بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,344

چالش هاي تعامل اجتماعي زنان ايراني در فضاي مجازي-قسمت اول

  1392/7/17

مقدمه: 

پيدايي ارتباطات کامپيوتري نيز همانند ظهور و فراگيري رسانه هاي ارتباطي گذشته بحث ها و تحقيقات متعددي را بر سر آثار فردي و اجتماعي ،آثار کوتاه مدت و بلند مدت ،عمقي يا سطحي براي نشان دادن آثار مثبت و منفي آن به راه انداخته است. 
زنان در پيشينه تاريخي اجتماعي و فرهنگي جوامع مختلف از نقش مؤثر و پررنگي برخوردار نبوده اند ،به گونه اي که امروز عده اي با قاطعيت عدم نقش اساسي زنان در دوره هاي کشاورزي و صنعتي زندگي بشري را مورد تأييد قرار داده اند،شايد بتوان بخشي از اين وضعيت را به روحيه غالب مردانه حاکم بر روندهاي دوران کشاورزي و صنعتي در آن روزگاران را ريشه اين مسائل دانست،اما در حوزه فرهنگ عامه نيز اين رويکرد مردانه باعث به حاشيه راندن زنان شده است ،آغاز هزاره سوم و انقلاب اطلاعات و دانش ،زمينه هاي نفي نگرش جنسيتي و محدود ساختن حضور بر اساس جنسيت در فضاي تعاملي جامعه بشري را با چالش مواجه کرده است. آن گونه که دسترسي ،حضور و ايفاي نقش در اين عصر از زندگي بشري فارغ از ابعاد جنسيتي و تنها بر اساس مهارتها و دانش استوار است. 
"ارتباطات مبتني بر کامپيوتر" به راستي انقلابي در فرايند ارتباطات و به واسطه آن فرهنگ ايجاد خواهد کرد و ارتباطات کامپيوتري به دليل تازگي تاريخي اين رسانه و بهبود نسبي جايگاه قدرت براي گروه هايي از قبيل زنان که از نظر سنتي زير دست بوده اند ممکن است فرصتي براي معکوس کردن بازي هاي سنتي قدرت در فرايند ارتباطات فراهم کند(کاستلز،1380: 417). 
با توجه به گفته مانوئل کاستلز شايد بتوان تا حدودي به علل رشد حضور گروه هاي مختلف جوامع از جمله زنان را در اين گونه ارتباطات پي برد و اين که شايد به نوعي اين وسيله ارتباطي جديد فرصت حضوري نو  فراهم آورده ،فرصتي که افراد خود را آن گونه که مايل هستند به ديگران بشناسانند و اين جنبه از موضوع حداقل در مطالعات اجتماعي حائز اهميت است. 
  

طرح مسأله: 

گسترش اينترنت خود به خلق محيطهاي جديدي منجر گرديده که نيازمند ايجاد نظريات روان شناسي شناختي و ارتباطي جديد است .(جان سولر،2004) با عمومي شدن اين فرصت زنان نيز با وارد شدن به دنياي اينترنت شکل ديگري از حضور در اجتماع مدرن و امروزي را تجربه کردند.زنان ايراني -که بخش قابل توجه از کاربران اينترنت را تشکيل مي دهند- به حضور در فضاي مجازي علاقه نشان دادند ،حضور بيش از 30 هزار وبلاگ نويس فعال زن در وبلاگستان فارسي و نيز حضور زنان در شبکه هاي  اجتماعي مجازي گواه اين مدعاست. شتاب اعجاب آور و رشد تصاعدي و همه گيري و همه جايي شبکه هاي کامپيوتري لزوم  تحقيق در آثار و پيامدهاي اجتماعي آن را نشان مي دهددر مورد زنان نيز قدري مسأله پيچيده تر و قابل توجه است . زنان که به طور معمول و به دليل نگاه سنتي حاکم بر نقش زن در جامعه  همواره محدوديت هايي در تعامل اجتماعي داشتند در شبکه جهاني اينترنت شکل جديدي از حضور و تعامل را تجربه کردند. علت اصلي انتخاب اين فضا به عنوان يک محيط جديد شکل گيري ارتباطات در درجه اول شناخت فضاي مجازي اينترنت به عنوان يک پديده نو و فراگير اجتماعي است و توجه به اين نکته هيچ پديده ديگري در طول سالهاي اخير در ايران به اندازه اينترنت رشد نداشته است و افزايش تصاعدي ضريب نفوذ اينترنت در ايران و در کنار آن افزايش تعداد سايت ها و وبلاگ ها ي زنان و پايگاه هاي اطلاع رساني بر روي اين شبکه جهاني و توجه ويژه کاربران زن  ايراني پا به پاي ديگر کاربران به آن شايد يکي از مهم ترين دلايل احساس نياز براي بررسي جامعه شناسانه باشد. 
رشد فن آوري هاي اطلاعات و ارتباطات از يک سو موجب تسهيل ارتباطات و از ميان برداشتن موانع جغرافيايي ودسترسي به اطلاعات شده است و از ديگر سو زمينه هاي بروز آسيب ها و مسائلي را در اين زمينه فراهم کرده است.به نظر مي رسد که استفاده از اينترنت زمينه بروز انزوا طلبي را در زنان فراهم آورده است که به روابط و تعاملات روزمره آنان آسيب مي رساند. موانعي بر سر راه زنان براي حضور بيشتر و پر رنگ تر در عرصه فناوري اطلاعات و ارتباطات وجود دارد که شامل، شکاف ديجيتالي ، عدم دسترسي به کامپيوتر، سطح پايين سواد در زنان وعدم وجودامکانات و تسهيلات در اين زمينه است . اين عوامل موجب مي شود که زنان نتوانند درعرصه فناوري اطلاعاتي و ارتباطي حضور مناسبي داشته باشند و کمتر از امکانات و فنآوري هاي آن استفاده نمايند. در حالي که دسترسي و استفاده مناسب از اين فناوري ها  مي تواند زمينه بهبود وضعيت زنان را مهيا کند . علاوه بر موانعي که بر سر راه زنان در استفاده از اينترنت است برخي عوامل هم وجود دارد که موجب خوار و تحقير شدن شخصيت زن در فضاي مجازي مي شود . همچنين آسيب هايي نيز در استفاده ازاينترنت و عدم اطلاعات مکفي در رابطه باآن وجود دارد . جرايم اينترنتي اتفاق مي افتد که زنان را مورد هدف قرار گرفته است واز آنان سوء استفاده مي نمايد . با وجود اين مسائل به نظر مي رسد که زنان بايد ازآسيب هايي که اينترنت آنها را در معرض مخاطره قرار مي دهد آگاه باشند تا با ناآگاهي گرفتار مصائب نشوند. نياز به آموزش و فرهنگ سازي چه براي زنان چه براي سايرافراد جامعه در مورد نحوه صحيح استفاده از اينترنت است. زنان با آگاهي از مسائل جانبي ،نا امني هاو جرايم اينترنتي و با در اختيار داشتن اطلاعات مکفي راجع به فناوري اطلاعات و ارتباطات مي توانند بيشتر خود را منعطف به ظرفيت هاي مثبت آن نمايند و استفاده کاملا مطلوب و مناسبي از اينترنت داشته باشند و آسيب هاي آن را به حداقل ممکن برسانند . 
 در اين مقاله سعي گرديده به پرسش هاي ذيل پاسخ داده شود: 
1.      آيا براي زنان در فضاي مجازي امنيت اجتماعي کافي وجود دارد؟ 
2.      آيا خطر تهديد حريم خصوصي زنان در ارتباط هاي مجازي  وجود دارد؟ 
3.      آيا در فضاي مجازي نگرش جنسيتي به زنان وجود ندارد؟ 
4.      آيا ممکن است ارتباط هاي مجازي، روابط خانوادگي زنان را در معرض آسيب قرار دهند؟ 
  

مباني نظري:   

شکاف جنسيتي ديجيتالي: 

عمده‌ترين شکل شکاف ديجيتالي جنسيتي مربوط به استفاده از اينترنت است، به طوريکه علي رغم استقبال زنان از اينترنت ، ميزان کمتري از کاربران را در کشور‌هاي در حال توسعه تشکيل مي‌دهند. به عنوان مثال، فقط 38 درصد از کاربران اينترنت در آمريکاي لاتين زنان هستند، در حاليکه در اتحاديه اروپا اين رقم 25 درصد، در روسيه 19 درصد، در ژاپن 18 درصد و در خاورميانه فقط 4 درصد است. بنا به اين گزارش، در سطح جهان، بيشترين تعداد كاربران اينترنتي را مردان، دانش آموختگان دانشگاهي و‌يا آنان كه از ميانگين درآمد بالاتري برخوردارند تشکيل مي‌دهند. تنها آنجا كه دسترسي به اينترنت توسعه‌ي خوبي يافته است، نظير کشور‌هاي اسکانديناوي و آمريکا است که از فاصله جنسيتي در استفاده از اينترنت كاملاً كاسته شده است (احمدنيا،1383). 
طي کنفرانس تداركاتي وزيران مجمع اروپايي براي اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي (بخارست 2002) بر فهرستي از موانع خاص جنسيتي در دسترسي به فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي به شرح زير تاکيد شد: 
- هزينه‌هاي بالاي دسترسي و گزينه‌هاي تکنولوژي 
- دسترسي محدود در جهت آموزش مهارت‌هاي جديد (فقدان اطلاعات و تشويق لازم درمورد درخواست براي فراگيري فناوري‌هاي ارتباطات و اطلاعات) 
- ناكافي بودن شبکه‌‌ها و وجود اين تصور كه اين فناوري‌ها "مردانه" است. 
برخي نيز بر اين باورند که تفاوت‌هاي موجود ميان زنان در دسترسي به اينترنت از جمله تحت تاثيرعوامل زير قرار دارد: 
- عامل جغرافيايي 
- وضعيت خانوادگي 
- سن کاربران 
همچنين در مطالعه اي در خصوص زنان کاربر اينترنت مشخص شد که زنان بيشتر مصرف کنندگان فضاي مجازي هستند و سهم کمتري در مقايسه با مردان در توليد محتوا را  دارند 
 Melinda B.Robins-2002 
  

پارادايم دوجهاني‌شدن‌ها 

"پارادايم دو جهاني شدن ها در درجه اول به تبيين دو جهان موازي و در عين حال مرتبط و در هم آميخته         مي پردازد و در درجه بعدي جهاني شدن هاي متکثري را در درون اين دو جهان مورد توجه قرار مي دهد .جهان اول با خصيصه جغرافيا داشتن، برخورداري از نظام سياسي مبتني بر دولت - ملت ،طبيعي - صنعتي ومحسوس بودن و احساس قدمت داشتن از جهان دوم قابل تمايز است جهان دوم نيز با خصيصه هايي مثل برون مکاني ، فرازماني و صنعتي بودن محض ،عدم محدوديت قوانين مدني متکي بر دولت – ملت ها ،اتکا به معرفت شناسي تغييرشکل يافته پسا مدرن دسترسي پذيري همزمان روي فضا بودن و برخورداري از فضاي فرهنگي، اعتقادي، اقتصادي، سياسي جديدي از جهان اول به صورت نسبي جدا مي شود اما اين دو جهان در بسياري از موارد نيز تبديل به دوقلوهاي به هم چسبيده مي شوند وتعامل فردي و اجتماعي در قلمرو زيادي متکي به تعامل هاي دو جهاني مي شود و ما در واقع دو جهاني شدنهاي به هم چسبيده را مشاهده مي کنيم ".(عاملي ،1388 :40) 
در خصوص زناني که بيش از حد معمول در فضاي مجازي فعاليت مي کنند و به نوعي بخش زيادي از ارتباط هاي زندگي روزمره خود را در اين فضا دارند اين دوجهاني شدن مورد انتظار است. 
  
علاوه بر اين ها ارتباط هاي مجازي داراي معايبي به شرح ذيل هستند که ممکن است کاربران ،به ويژه کاربران زن را به دليل ويژگي هاي خاص عاطفي و شخصيتي با مشکلاتي مواجه کنند: 
  

فردگرايي خودآگاهانه 

آن چه که در فضاي مجازي بسيار مشهود است گسترش اهميت فرد و حيطه خصوصي در برابر جمع و حوزه عمومي است.افراد در فضاي مجازي در عين حال که در جماعات مي توانند حضور داشته باشند  اما چون مي توانند هويت واقعي خود را پنهان کنند مي توانند در همان حال خود را جدا از ديگران و تنها حس کنند ،اين ويژگي باعث تقويت توانايي و قابليت هاي فردي مشخص شده است و او را قادر مي کند تا پنهاني ترين روح و شخصيت خود را به فعليت برساند .نبود مراتب قدرت در فضاي مجازي باعث مي شود که فرديت افراد در محل حل نشود و به تعبير گيدنز شخص در جماعت مجازي روش زندگي با احترام به استقلال فردي را مي آموزد و عمل مي کند.اساس فرد و هويت هاي فردي آن قدر سيال و متغيرند که جمع به معناي سنتي آن نمي تواند در فضاي مجازي تشکيل شود. 
فرديت هاي تقويت شده عامليت خود را در فضاي جامعه افزايش خواهد داد و باعث حرکت ها و جنبش هايي خواهد شد که برابر روندهاي عادي جامعه قرار دارد و آنها را روندهاي معکوس مي نامند ،"عاملي" معتقد است که روندهاي معکوس همگي بيانگر قوي شدن فرد و غلبه هنجارهاي فردي بر هنجارهاي جمعي و عادات اجتماعي هستند.اين تکثر فرهنگي به طور قطع ارتباط معناداري با گسترش ارتباطات انساني که سهم قابل توجه آن مرتبط با عضويت هاي جديد در جوامع مجازي است.(سارا احمدي،1386) 
    

- موقتي بودن ارتباط ها و پيوندها 

  
همه چيز در فضاي مجازي موقتي است ،هيچ تضميني براي ادامه فعاليت و کنش يک عضو در يک جماعت مجازي وجود ندارد و به همين جهت هيچ احساس مسئوليتي درباره يکديگر ندارند و تنها به شکلي عاطفي،لحظه اي و هيجاني شکل مي گيرد و تصميم گيري مي شود( احمدي به نقل از سعيدي: 1384، 59) 
  

-هنجارشکني در اينترنت 

  
فضاي مجازي به علت مبهم بودن هويت ها ،نبود ارتباط چهره به چهره و نبود هرم قدرت، محيط بسيار مساعدي براي تخطي از هنجارها و ارزش ها و کج روي هاي اخلاقي و عقيدتي است .اين انحرافات مي تواند نظر گپ هاي جنسي،وارد شدن به سايت هاي مستهجن و پورنوگرافي و ايجاد وبلاگ و قرار دادن منوي غير اخلاقي باشد.(همان) 
  

- کاهش روابط اجتماعي واقعي 

  
جذابيت فضاي مجازي به حدي است که کاربران در ابتداي دسترسي به اينترنت ساعت ها به روي آن نشسته و متوجه گذشت زمان نمي شوند .مطالعه اي که در ابتداي همه گيري اينترنت توسط گرانت انجام شده به اين نتيجه رسيده که استفاده بيشتر از اينترنت منجر به کاهش ارتباطات اجتماعي شده است.اين نتايج بر اين پايه بود که نزديکي فيزيکي يکي از عوامل اساسي ايجاد روابط اجتماعي به ويژه از نوع صميمانه و عاطفي آن است،اما هرگز روابط اجتماعي نمي تواند در فضاي مجازي بازتوليد شود.(همان) 
  

-هرج و مرج و بي نظمي 

  
هرگونه اقتدار خطر ابتلا به استبداد را دارد اما در برابر آن حذف اقتدار نيز باعث تنازع و درگيري ها شده و به چيزي ختم مي شود که آنارشيزم اينترنتي ناميده مي شود .ماهيت آنارشيک يا حداقل ساختارنيافته شبکه ها مفهوم سلسله مراتب را در آنها دشوار مي کند.ويژگي مشترک که جماعت و سلسله مراتب را به هم پيوند مي دهد مفهوم هويت است.که نه تنها درک شخص از خود بلکه شخص از ديگران است.لذا با وجود هويت هاي غيرواقعي و چندگانه چيزي به نام سلسله مراتب قدرت نمي توان ايجاد کرد .مورد ديگر حجم عظيمي از اطلاعات در فضاي مجازي است که بدون مديريت به هرج و مرج تبديل مي شود.واقعيت ديگر فضاي مجازي مضمحل شدن فضاي خصوصي انسانهاست که حس امنيت را در افراد پايين خواهد آورد و افراد و گروه هاي نفوذگر توانايي خود را در حضور در خصوصي ترين جنبه هاي زندگي انسانها به نمايش خواهند گذاشت.(همان) 
  

روش تحقيق: 

  
در اين تحقيق از روش توصيفي تبييني با اتکاي به روش پيمايش استفاده شده است. 
تحقيق توصيفي شامل مجموعة روش‏هايي است كه هدف آنهاتوصيف كردن شرايط با پديده‏هاي مورد بررسي است. اجراي تحقيق توصيفي مي‏تواند صرفاً براي شناخت بيشتر شرايط موجود يا ياري دادن به فرايند تصميم‏گيري باشد. بيشتر تحقيقات علوم رفتاري را مي‏توان در زمرة تحقيق توصيفي به شمار آورد. (سرمد؛ زهره و ديگران ، 1379) اين نوع تحقيق را مي‏توان به منظور يافتن پاسخ سؤال‏هايي از نوع زير به كار برد : 
تحقيق پيماشي يكي از انواع تحقيق توصيفي است كه براي بررسي توزيع ويژگيهاي يك جامعة آماري به كار مي‏رود . 
    

جامعه آماري: 

  
جامعه آماري پژوهش حاضر زنان برتر وبلا گ نويس ايران هستند.در مهرماه 1387 جشنواره برترين زنان وبلاگ نويس توسط سايت پرشين بلاگ برگزار شد که از بين 1400 زن وبلاگ نويس شرکت کننده در اين جشنواره 110 وبلاگ نويس زن به عنوان زنان برتر وبلاگ نويس فارسي انتخاب شدند که در واقع زنان سرآمد فضاي مجازي به شمار مي ايند و اغلب علاوه بر وبلاگ نويسي در محيط هاي ديگر اينترنتي فعاليت دارند.از اين 110 نفر 102 نفر به پرسشنامه پاسخ دادند. 
روش نمونه گيري: 
در اين پژوهش با توجه به اهداف مورد نظر  از روش نمونه گيري هدفمند استفاده شده است . نمونه گيري هدفمند يکي از روش هاي نمونه گيري غير احتمالي است که در آن محقق با تکيه بر اهداف پژوهش نمونه خاصي را انتخاب مي کند و نمونه شامل افرادي (سوژه هايي)است که بر اساس خصوصيات يا صفات ويژه اي انتخاب شده اند و کساني که با اين معيارها نمي خوانند حذف شده اند. (راجر دي ويمر و دومينيک ،1384 : 126) در پژوهش حاضر نيز با توجه به اين که جامعه آماري زنان فعال در فضاي مجازي بودند و محقق به دنبال نقش فضاي مجازي در تعامل اجتماعي زنان ايراني فعال در اين فضا  و بررسي تهديدهاي آن بود اين روش نمونه گيري مناسب تر از روش هاي ديگر به نظر رسيد و به کمک آن  زنان سرآمد و بسيار فعال فضاي مجازي که حداقل در يکي از محيط هاي مجازي (وبلاگ نويسي) داراي نقش برجسته اي هستند مورد مطالعه قرار گرفته اند. 
  

ابزار جمع آوري اطلاعات: 

  
ابزار جمع آوري اطلاعات در اين تحقيق پرسش نامه الکترونيک مي باشد و براي بررسي اعتبار آن از نظران چند تن از صاحب نظران استفاده شده است.سايتي جهت جمع آوري اطلاعات با عنوان زنان و فضاي مجازي و نشاني http://cyberwomen.ir طراحي و براي قرار دادن پرسش نامه از آن استفاده شد. 
  

اعتبار(روايي) ابزار اندازه‏ گيري 

مفهوم اعتبار به اين سؤال پاسخ مي‏دهد كه شيوه يا ابزار جمع آوري داده ها تا چه حد به درستي آنچه که را که قراراست بسنجد ، مي‏سنجد. براي بررسي اعتبار ابزار اندازه‏گيري از روش‏هاي مختلفي استفاده مي‏شود. در اين تحقيق، براي تأييد اعتبار ابزار اندازه‏گيري پرسشنامة تهيه شده به تعدادي از خبرگان براي بررسي داده شد و پس از انجام اصلاحات پيشنهاد شده توسط كارشناسان و خبرگان، مورد استفاده قرار گرفت. اين روش، اعتبار محتوا يا منطقي نام دارد و نوعي اعتبار است كه معمولاً براي بررسي اجزاي تشكيل دهندة يك ابزار اندازه‏گيري به كار برده مي‏شود. اعتبار محتواي يك ابزار اندازه‏گيري، به سئوالهاي تشكيل دهنده آن بستگي دارد. اگر سئوالهاي ابزار، معرف ويژگيهايي باشد كه محقق قصد اندازه‏گيري آنها را داشته باشد، آزمون داراي اعتبار محتوا است. (ميرزايي خليل ، ص 327، پژوهش نامه نويسي 1388) 
بر اساس توضيح فوق اعتبار محتواي ابزار اندازه‏گيري اين تحقيق، توسط خبرگان و متخصصين تأييد شد. 
  
جهت اطمينان از پايايي پرسش نامه محقق ساخته در اين پژوهش از روش ضريب آلفاي کرونباخ  استفاده گرديد. ضريب آلفاي کرونباخ، براي سنجش ميزان تک بعدي بودن نگرشها، عقايد و ... بکار مي رود. در واقع مي خواهيم ببينيم تا چه حد برداشت پاسخگويان از سوالات يکسان بوده است. 
در پژوهش حاضر از طريق نرم افزار SPSS ضريب آلفاي کرونبخ بعد از بازنگري و رفع ابهام از بعضي پرسش ها مقدار 75% به دست آمد که در منابع علمي ضريب پايايي قابل قبولي به شمار مي رود. 
در اين تحقيق  براي تحليل تمام عمليات آماري مورد نياز مانند خي دو تک متغيره و چند متغيره  از  نرم افزار spss   استفاده شد استفاده از اين نرم افزار نه تنها انجام تحليل را تسهيل و تسريع کرد بلکه موجب اطمينان انها از دقت در انجام محاسبه ها شد . 
پاسخ نامه هاي پرسش نامه ها تحليل و کد کذاري شد spss وارد و عمليات مورد نياز آماري تحليل شد. 







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان