بسم الله
 
EN

بازدیدها: 833

خودكشي چرا ؟-قسمت سوم

  1392/7/6

عوامل خودکشي


پژوهشگران در امور تربيتي و رواني درباره عوامل خودکشي عناوين زيادي را بيان داشته اند که اينک به برخي از اين عناوين اشاره مي نماييم.
"ارويل استنگل" در کتاب خودکشي مي نويسد:
"روانشناسان اغلب کوشش داشته اند که ميزان هايي را که حاکي از وقوع عمل خود کشنده است فهرست بندي کند، يکي از اين فهرستها به ترتيب زير است.
1- افسردگي همراه با احساس گناه، تحقير و متهم ساختن خود توأم باتنش و تشويق.
2- هيپوکندرياي شديد، يعني تمايل به شکايت کردن مداوم.
3- بي خوابي همراه با توجه زياد به اين مسئله .
4- ترس از آزردن ديگران، ياخود، يااز کف دادن کنترل.
5- قصد خودکشي قبلي.
6- اشتغال ذهن و صحبت درباره خودکشي.
7- بي علاقگي و عدم دلسوزي خويشان، يازندگي گوشه گيرانه .
8- سابقه خودکشي در خانواده.
9- سابقه از هم پاشيدگي خانوادگي قبل از سن پانزده.
10- بيماري جسماني شديد.
11- اعتياد به الکل يا داروها.
12- مقارن مراحل نهايي يک دوره بيماري افسرده کننده هنگامي که حالت افسردگي هنوز باقي است، اما نيروي اوليه در حال برگشت است، خطر خودکشي به خصوص زياد است." (10)
و در کتاب خانواده و مسايل نوجوانان و جوانان آمده است که اين امور از عوامل خودکشي است:
"1- شکست و ناکامي در يک امر به گونه اي که انسان احساس مي کند با اين ناکامي ادامه زندگي به رفع و به مصلحت او نيست.
2- فقر و محروبيت براي آنها که تاب و توانش را ندارند و آن را براي خود ضايعه اي جبران ناپذير مي شمارند.
3- احساس گناه از يک امر که خود موجب اضطراب است و گمان فرد اين باشد که آن قابل جبران نيست.
4- احساس رسوايي از ارتکاب عملش به صورتي که براساس آن آبرويش را در بين جمع بر باد رفته احساس کند.
5- احساس بي پناهي و بي کسي، بدين معنا که فکر کند، ديگران از او نفرت و انزجار دارند.
6- احساس نفرت و انزجار نسبت به ديگران به صورتي که گمان کند، با زندگي آنها مرگ براي او گواراتر است.
7- ميل به انتقام به گونه اي که فکر کند با مرگ خود ضربه جبران ناپذيري بر ديگران وارد آمده است.
8- مجازات خود از طريق مرگ براي جبران ستمي که نسبت به ديگران روا داشته است.
9- آشکار ساختن خشم و پرخاشگري، خشمي که ديگر بيروني و علني شده است و نمي توان آن را در خود نگهدارد.
10- وجود بيماري هاي رواني که در مواردي آدمي را از خود بيگانه مي سازد، آن چنان که انسان خود را چون حيواني لايق کشتن مي داند.
11- احساس اين که دردها و رنجهاي موجود او را به مرگ مي کشاند ولي با مدت و زماني طولاني تر، پس او خود را راحت مي کند و زودتر از رنج خلاصي مي يابد. (11)
ودر کتاب عقده هاي رواني آمده است که علل خودکشي اين عوامل مي تواند باشد.
افسردگي، اعتياد به الکل، انزواگرايي و دل مردگي، جلب توجه ديگران به خود، از دست دادن محبوب(جوانان مي خواهند به آن محبوب از دست رفته مثل مادر ملحق شوند و براي اين امر به خودکشي اقدام مي کنند، و در مردان مسن ملحق به زن مرحوم خود عامل خودکشي است.) پيري، بدرفتاي اجتماعي، بيماريهاي رواني، تنهايي و حوادث بد. (12)
- براساس تحقيقي که در دانشگاه "پردو" در ايالت "اينديانا" انجام شد، معلوم شد که ده درصد از سالمنداني که از بيماري سختي رنج مي برند، ترجيح مي دهند خودکشي کنند. (13)
جيمز کاستلي مي گويد: خودکشي بر دو نوع است ناقص و کامل.
"در خودکشي ناقص عامل خودکشي، تقاضاي کمک است. و نيز گوشه گيري و انزواي اجتماعي و نيز عامل مهم ديگري که در خودکشي هاي ناقص نقش دارد. و آن انتظار و هم آلود ورمانتيکي است که فرد متوقع است که مرگ به عنوان پاسخ نهايي مشکلات به دنبال داشته باشد و عامل ديگر: پيدا کردن راهي براي حل مشکلات". (14)
"پاول پرتزل" د رکتاب "درک افراد مايل به خودکشي و مشاوره دادن به آنان" مي نويسد که فشار رواني باعث خودکشي مي شود.
اين فشار رواني ممکن است حادثه اي ناخوشايند براي شخص باشد که وي در کنترل خود دچار مشکل شود و يا ناشي از مراحل عادي رشد مانند آغاز بلوغ يا يائيسکي و يا فرا رسيدن دوران پيري.
رايج ترين دلايل خودکشي که در يادداشتها آمده است عبارت است از:
- بيماري و درد و رنج همراه با آن
- ناکامي در روابط عشقي.
- تنهايي
- اختلافات زناشويي
و کمترين دلايل:
- مشکلات مادي
- احساس حقارت
- ندامت از اعمال گذشته
- انتقام جويي" (15)
برخي از مسوولان امور بازپرسي جنايي گفته اند که خودکشي در ايران علل جسماني، رواني، عاطفي متعددي دارد که مهمترين آن عبارت است از:
- بيماري دردناک و صعب العلاج
- نقص عضو
- افسردگي روحي و رواني
- اعتياد
- با انگيزه اقتصادي، مشکلات مادي، اخراج از کار، از دست دادن پايگاه اجتماعي، ترس از تنگدستي، ورشکستگي و ...
- ناکامي در امر ازدواج
- اختلافات خانوادگي
- شکست در تحصيل
- عدم توانايي تحمل احساس رنج و اندوه از خشونت، بدرفتاري، نااميدي، محروميت از محبت و شکت عدم ايمان واقعي به خدا. (16)
نکته اي مهم درباره علل خودکشي
دکتر "هارتيلوس" محقق سوئدي درباره خودکشي مي گويد:
پيشرفتهايي که عميقاً باعث تحول زندگي زنان شده است،مسوول بالا رفتن خودکشي در بين آنان است. هم چنين مدنيت، روگرداني از مذهب و بي قيدي در مسايل عاطفي و مدنيت ، روگرداني از مذهب و بي قيدي در مسايل عاطفي و جنسي(که مهمترين عامل به وجود آورنده احساس پوچي و بريدگي از زندگي است.) از عوامل خودکشي است. (17)
برخي ديگر از روانشناسان معتقدند که هيچ چيز بيش از بي ثباتي عاطفي زن را به طرف خودکشي نمي کشاند. گوشه گيري هاي طولاني که از احساس بي ثباتي اوضاع خانوادگي و عاطفي براي يک زن به وجود مي آيد او را سريع تر به طرف خودکشي مي راند. (18)
يکي از روانشناسان دانشگاه بروکسل مي گويد:
علت روز افزوني اخير خودکشي در کشورهاي اروپايي را بايستي در تغيير و تحول آن جوامع جستجو کرد. يا به عبارت ديگر دگرگوني جوامع اروپايي را مي توان راهگشاي حل اين مشکل جانسوز قلمداد نمود. مدرنيزه شدن نيروي کار، تحرک بيش از پيش اجتماعي و جغرافيايي و فرايندهاي ناشي از سستي ساختارهاي فاميلي و پيوندهاي خانوادگي از جمله عواملي است که همگي در اين راستا نقشي را ايفا مي کند." (19)
آماري از خودکشي و رهيافت هايي از آن
سازمان بهداشت جهاني در سال 1951 آماري از خودکشي، آدمکشي و الکيم را در چند کشور مهم اروپايي و آمريکايي شمالي ارايه نمود که اينک از نظرتان مي گذرد. (20)
جدول زير، ميزان خودکشي، آدمکشي و الکليسم را در چند کشور مهم اروپايي و آمريکاي شمالي نشان مي دهد:

جدول 1 / برحسب 100000 نفر افراد بالغ

کشور
خودکشي;
آدمکشي;

دانمارک
09/35
67/0

سوئيس
72/23
42/1

فنلاند
35/23
45/6

سوئد
74/19
01/1

ايالات متحده امريکا
52/15
5/8

فرانسه
83/14
53/1

پرتغال
24/13
79/2

انگلستان
43/13
863/0

استراليا
03/13
57/1

کانادا
40/11
67/1

اسکاتلند
06/8
52/0

نروژ
84/7
38/0

اسپانيا
71/7
88/2

ايتاليا
67/7
38/7

ايرلند شمالي
82/4
13/0

جمهوري ايرلند
70/3
54/0

جدول 2

کشور
جمع خودکشي و آدمکشي

دانمارک
76 /35

سوئيس
14/25

فنلاند
80/29

ايالات متحده امريکا
02/24

سوئد
75/20

پرتغال
03/16

فرانسه
36/16

ايتاليا
05/15

استراليا
60/14

انگلستان
29/14

کانادا
07/13

اسپانيا
59/10

اسکاتلند
58/8

نروژ
22/8

ايرلند شمالي
95/4

جمهوري ايرلند جنوبي
24/4

جدول 3 / تعداد تقريبي الکلهک


کشور
با عواقب و عوارض بيماري يا بدون آن در 1000000 نفر افراد بالغ

ايالات متحده امريکا
3،952 (1948)

فرانسه
2،850 (1954)

سوئد
2،580 (1948)

سوئيس
2،385 (1947)

دانمارک
1،950 (1948)

نروژ
1،560 (1947)

فنلاند
1،430(1947)

استراليا
1،340 (1947)

انگلستان
1،100 (1948)

ايتاليا
550 (1942)

"اروين استنگل" مي نويسد:
خودکشي با اسلحه گرم بيشتر در مردها است و بر طبق آمار نسبت آن شصت و پنج است.
خودکشي با وسايل تيز و برنده در مردها بيشتر است به نسبت چهل و سه به سيزده.
خودکشي به صورت مسموميت در زنها بيشتر است. به نسبت نصد و نود و هشت به سيصد و شصت و دو. (21)
بسياري از اقدام کنندگان به خودکشي سابقه از هم پاشيدگي خانوادگي در زمان کودکي داشته اند. (22)
جيمز کاستلي در کتاب خودکشي مي نويسد:
در برابر هر خودکشي کامل و موفق هشت تا صد مورد خودکشي ناقص و ناموفق وجود دارد. از هر ده نفري که مرتکب خودکشي مي شوند هشت نفر از آنان پيشاپيش در مورد قصد و نيت خود هشدار مي دهند.
در آمريکا ميزان خودکشي در ميان مردان همزمان با افزايش سن، پيوسته بالا مي رود و مردان مسن يکي از بزرگترين ريسکها در اقدام به خودکشي را دارا هستند.
هم چنين ميزان خودکشي در بين زنان از سنين نوجواني تا پنجاه سالگي افزايش مي يابد.
و سپس پيوسته رو به کاهش مي نهد.
هم چنين ميزان خودکشي در بين مجردين بالاتر از متاهاست و در بين زن و شوهرهاي مطلقه بيش از مجردين است.
و در ميان زوجهاي بي فرزند بيش از زوجهايي است که داراي فرزندند.
ونيز ميزان خودکشي در بين افراد شهرنشين بيش از مناطق روستايي است.
در ميان نظاميان بيش از مردم عادي است.
در ميان پروتستانها بيش از کاتوليکهاست
و در ميان کاتوليکها بيش از يهوديان است. (23)
در کتاب عقده هاي رواني آمده است.
خودکشي در محله هاي فقير نشين کمتر است از محله هاي متوسط نشين و در محله هاي پرجمعيت خيلي کمتر است از محله هاي کم جمعيت کساني که به افسردگي شديد دچارند بيش از بيماران ديگر خودکشي مي کنند. و بعد از افسردگي اعتياد به الکل بيشتر آمار خودکشي را به خود اختصاص داده است. (24)
حدود يک سوم از مردان هلندي که مرگ آنان در سنين بيست و پنج تا سي و چهار است خود باعث نابودي خويش مي شوند و با اقدام به خودکشي جان خود را از دست مي دهند. (25)


------------------
پي نوشت ها
10- اروين استنکل خودکشي ص 71
11- دکتر اميري قائمي، خانواده و مسايل نوجوانان و جوانان، ج 2 ص 185
12- عقده هاي رواني، همان صص 14 – 17
13- روزنامه جمهوري اسلامي، مورخه 28/2/1376
14- جيمز کاستلي، خودکشي واپسين تقاضاي کمک، روزنامه سلام مورخه 7/2/72
15- روزنامه سلام مورخه 18/2/1372
16- روزنامه رسالت، مورخه 18/10/1370
17- مجله مکتب اسلام، ش 12 سال 16 ص 54
18- همان ص 55
19- روزنامه رسالت، مورخه 18/7/1370
20- جلال الدين فارسي، فلسفه انقلاب اسلامي صص 253 – 251
21- خودکشي، اروين استنکل ، ص 43
22- همان ص 60
23- خودکشي واپسين تقاضاي کمک ، روزنامه سلام مورخه 31/1/1372
24- عقده هاي رواني، ص 14
25- روزنامه رسالت مورخه 28/7/1370







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان