حقوق كيفري به حقوق كيفر عمومي, كيفر اختصاصي و آئين دادرسي مقررات قانون حمورابي را بررسي كرده ويژگيهاي آنرا مورد تحليل قرار دهيم. 


-------------
1_ ظاهراً نحستين قواني مدون يونان كه در قرن هفتم قبل از ميلاد تنظيم گرديده منسوب به زالوگوس zaleucus است. 
2 _ در اكن, مقنن ديگر يوناني در حدود سالهاي 621 قبل از ميلاد ضمن تدوين مقررات قبلي آنچنان قواعد شديد كيفري (بويژه مجازات اعدام) براي برخي از اعمال منظور قواعد شديد كرفري شهرت يافت كه در اكن مواد قوانين خود را با خون نوشته است. از آن پس نيز قوانين ظالمانه را قوانين در اكني مي نامند. 
3 _ تاريخ تولد و وفات سلن solon مقنن ديگر يوناني را بقيد ترديد بين سالهاي 638 و 558 قبل از ميلاد ذكر كرده اند. 
4 _ تاريخ واقعي حقوق رم با تدوين الواح دوازده گانه در سالهاي 450 _ 451 ق.م آغاز ميگردد. به استثناي لوح هفتم كه 24 ماده داشته هر يك از ساير الواح مذكور شامل 3 تا 10 ماده بوده است كه بر عاج يا مفرغ نگاشته شده و پس از حمله قوم گل به رم ريز ريز گرديده و آنچه كه موجود است از طريق اطلاعاتي است كه از آثار برخي نويسندگان از قبيل سيسرون بدست ما رسيده است. 
5 _ مجموعه قوانين معروف ژوستنينين سالهاي 528 تا 534 ميلادي تدوين شد كه پايه و اساس حقوق فعلي كشورهاي خانواده رومي ژرمني محسوب ميگردد. 
6 _ براي كسب اطلاعات بيشتر مراجعه كنيد به: سرگذشت قانون, علي پاشا صالح, انتشارات دانشگاه تهران, 1348 ص 325 تا 370. 
7 _ Mesopotamie. 
8_ Les Amourites. 
9 _ در زمينه تمدن سومرو كلده مراجعه شود به تاريخ اجتماعي ايران باستان اثر دكتر موسي جوان صفحات 59 به بعد , چاپخانه رنگين, چاپ اول سال 1340. 
10 _ لغت نامه دهخدا _ جلد 18 _ حرف ح ص 9173 
11_ مواد 170 تا 177 
12_ مواد 185 تا 194 
13_ ماده 272 
14_ ماده 273 
15_ تحقيقي در قوانين حورابي از نقطه جزائي , رساله دكتري حقوق, دانشكده حقوق دانشگاه تهران 1356 ص 67. در پايان اين رساله ترجمه كاملي از كليه مواد موجود قانون حمورابي ارائه گرديده است. ضمناً در تاريخ اجتماعي ايران باستان اثر دكتر موسوي جوان (به نقل از كتاب charles jean نويسنده فرانسوي) 30 ماده به فارسي ترجمه گرديده است. 
16_ مثلاً طبق ماده 110 كاهني كه اقدام به شراب فروشي كند يا ميخانه دائر كرده و يا اخل ميخانه شود و شراب بخورد قابل مجازات است. 
17_ ناپلئون معتقد بود كه انسجام و تداوم كدهائي كه به دستور او تهه شده بودند از مستعراتي كه فرانسه در دوران حكمراني او بدست اورده بود بيشتر خواهد بود. 
18_ تحقيقي در قوانين حمورابي, اثر مارالذكر ص 65 و 66 
19_ Wijj Durant 
20_ تاريخ تمدن _ جلد اول _ ترجمه احمد آرام _ چاپخانه اقبال _ چاپ دوم ص 399. 
21_ تحقيقي در قوانين حمورابي ... دكتر كيخسرو مقدم اثر مارالذكر ص 57 
22_ مشير الدوله پيرنيا, تاريخ مشرق قديم, جلد اول , چاپ حبيبي اثر مارالذكر ص 87. 
23_ سرگذشت قانون اثرمارالذكر ص 113, تاريخ اجتماعي ايران باستان اثر مارالذكر ص 87. 
24_ مواد 146 و 147 و 175 قانون حمورابي و همچنين مراجعه شود به صفحه 121 تاريخ مشرق قديم اثر مارالذكر , در همين زمينه مراجعه شود به ماده 116 قانون حورابي. 
25_ تاريخ حقوق _ علي پاشا صالح اثر مارالذكر صفحه 104. 
26_ تاريخ حقوق _ علي پاشا صالح اثر مارالذكر صفحه 104. 
27_ تحقيقي در قوانين حمورابي ... اثر مذكور در قبل صفحه 72 




نويسنده: دكتر محمد آشوري -دانشيار دانشكده حقوق و علوم سياسي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان