بسم الله
 
EN

بازدیدها: 965

طلاق در دوران عقد

  1392/7/15
طلاق يک آسيب فردي اجتماعي است. در دوه هاي گذشته تفکر و فرهنگ بسوز و بساز شايع بود اما امروز کسي اين تز را نمي پسندد از اين رو طلاق ها بسيار ساده  و آسان شده است. آمار نشان مي دهد بيشترين آمار طلاق ميان دختران 20 تا 24 سال و پسران 25تا 29 سال اتفاق مي افتد. اگرچه در امر مشاوره و درمان طلاق آخرين راه حل است اما در مواردي طلاق بايد اولين راه حل باشد.

طلاق قبل از رفتن زير يک سقف

پس از تحقيقات باليني مجموعه عللي که در امر طلاق سهم بسزايي داشته اند مشخص مي شود.

1- تفاوت فرهنگي و خانوادگي و تحصيلي و شخصيتي است که در ميان زوج ها ديده مي شود. اينها موادري است که بايد پيش از ازدواج به انها توجه شود و در امر پيشگيري قرار مي گيرد. در چنين حالتي فرد يا طلاق مي گيرد و يا به طلاق عاطفي مي رسد.
2- تصميم گيري هاي سطحي و عجولانه براي ازدواج  در اين حالت زوج ها انتخاب درستي نداشته اند و پس از شش ماه متوجه مي شوند که ازدواج هايشان ازدواج هاي درستي نبوده است.
3- عدم رشد هماهنگ زوج در زندگي، بسياري از طلاق هاي شايع در سنين بالا صورت مي گيرد علت اينجاست که زوج ها هماهنگ با يکديگر رشد نمي کنند و ديگر حرف يکديگر را متوجه نمي شوند.
4- اعتياد، اين اعتياد فقط در باره مواد مخدر نيست بلکه اعتياد هاي جنسي را هم شامل مي شود در چنين حالتي مسير مسير طلاق خواهد بود.
5- خيانت هاي زناشويي، در مواقعي پس از ازدواج يکي از زوج ها متوجه مي شود فرد ديگري مي توانست همسر بهتري براي او باشد. غافل از اينکه آواز دهل شنيدن از دور خوش است.
6- اختلال شخصيتي زوج ها. ما 10 نوع اختلال شخصيتي داريم. اين افراد ممکن است اشخاص تحصيل کرده اي نيز باشند. آنها را فقط درجلسات مشاوره مي توان شناخت. اين قبل از افراد معمولاٌ خود را بيمار نمي دانند. اگر با اين افراد ازدواج کنيد متوجه مي شويد که حتي اجازه جدا شدن را به شما نمي دهند.
7- سطح پائين قدرت سازگاري زوج و عدم يادگيري مهارت هاي زندگي، مهارت حل مسئله  و حل اختلاف.  در دو مورد ازدواج اولين را است.
مورد اول: آن افرادي که در سطح متفاوتي از خانواده ها هستند بايد از هم جدا شوند،
مورد دوم :گروهي که همسرانشان معتاد هستند و دچار اختلال شخصيتي هستند بخاطر آسيب پذير بودن فرزندانشان باد از هم جدا شوند.درموارد ديگر طلاق آخرين راه حل است. اقدام شتابزده براي ازدواج. يک زوج طلاق گرفته نيازمند زماني براي تيمار شدن هستند. آنها در معرض اين خطر هستند که انتخاب هايي کنند که دوباره منجر به طلاق مي شود. از اين رو نبايد تعجب کرد از کساني که چهار يا پنچ بار طلاق گرفته اند. اين افراد کساني هستند که عجول و هيجاني رفتار مي کنند.

اگر مجبور به طلاق شديد


اگر به هر دليلي، از جمله دلايل بالا مجبور شديد قبل از سر گرفتن زندگي مشترک و رفتن زير يک سقف طلاق بگيريد، بايد بدانيد که بحران هاي زيادي پيش روي شماست.
بحران هايي که در يک دسته بندي کلي شامل اين موارد مي شوند:

1- ناراحتي هاي روحي
2- مشکلات جسمي و ضعف سيستم ايمني بدن
3- بحران هويت. به اين صورت که فرد طلاق گرفته اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد.
4- ايجاد محدوديت از سوي خانواده و دوستان و حذف روابط او با دوستان متاهلش
5- گوشه گيري و کاهش ارتباط
6- خطر تضعيف باورها و اعمال ديني
7- رو به رو شدن با تقاضاهاي نامناسب و مزاحمت هاي اجتماعي که به همين خاطر است که فرد در محافل مختلف از کلمه مجرد استفاده مي کند نه مطلقه.
8- برقراري ارتباط شتابزده. يعني براي ترميم زخم خود فوري به يک رابطه ديگر روي مي آورد در صورتي که اين جايگزيني عملا فرصت ترميم زخم را از او مي گيرد.
9- خودزني اخلاقي. يعني زوج گاهي پس از طلاق مي کوشد تا از همسر پيشينش انتقام بگيرد.
10- اقدام شتابزده براي ازدواج. يک زوج طلاق گرفته نيازمند زماني براي تيمار شدن هستند. آنها در معرض اين خطر هستند که انتخاب هايي کنند که دوباره منجر به طلاق مي شود. از اين رو نبايد تعجب کرد از کساني که چهار يا پنچ بار طلاق گرفته اند. اين افراد کساني هستند که عجول و هيجاني رفتار مي کنند.
11- عدم پذيرش درخواست هاي ازدواج. اين افراد فکر مي کند که همه مثل همسر سابقشان هستند.
12- ايجاد مشکلات تحصيلي و شغلي وغيره

هريک از اين پيامد ها نيازمند طول درمان مشخصي هستند. اما واقعاً چند نفر از کساني که در شرف و در حين طلاق و يا طلاق گرفته اند براي بررسي مشکلاتشان نزد روانشناس رفته اند؟
اين افراد نمي توانند زندگي مجددي آغاز کنند پيش از آنکه درمان و پاک سازي شده باشند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان