بسم الله
 
EN

بازدیدها: 653

قصاص و زندگي- قسمت سوم

  1392/7/6
قسمت قبلي


5ـ در ادامه آمده است:
«آيات و روايات فراواني دلالت بر ترجيح بخشش مجرمان دارند و مهيد اين برداشت هستند».
پاسخ: آري در اسلام، تاكيد فراواني بر عفو، و بخشش شده‏است كه در كمتر كتبي، نظير آن را مي‏توان يافت.
ولي‏درمورد عفو وبخشش نكاتي شايان ذكر است:
الف) سفارش به عفو و بخشش در مورد صاحبان حق است نه در مورد مجريان قانون. اسلام، صاحبان حق را تشويق به عفو و گذشت مي‏نمايد ولي مجريان قانون، حق ندارند ذرّه‏اي در مورد اجراي قانون، تسامح و كوتاهي كنند، قرآن كريم در مورد اجراي قانون به پيامبر(ص) مي‏فرمايد:
«به هر زن زناكار و مرد زناكاري را صدتازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، در [كار [دين خدا نسبت به آن دو دلسوزي نكنيد...».8 پيامبر اكرم(ص) و امامان(ع) در مورد حق شخصي خود، نهايت گذشت و عطوفت را به كار مي‏بردند ولي درباره حقوق مردم، نهايت سختگيري اعمال مي‏كردند. حقوق مردم، چيزي نيست كه حاكمان و مجريان قانون بتوانند در آن كوچكترين گذشت را نمايند. همين جضرت علي(ع) كه درباره قاتل خود سفارش به عفو و گذشت مي‏نمايد درباره عبيدالله بن عمر كه مرتكب قتل عمد شده بود، چنان سختگيري كرد كه عبيدالله از ترس به معاويه پيوست و كمترين گذشتي در مورد او نكرد و نيز در مورد مقدار ناچيزي روغن چراغ بيت‏المال، آن چنان وسواس نشان مي‏دهد تا ديگران حساب كار را در برخورد با حقوق مردم بنمايند و نيز همين علي(ع) درباره شتران بيت‏المال چنان سختگيري مي‏كند كه مسلمانان او را متهم به خشونت‏مي‏نمايند.
با اين بيان، پاسخ قسمت ديگري از سخن ايشان كه در مورد عفو حضرت‏علي(ع) از قاتل خود و عفو پيامبر(ص) نسبت به قاتل حمزه(ع) روشن مي‏شوند. هر چند درباره عفو پيامبر(ص) نسبت به قاتل حمزه(ع) سخني است و در اصل آن تشكيك است. به محل ديگر موكول مي‏شود.
ب) اسلام در مواردي به صاحبان حق ـ نه به مجريان قانون ـ سفارش به عفو و گذشت مي‏كند كه موجب جرأت و جسارت بر جرم و جنايت نگردد و در مواردي كه گذشت، مجرمان را گستاخ مي‏كند، عفو و بخشش، اشتباه است و اسلام دستور به مقابله به مثل مي‏دهد.
براساس تفاوت انسانها در كرامت، بزرگواري و شخصيت، شيوه‏هاي جلوگيري و بازداري از تكرار خطا و اشتباه، متفاوت است. انسانهاي با شخصيت، به مجرّد توجه به خطاي خود، نادم و پشيمان مي‏شوند و تصميم به ترك خلاف و جبران آنها مي‏گيرند. برعكس در مقابل شدّت عمل ديگران از خود، شدّت عمل به خرج مي‏دهند. آنان حاضرند جان خود را فدا كنند ولي هيچگاه در مقابل زور و ستم، سر خم نمي‏كنند. ولي انسانهاي فرومايه و پست هر چه بيشتر با ملاطفت و نرمي با آنان برخورد شود، جسورتر، گستاخ‏تر و سرسخت‏تر مي‏شوند و در مقابل، هر چه بيشتر در مقابلشان سرسختي و شدت عمل به خرج داده شود، از خود، نرمش بيشتري نشان مي‏دهند. بنابراين عفو در مواردي، نيكو است كه موجب سهاستفاده خاطي و جنايتكار نگردد و زماني بايد از عفو استفاده شود كه اثر تربيتي مثبت داشته باشد ولي در مواردي كه بر گستاخي و جنايت جنايتكاران بيفزايد، بخشش ظالم، ظلم به مظلومان و حمايت از ستمگران است و از نظر عقل و شرع، قبيح و ناپسند است.
حضرت علي(ع) مي‏فرمايد:
«مجازات بزرگواران بهتر از عفو فرومايگان است.»9 هر چند مجازات انسانهاي با شخصيت، ممكن است آنها را به عكس‏العملهاي تند وادار كند ولي هرگز تاثير سه مجازات آنان به اندازه اثر سوء عفو انسانهاي فرومايه نخواهد بود.
«انسان پست و فرومايه هنگامي كه نرمش ببيند، ظلم مي‏كند و وقتي درشتي ببيند، نرم مي‏شود».10 : «بزرگواري كه موجب اصلاح كريمان مي‏شود، موجب فساد افراد لئيم مي‏گردد».11 : «برحذر باش از انسان پست، آنگاه كه به او اكرام كردي».12 : «محروم كردن كريم، مهثّرتر از بخشش لئيم است».13 و چه انساني فرومايه‏تر و پست‏تر از كسي كه عمدا خون بي‏گناهي را بر زمين مي‏ريزد؟ اگر اسلام، تاكيد فراواني بر عفو و بخشش دارد، بدان خاطر است كه گذشت، مخالف طبيعت انسان و انتقام، موافق با طبيعت اوّلي اوست. لذا حاكم شدن روحيه گذشت و عطوفت بر جامعه، نياز به تربيت و تذّكر دارد به خلاف انتقام. بنابراين تاكيدات اسلام بر عفو و گذشت، به اين معني نيست كه عفو در همه موارد، پسنديده و نيكو باشد بلكه بدين خاطر است كه مسلمانان را از حسّ انتقام‏جويي، نجات بخشد.

6ـ وي مي‏نويسد:
«در آيه ديگري پس از بيان حكم قصاص مي‏گويد: اما كسي كه به جاي قصاص از نوع قتل، عفو را برگزيند...» پاسخ : گفته شد كه وظيفه مجريان قانون، اجراي دقيق و بي‏كم‏وكاست قانون است در عين حال اسلام، صاحبان حقّ را تشويق به عفو نموده است. بنابراين حكم قصاص در اختيار «ولّي مقتول» است و او اختيار عفو هم دارد ولي كسي نمي‏تواند وي را مجبور به بخشش كند همانگونه كه نمي‏تواند او را مجبور به قصاص كند لذا به استناد تشويق اسلام به عفو نمي‏توان حكم قصاص را ممنوع و ولّي مقتول را مجبور به عفو نمود.

7ـ در اشكال ديگري، مطرح شده كه قصاص از حسّ انتقام و قساوت قلب سرچشمه مي‏گيرد.
پاسخ : بايد گفت اگر مقصود اين است كه قانون قصاص و اجراي آن در جامعه از حسّ انتقام، سرچشمه مي‏گيرد صحيح نيست بلكه قانون قصاص و اجراي آن در جامعه براي جلوگيري و كاهش قتل عمد و اجراي عدالت و دفاع از حقوق محرومان است و چنين قانوني، دليل بر حيات جامعه و عدالت‏خواهي آن است كه در نزد همگان پسنديده است. و اگر مقصود، اين است كه ولّي مقتول به خاطر حسّ انتقام‏جويي، تقاضاي قصاص مي‏نمايد اولاً در همه موارد، صحيح نيست زيرا عفو و بخشش در مواردي، صحيح است كه موجب جرأت و جسارت جنايتكار نگردد و ثانيا به فرض كه ناشي از حسّ انتقام باشد نمي‏توان او را مجبور كرد كه از حقّ خود صرفنظر كند بلكه تنها مي‏توان او را تشويق به گذشت نمود و اسلام نيز همين كار را كرده است علاوه بر اينكه مجبور كردن ولّي مقتول به «گذشت»، از نظر روحي، عواقب سوئي را دربردارد.

8 ـ اشكال ديگر اينكه حكم قصاص، مخالفت طبع انسان است، انسان از خشونت، متنفّر است و با مهرباني سازگار است. اعدام، مجازاتي خشن، ناانساني و موهن است به خصوص در جوامع پيشرفته و متمدن مثل دنياي امروز كه اصلاً قصاص و اعدام قابل پذيرش نيست.!!
پاسخ: انسان از خشونت، بيزار است و به همين دليل بايد خشونت‏طلبان متجاوز و مجرم را قصاص كرد و همين انسان ضدّ خشونت وقتي مرزها و حيثيت و شرفش مورد هجوم بيگانگان قرار مي‏گيرد ايستادگي مي‏كند. با اينكه در جنگ هزاران نفر كشته و بي‏خانمان مي‏شوند، بسياري دست و پايشان را از دست مي‏دهند و معذلك... هيچكس دفاع از كشور خود را در مقابل بيگانگان، با هر درجه از خشونت هم كه باشد، زشت و قبيح ندانسته و نيز وقتي به حريم زندگاني خصوصي انسان تجاوز شد يا كسي قصد كشتن او را مي‏كند در مقابلش به دفاع برمي‏خيزد حتي اگر به كشتن متجاوز منجر شود. آيا كساني كه قصاص را خشونت مي‏دانند، اگر كسي به منزل ايشان حمله كند به دفاع از خود اقدام نمي‏كنند؟ و يا اينكه با مجروح كردن و كشتن مهاجم جان خود را نجات بخشند سعي مي‏كند با نصيحت مهاجم را از اين كار بازدارند؟ آيا كشتن كساني كه مسلحانه به حريم ديگران حمله مي‏كنند، در جامعه رعب و وحشت ايجاد مي‏كند و عده‏ايي بي‏گناه را عمدا مي‏كشند، خلاف انسانيت است؟ اعدام، درباره كسي اجرا مي‏شود كه به حريم انسانيت تجاوز كرده است. اعدام قاتل براي عبرت ديگران نيز هست تا دست به چنين كاري نزنند و در نتيجه به كاهش قتل و خشونت در جامعه مي‏انجامد.
رابعا بر فرض كه جامعه ـ به دليل ارتقاي سطح فرهنگ و كم شدن آمار قتل عمد ـ مايل به قصاص قاتلان نباشد، قرآن كريم، راه عفو و بخشش را بازگذارده و حتي دعوت به عفو فرموده است و ولّي مقتول با اختيار خود مي‏تواند قاتل را عفو كند. اسلام تشويق به عفو و گذشت نموده است.



نويسنده:محمدحسين مهوري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان